فرصت های نادیده استان های ساحلی ایران

گروه توسعه- دکتر رضا جهان‌فر-یکی از فرصت‌های کمتر دیده شده برای توسعه استان‌های ساحلی کشورمان به ویژه استان‌های ساحلی شمال کشور، بهره‌گیری از دانش‌ها و فنون نوین است. از جمله این دانش‌ها و فنون، «تاریخ شفاهی» محسوب می‌شود. اگر چه در استان‌های ساحلی و به صورت جزیره‌ای اقداماتی در خصوص تاریخ شفاهی انجام شده است ولی بررسی فعالیت‌های سازمان‌ها، ادارات و مجموعه‌های مستقر در استانهای ساحلی نشان دهنده ضعیف بودن اقدامات انجام شده در این خصوص به نسبت تهران و کلانشهرهایی همچون اصفهان و مشهد است. این یادداشت به فرصت طلایی ایجاد جریانی برای بهره‌مندی از دانشی نوین در سطح جهانی با سبک و سیاق استاندارد و دارای مزایای متعدد برای افراد و جامعه با عنوان «تاریخ شفاهی» در سطح ملی و بومی در مسیر توسعه استان‌های ساحلی اشاره دارد.

   چرا تاریخ شفاهی مهم شد؟
برخی بر این باورند که انسان‌ها فقط زندگی نمی‌کنند، بلکه درباره‌ی معنای زندگی و تجربیات حاصل از آن نیز فکر می‌کنند و تمایل دارند که از تجربیات خود سخن بگویند. این عمل نشانه‌ای از آگاهی است. در واقع هر انسان مجموعه‌ای از تجربه‌های شخصی و جمعی است. تجربیاتی ناشی از مشاهداتی که داشته است. شکست‌ها و پیروزی‌ها. مطالبی که یاد گرفته است. انتخاب‌هایی که داشته است. آگاهانه یا ناآگاهانه. از این زاویه انسان محصول انتخاب‌هایش است. با این رویکرد انسان تمایل به ثبت و ضبط نتایج انتخاب‌هایش و تجربیات طی شده در زندگی را دارد. می‌خواهد بداند که در کجای تاریخ نقش داشته و ثبت شده است. 
اما مشکل اینجاست که تا چند دهه قبل، تاریخ مختص پادشاهان، فرماندهان و صاحبان قدرت و منصب و نسب و ثروت بود. روایت صاحبان قدرت توسط کاتبان به رشته تحریر در می‌آمد و برای اعتبار بخشی به آن روایت حتی ناقص، همراه با تحریف و فراموشی و جعل، اسنادی که از سوی دستگاه تولید روایت منتشر می‌شد تا ابهامات در مورد درستی یا نادرستی روایت بر طرف شود. اما این تاریخ رسمی یک رُخ دیگر نیز دارد. یک رُخِ مردمی که مکملِ تاریخ رسمی و آشکار کننده کاستی‌های آن است. در واقع از وقتی که جایگاه مردم در برابر حاکمیت، ارتقاء یافت، روایت مردم نیز مهم‌تر از قبل محسوب شد. بر این اساس تاریخ شفاهی (Oral History) را نتیجه ظهور مردم‌سالاری در عرصه تاریخ و صدای بی صدایان نیز می‌دانند. البته امروز دیگر تاریخ شفاهی نه فقط یک شیوه برای ضبط و ثبت روایت‌های مردمی، بلکه در سطوح سه گانه «ابزار گردآوری داده در روش‌های میدانی»، «روش تحقیق» و «نظریه» قابل بررسی است.  

تاریخ شفاهی چیست؟
اگرچه برای پژوهش در مورد رویدادهای تاریخی، اسناد و مدارک گوناگونی برای بررسی وجود دارد، اما تاریخ شفاهی به عنوان مکمل اسناد و مدارک برای یافتن حقیقت، جایگاه خود را دارد. تعاریف و رویکردهای مختلفی در مورد تاریخ شفاهی وجود دارد.  
تاریخ شفاهی یکی از منابع پژوهش در حوزه‌های محتلف علمی و پژوهشی از جمله تاریخ، مدیریت دانش، جامعه‌شناسی و ... محسوب می‌شود. تاریخ شفاهی به کاوش، تشریح و شناسایی وقایع، رویدادها و حوادث گذشته مبتنی بر دیدگاه‌ها، دیده‌ها و شنیده‌ها و عملکرد شاهدان، ناظران و دست‌اندکاران آن رویدادها می‌پردازد. 
اولین کنشگری جدی ثبت شده در مورد تاریخ شفاهی در سال‌ 1948 میلادی‌ رخ داد. در این‌ سال‌ ایده بهره‌گیری ضبط‌ صوت‌ برای‌ ضبط‌ و گردآوری‌ خاطرات‌ در فرایند مطالعه برخی از اسناد تاریخی‌ به ذهن پروفسور «آلن‌ نونیز » در دانشگاه‌ کلمبیای‌ امریکا خطور کرد و اجرایی شد و به ‌‌اصطلاح‌ گام نخست شکل گیری تاریخ‌ شفاهی‌ با این‌ اقدام‌ برداشته شد. پس از راه‌اندازی انجمن تاریخ شفاهی در سال ۱۹۶۶ میلادی‌ و بخش تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۷ میلادی‌، تاریخ شفاهی به عنوان موضوعی مهم در مجامع علمی و پژوهشی و فرهنگی جهان شناخته شد و مورد پذیرش قرار گرفت.
سال‌ها بعد،‌ انجمن‌ها، مراکز و مو‌سسات‌ مطالعاتی‌ تاریخ‌ شفاهی‌ در چند‌ دانشگاه، از جمله در دانشگاه‌های آمریکا، کانادا و اروپا راه‌اندازی شد و فعالیت‌های‌ محدودی‌ نیز در این راستا در آمریکای‌ لاتین‌ و برخی از کشورهای‌ آسیایی‌ و آفریقایی‌ به ثمر رسید.
با تشکیل انجمن جهاني تاريخ شفاهي در سال 1996 میلادی، تاريخ شفاهي جهان مرحله نوینی را تجربه کرد كه از آن به «جنبش تاريخ شفاهي » ياد مي‌كنند. تعدد آثار تولید شده در حوزه تاریخ شفاهی از مقاله و کتاب تا رساله دکتری، خیره‌کننده بود. اقبال عمومی نیز به تاریخ شفاهی، منجر به تحریک ذائقه ناشران برای انتشار کتاب‌های تاریخ شفاهی و تهیه کنندگان و کارگردانان برای تولید فیلم‌های مستند تاریخ شفاهی شد.
 در ایران نیز نخستین فعالیت‌های تاریخ شفاهی به پیش از انقلاب و در رادیو و تلویزون آن زمان باز می‌گردد. پس از انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی، تلاش‌های انجام شده برای ضبط و ثبت روایت رزمندگان و فرماندهان، تاریخ شفاهی در کشورمان رشد قابل ملاحظه ای داشت به گونه‌ای که فقط در مورد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تعداد حدود سه هزار عنوان کتاب تاریخ شفاهی منتشر شده است که البته این تعداد، مجزا از تعداد کتاب‌های خاطره شفاهی است.  
از سوی دیگر تاریخ شفاهی یک روش تحقیق و رویکردی نوین در ثبت تحولات رو به فراموشی محسوب می‌شود. «مارتا جکسون راس» رییس پیشین انجمن تاریخ شفاهی آمریکا  معتقد است:« تاریخ شفاهی بیانگر یک روش تحقیق کیفی است. که بر مبنای مصاحبه با اشخاص استوار است. برای درک معانی، تفاسير، روابط و تجربه‌هاي ذهني. تاريخ شفاهي محصولي صوتي و تصويري است كه سند اصليِ (يا دست اول) تاريخي و منبع اصليِ پژوهش‌هاي تاريخي است».
در واقع تاريخ شفاهي، روشي پژوهشي براي ايجاد و نگهداري اطلاعات اصلي رخ داده در گذشته از اندوخته ذهنی افراد ذینفع در رخدادهاي تاريخي و يا مشاهده کنندگان مستقیم آنها است. تاريخ شفاهي، در جستجوی اطلاعات مستند شفاهي است و به دنبال ثبت هرگونه تجربة انساني است كه با گذشت زمان و متأثر از تغييرات سياسي و اجتماعي و فرهنگي در معرض نابودي قرار دارد. اگر چه اسناد و مدارک در گویاسازی تاریخ شفاهی مورد استفاده قرار می‌گیرند ولی در ساده ترین تعریف؛ تاریخ شفاهی یعنی تاریخ از زبان شاهدان و کنشگران، نه فقط از روی سند.
البته تاکید می‌شود که باید به تفاوت «تاریخ شفاهی» و «خاطره شفاهی» نیز اشاره کرد. برخی از آثار خاطره شفاهی که به صورت صوتی و تصویری و مکتوب ارائه شده است، صرفا روایت شفاهی از رخدادها و خاطرات شفاهی محسوب می‌شود و هنوز به مرحله تاریخ شفاهی نرسیده است. مبنای تاریخ شفاهی، مصاحبه است ولی باید دانست که مصاحبه گام نخست در تاریخ شفاهی محسوب می‌شود. 

حافظه سازمان، دغدغه پژوهشگر تاریخ شفاهی
      شاید تصور شود که پژوهشگر تاریخ شفاهی صرفاً به خبرگان و پیشکسوتان توجه می‌کند. در حالی که در تاریخ شفاهی هر سازمانی و هر فرد مرتبط با سازمان باید به همه ابعاد حافظه سازمانی توجه شود. در ظاهر تمرکز پژوهشگر تاریخ شفاهی بر روی پیشکسوتان و روایت‌های آنان است. این در حالی است که برای کشف حقیقت، تمرکز پژوهشگر تاریخ شفاهی در ساختارهای سازمانی، باید بر روی «حافظه سازمان» باشد. «فرهنگ سازمانی»، «اسناد، آرشیو و بایگانی سازمانی»، «فرایندها» و «پیشکسوتان»، حوزه های مهم مورد کنکاش پژوهشگر تاریخ شفاهی برای مدیریت دانش صحیح است. 

افزایش تعداد انجمن‌ها و موسسات 
تاریخ شفاهی در جهان
با توجه به جذابیت و اثرگذاری تاریخ شفاهی، شاهد غلبه ذائقه ذینفعان و مخاطبان تاریخ شفاهی در سبد محصولات مرتبط با تاریخ، مدیریت دانش، جامعه‌شناسی و... به نسبت سایر محصولات هستیم. بر این اساس در جهان، موسسات و انجمن‌های تاریخ شفاهی متعددی به وجود آمدند. معمولاً هر انجمن تاریخ شفاهی متشکل از یک گروه متشکل از کنشگران و پژوهشگران تاریخ شفاهی با رویکرد علمی، پژوهشی و فرهنگی است که با هدف ثبت، حفظ و تحلیل تجربه‌ها و خاطرات افراد از طریق مصاحبه‌های هدفمند شکل می‌گیرد. تمرکز اصلی آن‌ها بر «دانش زیسته» انسان‌هاست؛ مطالبی که معمولاً در اسناد رسمی، آرشیوها و گزارش‌های مکتوب دیده نمی‌شوند. البته به عنوان مکمل از آن اسناد و بایگانی‌ها و آرشیوها استفاده کرد. اکنون تعداد انجمن ها و موسسات تاریخ شفاهی در جهان آن قدر زیاد شده است که می‌توان آن را جزیی از فزایند توسعه کشورها دانست. 

انجمن تاریخ شفاهی و مدیریت دانش
انجمن‌های تاریخ شفاهی زمینه ساز پیوند تاریخ شفاهی و مدیریت دانش هستند. یکی از روش‌های پژوهش و حتی ابزار گردآوری داده در مدیریت دانش، تاریخ شفاهی است. استخراج بسته‌های دانشیِ حاملِ دانشِ ضمنی انسان‌ها از طریق تاریخ شفاهی امکان پذیر است. محور مدیریت دانش در هر دو رویکرد کلاسیک و نوین، تجربه‌نگاری است. مبنای تجربه‌نگاری، درس‌آموخته‌ها و انتقال تجربه بین نسل‌ها است. تاریخ شفاهی مکمل مستندسازی رسمی سازمان‌ها است. 
لذا فعالیت کنشگران تاریخ شفاهی همانند کنشگران مدیریت دانش، در همه حوزه ها نظیر تاریخ سیاسی و نظامی، سازمان‌ها و نهادها، سوانح و بحران‌ها، اجتماعی، فرهنگی و محلی، علم، فناوری، هنر، ورزش، صنعت و... است. انجمن‌‎های تاریخ شفاهی شرایطی فراهم می‌کنند که دانش ضمنی انسان‌ها قبل از فراموشی یا از دست رفتن حاملانش، ضبط و ثبت و منتقل شود. دانشی که پیش از این هرگز ثبت و ضبط و مکتوب نشده است. تاریخ شفاهی در راستای مدیریت دانش زمینه ارزش آفرینی از دانش را فراهم می‌کند.

انجمن‌های تاریخ شفاهی چه کار می‌کنند؟
معمولاً در انجمن‌های تاریخ شفاهی، سیاست گذاری، تصمیم سازی و تصمیم گیری در امور زیر انجام می‌شود؛
1-طراحی و اجرای مصاحبه‌های سه گانه باز، ساختار یافته و نیمه ساختار یافته  با کنشگران شاخص نظیر: فرماندهان، مدیران، هنرمندان، کارگران، زنان، فعالان اجتماعی و... .
2-برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی و دانش افزایی روش‌شناسی تاریخ شفاهی، آموزش مصاحبه، اخلاق پژوهش، مستندسازی، آرشیو و تحلیل روایت.
3-برگزاری یا مشارکت در برگزاری رویدادهای علمی و پژوهشی حوزه تاریخ شفاهی نظیر همایش، نشست علمی، جشنواره و... .
4-تولید و انتشار محتوا در قالب کتاب، مقاله، مستند، پادکست، آرشیو دیجیتال و... .
5-حفظ حافظه جمعی برای جلوگیری از فراموشی تجربه‌های فردی و سازمانی.
6-پشتیبانی از تصمیم‌سازی‌های انتقال تجربه برای مدیریت، سیاست‌گذاری و یادگیری سازمانی.

انجمن تاریخ شفاهی رامسر
اهمیت و ضرورت ایجاد و فعالیت انجمن تاریخ شفاهی در شهر رامسر به عنوان یک شهر گردشگری، ساحلی با موقعیت جغرافیایی ویژه در سطح ملی و جهانی را می‌توان در موارد زیر مورد اشاره قرار داد:
1-حفظ دانش بومی و  نانوشته، حفظ میراث معنوی بومی و همچنین مشاغل سنتی مختص استان‌های شمالی کشور نظیر نمدمالی رامسر و ده ها شغل بومی و تقویت اقتصاد خرد منطقه در رامسر و شهرهای همجوار در استان‌های مازندران، گیلان، گلستان و تهران در حوزه‌های گردشگری، دریانوردی، ورزشی، علمی، اقتصادی و سیاسی، دفاعی و... .
2-ایجاد زمینه افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها در سطوح حکمرانی، مدیریت و حتی اقدام فردی از طریق انتقال تجربیات به دست آمده در مصاحبه ها و استخراج دانش ضمنی به وسیله تاریخ شفاهی و پشتیبانی از مدیریت دانش در شهرستان تا سطح ملی و از طریق فراهم نمودن زمینه حفظ داده‌های تاریخ شفاهی به عنوان منبع تغذیه تصمیم‌سازی برای حکمرانی مناسب و بکارگیری در فرایند آموزش‌ در حوزه های مختلف از جمله ایمنی و مدیریت بحران، مدیریت گردشگری، مدیریت فرهنگی.  و البته به این معنا که انجمن تاریخ شفاهی فرصت تبدیل خاطره به «دانش قابل استفاده» را فراهم می‌کند.   
3- پیشگیری از تکرار اشتباهات ناشی از خطاهای انسانی، سوانح و مخاطرات از طریق بیان و تجزیه و تحلیل روایت واقعی سوانح (نظیر آتش‌سوزی هتل رامسر و...) ، تصمیم‌ها، اشتباهات و راه‌حل‌ها فراتر از گزارش‌های رسمی اداری و سازمانی.
4-  تقویت سرمایه اجتماعی از طریق تقویت هویت ملی، افزایش اعتماد بین نسلی و مشارکت در شهرستان رامسر و شهرستان‌های اطراف. در واقع انجمن تاریخ شفاهی رامسر ایجاد کننده سازه مفهومی «پل بین نسل‌ها» محسوب می‌شود. «بی‌ریشه‌شدن» و قطع ارتباط بین نسلی زمانی رخ می‌دهد که روایت نسل پیشین به نسل کنونی و نسل های آینده نرسد. 
5- ایجاد و حفظ پیوند هویت شغلی، فرهنگی، اجتماعی رامسر و جلوگیری از گسست فرهنگی با در نظر گرفتن این واقعیت که شهرها صرفاً سازهای فلزی و بتنی و خیابانها و میادین نیستیند. بلکه شهروندی با روایت‌های شهروندان بومی و مهاجر از حقوق شهروندی، آیین‌ها، واژگان تخصصی مشاغل بومی، گردشگری، تجارت، جنگ، حوادث و سوانح غیر مترقبه طبیعی و غیرطبیعی (نظیر ریزش‌های کوه، رانش‌ها در جواهرده و لپاسر، سیل و طغیان های چالکرود و صفارود رامسر و...) معنا می‌یابد. در اینجا الگوهای زیسته واقعی ارائه می‌شود و اگر این روایت‌ها ضبط و ثبت و این صداها شنیده نشوند و از فرایند توسعه حذف شوند، توسعه نامتوازن و ناپایدار شکل خواهد گرفت. 
6-توانمندسازی کنشگران تاریخ شفاهی برای کارآفرینی و در گام بعدی ایجاد موزه تاریخ شفاهی رامسر، ایجاد سرای پیشکسوتان و خبرگان ایران در رامسر و جشنواره ملی و بین المللی تاریخ شفاهی رامسر.
در نهایت اینکه راه‌اندازی انجمن تاریخ شفاهی در شهرهای ساحلی شمال کشور از جمله رامسر، شکل‌دهنده حافظه زنده جنگل، کوه و دریاست؛ در همه حوزه ها دارای اثر است. هم برای تکریم خبرگان و پیشکسوتان، هم برای ایمنی، هم هویت، هم آینده باشد. ناگفته نماند که پتانسیل فعالیت فراملی و بین المللی برای انجمن تاریخ شفاهی رامسر قابل تصور است. 
تاریخ شفاهی؛ رامسر و فرصت‌های آینده
یکی از متغیرهای اثرگذار بر رونق گردشگری در هر کشوری، دستگاه سیاست خارجی آن کشور است. موفقیت دستگاه متولی سیاست خارجی در ترغیب سفر به ایران برای گردشگران غیرایرانی، منجر به افزایش رونق گردشگری خواهد شد.   
جغرافیایِ سیاسی رامسر و اثرگذاری آن بر قدرت، منجر به ایجاد یک موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیک برای این شهر در سطح ملی و حتی بین‌المللی شده است و اثرگذاری رامسر را بر تحولات تاریخی ایران افزایش داده است. رامسر در طول تاریخ معاصر، شاهد رویدادهای ملی و بین المللی با پیامدهای جهانی بوده است که روایت آنها از زبان کنشگران و ذینفعان، از جمله اقدامات آتی انجمن تاریخ شفاهی رامسر خواهد بود.    اگر چه تاکنون از ظرفیت‌های رامسر در راستای توسعه ایران، استان‌های شمالی و حتی خود رامسر کمتر استفاده شده است، اما با رونق سیاست خارجی ایران، این شهر می‌تواند محل میزبانی بسیاری از رویدادهای بین‌المللی ورزشی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی 
شود. 
به رغم اینکه رامسر دارای هویت چند هزار ساله است و رامسری‌ها در قرن معاصر شاهد رویدادهای مختلف در سطح ملی و جهانی بودند ولی اینکه تعداد کتاب‌های تاریخ شفاهی رامسر به 10 عنوان کتاب تاریخ شفاهی هم نمی‌رسد. البته نباید حساب کتاب‌های «خاطره شفاهی» را با «تاریخ شفاهی» با هم در نظر گرفت. تعداد کارگاه‌های آموزشی و دانش افزایی برگزار شده در مورد تاریخ شفاهی در این شهرستان کفایت پژوهشگران و دانشجویان این شهرستان و شهرستانهای همجوار را نمی‌کند. در کمتر پایان‌نامه یا پژوهش دانشگاهی و یا مقالات منتشر شده در دانشگاه‌های شهر رامسر، پژوهشی به تاریخ شفاهی مرتبط با رامسر اختصاص یافته است. از کنشگران اجتماعی تا مسئولان بازنشسته، تعداد کمی از آثار به شرح و ثبت تجربیات به جا مانده این افراد با رویکرد تاریخ شفاهی اختصاص یافته است. البته در مواردی توسط علاقمندان مصاحبه‌هایی با این افراد انجام شد ولی در بیشتر موارد، این آثار فاقد فرایند تبدیل «خاطره شفاهی» به «تاریخ شفاهی» است. در سال‌های آتی، رویدادهای بسیاری با پیامدهای ملی و بین‌المللی در رامسر شکل خواهد گرفت که نیازمند ثبت و ضبط به صورت تاریخ شفاهی خواهد بود و انجمن تاریخ شفاهی رامسر می‌تواند در این خصوص نقش آفرینی
 کند. 
فرصت های نادیده  استان های ساحلی ایران
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه