نقش کلیدی بنادر در راهبرد لجستیکی چین
رضا رضایی - مزیت زیرساختهای چین به شکلدهی رقابتپذیری تولیدات آسیایی کمک میکند. شبکه گسترده لجستیکی، مناطق صنعتی، ظرفیت انرژی و سیستمهای دیجیتال این کشور، مقیاس و قابلیت پیشبینی عملیاتی بینظیری را فراهم میکنند. هرچند چالشهایی مانند افزایش هزینهها و فشارهای نظارتی وجود دارد، اما زیرساختهای چین همچنان یک نقطه قوت تعیینکننده تا سال ۲۰۲۶ و پس از آن است. زیرساخت، یک عنصر اساسی است که کارایی تولید، مقیاسپذیری و پیشبینیپذیری عملیاتی را شکل میدهد. زیرساخت، فراتر از اتصال اولیه حمل و نقل، شامل شبکههای لجستیک، پلتفرمهای صنعتی، سیستمهای انرژی و آب و برق و اتصال دیجیتال میشود که همگی مستقیماً بر هزینههای تولید، هماهنگی زنجیره تأمین و توانایی تولیدکنندگان برای فعالیت در مقیاس بزرگ تأثیر میگذارند. به همین دلیل، زیرساخت همچنان به عنوان یک شاخص اصلی در ارزیابیهای مقایسهای محیطهای تولیدی در سراسر آسیا، از جمله شاخص تولید آسیایی (AMI) ۲۰۲۶، مطرح است. اکوسیستم تولیدی چین طی چندین دهه با سرمایهگذاری پایدار در زیرساختها تقویت شده که منجر به شبکههای حمل و نقل متراکم، مناطق صنعتی یکپارچه، ظرفیت انرژی در مقیاس بزرگ و زیرساختهای دیجیتال پیشرفته شده است. با متنوع شدن تدریجی فعالیتهای تولیدی در سراسر آسیا، سوالاتی در مورد مزیت زیرساختی چین نسبت به جایگزینهای نوظهور مطرح شده است.
چارچوب توسعه زیرساختهای چین
چارچوب توسعه زیرساختهای چین طی دو دهه گذشته از تمرکز بر اتصال فیزیکی در مقیاس بزرگ به مدلی یکپارچهتر و ترکیب حمل و نقل، انرژی، پلتفرمهای صنعتی و سیستمهای دیجیتال تکامل یافته است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، سرمایهگذاری در زیرساختها عمدتاً معطوف به رفع کمبودهای اساسی در حمل و نقل، تأمین برق و ظرفیت لجستیک بود. بزرگراههای ملی، راهآهن، بنادر و شبکههای انرژی به سرعت گسترش یافتند تا از ظهور چین به عنوان یک قطب تولید و صادرات پشتیبانی کنند. این مرحله با استقرار گسترده سرمایه، هماهنگی مرکزی قوی و تأکید بر مقیاس مشخص میشد که به طور قابل توجهی تنگناهای فیزیکی را کاهش داده و اتصال سراسری را بهبود بخشید. با گذشت زمان، این رویکرد زمینه را برای تمرکز تولید در امتداد کریدورهای اقتصادی کلیدی و مناطق ساحلی فراهم کرد، ضمن اینکه گسترش تدریجی شبکههای زیرساختی به استانهای داخلی و غربی را نیز تسهیل نمود. اخیراً، مدل سرمایهگذاری زیرساختی چین به سمت ادغام بیشتر و بهرهوری سیستم تغییر یافته است. در حالی که پروژههای سنتی حمل و نقل و انرژی همچنان مهم هستند، برنامهریزی زیرساختها به طور فزایندهای با اهداف سیاستهای صنعتی، ارتقاء فناوری و تابآوری زنجیره تأمین همسو شده است. سازوکارهای برنامهریزی مرکزی، شامل برنامههای پنجساله متوالی و راهبردهای توسعهای مختص هر بخش، همچنان نقش هماهنگکنندهای در تعیین اولویتها، تعیین توالی پروژهها و تخصیص سرمایه بلندمدت ایفا میکنند. همچنین، اجرا متنوعتر شده و نقش بیشتری برای دولتهای محلی، شرکتهای دولتی و در برخی مناطق، مشارکت خصوصی و مبتنی بر بازار قائل شدهاند. در این چارچوب، توسعه زیرساختها کمتر به عنوان یک هدف سیاستی مستقل و بیشتر به عنوان بستری پشتیبان برای اکوسیستمهای تولیدی عمل میکند. پارکهای صنعتی، مناطق توسعه و مراکز لجستیکی معمولاً در کنار پیوندهای حمل و نقل، خدمات رفاهی و زیرساختهای دیجیتال برنامهریزی میشوند و امکان هممکانی تولید، توزیع و خدمات پشتیبانی را فراهم میکنند.
زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک
زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک، ستون اصلی توسعه تولید چین بوده و زیربنای جابجایی نهادهها، کالاهای واسطهای و محصولات نهایی در یک شبکه تولید ملیِ به طور فزاینده پیچیده است. ارزیابیهای ملی و بینالمللی از عملکرد لجستیک، دیدگاهی ساختارمند از این زیرساخت ارائه میدهد. بر اساس جدیدترین شاخص عملکرد لجستیک بانک جهانی (LPI)، که لجستیک تجاری را در اقتصادهای مختلف ارزیابی میکند، امتیاز چین برای کیفیت زیرساختهای مرتبط با تجارت و حمل و نقل در سال ۲۰۲۲ حدود چهار در مقیاس پنج امتیازی گزارش شده است. شبکههای بزرگراهی و ریلی باری چین طی دو دهه گذشته به طور قابل توجهی گسترش یافته و کریدورهای حمل و نقل متراکمی ایجاد کردهاند که مراکز تولید ساحلی را با مراکز تولید داخلی و دروازههای صادرات جهانی مرتبط میکنند. این شبکهها زمان حمل و نقل بین سایتهای تولیدی و بنادر را کاهش داده و به عملیات لجستیکی قابل اعتمادتری برای تولیدکنندگان کمک کردهاند. فراتر از داراییهای حمل و نقل فیزیکی، اکوسیستم لجستیک چین به طور فزایندهای شامل مناطق تحت پوشش، مراکز حمل و نقل یکپارچه و مکانیسمهای تسهیل گمرکی است که موانع اداری را کاهش داده و هماهنگی نزدیکتری را بین عملکردهای تولید و توزیع فراهم میکند.
اهمیت بنادر
زیرساختهای بندری بخش مهمی از این چارچوب را تشکیل میدهند. چین سهم قابل توجهی از شلوغترین پایانههای باری جهان، از جمله بنادر آبهای عمیق و کانتینری که حجم زیادی از بار سالانه را جابجا میکنند، را در خود جای داده است. به عنوان مثال، بنادر بزرگ در سواحل شرقی سالانه صدها میلیون تن بار را جابجا و از زنجیرههای تأمین داخلی و جریانهای تجارت بینالمللی حمایت میکنند. علاوه بر ظرفیت بنادر ساحلی، بنادر رودخانهای داخلی (مانند بنادر در امتداد یانگ تسه و سایر آبراههای اصلی) به عنوان مراکز لجستیک چندوجهی عمل و محمولههای آبی را به اتصالات ریلی و بزرگراهی متصل و دسترسی داخلی کارآمد به مسیرهای کشتیرانی جهانی را تسهیل میکنند. این قابلیتهای حمل و نقل و لجستیک با ابتکارات اتصال گستردهتری که کریدورهای حمل و نقل زمینی، دریایی و منطقهای را ادغام میکنند، همسو هستند. پروژههایی مانند کریدور جدید تجارت بینالمللی زمینی-دریایی، با پیوند دادن مراکز مرکزی چین با بنادر ساحلی و بازارهای بینالمللی، اتصال داخلی را گسترش و به تولیدکنندگان این امکان را میدهند که مسیرهای لجستیکی را متنوع کرده و تابآوری خود را در برابر اختلالات تقویت کنند. همچنین، مزایای حمل و نقل و لجستیک چین در همه مناطق یکسان نیست. زیرا نابرابریها بین مناطق ساحلی شرقی توسعهیافته که اتصال در بالاترین حد خود قرار دارد و مناطق داخلی یا غربی که زیرساختها همچنان در حال جبران عقبماندگی هستند، همچنان ادامه دارد.
نتیجهگیری
زیرساختهای چین نشاندهنده یک مزیت بلندمدت و سرمایهبر است. دههها سرمایهگذاری هماهنگ، شبکههای حمل و نقل متراکم، پلتفرمهای صنعتی یکپارچه، سیستمهای انرژی قابل اعتماد و زیرساختهای دیجیتال پیشرفتهای را ایجاد کرده است که همچنان از مقیاس تولید، هماهنگی و سازگاری پشتیبانی میکنند. همچنین، زیرساختها به تنهایی نتایج تولید را تعیین نمیکنند. پویایی نیروی کار، شرایط نظارتی، دسترسی به بازار و ملاحظات ژئوپلیتیکی، همگی تصمیمات سرمایهگذاری را شکل میدهند. در مقابل، زیرساختها به عنوان یک عامل شکلدهنده ریسک عمل کرده و بر پیشبینیپذیری عملیاتی، مقیاسپذیری و ظرفیت تعدیل تأثیر میگذارند، نه اینکه رقابتپذیری را به تنهایی تضمین کنند. تا سال ۲۰۲۶ و پس از آن، واقعیتهای زیرساختی نشان میدهد که چین همچنان یک پلتفرم تولید مرکزی در آسیا باقی خواهد ماند، حتی با وجود اینکه تنوع در جاهای دیگر شتاب میگیرد.
چارچوب توسعه زیرساختهای چین
چارچوب توسعه زیرساختهای چین طی دو دهه گذشته از تمرکز بر اتصال فیزیکی در مقیاس بزرگ به مدلی یکپارچهتر و ترکیب حمل و نقل، انرژی، پلتفرمهای صنعتی و سیستمهای دیجیتال تکامل یافته است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، سرمایهگذاری در زیرساختها عمدتاً معطوف به رفع کمبودهای اساسی در حمل و نقل، تأمین برق و ظرفیت لجستیک بود. بزرگراههای ملی، راهآهن، بنادر و شبکههای انرژی به سرعت گسترش یافتند تا از ظهور چین به عنوان یک قطب تولید و صادرات پشتیبانی کنند. این مرحله با استقرار گسترده سرمایه، هماهنگی مرکزی قوی و تأکید بر مقیاس مشخص میشد که به طور قابل توجهی تنگناهای فیزیکی را کاهش داده و اتصال سراسری را بهبود بخشید. با گذشت زمان، این رویکرد زمینه را برای تمرکز تولید در امتداد کریدورهای اقتصادی کلیدی و مناطق ساحلی فراهم کرد، ضمن اینکه گسترش تدریجی شبکههای زیرساختی به استانهای داخلی و غربی را نیز تسهیل نمود. اخیراً، مدل سرمایهگذاری زیرساختی چین به سمت ادغام بیشتر و بهرهوری سیستم تغییر یافته است. در حالی که پروژههای سنتی حمل و نقل و انرژی همچنان مهم هستند، برنامهریزی زیرساختها به طور فزایندهای با اهداف سیاستهای صنعتی، ارتقاء فناوری و تابآوری زنجیره تأمین همسو شده است. سازوکارهای برنامهریزی مرکزی، شامل برنامههای پنجساله متوالی و راهبردهای توسعهای مختص هر بخش، همچنان نقش هماهنگکنندهای در تعیین اولویتها، تعیین توالی پروژهها و تخصیص سرمایه بلندمدت ایفا میکنند. همچنین، اجرا متنوعتر شده و نقش بیشتری برای دولتهای محلی، شرکتهای دولتی و در برخی مناطق، مشارکت خصوصی و مبتنی بر بازار قائل شدهاند. در این چارچوب، توسعه زیرساختها کمتر به عنوان یک هدف سیاستی مستقل و بیشتر به عنوان بستری پشتیبان برای اکوسیستمهای تولیدی عمل میکند. پارکهای صنعتی، مناطق توسعه و مراکز لجستیکی معمولاً در کنار پیوندهای حمل و نقل، خدمات رفاهی و زیرساختهای دیجیتال برنامهریزی میشوند و امکان هممکانی تولید، توزیع و خدمات پشتیبانی را فراهم میکنند.
زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک
زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک، ستون اصلی توسعه تولید چین بوده و زیربنای جابجایی نهادهها، کالاهای واسطهای و محصولات نهایی در یک شبکه تولید ملیِ به طور فزاینده پیچیده است. ارزیابیهای ملی و بینالمللی از عملکرد لجستیک، دیدگاهی ساختارمند از این زیرساخت ارائه میدهد. بر اساس جدیدترین شاخص عملکرد لجستیک بانک جهانی (LPI)، که لجستیک تجاری را در اقتصادهای مختلف ارزیابی میکند، امتیاز چین برای کیفیت زیرساختهای مرتبط با تجارت و حمل و نقل در سال ۲۰۲۲ حدود چهار در مقیاس پنج امتیازی گزارش شده است. شبکههای بزرگراهی و ریلی باری چین طی دو دهه گذشته به طور قابل توجهی گسترش یافته و کریدورهای حمل و نقل متراکمی ایجاد کردهاند که مراکز تولید ساحلی را با مراکز تولید داخلی و دروازههای صادرات جهانی مرتبط میکنند. این شبکهها زمان حمل و نقل بین سایتهای تولیدی و بنادر را کاهش داده و به عملیات لجستیکی قابل اعتمادتری برای تولیدکنندگان کمک کردهاند. فراتر از داراییهای حمل و نقل فیزیکی، اکوسیستم لجستیک چین به طور فزایندهای شامل مناطق تحت پوشش، مراکز حمل و نقل یکپارچه و مکانیسمهای تسهیل گمرکی است که موانع اداری را کاهش داده و هماهنگی نزدیکتری را بین عملکردهای تولید و توزیع فراهم میکند.
اهمیت بنادر
زیرساختهای بندری بخش مهمی از این چارچوب را تشکیل میدهند. چین سهم قابل توجهی از شلوغترین پایانههای باری جهان، از جمله بنادر آبهای عمیق و کانتینری که حجم زیادی از بار سالانه را جابجا میکنند، را در خود جای داده است. به عنوان مثال، بنادر بزرگ در سواحل شرقی سالانه صدها میلیون تن بار را جابجا و از زنجیرههای تأمین داخلی و جریانهای تجارت بینالمللی حمایت میکنند. علاوه بر ظرفیت بنادر ساحلی، بنادر رودخانهای داخلی (مانند بنادر در امتداد یانگ تسه و سایر آبراههای اصلی) به عنوان مراکز لجستیک چندوجهی عمل و محمولههای آبی را به اتصالات ریلی و بزرگراهی متصل و دسترسی داخلی کارآمد به مسیرهای کشتیرانی جهانی را تسهیل میکنند. این قابلیتهای حمل و نقل و لجستیک با ابتکارات اتصال گستردهتری که کریدورهای حمل و نقل زمینی، دریایی و منطقهای را ادغام میکنند، همسو هستند. پروژههایی مانند کریدور جدید تجارت بینالمللی زمینی-دریایی، با پیوند دادن مراکز مرکزی چین با بنادر ساحلی و بازارهای بینالمللی، اتصال داخلی را گسترش و به تولیدکنندگان این امکان را میدهند که مسیرهای لجستیکی را متنوع کرده و تابآوری خود را در برابر اختلالات تقویت کنند. همچنین، مزایای حمل و نقل و لجستیک چین در همه مناطق یکسان نیست. زیرا نابرابریها بین مناطق ساحلی شرقی توسعهیافته که اتصال در بالاترین حد خود قرار دارد و مناطق داخلی یا غربی که زیرساختها همچنان در حال جبران عقبماندگی هستند، همچنان ادامه دارد.
نتیجهگیری
زیرساختهای چین نشاندهنده یک مزیت بلندمدت و سرمایهبر است. دههها سرمایهگذاری هماهنگ، شبکههای حمل و نقل متراکم، پلتفرمهای صنعتی یکپارچه، سیستمهای انرژی قابل اعتماد و زیرساختهای دیجیتال پیشرفتهای را ایجاد کرده است که همچنان از مقیاس تولید، هماهنگی و سازگاری پشتیبانی میکنند. همچنین، زیرساختها به تنهایی نتایج تولید را تعیین نمیکنند. پویایی نیروی کار، شرایط نظارتی، دسترسی به بازار و ملاحظات ژئوپلیتیکی، همگی تصمیمات سرمایهگذاری را شکل میدهند. در مقابل، زیرساختها به عنوان یک عامل شکلدهنده ریسک عمل کرده و بر پیشبینیپذیری عملیاتی، مقیاسپذیری و ظرفیت تعدیل تأثیر میگذارند، نه اینکه رقابتپذیری را به تنهایی تضمین کنند. تا سال ۲۰۲۶ و پس از آن، واقعیتهای زیرساختی نشان میدهد که چین همچنان یک پلتفرم تولید مرکزی در آسیا باقی خواهد ماند، حتی با وجود اینکه تنوع در جاهای دیگر شتاب میگیرد.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
هوشمندسازی و دادهمحوری؛ استراتژی سازمان راهداری و حملونقل جادهای در مسیر تحول دیجیتال در حملونقل جادهای
-
بهره برداری از بزرگترین نیروگاه خورشیدی شهرداری تهران در بوستان گلابدره
-
توسعه ایران بدون بهرهگیری از ظرفیتهای دریا ممکن نیست
-
وزیر راه و شهرسازی خواستار تاسیس صندوق حملونقل اسلامی شد
-
۷۵ درصد ترانزیت ریلی کشور از مرز سرخس انجام میشود
-
تفاهمنامه وزارت اقتصاد و معاونت علمی ریاست جمهوری برای حمایت از دانشبنیانها امضا شد
-
بازار، خوراک و قانون؛ محورهای راهبردی توسعه آبزیپروری آب شیرین
-
سال ۱۴۰۵، سال خدمترسانی مطلوب به پروژههای عمرانی کشور در آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک
-
جنگ چندوجهی راهگذرهای ایران
-
سیدمهدی موسوی اجاق به عنوان معاون فرهنگی،اجتماعی وگردشگری منطقه آزادقشم منصوب می شود
-
تبعات منفی بودجهریزی تجارت ملوانی و کولبری!
-
تداوم توقیف نفتکشها آمریکا در اقیانوس هند
-
پیامدهای مسیر ترامپ بر ترانزیت چین
-
«بهدهی هرمزگان» رویای «توسعه پایدار» میبیند!
-
«مثلث بنادر، مناطق آزاد و گمرک» همافزایی یا موازیکاری!
-
دو راهی جنگ و مذاکره
-
بوشهر میزبان پنجمین همایش ملی میگوی ایران است
-
استقرار دولت هوشمند در حوزه شهرسازی
-
بازدید جانشین نیروی دریایی ارتش از پایگاه دریایی پسابندر
-
انتصاب شایسته در روند خدمترسانی سازمان موثر است



