تاریخ انتشار:1405/6/7
«معمای امنیتی مکه»

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

«معمای امنیتی مکه»

اقتصادسرآمد- امیدایرانی- در هفته‌های اخیر، خبر امضای توافق‌نامه دفاع مشترک مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، به عنوان یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه تلقی شده است. اما آنچه این پیمان را از یک ائتلاف نظامی صرف فراتر می‌برد، ابهام‌آمیز بودن موضع آن در قبال جمهوری اسلامی ایران و نیز تولد آن در بستر جنگی تمام‌عیار میان ایران و آمریکا است. سؤال اساسی این است که آیا پیمان مکه، زاییده‌ی هراس از قدرت مطلق ایران و تلاشی برای مهار آن است، یا نشانه‌ی آغاز همکاری منطقه‌ای جدیدی است که ایران نیز می‌تواند در آن جایگاهی داشته باشد؟ پیچیدگی معادلات منطقه و ابعاد جنگ ایران و آمریکا، پاسخ به این پرسش را به یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل پیش روی تحلیلگران تبدیل کرده است. درک درست از این توافقنامه، مستلزم واکاوی اهداف امضاکنندگان، نحوه‌ی تعامل ایران با آن، و مهم‌تر از همه، تأثیرپذیری آن از جنگی است که نظم امنیتی چندین دهه‌ی اخیر غرب آسیا را به چالش کشیده است.

به گزارش اقتصادسرآمد، نخستین نکته در تحلیل پیمان مکه، توجه به بستر شکل‌گیری آن است. سه کشور امضاکننده، اگرچه اشتراکات فرهنگی و مذهبی عمیقی دارند، اما هر یک با چالش‌های امنیتی خاص خود دست و پنجه نرم می‌کنند. آنچه آن‌ها را گرد هم آورده، نه صرفاً یک تهدید مشترک، بلکه احساس خلأ امنیتی ناشی از افول نقش تضمین‌کننده‌ی ایالات متحده در منطقه است. جنگ اخیر ایران و آمریکا که با حملات گسترده‌ی پهپادی و موشکی تهران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس همراه بود، به وضوح نشان داد که حضور نظامی واشنگتن نه تنها نمی‌تواند از متحدانش در برابر حملات احتمالی محافظت کند، بلکه خود به عاملی برای تبدیل شدن آن کشورها به اهداف نظامی تبدیل شده است . این واقعیت تلخ، به ویژه برای ریاض که همواره به عنوان ستون اصلی امنیت آمریکا در منطقه شناخته می‌شد، بسیار گران‌آمیز بود. حملات تلافی‌جویانه‌ی ایران به تأسیسات نفتی و نظامی عربستان، در کنار بسته شدن تنگه‌ی هرمز و افزایش بی‌سابقه‌ی قیمت نفت، نشان داد که اتکای صرف به یک قدرت فرامنطقه‌ای، آن هم قدرتی که سیاست‌هایش در قبال ایران را بسیاری از کشورهای منطقه مبهم و ماجراجویانه می‌دانند، تا چه حد می‌تواند پرخطر باشد .
از این لحاظ، توافقنامه‌ی مکه را باید پاسخی استراتژیک به این ناامیدی دانست. عربستان سعودی که در گذشته با تکیه بر چتر امنیتی آمریکا و همراهی با سیاست‌های فشار حداکثری علیه ایران، نقشی پررنگ در تقابل با ایران ایفا می‌کرد، اکنون به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای استراتژیک خود است . این به معنای کنار گذاشتن کامل واشنگتن نیست، بلکه تلاشی است برای کاهش وابستگی و ایجاد شبکه‌ای از روابط موازی که بتواند در شرایط بحرانی، اهرم‌های فشار را متوازن کند. پیوستن ترکیه به این پیمان، که خود عضوی از ناتو است و روابط پیچیده‌ای با روسیه و ایران دارد، نشان‌دهنده‌ی رویکرد چندجهتی آنکارا در عرصه‌ی بین‌الملل است. ترکیه که پیش‌تر از کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) کنار گذاشته شده بود، با ورود به پیمان مکه، هم به دنبال تقویت نقش خود در معماری امنیتی جدید غرب آسیا است و هم می‌کوشد تا با همکاری صنایع دفاعی با ریاض و اسلام‌آباد، جایگاه خود را به عنوان یکی از قدرت‌های برتر نظامی-صنعتی جهان اسلام تثبیت کند . در این میان، پاکستان نیز با تکیه بر توان نظامی و به ویژه برخورداری از سلاح اتمی، وزن استراتژیک بی‌بدیلی به این ائتلاف می‌بخشد و هم‌زمان، موقعیت خود را به عنوان پل ارتباطی میان خلیج‌فارس و آسیای میانه و نیز میانجی در مناقشات منطقه‌ای، از جمله میان ایران و آمریکا، مستحکم می‌سازد .
با این حال، آنچه پیمان مکه را از یک ائتلاف منطقه‌ای صرفاً دفاعی متمایز می‌کند، ابهام آن در مواجهه با ایران است. مقامات هر سه کشور امضاکننده، به ویژه وزیر خارجه‌ی ترکیه، تأکید کرده‌اند که این پیمان علیه هیچ کشور خاصی، از جمله ایران، طراحی نشده است . حتی سخنگوی وزارت خارجه‌ی ایران در روزهای نخست اعلام این پیمان، اظهار داشت که تهران «دلیلی برای نگرانی» از این توافق نمی‌بیند و آن را نشانه‌ای از درک رو به رشد کشورهای منطقه برای ایجاد ترتیبات امنیتی مستقل می‌داند . این واکنش محتاطانه و تا حدی مثبت، نشان می‌دهد که تهران نیز از تغییرات بنیادین در معادلات قدرت آگاه است و نمی‌خواهد با موضع‌گیری خصمانه، زمینه‌ساز شکل‌گیری ائتلافی هماهنگ علیه خود شود. با این وجود، این واقعیت که عربستان سعودی و متحدانش، در اوج جنگ ایران و آمریکا و پس از حملات متقابل، به فکر ایجاد یک بلوک دفاعی قدرتمند افتاده‌اند، نمی‌تواند برای تحلیلگران بی‌معنا باشد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که هرچند نامی از ایران در این پیمان برده نشده، اما گسترش توان نظامی و موشکی تهران و نیز نفوذ روزافزون آن در کشورهایی چون یمن، سوریه و لبنان، همواره به عنوان تهدیدی جدی برای امنیت عربستان و متحدانش تلقی می‌شده است . در واقع، توافق مکه را می‌توان به مثابه‌ی یک بیمه‌نامه‌ی استراتژیک در برابر ریسک‌های ناشی از قدرتیابی ایران دانست که ضمن حفظ ظاهر بی‌طرفی، پیام روشنی به ایران در خصوص هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی احتمالی مخابره می‌کند.
در همین راستا، یکی از جنجالی‌ترین و در عین حال مبهم‌ترین ابعاد این توافق، ادعای ارسال دعوت‌نامه از سوی کشورهای امضاکننده به ایران، برای پیوستن به این پیمان است. گزارشی که توسط یکی از رسانه‌های خبری وابسته به مجلس ایران منتشر شد، حاکی از آن بود که ایران دعوتنامه‌ای برای ملحق شدن به توافق مکه دریافت کرده و در حال بررسی آن است . این خبر که با استقبال برخی تحلیلگران به عنوان «پیروزی دیپلماتیک ایران» تلقی شد، به سرعت با واکنش رسمی وزارت خارجه‌ی ایران مواجه گردید و این نهاد، دریافت هرگونه دعوتنامه‌ی رسمی در این خصوص را قویاً تکذیب کرد . این تناقض آشکار، نشان‌دهنده‌ی پیچیدگی و چندلایگی سیاست‌های منطقه‌ای است. از یک سو، گزارش اولیه ممکن است نشانه‌ای از وجود گفتمان‌های پشت پرده و ایده‌های اولیه در میان برخی از سیاستمداران برای گنجاندن ایران در سازوکارهای امنیتی جدید باشد؛ ایده‌ای که با شعار تاریخی ایران مبنی بر لزوم ایجاد «چتر امنیتی منطقه‌ای» همخوانی دارد . از سوی دیگر، تکذیب رسمی این خبر از سوی وزارت خارجه، می‌تواند ناشی از وسواس ایران در پذیرش سازوکارهایی باشد که به طور بالقوه، می‌توانند به ابزاری برای محدودسازی قدرت منطقه‌ای ایران بدل شوند و نیز برای جلوگیری از ایجاد هرگونه شکاف در داخل کشور در مورد نحوه‌ی مواجهه با تحولات جدید. به هر روی، این ابهام نشان می‌دهد که معمای امنیتی خاورمیانه چنان در هم تنیده است که حتی مفاهیم بنیادینی چون «دشمن» و «متحد» نیز در حال بازتعریف هستند.
نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، تأثیر مستقیم جنگ ایران و آمریکا بر واگرایی یا همگرایی کشورهای منطقه است. این جنگ، برخلاف آنچه برخی انتظار داشتند، منطقه را در یک جبهه‌ی متحد علیه ایران گرد هم نیاورد، بلکه شکاف‌های پنهان را عمیق‌تر ساخت. امارات متحده‌ی عربی که بیش از سایر همسایگان جنوبی خود از حملات موشکی ایران آسیب دید، رویکردی سخت‌گیرانه‌تر در قبال ایران در پیش گرفت و روابط خود با اسرائیل را در حوزه‌های امنیتی و اطلاعاتی تعمیق بخشید. در مقابل، عربستان سعودی با پذیرش میانجی‌گری پاکستان و عمان و تلاش برای پایان دادن به جنگ، رویکردی عمل‌گرایانه‌تر در پیش گرفت و حتی در برهه‌هایی، فاصله‌ی خود را با سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ی اسرائیل و آمریکا حفظ کرد. این تفاوت رویکردها، نشان می‌دهد که جنگ ایران و آمریکا نه تنها وحدت‌آفرین نبوده، بلکه به عنوان محرکی برای تسریع روند چندقطبی شدن منطقه و شکل‌گیری ائتلاف‌های سیال و متغیر عمل کرده است. در چنین فضایی، پیمان مکه نیز در تقابل با یک محور واحد و از پیش تعیین‌شده قرار نمی‌گیرد، بلکه بخشی از یک «شبکه‌ی امنیتی» وسیع‌تر است که شامل همکاری‌های چهارجانبه (R۴) میان ترکیه، پاکستان، عربستان و مصر، و نیز ابتکارات دریایی برای حفاظت از آبراه‌های استراتژیک نظیر باب‌المندب و تنگه‌ی هرمز می‌شود .
البته، آینده‌ی پیمان مکه و تأثیر آن بر جایگاه ایران در منطقه، تا حد زیادی به دو عامل کلیدی بستگی دارد: نخست، نحوه‌ی پایان‌یابی جنگ ایران و آمریکا و دوم، میزان انسجام داخلی این پیمان در بلندمدت. اگر جنگ با حفظ وضع موجود و بدون تغییر اساسی در موازنه‌ی قدرت به پایان برسد، پیمان مکه می‌تواند به عنوان سکوی پرتابی برای همکاری‌های اقتصادی و نظامی بیشتر میان کشورهای مسلمان تبدیل شود و به تدریج، ایران را به سمت پذیرش نقش و جایگاهی در این معماری نوین سوق دهد، چنان که برخی تحلیلگران معتقدند این پیمان می‌تواند به «ناتوی اسلامی» بدل شود. با این حال، تحقق این چشم‌انداز نیازمند غلبه بر موانع بزرگی نظیر رقابت‌های تاریخی میان خودِ امضاکنندگان، به ویژه تنش‌های پنهان میان ترکیه و عربستان، و نیز تردیدهای پاکستان برای درگیر شدن در مناقشات منطقه‌ای که مستقیماً منافع حیاتی آن را تهدید نمی‌کند، است. از سوی دیگر، اگر جنگ با تضعیف بیشتر قدرت منطقه‌ای ایران یا برعکس، با تثبیت بازدارندگی تهران در برابر آمریکا و متحدانش همراه باشد، سرنوشت این پیمان کاملاً متفاوت رقم خواهد خورد. در سناریوی نخست، ممکن است شاهد تبدیل پیمان مکه به ائتلافی صریح‌تر علیه ایران باشیم، هرچند که چنین اقدامی به دلیل روابط همه‌جانبه‌ی پاکستان و ترکیه با تهران، بسیار دشوار و پرهزینه به نظر می‌رسد. در سناریوی دوم، ایران با اعتماد به نفس بیشتر، ممکن است به جای پیوستن به پیمان‌های موجود، بر ایجاد ترتیبات امنیتی موازی با محوریت روسیه و چین یا تقویت محور مقاومت خود متمرکز شود.
در جمع‌بندی باید اذعان کرد که توافق‌نامه‌ی دفاع مشترک مکه، نه یک نقشه‌ی راه شفاف برای مهار ایران، و نه یک ابتکار صلح‌آمیز صرف برای همکاری فراگیر منطقه‌ای، که آینه‌ی تمام‌نمای آشفتگی و دگرگونی نظم امنیتی خاورمیانه در دوران پس از فروپاشی هژمونی بی‌چالش آمریکاست. این پیمان، بیش از آنکه پاسخی قاطع به مسئله‌ی قدرت ایران باشد، نشانه‌ای از هراس کشورهای منطقه از خلأ امنیتی و تلاشی برای اداره‌ی بحران از طریق ایجاد شبکه‌های حمایتی متنوع است. مبهم‌ماندن موضع این پیمان در قبال تهران و نیز رد ادعای دعوت از ایران توسط مقامات رسمی این کشور، نشان می‌دهد که فصل جدید همکاری‌های منطقه‌ای، فراز و نشیب‌های بسیاری پیش رو خواهد داشت. در نتیجه، آنچه سرنوشت این توافقنامه و معمای امنیتی پیرامون آن را تعیین خواهد کرد، نه متون حقوقی پیمان‌ها، که تحولات میدان نبرد و اراده‌ی بازیگران منطقه‌ای در عبور از تقابل صفر-صفر به سوی نوعی از همزیستی استراتژیک است. آینده‌ی خاورمیانه، بیش از هر زمان دیگری، به این گره‌گشایی ظریف وابسته است.

برچسب ها : جنگ ایران و آمریکا اقتصادسرآمد معمای امنیتی مکه

اخبار روز
ضمیمه