تاریخ انتشار:1405/6/25
واکاوی گذار از بنادر سبز و هوشمند به بنادر مبتنی بر اقتصاد آبی

«سرآمد» منتشر کرد؛

واکاوی گذار از بنادر سبز و هوشمند به بنادر مبتنی بر اقتصاد آبی

اقتصادسرآمد- بنادر در قلب تجارت جهانی قرار دارند؛ اما همزمان با افزایش نقش آنها در زنجیره‌های تأمین، انرژی و لجستیک، آثار زیست‌محیطی و اجتماعی فعالیت‌های بندری نیز افزایش یافته است. انتشار گازهای گلخانه‌ای، آلودگی آب و هوا، تخریب زیست‌بوم‌های ساحلی و فشار بر جوامع محلی، موجب شده است که مفهوم «بندر سبز» از یک رویکرد محیط‌زیستی محدود، به یک الگوی گسترده‌تر برای توسعه پایدار دریایی تبدیل شود.

به گزارش اقتصادسرآمد- مقاله «از بنادر سبز هوشمند تا اقتصاد آبی؛ مروری بر زیرساخت و سیاست‌های دریایی پایدار» نوشته، ستیو بودی کورنیاوان، ماهاسین مولانا احمد، دوی ساسمیطا آجى پامبودی، بندیکتا دیان آلفاندا و محمد فوزول عمران، با بررسی ادبیات علمی سال‌های اخیر، تلاش می‌کند مسیر تحول بنادر از مراکز سنتی حمل‌ونقل به سامانه‌هایی هوشمند، کم‌کربن و متصل به اقتصاد آبی را ترسیم می‌کند.
این مقاله به‌صورت مقاله مروری و داوری شده در مجله علمی Sustainability، منتشر شده و توسط MDPI، در ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شده است. در ادامه خلاصه‌ای از ترجمه این مقاله راهبردی در حوزه بنادر مبتنی بر اقتصاد دریاپایه را می‌خوانید با ذکر این نکته که در ترجمه این مطلب از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

بندر دیگر فقط محل جابه‌جایی کالا نیست
نویسندگان در ابتدای مقاله یادآور می‌شوند که بندر مدرن دیگر صرفاً یک نقطه برای ورود و خروج کشتی‌ها نیست. بنادر امروزی به گره‌هایی راهبردی در شبکه‌های حمل‌ونقل بین‌المللی، زنجیره‌های تأمین، توزیع انرژی، فعالیت‌های صنعتی و اقتصاد مناطق ساحلی تبدیل شده‌اند. اما همین گسترش فعالیت‌ها، هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی قابل توجهی ایجاد کرده است. انتشار دی‌اکسیدکربن و سایر آلاینده‌ها از کشتی‌ها و تجهیزات بندری، آلودگی‌های دریایی، مصرف بالای انرژی و تغییر در زیستگاه‌های ساحلی، از جمله مهم‌ترین پیامدهایی هستند که در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته‌اند.
به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که چگونه می‌توان یک بندر را فقط از نظر اقتصادی کارآمدتر کرد؛ بلکه مسئله این است که چگونه می‌توان همزمان کارایی اقتصادی، کاهش انتشار کربن، حفاظت از محیط زیست و منافع جوامع ساحلی را تأمین کرد. مقاله معتقد است مطالعات پیشین درباره بنادر سبز و هوشمند، اگرچه دستاوردهای مهمی داشته‌اند، اما اغلب به‌صورت جداگانه به فناوری، محیط زیست، سیاست‌گذاری یا مسائل اجتماعی پرداخته‌اند. خلأ اصلی، نبود یک چارچوب یکپارچه بوده است که همه این ابعاد را در کنار یکدیگر قرار دهد. پژوهش حاضر تلاش می‌کند همین شکاف را پر کند و توسعه بندر سبز هوشمند را به مفهوم گسترده‌تر اقتصاد آبی پیوند دهد.

از «بندر سبز» تا «بندر سبز هوشمند»
یکی از محورهای اصلی مقاله، بررسی تحول مفهوم بندر سبز است. در نسل نخست سیاست‌های سبز، تمرکز عمدتاً بر کاهش مصرف انرژی، کنترل آلودگی، مدیریت پسماند و کاهش انتشار آلاینده‌ها بود. اما با ورود فناوری‌های دیجیتال و تغییر ساختار انرژی، بندر سبز به سمت مدل جدیدی حرکت کرده است که نویسندگان آن را در پیوند با مفهوم بندر هوشمند بررسی می‌کنند. در این مدل، فناوری دیجیتال و سیاست محیط‌زیستی از یکدیگر جدا نیستند. داده‌های مربوط به کشتی‌ها، کانتینرها، تجهیزات، مصرف انرژی، کامیون‌ها و عملیات بارگیری می‌توانند به‌صورت لحظه‌ای جمع‌آوری و تحلیل شوند.
هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و سامانه‌های تصمیم‌گیری مبتنی بر داده می‌توانند به بنادر کمک کنند تا زمان انتظار کشتی‌ها و کامیون‌ها را کاهش دهند، عملیات تجهیزات را بهینه کنند و مصرف انرژی را پایین بیاورند. در نتیجه، دیجیتالی شدن بندر صرفاً به معنای نصب تجهیزات پیشرفته یا ایجاد یک سامانه نرم‌افزاری نیست؛ بلکه هدف آن ایجاد یک سامانه تصمیم‌گیری هوشمند است که بتواند منابع را بهتر مدیریت و همزمان عملکرد اقتصادی و زیست‌محیطی بندر را ارتقا دهد.

انرژی پاک در قلب بندر آینده
دومین تحول مهم مورد توجه مقاله، تغییر جایگاه انرژی در بنادر است. بنادر آینده به تدریج از مصرف‌کنندگان صرف انرژی به مراکز یکپارچه انرژی تبدیل خواهند شد. نویسندگان نمونه‌هایی از استفاده از برق ساحلی، ریزشبکه‌های انرژی تجدیدپذیر و زیرساخت‌های مبتنی بر هیدروژن را بررسی می‌کنند. برق‌رسانی ساحلی به کشتی‌ها یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این تغییر است. در این روش، کشتی در زمان توقف در بندر می‌تواند به جای روشن نگه داشتن موتورهای خود برای تأمین برق مورد نیاز، از شبکه برق ساحلی استفاده کند. این اقدام می‌تواند مصرف سوخت و انتشار آلاینده‌ها را در محدوده بندر کاهش دهد.
از سوی دیگر، ریزشبکه‌های مبتنی بر انرژی‌های تجدیدپذیر می‌توانند بخشی از برق مورد نیاز تجهیزات بندری را تأمین کنند. در کنار آن، هیدروژن و سایر سوخت‌های جایگزین نیز به‌عنوان بخشی از مسیر کربن‌زدایی حمل‌ونقل دریایی مورد توجه قرار گرفته‌اند. براساس یافته‌های مقاله، چنین تحولاتی نشان می‌دهد که بندر آینده می‌تواند نه فقط یک محل مصرف انرژی، بلکه مرکز تولید، ذخیره‌سازی، مدیریت و توزیع انرژی پاک باشد.

دیجیتال‌سازی؛ موتور بهره‌وری بندری
مقاله تأکید می‌کند که گذار سبز بدون افزایش بهره‌وری عملیاتی دشوار خواهد بود. به همین دلیل، دیجیتال‌سازی یکی از اجزای اصلی تحول بندر به شمار می‌رود. فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و تحلیل داده می‌توانند اطلاعات مربوط به وضعیت تجهیزات، تردد کشتی‌ها، حجم کالا، مصرف انرژی و شرایط عملیاتی را در اختیار مدیران بندر قرار دهند. این اطلاعات امکان تصمیم‌گیری سریع‌تر و دقیق‌تر را فراهم می‌کند. برای مثال، پیش‌بینی ورود کشتی‌ها می‌تواند به تنظیم بهتر عملیات تخلیه و بارگیری کمک کند و هماهنگی میان کشتی، جرثقیل، کامیون و انبار را افزایش دهد.
از سوی دیگر، تحلیل داده می‌تواند برای نگهداری پیشگیرانه تجهیزات نیز مورد استفاده قرار گیرد. به این ترتیب، به جای آنکه خرابی یک دستگاه موجب توقف عملیات شود، نشانه‌های خرابی احتمالی از قبل شناسایی و تعمیرات در زمان مناسب انجام می‌شود. نتیجه چنین فرآیندی فقط افزایش سرعت نیست؛ کاهش مصرف انرژی، کاهش زمان انتظار و کاهش هزینه‌های عملیاتی نیز از پیامدهای آن است.

بندر و مسئله کربن‌زدایی
کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای یکی از محورهای مشترک تقریباً همه مطالعات بررسی‌شده در مقاله است. بنادر از یک سو خود مصرف‌کننده انرژی هستند و از سوی دیگر، محل تجمع فعالیت‌های مختلف حمل‌ونقل، صنعتی و لجستیکی محسوب می‌شوند. بنابراین، کربن‌زدایی بندر نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات همزمان است. برقی‌سازی تجهیزات، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، سوخت‌های جایگزین، برق ساحلی و بهینه‌سازی عملیات لجستیکی از جمله راهکارهایی هستند که در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته‌اند.
با این حال نویسندگان این مقاله هشدار می‌دهند که نباید گذار انرژی را فقط به تغییر نوع سوخت محدود کرد. کاهش مصرف انرژی از طریق افزایش بهره‌وری نیز بخش مهمی از فرآیند کربن‌زدایی است. به همین دلیل، ترکیب فناوری‌های پاک با فناوری‌های دیجیتال می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد؛ زیرا یک بندر هوشمند قادر است مصرف انرژی را اندازه‌گیری، الگوهای مصرف را شناسایی و منابع را به شکل کارآمدتری تخصیص دهد.

محیط زیست؛ فراتر از کاهش انتشار
یکی از نکات مهم مقاله آن است که پایداری بندر را نباید فقط با میزان انتشار کربن سنجید. حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت آلودگی دریایی و حفاظت از اکوسیستم‌های ساحلی نیز باید بخشی از برنامه توسعه بندر باشد. نویسندگان بر حرکت از رویکرد سنتی «کنترل آلودگی» به سمت مدیریت اکوسیستمی تأکید دارند. در این مدل، بندر خود را بخشی از یک سیستم ساحلی بزرگ‌تر می‌داند و تصمیم‌های توسعه‌ای آن باید اثرات احتمالی بر آب، زیستگاه‌ها، گونه‌های دریایی و جوامع ساحلی را در نظر بگیرد.
این رویکرد به‌ویژه برای مناطقی اهمیت دارد که اقتصاد آنها به منابع دریایی وابسته است. توسعه بندر اگر به تخریب اکوسیستم‌های دریایی منجر شود، ممکن است در کوتاه‌مدت درآمد ایجاد کند اما در بلندمدت به شیلات، گردشگری، سلامت محیط زیست و معیشت مردم محلی آسیب بزند. بنابراین، پایداری واقعی زمانی حاصل می‌شود که توسعه زیرساخت بندری با ظرفیت اکولوژیک منطقه هماهنگ باشد.

اقتصاد آبی؛ حلقه گمشده توسعه بندری
شاید مهم‌ترین نوآوری مفهومی مقاله، اتصال توسعه بنادر سبز و هوشمند به اقتصاد آبی باشد. اقتصاد آبی تنها به معنای افزایش فعالیت‌های اقتصادی در دریا نیست. این مفهوم بر استفاده پایدار از منابع و ظرفیت‌های دریایی برای ایجاد رشد اقتصادی، اشتغال و رفاه اجتماعی تأکید دارد؛ بدون آنکه سرمایه طبیعی دریا و اکوسیستم‌های آن تخریب شود.
از این منظر، بندر باید با سایر بخش‌های اقتصاد دریایی ارتباط داشته باشد؛ از شیلات و گردشگری ساحلی گرفته تا انرژی‌های تجدیدپذیر دریایی، صنایع دریایی و خدمات لجستیکی. در چنین مدلی، عملکرد بندر فقط با تعداد کشتی‌ها، ظرفیت کانتینری یا میزان تخلیه و بارگیری سنجیده نمی‌شود. شاخص‌هایی مانند کاهش انتشار، حفاظت از تنوع زیستی، اشتغال محلی، مشارکت جامعه و تاب‌آوری اقتصادی نیز اهمیت پیدا می‌کنند. این تغییر نگاه، بندر را از یک زیرساخت منفرد به یکی از اجزای اکوسیستم اقتصادی و اجتماعی ساحل تبدیل می‌کند.

جامعه محلی؛ ضلع چهارم توسعه بندری
مقاله در کنار فناوری و محیط زیست، بر نقش جوامع محلی نیز تأکید دارد. بنادر معمولاً در مناطقی قرار دارند که جمعیت‌های ساحلی برای اشتغال و معیشت خود به دریا وابسته‌اند. بنابراین، تصمیم‌های مربوط به توسعه بندر می‌تواند مستقیماً بر زندگی این جوامع اثر بگذارد. بررسی مطالعات مختلف نشان می‌دهد که مشارکت جامعه محلی در تصمیم‌گیری‌های بندری اهمیت زیادی دارد. البته نویسندگان هشدار می‌دهند که صرف ایجاد جلسات مشورتی به معنای مشارکت واقعی نیست.
مشارکت زمانی مؤثر است که مردم محلی بتوانند در تصمیم‌های مرتبط با آینده منطقه خود نقش واقعی داشته باشند و دانش و تجربه آنها در سیاست‌گذاری مورد استفاده قرار گیرد. همچنین برنامه‌هایی مانند آموزش محیط زیستی، آموزش‌های حرفه‌ای و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط محلی می‌توانند سهم جوامع ساحلی از منافع اقتصادی فعالیت‌های بندری را افزایش دهند. از این منظر، مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و اپراتورهای بندری نیز می‌تواند بخشی از سیاست توسعه پایدار باشد.

سیاست‌گذاری؛ حلقه اتصال فناوری و اقتصاد
یکی از نتایج مهم مقاله این است که فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند بنادر را پایدار کند. برای آنکه بنادر به سمت مدل سبز و هوشمند حرکت کنند، چارچوب‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری مناسب ضروری است. مقررات زیست‌محیطی، استانداردهای انتشار، مشوق‌های اقتصادی، حمایت از سرمایه‌گذاری در انرژی پاک و سازوکارهای تشویقی می‌توانند سرعت این تحول را افزایش دهند. به اعتقاد نویسندگان، سیاست‌گذار باید میان دو هدف تعادل ایجاد کند: از یک سو، اعمال الزامات محیط‌زیستی و کاهش انتشار و از سوی دیگر، حفظ رقابت‌پذیری اقتصادی بندر.
این مسئله برای کشورهای در حال توسعه اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بسیاری از فناوری‌های جدید، از تجهیزات برقی گرفته تا زیرساخت هیدروژن و سامانه‌های دیجیتال، نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین هستند. بنابراین، گذار سبز بندر بدون مدل اقتصادی مناسب ممکن است به افزایش هزینه‌ها و کاهش توان رقابتی منجر شود. سیاست‌گذاری موفق باید بتواند سرمایه‌گذاری سبز را از یک هزینه به یک مزیت رقابتی تبدیل کند.

خلأهای موجود در مطالعات بندری
نویسندگان پس از بررسی ادبیات موجود به چند محدودیت مهم نیز اشاره می‌کنند. بخش قابل توجهی از مطالعات بر مناطق جغرافیایی مشخص متمرکز بوده‌اند و بنابراین تعمیم نتایج آنها به همه بنادر جهان دشوار است. برخی مطالعات نیز بیشتر بر روش‌های کتاب‌سنجی تکیه کرده‌اند و شواهد تجربی محدودی ارائه داده‌اند. از سوی دیگر، ارتباط مستقیم میان بنادر و اقتصاد آبی هنوز در بسیاری از مطالعات به اندازه کافی بررسی نشده است. به همین دلیل، مقاله حاضر تلاش می‌کند میان چهار حوزه‌ای که معمولاً جدا از هم بررسی شده‌اند، ارتباط ایجاد کند: فناوری، حکمرانی، محیط زیست و توسعه اجتماعی ـ اقتصادی. هدف اصلی این رویکرد، ارائه یک مسیر یکپارچه برای تحول بندر است؛ مسیری که در آن «سبز بودن»، «هوشمند بودن» و «قرار گرفتن در چارچوب اقتصاد آبی» سه مرحله جداگانه نباشند، بلکه اجزای یک نظام واحد را تشکیل دهند.

بندر آینده؛ یک اکوسیستم اقتصادی و زیست‌محیطی
جمع‌بندی مقاله نشان می‌دهد که بندر آینده دیگر نمی‌تواند صرفاً بر افزایش ظرفیت فیزیکی و حجم جابه‌جایی کالا متمرکز باشد. بندر آینده باید یک سامانه اجتماعی ـ فنی یکپارچه باشد؛ سامانه‌ای که در آن انرژی پاک، فناوری دیجیتال، لجستیک هوشمند، حفاظت از محیط زیست، حکمرانی و مشارکت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. از نگاه نویسندگان، مسیر تحول را می‌توان از «بندر سنتی» به «بندر سبز»، از آنجا به «بندر سبز هوشمند» و در نهایت به بندری در خدمت اقتصاد آبی و توسعه پایدار ساحلی ترسیم کرد. در این مدل، موفقیت بندر فقط با شاخص‌های اقتصادی سنجیده نمی‌شود. بندری موفق است که بتواند ضمن حفظ رقابت‌پذیری و نقش خود در تجارت جهانی، انتشار کربن و آلودگی را کاهش دهد، از اکوسیستم‌های دریایی محافظت کند، انرژی را هوشمندانه مصرف کند و منافع توسعه را به جوامع ساحلی نیز منتقل کند.
پیام اصلی مقاله در واقع عبور از یک نگاه بخشی به بنادر است. بندر سبز بدون فناوری کافی نیست؛ بندر هوشمند بدون سیاست‌گذاری پایدار کافی نیست و توسعه اقتصادی بندر بدون حفاظت از سرمایه طبیعی دریا نیز پایدار نخواهد بود. از این منظر، آینده بنادر در گرو پیوند سه مفهوم است: هوشمندی، سبز بودن و اقتصاد آبی. این پیوند می‌تواند بنادر را از مراکز صرفاً لجستیکی به موتورهای توسعه کم‌کربن، تاب‌آور و فراگیر در مناطق ساحلی تبدیل کند.

برچسب ها : بنادر سبز و هوشمند اقتصادسرآمد اقتصاد آبی

اخبار روز
ضمیمه