تاریخ انتشار:1405/6/21
کره جنوبی در میان وابستگی انرژی و فشار راهبردی آمریکا

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

کره جنوبی در میان وابستگی انرژی و فشار راهبردی آمریکا

اقتصادسرآمد- امید ایرانی - تنگه هرمز در طول دهه‌های گذشته همواره به عنوان شریان حیاتی تجارت انرژی جهان شناخته شده است، اما تحولات اخیر در خلیج‌فارس این آبراه باریک را از یک واقعیت جغرافیایی صرف به میدان اصلی رقابت قدرت‌های بزرگ و آزمون وفاداری متحدان واشینگتن تبدیل کرده است. در این میان، کره جنوبی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای صنعتی جهان و یکی از وابسته‌ترین کشورها به انرژی وارداتی، در موقعیتی قرار گرفته که کمتر متحد آمریکایی در آسیای شرقی تجربه کرده است. این کشور نه تنها با تهدید مستقیم امنیت انرژی خود مواجه است، بلکه ناچار شده میان خواسته راهبردی واشینگتن برای مشارکت در تامین امنیت این آبراه و ضرورت حفظ روابط کاری با ایران به عنوان قدرت حاکم بر تنگه، تعادلی دشوار برقرار کند.

به گزارش اقتصادسرآمد، وابستگی کره جنوبی به تنگه هرمز نه یک انتخاب راهبردی بلکه یک واقعیت ساختاری ناشی از جغرافیا و الگوهای تجارت انرژی است. براساس آمارهای منتشر شده، حدود ۷۰ درصد از نفت خام وارداتی این کشور و نزدیک به ۲۰ درصد از ال ان جی مصرفی آن از طریق این آبراه تامین می‌شود. این وابستگی در شرایط عادی صرفا یک متغیر اقتصادی در معادلات قیمت تمام شده صنایع کره‌ای محسوب می‌شد، اما با آغاز تنش‌ها و اختلال در تردد کشتی‌ها، این متغیر به یک آسیب‌پذیری راهبردی تمام عیار تبدیل شد.
توقف ناگهانی تردد نفتکش‌ها در اواخر فوریه ۲۰۲۶ نشان داد که زنجیره تامین انرژی کره جنوبی تا چه اندازه شکننده است و چگونه می‌تواند در مدت زمانی کوتاه، صنایع کلیدی این کشور را با بحران مواجه کند. ذخایر راهبردی نفت کره جنوبی در اوج بحران به کمتر از یک ماه کاهش یافت و هفت نفتکش با پرچم این کشور در نزدیکی تنگه سرگردان ماندند، در حالی که شرکت‌های کره‌ای با اختلال در تامین موادی همچون هلیوم مورد نیاز در فرآیندهای نیمه هادی و نفتا برای صنایع پتروشیمی روبه رو شدند. این تجربه عملی، عمق آسیب پذیری کره جنوبی را برای سیاست گذاران این کشور و شرکای بین المللی آن آشکار ساخت.

تبدیل تنگه هرمز به اهرم فشار
آمریکا از همان ابتدای بحران، این وابستگی را نه به عنوان یک چالش مشترک امنیتی بلکه به مثابه اهرمی برای اعمال فشار بر سئول به کار گرفت. واشینگتن که خود از نظر جغرافیایی فاصله‌ای مستقیم با تنگه هرمز ندارد و بخش عمده‌ای از نیاز انرژی خود را از منابع نیمکره غربی تامین می‌کند، به صراحت اعلام کرد که کشورهایی که بیشترین نفع را از امنیت این آبراه می‌برند، باید سهم بیشتری در تامین آن بپردازند. دونالد ترامپ در اظهارنظرهای متعدد خود تصریح کرد که ایالات متحده به تنگه هرمز نیازی ندارد، اما کره جنوبی، ژاپن و دیگر متحدان آسیایی به آن وابسته‌اند و بنابراین باید هزینه امنیت آن را بپردازند.
این منطق معاملاتی در سیاست خارجی آمریکا، سئول را در موقعیتی قرار داد که ناچار شد میان مشارکت در یک عملیات نظامی مورد مناقشه و پذیرش پیامدهای احتمالی عدم همراهی، یکی را انتخاب کند. فشار واشینگتن تنها به درخواست برای اعزام نیرو محدود نماند؛ ترامپ در اوت ۲۰۲۶ با یادآوری اینکه سئول درخواست کمک او را رد کرده، هشدار داد که این پاسخ را به خاطر خواهد سپرد و حتی پیشنهاد فروش سامانه دفاع موشکی چئونگ گونگ-۲ به اوکراین را به عنوان اهرم فشاری جدید مطرح کرد. این تحول نشان داد که وابستگی کره جنوبی به تنگه هرمز، در دستان واشینگتن به ابزاری برای گسترش دامنه خواسته‌های خود از متحدان شرق آسیایی تبدیل شده است.
در سوی دیگر معادله، ایران قرار دارد که با اتکا به موقعیت جغرافیایی و توانایی تاثیرگذاری بر تردد در تنگه هرمز، برگ برنده‌ای راهبردی در دست دارد. ایران تاکنون عمدتا بر هشدار درباره پیامدهای همراهی کره جنوبی با آمریکا متمرکز شده و هرگونه مشارکت نظامی سئول در تامین امنیت تنگه را معادل حمایت مستقیم از متجاوز و دارای عواقب وخیم توصیف کرده است.
با این حال، آنچه در عمل مشاهده می‌شود، بهره گیری ایران از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی برای مدیریت این وابستگی است، نه صرفا تهدید نظامی. سئول و تهران در ماه‌های اخیر چندین دور گفت وگوی تلفنی میان وزرای خارجه برگزار کرده اند که آخرین مورد آن در سپتامبر ۲۰۲۶ و به درخواست طرف ایرانی انجام شد. در این گفت وگوها، وزیر خارجه کره جنوبی ضمن ابراز نگرانی عمیق از وضعیت منطقه، بر اهمیت تضمین عبور آزاد و امن همه کشتی‌ها تاکید کرده و خواستار توجه ویژه تهران به امنیت شهروندان کره‌ای شده است. این تعاملات نشان می‌دهد که ایران کانال دیپلماتیک با سئول را باز نگه داشته و از آن برای انتقال پیام‌های خود و مدیریت بحران استفاده می‌کند، بدون آنکه وابستگی کره جنوبی را به ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی یا دیپلماتیک تبدیل کرده باشد.

۳ سناریو درباره راهبردهای تنگه هرمز
این عدم تقارن در بهره‌گیری از اهرم وابستگی، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: چرا ایران با وجود در اختیار داشتن برگ راهبردی تنگه هرمز، تاکنون از این اهرم برای دریافت امتیازهای جدی از کره جنوبی استفاده نکرده است؟ پاسخ به این پرسش را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد.
نخست، ایران به عنوان بازیگری که خود تحت تحریم‌های گسترده اقتصادی قرار دارد، به حفظ روابط تجاری و دیپلماتیک با کشورهای آسیایی نیازمند است. کره جنوبی پیش از تشدید تحریم‌ها یکی از خریداران عمده نفت و میعانات گازی ایران بود و هرگونه اقدام تنبیهی تهران علیه سئول می‌تواند این کشور را بیش از پیش به سمت واشینگتن سوق دهد.
دوم، ایران درگیر یک جنگ فرسایشی با آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن است و گشودن جبهه جدید اقتصادی یا دیپلماتیک با کره جنوبی را به مصلحت نمی داند، به ویژه در شرایطی که بخشی از تمرکز خود را بر مدیریت مذاکرات آتش بس و تثبیت دستاوردهای میدانی گذاشته است.
سوم، و شاید مهم تر از همه، ایران ترجیح می‌دهد کارت تنگه هرمز را برای بازیگرانی حفظ کند که در معادلات راهبردی منطقه نقش تعیین کننده تری دارند؛ کره جنوبی هرچند از نظر اقتصادی مهم است، اما در سلسله مراتب اولویت‌های امنیتی ایران ، جایگاهی هم تراز با چین، روسیه یا حتی برخی همسایگان خلیج‌فارس ندارد.

اهمیت دیپلماسی برای همکاری بلندمدت
با این حال، تداوم این وضعیت برای ایران نیز بدون هزینه نیست. هر روز که ایران از اهرم وابستگی کره جنوبی به تنگه هرمز استفاده فعال نمی کند، فرصت‌های دیپلماتیک و اقتصادی بالقوه‌ای از دست می‌رود. کره جنوبی نه تنها یک واردکننده بزرگ انرژی است، بلکه از نظر فناوری، سرمایه و ظرفیت‌های صنعتی نیز بازیگری قابل توجه در اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. شرکت‌های کره‌ای در حوزه هایی همچون پتروشیمی، کشتی‌سازی، نیمه هادی و زیرساخت‌های انرژی از توانمندی‌های بالایی برخوردارند که می‌تواند در بازسازی و توسعه صنایع ایران پس از پایان تنش‌ها نقش‌آفرین باشد.
اگر تهران بتواند چارچوبی برای همکاری اقتصادی بلندمدت با سئول تعریف کند که در آن امنیت عبور انرژی از تنگه با مشارکت فناورانه و سرمایه گذاری کره‌ای در ایران پیوند بخورد، می‌تواند از وابستگی متقابل به عنوان ابزاری برای تقویت موقعیت خود در معادلات منطقه‌ای استفاده کند. چنین رویکردی نیازمند طراحی سازوکاری است که در آن تضمین عبور ایمن کشتی‌های کره‌ای از تنگه، به تعهد سئول به عدم مشارکت در اقدامات خصمانه علیه ایران و گسترش همکاری‌های اقتصادی دوجانبه گره بخورد.

محدودیت‌های پیش روی کره جنوبی
در سمت مقابل، کره جنوبی نیز با محدودیت‌های جدی در پاسخ به فشارهای واشینگتن روبه روست. افکار عمومی این کشور به طور فزاینده‌ای با هرگونه مشارکت نظامی در یک درگیری دور از خانه مخالف است. نظرسنجی گالوپ در مارس ۲۰۲۶ نشان داد که پنجاه و پنج درصد پاسخ دهندگان با اعزام نیروی دریایی به تنگه هرمز مخالف اند. در سپتامبر همان سال، ده‌ها فعال مدنی در مقابل سفارت آمریکا در سئول تجمع کرده و شعارهایی علیه جنگ تجاوزکارانه واشینگتن سر دادند و تاکید کردند که اعزام نیرو به منطقه به معنای مشارکت مستقیم در یک جنگ غیرقانونی است.
این مخالفت‌ها در حالی صورت می‌گیرد که کره جنوبی در آستانه انتخابات محلی ژوئن قرار داشت و فضای سیاسی داخلی اجازه نمی داد دولت لی جه میونگ بهای سنگینی برای همراهی با واشینگتن بپردازد. محدودیت‌های عملیاتی نیز مزید بر علت بود؛ واحد چئونگ هه نیروی دریایی کره جنوبی فاقد توانایی مین رویی بود و ناوچه‌های مین شکن این کشور برای عملیات در آب‌های پرخطر دوردست مناسب تشخیص داده نشدند. این ترکیب عوامل داخلی و عملیاتی، فضای مانور سئول را به شدت محدود کرده و آن را به سمت اتخاذ مواضع مبهم و تعویق تصمیم گیری سوق داده است.

تفاوت رویکردهای کره جنوبی و ژاپن
مقایسه رویکرد کره جنوبی با ژاپن، متحد دیگر آمریکا در آسیای شرقی که با چالش مشابهی روبه روست، تفاوت‌های معناداری را آشکار می‌کند. توکیو نیز مانند سئول به شدت به انرژی خاورمیانه وابسته است و نزدیک به نود و شش درصد نفت خام خود را از این منطقه تامین می‌کند. اما ژاپن توانست با اتخاذ یک رویکرد فعالانه تر، فشار واشینگتن را مدیریت کند. نخست وزیر ژاپن پیش از نشست مارس ۲۰۲۶ با ترامپ، با پیوستن به بیانیه مشترک محکومیت محاصره تنگه و حمایت از آزادی ناوبری، همسویی سیاسی خود را بدون تعهد به اقدام نظامی نشان داد و سپس در مذاکرات، ضمن تبیین محدودیت‌های قانونی ناشی از قانون اساسی این کشور، بسته‌ای از همکاری‌های اقتصادی شامل پروژه‌های انرژی و تولید تجهیزات دفاعی را پیشنهاد کرد.
این رویکرد که ترکیبی از همسویی دیپلماتیک، شفافیت درباره محدودیت‌ها و ارائه مشوق‌های اقتصادی بود، ترامپ را وادار کرد از ژاپن به عنوان کشوری که گام برداشته تمجید کند، هرچند فشار برای سهم بیشتر همچنان ادامه یافت. درس این تجربه برای سئول روشن است: ابهام و تعویق، اگرچه در کوتاه مدت از هزینه‌های سیاسی داخلی می‌کاهد، در بلندمدت می‌تواند موقعیت کره جنوبی را در معادلات اتحاد تضعیف کند و آن را به بازیگری منفعل تبدیل کند که صرفا به فشارها واکنش نشان می‌دهد.

ظرفیت دیپلماسی انرژی کره جنوبی
آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، ظرفیت دیپلماسی انرژی کره جنوبی برای تبدیل آسیب پذیری به فرصت است. سئول می‌تواند با اتخاذ رویکردی چندجانبه، خود را نه به عنوان یک تماشاگر منفعل بلکه به عنوان بازیگری مسئول و مبتکر در مدیریت بحران تنگه معرفی کند. پیشنهاد میزبانی از یک کنفرانس منطقه‌ای برای امنیت انرژی، ابتکار عمل در ایجاد سازوکارهای مالی برای تضمین جریان انرژی در شرایط بحرانی، یا ایفای نقش میانجی میان ایران و کشورهای مصرف کننده آسیایی، از جمله گزینه هایی است که می‌تواند وجهه راهبردی کره جنوبی را ارتقا دهد.
چنین رویکردی نه تنها به کاهش فشار آمریکا کمک می‌کند، بلکه به سئول امکان می‌دهد روابط خود با تهران را بر پایه منافع مشترک و احترام متقابل بازتعریف کند. در واقع، کره جنوبی می‌تواند از این بحران به عنوان نقطه عطفی برای گذار از سیاست خارجی واکنشی به سیاست خارجی فعالانه استفاده کند، به شرط آنکه ظرفیت‌های دیپلماتیک و اقتصادی خود را در خدمت منافع ملی و نه صرفا انتظارات متحدان قرار دهد.

نتیجه‌گیری
در نهایت، معادله کنونی میان ایران، آمریکا و کره جنوبی بیش از آنکه یک بازی با برنده و بازنده مشخص باشد، عرصه‌ای برای آزمون هوشمندی راهبردی هر سه بازیگر است. ایران اگرچه در موقعیت برتری جغرافیایی قرار دارد، اما استفاده صرفا تاکتیکی از کارت تنگه بدون طراحی یک چارچوب راهبردی برای همکاری با کشورهای وابسته، می‌تواند فرصت‌های ارزشمندی را از دست بدهد. آمریکا نیز اگرچه از اهرم فشار بر متحدان خود بهره می‌برد، اما افراط در این فشار می‌تواند به فرسایش مشروعیت اتحادها و سوق دادن متحدان به سمت اتخاذ مواضع مستقل تر منجر شود.
کره جنوبی اما در نقطه کانونی این معادله قرار دارد و انتخاب‌های آن نه تنها بر امنیت انرژی این کشور، بلکه بر جایگاه آن به عنوان یک قدرت میانی مسئول در نظام بین الملل تاثیر خواهد گذاشت. اگر سئول بتواند از وابستگی خود به عنوان ابزاری برای تعریف نقش جدیدی در دیپلماسی انرژی و میانجی گری منطقه‌ای استفاده کند، شاید بتواند از این بحران نه به عنوان تهدیدی وجودی، بلکه به عنوان فرصتی برای بازتعریف موقعیت راهبردی خود در آسیای شرقی و فراتر از آن عبور کند.

برچسب ها : کره جنوبی اقتصادسرآمد آمریکا

اخبار روز
ضمیمه