حافظه مشترک فرهنگی «خلیج فارس»
درباره استاد زبیری و ضرورت پاسداشت «حاملان میراث زنده» جزیره تمدنی قشم
اقتصاد سرآمد- دکتر آتوسا مومنی- رییس مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی تحت نظارت یونسکو - «ملتها تنها با سنگها و بناهایشان به گذشته پیوند نمیخورند؛ آنچه حافظه تاریخی یک سرزمین را زنده نگه میدارد، انسانهایی هستند که روایتها، واژهها، نغمهها، آیینها و شیوههای زیستن را نسلبهنسل در جان خود حمل میکنند.آنان، یادگارهای زنده تاریخاند؛ پلهایی انسانی میان گذشته، حال و آینده.»
در بزرگداشت برخی انسانها، واژهها دیگر تنها ابزار توصیف نیستند؛ بلکه به آیینی برای ادای احترام بدل میشوند. استاد محمد زبیری از همان تبار انسانهاییست که باید دربارهشان با زبان «حافظه»، «زیست»، و «پاسداری» سخن گفت؛ نه صرفاً با واژگان معمول شرح حال و زندگینامه.او برای من، تنها یک پژوهشگر بومی یا گردآورنده فرهنگ عامه نیست؛ بلکه یکی از اصیلترین «حاملان میراث زنده» در پهنه تمدنی خلیج فارس است؛ انسانی که دانش را نه در کتابخانهها، بلکه در حرکت بادهای موسمی، در آواز دریانوردان، در واژگان فراموششده جزیره، و در حافظه نسلهای خاموششونده آموخته است.
استاد زبیری، حافظه متحرک یک جغرافیاست.
او از آن انسانهاییست که پیش از آنکه مفهوم «پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس» در ادبیات جهانی تثبیت شود، خودْ زیستنِ پاسدارانه را برگزیده بود. سالها پیش از آنکه جهان از ضرورت صیانت از دانشهای بومی، روایتهای شفاهی، موسیقی آیینی و واژگان در معرض زوال سخن بگوید، او با دستان خود، با رنجِ زیسته خود، و با ایمان عمیق خود به فرهنگ، مشغول نجات دادن حافظه جزیره بود.
اما اهمیت استاد محمد زبیری، تنها در پاسداری از فرهنگ بومی قشم خلاصه نمیشود. او را باید روایتگرِ پیوندهای تاریخی و فرهنگیِ جهانِ دریایی خلیج فارس، عمان و سواحل شرق آفریقا دانست؛
انسانی که بهدرستی دریافت میراث فرهنگی ناملموس، نه در مرزهای سیاسی امروز، بلکه در مسیرهای تاریخی رفتوآمد انسانها، آوازهای دریانوردان، واژگان مشترک، آیینهای معیشتی، و حافظه جمعی مردمان دریا شکل گرفته است.
ارزش کوششهای او تنها در گردآوری واژگان یا اشیای کهن نیست؛ بلکه در بازشناسی و بازپیوند دادن شبکهای از میراثهای زندهایست که قرنها میان بنادر، جزایر و سواحل خلیج فارس، عمان و شرق آفریقا در گردش بودهاند؛ میراثهایی مبتنی بر همزیستی، احترام متقابل، دادوستد فرهنگی، همبستگی انسانی و اخلاق دریایی.
استاد زبیری بهخوبی دریافته بود که بسیاری از عناصر فرهنگی این حوزه تمدنی، حاصل گفتوگوی تاریخی ملتها هستند؛ گفتوگویی که نه بر پایه سلطه، بلکه بر بنیاد مبادله فرهنگی، مدارا، مشارکت و همزیستی شکل گرفته است.
از همین منظر، کوششهای او را میتوان نمونهای ارزشمند از پاسداری مردمی از میراث فرهنگی ناملموس در خدمت صلح، پیوستگی فرهنگی و توسعه پایدار دانست.
او با ثبت واژگان، روایتها، موسیقیها، آیینها و شیوههای زیست دریایی، در حقیقت از «حافظه مشترک فرهنگی خلیج فارس» پاسداری کرده است؛
حافظهای که امروز نیز میتواند الهامبخش گفتوگوی فرهنگی، نزدیکی ملتها و تقویت فهم مشترک میان جوامع ساحلی منطقه باشد.
در روزگاری که امواج شتابزده مدرنیته، بسیاری از ساحلهای فرهنگی خلیج فارس را دستخوش فراموشی کردهاند، استاد محمد زبیری چون فانوسی انسانی ایستاده است؛ فانوسی که نهتنها اشیاء کهن، بلکه معناها را نجات داده است.
او واژهها را از مرگ رهانیده، صداها را ثبت کرده، آیینها را به نسل جوان سپرده، و نشان داده است که میراث فرهنگی ناملموس، پیش از آنکه در فهرستها ثبت شود، باید در قلب انسانها زنده بماند.
کتاب «گنز بپو» تنها یک اثر مکتوب نیست؛
بلکه سندی تمدنی از زیستجهان جزیره قشم است. اثری که ارزش آن صرفاً در ثبت واژگان نیست، بلکه در نجات نوعی جهانبینی، نوعی رابطه انسان با دریا، طبیعت، معیشت، موسیقی، خوراک، همزیستی و خاطره جمعی نهفته است. چنین آثاری در حقیقت، «اطلسهای فرهنگی نامرئی» ملتها هستند.
آنچه استاد زبیری را ممتاز میکند، صرفاً دانش او نیست؛ بلکه پیوند عمیق او با مردم، با زیست بومی، و با حافظه جمعی خلیج فارس است.
او از آن نسل نادریست که فرهنگ را نه بهعنوان موضوع مطالعه، بلکه بهمثابه شیوه زندگی زیستهاند.
در جهانی که بسیاری از روایتها بهسوی گسست و فراموشی میروند، استاد محمد زبیری یادآور این حقیقت است که میراث فرهنگی ناملموس، میتواند زبان صلح باشد؛ زبانی که انسانها را فراتر از مرزها، در حافظه مشترک انسانیت به یکدیگر پیوند میدهد.
امروز، در جهانی که بسیاری از حاملان میراث زنده، بیآنکه روایت شوند از میان میروند، تجلیل از استاد محمد زبیری تنها بزرگداشت یک فرد نیست؛
بلکه ادای احترام به تمامی حافظان خاموش فرهنگ در سواحل خلیج فارس است؛ انسانهایی که بیهیاهو، ستونهای هویتی این سرزمین را بر دوش کشیدهاند.من با نهایت احترام، استاد محمد زبیری را گنجینهای زنده، حافظ خرد بومی جزیره، و یکی از مهمترین حاملان میراث فرهنگی وفرهنگی و تمدنی خلیج فارس میدانم؛ مردی که ثابت کرد میراث، تنها آن چیزی نیست که از گذشته باقی مانده است، بلکه آن چیزیست که انسانی شریف، با عشق و آگاهی، برای آینده حفظ
میکند.
اقتصاد سرآمد- دکتر آتوسا مومنی- رییس مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی تحت نظارت یونسکو - «ملتها تنها با سنگها و بناهایشان به گذشته پیوند نمیخورند؛ آنچه حافظه تاریخی یک سرزمین را زنده نگه میدارد، انسانهایی هستند که روایتها، واژهها، نغمهها، آیینها و شیوههای زیستن را نسلبهنسل در جان خود حمل میکنند.آنان، یادگارهای زنده تاریخاند؛ پلهایی انسانی میان گذشته، حال و آینده.»
در بزرگداشت برخی انسانها، واژهها دیگر تنها ابزار توصیف نیستند؛ بلکه به آیینی برای ادای احترام بدل میشوند. استاد محمد زبیری از همان تبار انسانهاییست که باید دربارهشان با زبان «حافظه»، «زیست»، و «پاسداری» سخن گفت؛ نه صرفاً با واژگان معمول شرح حال و زندگینامه.او برای من، تنها یک پژوهشگر بومی یا گردآورنده فرهنگ عامه نیست؛ بلکه یکی از اصیلترین «حاملان میراث زنده» در پهنه تمدنی خلیج فارس است؛ انسانی که دانش را نه در کتابخانهها، بلکه در حرکت بادهای موسمی، در آواز دریانوردان، در واژگان فراموششده جزیره، و در حافظه نسلهای خاموششونده آموخته است.
استاد زبیری، حافظه متحرک یک جغرافیاست.
او از آن انسانهاییست که پیش از آنکه مفهوم «پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس» در ادبیات جهانی تثبیت شود، خودْ زیستنِ پاسدارانه را برگزیده بود. سالها پیش از آنکه جهان از ضرورت صیانت از دانشهای بومی، روایتهای شفاهی، موسیقی آیینی و واژگان در معرض زوال سخن بگوید، او با دستان خود، با رنجِ زیسته خود، و با ایمان عمیق خود به فرهنگ، مشغول نجات دادن حافظه جزیره بود.
اما اهمیت استاد محمد زبیری، تنها در پاسداری از فرهنگ بومی قشم خلاصه نمیشود. او را باید روایتگرِ پیوندهای تاریخی و فرهنگیِ جهانِ دریایی خلیج فارس، عمان و سواحل شرق آفریقا دانست؛
انسانی که بهدرستی دریافت میراث فرهنگی ناملموس، نه در مرزهای سیاسی امروز، بلکه در مسیرهای تاریخی رفتوآمد انسانها، آوازهای دریانوردان، واژگان مشترک، آیینهای معیشتی، و حافظه جمعی مردمان دریا شکل گرفته است.
ارزش کوششهای او تنها در گردآوری واژگان یا اشیای کهن نیست؛ بلکه در بازشناسی و بازپیوند دادن شبکهای از میراثهای زندهایست که قرنها میان بنادر، جزایر و سواحل خلیج فارس، عمان و شرق آفریقا در گردش بودهاند؛ میراثهایی مبتنی بر همزیستی، احترام متقابل، دادوستد فرهنگی، همبستگی انسانی و اخلاق دریایی.
استاد زبیری بهخوبی دریافته بود که بسیاری از عناصر فرهنگی این حوزه تمدنی، حاصل گفتوگوی تاریخی ملتها هستند؛ گفتوگویی که نه بر پایه سلطه، بلکه بر بنیاد مبادله فرهنگی، مدارا، مشارکت و همزیستی شکل گرفته است.
از همین منظر، کوششهای او را میتوان نمونهای ارزشمند از پاسداری مردمی از میراث فرهنگی ناملموس در خدمت صلح، پیوستگی فرهنگی و توسعه پایدار دانست.
او با ثبت واژگان، روایتها، موسیقیها، آیینها و شیوههای زیست دریایی، در حقیقت از «حافظه مشترک فرهنگی خلیج فارس» پاسداری کرده است؛
حافظهای که امروز نیز میتواند الهامبخش گفتوگوی فرهنگی، نزدیکی ملتها و تقویت فهم مشترک میان جوامع ساحلی منطقه باشد.
در روزگاری که امواج شتابزده مدرنیته، بسیاری از ساحلهای فرهنگی خلیج فارس را دستخوش فراموشی کردهاند، استاد محمد زبیری چون فانوسی انسانی ایستاده است؛ فانوسی که نهتنها اشیاء کهن، بلکه معناها را نجات داده است.
او واژهها را از مرگ رهانیده، صداها را ثبت کرده، آیینها را به نسل جوان سپرده، و نشان داده است که میراث فرهنگی ناملموس، پیش از آنکه در فهرستها ثبت شود، باید در قلب انسانها زنده بماند.
کتاب «گنز بپو» تنها یک اثر مکتوب نیست؛
بلکه سندی تمدنی از زیستجهان جزیره قشم است. اثری که ارزش آن صرفاً در ثبت واژگان نیست، بلکه در نجات نوعی جهانبینی، نوعی رابطه انسان با دریا، طبیعت، معیشت، موسیقی، خوراک، همزیستی و خاطره جمعی نهفته است. چنین آثاری در حقیقت، «اطلسهای فرهنگی نامرئی» ملتها هستند.
آنچه استاد زبیری را ممتاز میکند، صرفاً دانش او نیست؛ بلکه پیوند عمیق او با مردم، با زیست بومی، و با حافظه جمعی خلیج فارس است.
او از آن نسل نادریست که فرهنگ را نه بهعنوان موضوع مطالعه، بلکه بهمثابه شیوه زندگی زیستهاند.
در جهانی که بسیاری از روایتها بهسوی گسست و فراموشی میروند، استاد محمد زبیری یادآور این حقیقت است که میراث فرهنگی ناملموس، میتواند زبان صلح باشد؛ زبانی که انسانها را فراتر از مرزها، در حافظه مشترک انسانیت به یکدیگر پیوند میدهد.
امروز، در جهانی که بسیاری از حاملان میراث زنده، بیآنکه روایت شوند از میان میروند، تجلیل از استاد محمد زبیری تنها بزرگداشت یک فرد نیست؛
بلکه ادای احترام به تمامی حافظان خاموش فرهنگ در سواحل خلیج فارس است؛ انسانهایی که بیهیاهو، ستونهای هویتی این سرزمین را بر دوش کشیدهاند.من با نهایت احترام، استاد محمد زبیری را گنجینهای زنده، حافظ خرد بومی جزیره، و یکی از مهمترین حاملان میراث فرهنگی وفرهنگی و تمدنی خلیج فارس میدانم؛ مردی که ثابت کرد میراث، تنها آن چیزی نیست که از گذشته باقی مانده است، بلکه آن چیزیست که انسانی شریف، با عشق و آگاهی، برای آینده حفظ
میکند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
زنگ هشدار برای گردشگری و اتصال حملونقل قاره سبز
-
کنسرسیوم صادراتی آبزیان ایران ثبت رسمی شد
-
تعیین مناطق ساحلی مجاز گردشگری در پروژه آزادسازی سواحل خزر
-
پیش بینی تخصیص 2 همت به پروژه های توسعه بنادر ماهیگیری کشور
-
شناسایی زیستگاه آبسنگ های مرجانی مکران به وسعت 8 هکتار
-
روستاهای ساحلی درک و گیسوم ثبت جهانی می شوند
-
پیش بینی تولید 5 هزار تن میگوی پرورشی در مزارع گلستان
-
برگزاری آیین معارفه عضو هیئت مدیره شهر فرودگاهی امام خمینی(ره)
-
روایتگری موثرترین کارکرد روابط عمومی هاست
-
ثبت جهانی جزایر سهگانه به نام ایران
-
نهاییسازی مصوبات کمیسیونهای مقدماتی سال ۱۴۰۵
-
سند راهبردی ـ عملیاتی مناطق آزاد تدوین می شود
-
برگزاری نشست فنی ارزیابی زیرساختهای ماهیان خاویاری در سازمان شیلات
-
پیشبینی خروج ۳.۶ میلیون زائر از مرزهای ۶ گانه در اربعین ۱۴۰۵
-
گامهای جدید برای توسعه دامنه وثایق، بهبود اعتبارسنجی و تسهیل سرمایهگذاری در کشور
-
اروپا به اوج سفرهای پساکرونا رسید، واشنگتن از رقابت جهانی عقب ماند
-
تقدیر نماینده ویژه رئیسجمهور از اقدامات اثرگذار راهآهن در مقابله با قاچاق
-
مناطق آزاد شمال و جنوب در دو کفه ترازو
-
«ایران» سال ها بی نصیب از ثروت جهانی «تنگه هرمز»
-
هشدار متروکه شدن ۲۰ هزار کانتینر کالای ایرانی در بندر کراچی



