گفت وگو با محمد ولیزاده نویسنده و ناشربوشهری؛
باززندهسازی نهضت جنوب و قیام رئیسعلی دلواری
اقتصادسرآمد- الهام بهروزی - بازشناسی نزدیک به واقعیت و بهدور از اغراق و غلو قهرمانان و مبارزان ملی در برهه حساس کنونی که کشور بیش از هر زمانی به اسطورههای شکستناپذیر خود برای تقویت هویت جمعی، خردگرایی و وطنپرستی نیاز دارد، امری لازم و ضروری است. بدیهی است در این زمینه بوشهر، تاریخی خواندنی و روایتپذیر دارد و قهرمانان و مبارزان شهیر و نامآوری را در دامن خود پروردهکه در رأس آنها، نام «رئیسعلی دلواری» جلوه میکند. وی با همیاری و همدلی بزرگان منطقه از زائرخضرخان تنگستانی گرفته تا شیخحسین چاهکوتاهی و دیگر سرداران، در برابر استعمار پیر (انگلستان) ایستادگی کرد و اجازه نداد خاک ایران به دست اجنبیهای چپاولگر بیفتد.
در این میان، محمد ولیزاده، نویسنده، ناشر و روزنامهنگار باتجربه جنوبی با نگارش اثری داستانی، خواندنی و مستند به نام «تاج سر کرانه»، تاریخ مقاومت جنوب و زیست حماسی رئیسعلی دلواری را به تصویر کشیده است. وی شکلگیری این اثر را مدیون سریال فاخر «دلیران تنگستان» ساخته زندهیاد همایون شهنواز میداند. ولیزاده با تماشای این سریال، بعدها به آبشخور اصلی این اثر فاخر دست یافت که همان کتاب «دلیران تنگستان» نوشته محمدحسین رکنزادهآدمیت بود.
او این اثر را در باززندهسازی نهضت جنوب و قیام رئیسعلی دلواری بسیار موثر دانسته و در بخشی از مقدمه این کتاب که امسال با اندکی نوسازی زبانی در انتشارات خود، یعنی «بامداد نو» بازنشر داده، اشاره کرده است: «محمدحسین رکنزاده آدمیت با زبان روایی و در عین حال دقیق، تصویری از مقاومت دلوار ارائه میدهد که نه صرفً خاطرهنگاری است و نه صرفا روایت ادبی. او در عین وفاداری به روایت، از زاویه انساننگرانه و اخلاقی نیز به قضایا مینگرد؛ بنابراین کتاب او علاوه بر ثبت رویداد، شکلدهنده حافظه تاریخی مردم جنوب نیز هست.»
ولیزاده با الهام از این اثر مکتوب و بهویژه سریالی که زندهیاد شهنواز در خصوص قیام دلوار ساخت، «تاج سر کرانه» را به نگارش درآورد؛ داستانی مستند که در آن کوشیده است حتی لحن و گویش تنگسیری را تمیز و درخشان از آب درآورد. روایت بینقص، دیالوگهای استوار، شخصیتپردازیهای آگاهانه و تصویرسازیهای هوشمندانه این اثر موجب شده است یک داستان پرکشش پیش روی مخاطب قرار بگیرد تا مخاطب از هر قشری؛ از جوان و نوجوان گرفته تا میانسال و سالمند، با اشتیاق، سرگذشت رئیسعلی دلواری و شرحی را که بر او رفته است، بخواند. این کتاب به دلیل فحوای غنی، نثر قوی و روایت تاریخی بیبدیل در سال ۱۳۹۰ بهعنوان اثر برتر نخستین دوره جایزه ملی کتاب خلیج فارس معرفی شد.
الهام بهروزی در «بامداد جنوب»به بهانه ۱۲ شهریور، سالروز شهادت رئیسعلی دلواری که به نام «روز ملی مبارزه با استعمار» مزین شده، با محمد ولیزاده درباره این اثر شگرف که میتوان مدعی شد نخستین اثر داستانی نوشتهشده درباره رئیسعلی دلواری در پساانقلاب است، به گفتوگو نشسته است؛ برای خواندن این گفتوگو و درک بهتر حماسه جنوب با ما همراه باشید:
نخست بگویید چه شد که به سراغ قالب «مستند داستانی» برای روایت زندگی رئیسعلی دلواری رفتید و ایده اولیه نگارش «تاج سر کرانه» چگونه شکل گرفت؟
واقعیت این است که علاقهی من به مبارزات تاریخی مردم جنوب، بهخصوص زندگی رئیسعلی دلواری به سالهای دور، یعنی به دوران کودکی و نوجوانیام برمیگردد. پیش از آنکه بهطور جدی به نوشتن دربارهی زندگی رئیسعلی فکر کنم، به واسطهی سریال ماندگار «دلیران تنگستان» ساختهی زندهیاد همایون شهنواز، شیفتهی زندگی او و دیگر دلاوران دلوار شده بودم. این مجموعه در سالهای نوجوانی من از تلویزیون پخش میشد و من هر هفته، با اشتیاق، منتظر قسمت بعدی آن میماندم. وقتی یک قسمت تمام میشد، تا هفتهی بعد، داستان زندگی رئیسعلی، یاران و همرزمانش را در ذهن نوجوانانهی خودم ادامه میدادم و دربارهی آنها خیالپردازی میکردم. گاهی در ذهنم برای آنها داستانها و ماجراهایی میساختم که اصلاً در سریال نیامده بود. به همین دلیل، وقتی سالها بعد پیشنهاد نوشتن روایتی داستانی از زندگی رئیسعلی دلواری مطرح شد، با شخصیتی کاملاً ناآشنا روبهرو نبودم.
رئیسعلی و جهان پیرامونش، از سالهای نوجوانی بهواسطهی آن مجموعهی ماندگار و خیالپردازیهایی که در پی آن داشتم، به نوعی با ذهن و دنیای من همراه شده بود. البته طبیعی بود که برای نوشتن کتاب، تنها به خاطره و علاقهی شخصیام اکتفا نکنم. برای اینکه از مسیر تاریخ دور نشوم و به بیراهه نروم، به سراغ منابع تاریخیِ در دسترس دربارهی زندگی مبارزان جنوب رفتم و کتابهایی را که تا آن زمان دربارهی آنها نوشته شده و قابل اعتماد بود، مطالعه کردم؛ اما در کنار این پژوهشها، آن علاقهی قدیمی و آن تخیل نوجوانانه نیز همچنان با من بود و شاید بتوانم بگویم همین پیوند میان تاریخ، پژوهش و تخیل بود که بعدها به شکلگیری کتاب «تاج سر کرانه» انجامید.
برای حفظ تعادل میان وفاداری به رخدادهای تاریخی و آفرینشهای ادبی در مستندنویسی این رمان، به چه منابع اسنادی، مکتوب و شفاهی دست اولی تکیه کردید؟
بخشی از منابع، طبعاً به کتابهای تاریخیِ معدودی برمیگردد که دربارهی زندگی رئیسعلی دلواری و قیام مردم جنوب نوشته شده و در دسترس بوده است؛ کتابهایی که میشد با اطمینان بیشتری به آنها مراجعه کرد. از مهمترین این منابع، کتاب تحسینشدهی «دلیران تنگستانی» نوشتهی زندهیاد محمدحسین رکنزاده آدمیت بود؛ کتابی که نخستین بار در سالهای آغازین ۱۳۱۰ منتشر شد و از آثار شناختهشدهی او دربارهی این دوره و مبارزات مردم جنوب است.
اما برای من که خودم جنوبی و بوشهری هستم، بخشی از این شناخت از مسیر دیگری هم شکل گرفته بود؛ از راه تاریخ شفاهی. منظورم گفتوگو با نوادگان یا نزدیکان رئیسعلی یا نقل قولهای مستقیم از آنها نیست، بلکه روایتهایی است که سالها در میان مردم بوشهر و جنوب، سینهبهسینه دربارهی زندگی رئیسعلی دلواری، قیام دلیران دلوار، رشادتها و دلاوریهای مردم آن منطقه نقل میشد. من خواهناخواه از کودکی و نوجوانی بسیاری از این روایتها را شنیده بودم و آنها بخشی از حافظه و ذهن من شده بود. بنابراین وقتی به سراغ نوشتن «تاج سر کرانه» رفتم، از یکسو اسناد و کتابهای تاریخی را پیش رو داشتم و از سوی دیگر، آنچه از روایتها و خاطرات شفاهی مردم جنوب در ذهنم مانده بود؛ اما روشن است که همهی آنچه در کتاب آمده، سند تاریخی نیست. در بسیاری از جاها، تاریخ فقط اصل یک واقعه را به ما میگوید و از جزئیات زندگی آدمها، از گفتوگوهایشان، از احساسات و روابطشان چیزی در اختیار ما نمیگذارد. درست از همینجاست که تخیل حاکم میشود؛ نه برای جایگزینکردن تاریخ، بلکه برای پرکردن جاهایی که تاریخ دربارهی آنها سکوت کرده است.
همانطور که گفتم، یکی از مهمترین منابع و البته یکی از نخستین سرچشمههای علاقهام به زندگی رئیسعلی دلواری، سریال ماندگار «دلیران تنگستان» ساختهی زندهیاد همایون شهنواز هم بود. این مجموعه بر پایهی کتاب «دلیران تنگستانی» شکل گرفت و خودِ کتاب رکنزاده آدمیت نیز در روایت وقایع تاریخی تا حدودی از شیوهی داستانی و بازآفرینی برخی گفتوگوها بهره برده بود؛ نکتهای که اهمیت آن را برای من، بهعنوان نویسندهی یک روایت داستانی از همان تاریخ، دوچندان میکرد.
در واقع، من هم در «تاج سر کرانه» کوشیدم همین مرز را رعایت کنم؛ هرجا سند و تاریخ سخن گفته، به آن وفادار بمانم و هرجا تاریخ سکوت کرده، با قوهی تخیل خودم به روایت جان و شکل داستانی بدهم. مثلاً ما هیچ سند تاریخی در اختیار نداریم که گفتوگوهای خصوصی رئیسعلی دلواری با همسرش در اندرونی یا گفتوگوها و بگومگوهای احتمالی او با پدرش، زائرمحمد را ثبت کرده باشد. این گفتوگوها، آنگونه که در کتاب آمدهاند، حاصل تخیل نویسندهاند، اما این تخیل هم باید بر بستر شخصیت، زمانه، موقعیت تاریخی و واقعیتهای شناختهشدهی زندگی آن آدمها حرکت کند و نباید با حقیقت تاریخی در تعارض قرار بگیرد. به گمانم اگر نویسنده این مرز را رعایت کند، تخیل نهتنها به تاریخ آسیب نمیزند، بلکه میتواند به شخصیتهای تاریخی جان بیشتری بدهد؛ آنها را از چند سطرِ یک کتاب تاریخی بیرون بیاورد و به انسانهایی زنده، باورپذیر و نزدیک به مخاطب تبدیل کند و این شاید مهمترین اصلی بود که در سراسر نوشتن «تاج سر کرانه» سعی کردم به آن وفادار بمانم؛ تخیل در خدمت تاریخ باشد، نه در برابر تاریخ.
عنوان «تاج سر کرانه» تمثیلی و چندوجهی به نظر میرسد. این نامگذاری از چه آبشخوری سرچشمه میگیرد و معرّف چه تصویری از رئیسعلی و جغرافیای جنوب است؟
نام «تاج سر کرانه» را هم بیدلیل انتخاب نکردهام. در جایی از کتاب، واسموس آلمانی را میبینیم که خاطرهی دیدار خود را با صولتالدوله قشقایی برای سرداران نهضت جنوب از جمله خود رئیسعلی در جلسهی مشورتیِ «اهرَم» تعریف میکند. (واسموس در آن سالها با نهضت جنوب ارتباط داشت و به آنها در راه مبارزه با انگلیس کمک میکرد.) در آن دیدار، وقتی میخواهد از صولتالدوله خداحافظی کند و به سوی بوشهر و دلوار بازگردد، صولتالدوله به او میگوید: رئیسعلی تاج سرِ کرانه است. منظور از «کرانه» در این تعبیر، کرانههای خلیج فارس است. البته باید تأکید کنم که خودِ این گفتوگو و این تعبیر، به این شکل، در اسناد تاریخی نیامده و حاصل تخیل نویسنده است؛ درست مانند بسیاری از گفتوگوها و صحنههایی که در کتاب برای جانبخشیدن به روایت ساخته شدهاند؛ اما این تخیل بر بستری از واقعیت تاریخی شکل گرفته است؛ بر پایهی حضور واسموس در جنوب، ارتباط او با نیروهای مخالف انگلیسیها و فضای تاریخی آن روزگار.
شما اشاره کردید که سریال «دلیران تنگستان» در نگارش تاج سر کرانه بیتاثیر نبوده؛ ارزیابی شما از خوانش سینمایی ـ تلویزیونی همایون شهنواز دربارهی زندگی رئیسعلی دلواری چیست و او تا چه اندازه توانست در مدیوم تصویر، ابعاد حماسی و انسانی رئیسعلی را فراتر از کلیشههای مرسوم بازتعریف کند؟
اول بگویم که «دلیران تنگستان» برای من فقط یک سریال تلویزیونی نیست؛ این مجموعه بخشی از خاطرات نوجوانی من است و شاید اگر آن سریال با آن کیفیت ساخته نمیشد، علاقهی من به زندگی رئیسعلی دلواری هم هیچگاه به نوشتن «تاج سر کرانه» منتهی نمیشد.
زندهیاد همایون شهنواز در «دلیران تنگستان» فقط یک روایت تاریخی را به تصویر نکشید، او توانست رئیسعلی دلواری را از یک قهرمان صرفاً تاریخی و کلیشهای بیرون بیاورد و او را به انسانی زنده و باورپذیر تبدیل کند. رئیسعلی زندهیاد شهنواز، در عین آنکه یک قهرمان ملی و نماد مقاومت مردم جنوب است، انسانی است با احساس، عاطفه، خشم، مهر و روابط انسانی. به همین دلیل، مخاطب فقط دربارهی او نمیخواند، یا او را در مقام یک قهرمان نمیبیند؛ با او زندگی میکند و به او نزدیک میشود.
به گمان من، یکی از رازهای ماندگاری «دلیران تنگستان» هم همین است. این سریال در اوایل دههی ۱۳۵۰ ساخته شد و با وجود گذشت بیش از پنج دهه، همچنان مورد توجه نسلهای مختلف قرار گرفته است. این ماندگاری، اتفاق کوچکی نیست. بسیاری از مجموعههای تلویزیونی آن دوره، به دلایل مختلف، دیگر مجال بازپخش پیدا نکردند، اما «دلیران تنگستان» بارها در سالهای پیش و پس از انقلاب به نمایش درآمد و همچنان مخاطب خود را دارد. به نظرم این اتفاق بیش از هر چیز نشاندهندهی ارزش و کیفیت خود اثر و کار بزرگی است که زندهیاد همایون شهنواز انجام داده بود.
اگر بخواهم در همینجا و در ارتباط با سوال شما جمعبندی کنم، باید بگویم که من زندهیاد همایون شهنواز را یکی از کسانی میدانم که نقش بسیار مهمی در زنده نگهداشتن نام ویاد رئیسعلی دلواری و مبارزان جنوب برای چند نسل از ایرانیان داشت. او رئیسعلی را از صفحات تاریخ بیرون آورد و به تصویر کشید؛ تصویری که هم حماسی بود و هم انسانی.
با وجود اهمیت غیر قابل انکار «تاج سر کرانه»، دلیل وقفه و چالشهای بهوجودآمده در تجدید چاپ آن در سالهای اخیر چه بود؟
صادقانه اگر جواب بدهم، هیچ چالش جدی وجود نداشت. از چاپ هفتم کتاب در سال ۱۳۹۵ به همت انتشارات «آیینه جنوب»، تا امسال که چاپ جدید کتاب از سوی انتشارات «بامداد نو» منتشر شد، اگر بخواهم دقیق بگویم، دلیل اصلی این وقفه بیشتر گرفتاری و مشغلهی خود من و امروز و فردا کردن در تجدید چاپ کتاب بود. سالها از آخرین چاپ کتاب گذشته بود و در این فاصله، هر وقت کسی سراغ «تاج سر کرانه» را میگرفت، من گاهی کار تجدید چاپ را به فردا و پسفردا موکول میکردم! حتی مواردی پیش میآمد که خودم نسخهای از کتاب نداشتم که بتوانم به کسی که علاقهمند بود، بدهم. بنابراین اگر بخواهم دنبال دلیل پیچیدهای برای این تأخیر بگردم، واقعاً چنین دلیلی وجود ندارد؛ همانطور که گفتم، بیشتر ناشی از گرفتاری و مشغلهی خود من بود. خوشبختانه بعد از حدود ۱۰ سال، این فرصت فراهم شد که کتاب را در انتشارات بامداد نو تجدید چاپ کنم و امسال در بهار ۱۴۰۵، چاپ تازهی «تاج سر کرانه» منتشر شد.
شما بهتازگی کتاب «دلیران تنگستانی» نوشتهی زندهیاد محمدحسین رکنزاده آدمیت را نیز در انتشارات بامداد نو منتشر کردهاید و مقدمهای بر آن نوشتهاید. این کتاب در چاپ جدید چه تفاوتی با چاپهای قبلی دارد؟
ببینید «دلیران تنگستانی» برای من کتاب خاطرهانگیز و بسیار مهمی است؛ هم به دلیل ارزش تاریخی کتاب و هم به این دلیل که یکی از منابع اصلی من در نوشتن «تاج سر کرانه» بوده است. این اثر سالها پیش، در اوایل قرن گذشته، نخست به صورت پاورقی به قلم زندهیاد محمدحسین رکنزاده آدمیت در روزنامهی «کوشش» منتشر شد و سپس در سال ۱۳۱۰ به صورت کتاب درآمد که زندهیادان سعید نفیسی و سیدمحمدعلی جمالزاده بر این کتاب مقدمههایی جداگانه نوشتند.
«دلیران تنگستانی» سالها با همان حروفچینی قدیمی منتشر میشد و این شکل حروفچینی برای خوانندهی امروز بهخصوص خوانندهای که با شیوهی چاپ و صفحهآراییِ قدیم آشنایی ندارد، گاهی دشواریهایی ایجاد میکرد. کاری که من در چاپ جدید انجام دادم، این بود که ضمن حفظ متن و امانت نسبت به چاپ نخست، کتاب را با حروفچینی و صفحهآرایی تازه و خواناتر آماده کردم و رسمالخط آن را نیز تا حدی با معیارهای امروز هماهنگ کردم تا خوانندهی امروزی بتواند راحتتر با کتاب ارتباط برقرار کند. همچنین مقدمهی کوتاهی بر این چاپ نوشتهام و در آن، خیلی مختصر، جایگاه این کتاب و اهمیت آن را برای شناخت تاریخ مبارزات مردم جنوب و بهخصوص رئیسعلی دلواری یادآوری کردهام.
این کتاب برای خود من اهمیت دیگری هم دارد؛ همانطور که گفتم، «دلیران تنگستانی» یکی از منابع اصلی من در نوشتن «تاج سر کرانه» بوده است. در کنار این کتاب، سریال «دلیران تنگستان» زندهیاد همایون شهنواز نیز تأثیر بسیار زیادی بر من گذاشت و در واقع میتوانم بگویم این دو اثر، هر کدام به شکلی، در شکلگیری نگاه من به مبارزات مردم جنوب و در نهایت در نوشتن «تاج سر کرانه» مؤثر بودهاند. به همین دلیل، انتشار چاپ تازهی «دلیران تنگستانی» برای من فقط انتشار یک کتاب قدیمی نیست؛ نوعی ادای دین به اثری است که خودش بخشی از حافظهی تاریخی ما دربارهی مبارزات مردم جنوب است و سالها بعد، یکی از سرچشمههای الهام من برای نوشتن «تاج سر کرانه» شد.
برچسب ها : قیام رئیسعلی دلواری اقتصادسرآمد نویسنده بوشهری
-
کاهش ۲۹ درصدی صید کیلکای گیلان؛ کاهش صید در هر شب دریایی با وجود ثبات فعالیت ناوگان
-
کشورهای منطقه نظامهای حملونقل انعطافپذیرتری را ایجاد کنند
-
دیدار معاون هماهنگکننده نیروی دریایی ارتش با خانواده شهدای جنگ رمضان
-
افتتاح بخش دیگری از محور اردبیل-سرچم؛ تسهیل ارتباط اردبیل و مرکز کشور
-
بررسی علمی سواحل کاسپین در دستور کار است
-
پیشنهاد اختصاص عوارض برای مدیریت پسماند در شمال کشور
-
معبر لجستیکی S۱۵ ماکو با اعتبار ۹۵۷ میلیارد ریال افتتاح شد
-
نشست تخصصی مدیریت بحران در بندر چابهار
-
لزوم تغییر پارادایم در مدیریت پروژههای زیرساختی در شرایط تحریم، بحران و محاصره
-
از تزریق ۳۶۶ مگاوات توان جدید به شبکه تا تدابیر ویژه برای ارتقای تابآوری زمستانی برق استان مازندران
-
شمارش معکوس بهره برداری راهآهن چابهار- زاهدان
-
رکورد مازاد تجاری چین با اتحادیه اروپا
-
نقش محوری امنیت انرژی جهانی در ثبات اقتصادی جهانی
-
ضرورت تقویت توان رقابتی کامیونهای ایرانی در بازارهای بینالمللی
-
پایان معطلیهای طو لانی در مرزها
-
سوءتفاهم شرقگرایی
-
حضور وزیر راه و شهرسازی درمراسم افتتاحیه هشتمین همایش تجاری حمل و نقل بین المللی راه ابریشم جدید در قزاقستان
-
فیلم | تاب آوری صنعت کشتی سازی ایران در شرایط جنگی کشور
-
اکبری: چابکسازی و بهرهوری، اولویت بانک ملی ایران است
-
ذینفعان روندهای فاسد مانع خروج بانکها از بنگاهداری میشوند
