مرگ نهاد دموکراسی اقتصاد!
محمدعلی وکیلی- مدت هاست بر سر انتخاب جناب سلاح ورزی به عنوان رئیس اتاق بازرگانی ایران حرف و حدیث درجریان است. به رغم اذعان دستگاه های مختلف مسئول پیرامون صحت فرآیند انتخاب ایشان ولی اراده ای نامرئی مانع ادامه فعالیت نامبرده است.
جالب است صداهای مختلف و متعارضی از اعضایی دولت شنیده می شود و در این میان احدی از اعضای دولت حاضر نیست مسئولیت مخالفت با ادامه فعالیت ایشان را بپذیرد و توضیح باورپذیر ارائه دهند. البته درچنین شرایطی جامعه خود قضاوت می کند!اکنون مهمترین دلیل مخالفت از نگاه افکار عمومی اراده تضعیف نهاد دموکراسی در اقتصاد میباشد. گویا بناست نهادهای مردمی یکی پس از دیگری بنفع سیطره دولت از گردونه خارج گردند.
برخی هم معتقدند سلاخی سلاح ورزی در ادامه زنجیره حذف فرزندان بی پناه لر صورت می گیرد. علی ایحال حذف بدون دلیل محکمه پسندِ سلاح ورزی دارای تبعات مهلک در آینده کشور می باشد. اینکه عده ای بنام صلاحیت در انتخابات صنف نانوائی ها و... بشکل استصوابی دخالت می کنند و هر روز عرصه را بر مردم بیش از پیش تنگ و تنگ تر می کنند خود مصداقی از مصادیق خالص سازی کشور می باشد. با این روش ها نه فقط مشارکت صورت نمی پذیرد بلکه صنوف تاثیرگذار از گردونه خارج می شوند.
اینچنین پافشاری بر حذف سلاح ورزی چندین تبعات دارد. اول اینکه ریشخند قانون است. قوه قضائیه صلاحیت ایشان را تایید کرده و دعاوی در مورد ایشان را رد کرده است. دوم اینکه شائبه زیاد در زمینه تعارض منافع دارد. نهاد اتاق بازرگانی نماینده بخش خصوصی و مدافع حقوق آنان در فرآیند تصمیمات دولتی است. تصرف اینچنینی در آن توسط دولت شائبه مسئله منافع را دارد.سوم اینکه تضعیف نهاد دموکراسی در اقتصاد و دشمنی با اقتصاد مردمی و آزاد را دارد. یعنی این همه نهاد تصمیم گیر دولتی در اقتصاد کم است و باید دولت دست تصرف در معدود نهادهای مردمی اقتصاد هم بگشاید. البته این امر تئوریسین های قوی در حاکمیت دارد.
بسیاری (خصوصاً شاخه اقتصادی پروژه خالص سازی) از این امر در حوزه عمومی دفاع می کنند.چهارم اینکه شاید بوی دشمنی با قوم لر رو هم داشته باشد که تبعات ادراکی زیادی دارد. پنجم اینکه به جامعه پالس می دهد که قرار نیست هیچ اراده مردم در هیچ نهادی به طور کامل متبلور بشود و امید اصلاح اساساً نداشته باشید.جای تعجب است که با این همه تبعات چرا همچنان بر چنین تصمیمی اصرار ورزیده می شود؟ نهاد بازرگانان مهمترین نهاد مردمی اقتصادی است.
تقابل با این نهاد تبهات وحشتناکی دارد. خوب است بدانید مشروطه محصول اراده بازرگانان و تقابلشان با مظفرالدین شاه بود. انقلاب اسلامی نیز مدیون همراهی بازرگانان با روحانیت می باشد. چرا این تبعات اصلاً سنجیده نمی شود؟ آیا قوه عاقله ای در میان نیست؟
جالب است صداهای مختلف و متعارضی از اعضایی دولت شنیده می شود و در این میان احدی از اعضای دولت حاضر نیست مسئولیت مخالفت با ادامه فعالیت ایشان را بپذیرد و توضیح باورپذیر ارائه دهند. البته درچنین شرایطی جامعه خود قضاوت می کند!اکنون مهمترین دلیل مخالفت از نگاه افکار عمومی اراده تضعیف نهاد دموکراسی در اقتصاد میباشد. گویا بناست نهادهای مردمی یکی پس از دیگری بنفع سیطره دولت از گردونه خارج گردند.
برخی هم معتقدند سلاخی سلاح ورزی در ادامه زنجیره حذف فرزندان بی پناه لر صورت می گیرد. علی ایحال حذف بدون دلیل محکمه پسندِ سلاح ورزی دارای تبعات مهلک در آینده کشور می باشد. اینکه عده ای بنام صلاحیت در انتخابات صنف نانوائی ها و... بشکل استصوابی دخالت می کنند و هر روز عرصه را بر مردم بیش از پیش تنگ و تنگ تر می کنند خود مصداقی از مصادیق خالص سازی کشور می باشد. با این روش ها نه فقط مشارکت صورت نمی پذیرد بلکه صنوف تاثیرگذار از گردونه خارج می شوند.
اینچنین پافشاری بر حذف سلاح ورزی چندین تبعات دارد. اول اینکه ریشخند قانون است. قوه قضائیه صلاحیت ایشان را تایید کرده و دعاوی در مورد ایشان را رد کرده است. دوم اینکه شائبه زیاد در زمینه تعارض منافع دارد. نهاد اتاق بازرگانی نماینده بخش خصوصی و مدافع حقوق آنان در فرآیند تصمیمات دولتی است. تصرف اینچنینی در آن توسط دولت شائبه مسئله منافع را دارد.سوم اینکه تضعیف نهاد دموکراسی در اقتصاد و دشمنی با اقتصاد مردمی و آزاد را دارد. یعنی این همه نهاد تصمیم گیر دولتی در اقتصاد کم است و باید دولت دست تصرف در معدود نهادهای مردمی اقتصاد هم بگشاید. البته این امر تئوریسین های قوی در حاکمیت دارد.
بسیاری (خصوصاً شاخه اقتصادی پروژه خالص سازی) از این امر در حوزه عمومی دفاع می کنند.چهارم اینکه شاید بوی دشمنی با قوم لر رو هم داشته باشد که تبعات ادراکی زیادی دارد. پنجم اینکه به جامعه پالس می دهد که قرار نیست هیچ اراده مردم در هیچ نهادی به طور کامل متبلور بشود و امید اصلاح اساساً نداشته باشید.جای تعجب است که با این همه تبعات چرا همچنان بر چنین تصمیمی اصرار ورزیده می شود؟ نهاد بازرگانان مهمترین نهاد مردمی اقتصادی است.
تقابل با این نهاد تبهات وحشتناکی دارد. خوب است بدانید مشروطه محصول اراده بازرگانان و تقابلشان با مظفرالدین شاه بود. انقلاب اسلامی نیز مدیون همراهی بازرگانان با روحانیت می باشد. چرا این تبعات اصلاً سنجیده نمی شود؟ آیا قوه عاقله ای در میان نیست؟
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
-
فرار مالیاتی در کشور ما بیداد میکند
-
ضرورت تصویب طرح دالان های راهبردی ترانزیت ریلی و دریایی در هیات وزیران
-
خیرآب جزیره قشم
-
مرگ نهاد دموکراسی اقتصاد!
-
نهاد عالی سیاستگذاری اقتصاد دریامحور تشکیل می شود
-
تکلیف مجلس به دولت برای تصفیه پساب
-
تشکیل شورای استانداران ساحلی جهت تحول توریسم دریایی
-
نقش هوش مصنوعی و فناوریهای نوپدید در نیروی دریایی سپاه
اخبار روز
-
راهاندازی سامانه «صورا» نمادی از حفظ نگاه بلندمدت در شرایط جنگی است
-
الگوی مصرف آب در سراسر کشور در دست اصلاح است
-
ایران در دسترسی به آب شرب شهری و روستایی جزو کشورهای پیشرو جهان است
-
پایداری صنعت شیلات جنوب کشور در سایه تنشهای منطقهای
-
تولید 21 تن خاویار پرورشی طی یک سال گذشته
-
حضور قابل توجه گردشگران در نوار ساحلی گیلان
-
محیط اطراف بیمارستان محک پاکسازی شد
-
عبور عملیات بازگشت حجاج توسط «هما» از مرز ۲۰ هزار نفر
-
ترانزیت ریلی نفت خام قابل انجام است اما از نظر اقتصادی توجیه ندارد
-
دشمن آمریکایی-صهیونی برای فروپاشی ایران آمده بود؛ نتیجه، انسجام بیسابقه ملت ایران شد
-
چهلوهفتمین دوره آموزشی کالاهای خطرناک برگزار شد
-
حضور ایران در بریکس فرصتی راهبردی برای ارتقای دیپلماسی شهری و توسعه بازآفرینی شهری است
-
آغاز به کار پویش هرمزِ جان «شبکه ملی دریادلان»
-
کریدور انرژی سبز «خزر- دریای سیاه» به دنبال چیست
-
ضرورت راهبردی باز تعریف پدافندغیرعامل در جزایر هرمزگان
-
رقابت شدید چین و هند در آبهای مالدیو
-
محدودیتهای جغرافیایی در توسعه دریایی کشورها
-
سفرههای کوچکتر با نان گرانتر
-
آیا آینده اقتصاد ایران از کریدورها میگذرد؟
-
آبگیری 90 درصدی تالاب بین المللی شادگان



