«سرآمد» بررسی می‌کند؛

واکاوی جایگاه اخلاق  حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی  در نظام مدیریت دریایی نوین

گروه راهبردی - مرتضی فاخری - در روزگاری که تکنولوژی های ناوبری به پیچیده ترین شکل ممکن درآمده اند و کشتی ها به مثابه شهرهای شناور، هزاران کانتینر و میلیون ها تن محموله را بر روی شانه های امواج حمل می کنند، دیگر بسنده کردن به دانش فنی و تجربه عملی برای رهبری این کلان ساختارهای متحرک، نه تنها ناقص، بلکه بس خطرناک می نماید. مدیریت دریایی که روزگاری تنها در تعریف مسیر، محاسبه باد و تدبیر برای طوفان ها خلاصه می شد، اکنون در افقی بسیار گسترده تر و انسانی تر تعریف می گردد. دو رکن اساسی که در این افق جدید می درخشند و خط تمایز یک مدیر صرفاً کارآمد از یک رهبر متعهد و ماندگار را ترسیم می کنند، «اخلاق حرفه ای» و «مسئولیت اجتماعی» هستند. این دو ویژگی، دیگر عناصری حاشیه ای یا زینتی برای یک سازمان دریانوردی محسوب نمی شوند، بلکه به مؤلفه های هستی شناختی صنعت حمل و نقل آبی بدل گشته اند و بقا، اعتبار و تداوم فعالیت در این عرصه پرتلاطم، بی گمان وابسته ای ژرف به التزام عملی به این اصول دارد.
برای درک عمیق تر این دگردیسی، ناگزیر باید به تحول مفهومی مدیریت در دهه های اخیر نظر افکند. مدیریت سنتی دریا، اغلب بر مدار فرماندهی مطلق و ساختاری سلسله مراتبی استوار بود که در آن، اطاعت محض از فرامین کاپیتان، ارزشی والا محسوب می شد و هر گونه پرسشگری یا تامل در ابعاد اخلاقی تصمیمات، نه تنها بی فایده، بلکه نشانه ای از ضعف در انضباط نظامی تلقی می گردید. اما تحولات شگرف در عرصه حقوق دریاها، کنوانسیون های بین المللی نظیر «مارپل» و «سولاس»، و از همه مهم تر، ظهور نسل جدیدی از دریانوردان و مدیران که خود را شهروندانی مسئول در برابر جامعه جهانی می دانند، این نگاه یک سویه را به چالش کشید و آن را به ورطه ناکارآمدی افکند. امروزه، یک مدیر دریایی نه تنها باید نسبت به بارنامه ها و برنامه های تعمیراتی پاسخگو باشد، بلکه موظف است در برابر روح و جان خدمه، سلامت اقیانوس ها و منافع جوامع ساحلی که کشتی او تنها یک مهمان گذرا در حریم آن هاست، احساس تکلیف کند.
وجه تمایز اخلاق حرفه ای در مدیریت دریایی با سایر رشته های مدیریتی، در ذات بی بدیل محیط کار می گنجد. دریانوردی، شغلی است که در آن، انسان ها برای ماه ها در فضایی بسته، منزوی و سرشار از استرس های روانی به سر می برند و هر تصمیم مدیریتی، چه در سطح ناخدا و چه در سطح مدیرعامل یک شرکت کشتیرانی، می تواند پیامدهای جبران ناپذیری بر سلامت جسم و روان این افراد داشته باشد. اخلاق حرفه ای در این بستر، فراتر از یک منشور نوشتاری یا آیین نامه انضباطی است؛ این اخلاق، به مثابه نسیمی است که از روزنه های تصمیمات مدیرانه می وزد و فضای کشتی را از هوای مسموم بی اعتمادی، تبعیض و بی عدالتی پالایش می کند. مدیرانی که به این اصل حیاتی وفادارند، هرگز خدمه را به عنوان قطعاتی یدکی یا اعدادی در دفاتر حقوق و دستمزد نمی نگرند، بلکه آنان را سرمایه های گران سنگی می دانند که تجربه و تخصصشان، خط سیر موفقیت سازمان را رقم می زند. رفتار منصفانه، توزیع عادلانه وظایف، گوش سپردن به دغدغه های فردی و ایجاد فضایی که در آن، خطا پذیرفته شده و از آن درس گرفته می شود، از نشانه های بارز این رویکرد اخلاق مدارانه است که بهره وری را نه از مسیر اعمال فشار، بلکه از طریق توانمندسازی و اعتمادآفرینی به ارمغان می آورد.
با این حال، دامنه اثرگذاری این اخلاق، هرگز به دیواره های فولادی کشتی محدود نمی شود و در نقطه ای حساس و استراتژیک با مفهوم مسئولیت اجتماعی پیوندی ناگسستنی می یابد. مسئولیت اجتماعی در مدیریت دریایی، آن روی سکه است که چهره سازمان را در آینه ادراک عمومی و نهادهای نظارتی بازتاب می دهد. صنعت دریانوردی، به دلیل ماهیت فراملی و عبور از آب های سرزمینی کشورهای گوناگون، همواره زیر ذره بین شفافیت و پاسخگویی قرار دارد. یک نشت نفتی کوچک، یک تخلیه غیرمجاز مواد زائد یا حتی یک تصمیم اشتباه در مسیریابی که منجر به برخورد با آبزیان نادر شود، می تواند اعتبار یک شرکت را که حاصل دهه ها تلاش بی وقفه است، در یک چشم بر هم زدن بر باد دهد. از این منظر، مسئولیت اجتماعی دیگر یک خیریه داوطلبانه یا یک اقدام پوپولیستی برای جلب توجه رسانه ها نیست، بلکه به یک ضرورت راهبردی برای تضمین دوام کسب و کار بدل شده است. مدیران دریایی هوشمند، به خوبی درک کرده اند که سرمایه گذاری در تجهیزات پیشرفته تصفیه آب، به کارگیری سوخت های پاک، رعایت دقیق مناطق ممنوعه صید و حتی آموزش خدمه برای مقابله با شرایط اضطراری زیست محیطی، نه تنها هزینه نیست، بلکه نوعی بیمه نامه معتبر برای بقای سازمان در برابر ریسک های حقوقی، مالی و اعتباری است.
نکته شایان تأمل آنکه التزام به مسئولیت اجتماعی در این صنعت، مرزهای مرسوم سوددهی را نیز دگرگون می سازد. امروزه، مشتریان عمده حمل و نقل کالا، به ویژه آن دسته که برچسب محصولات سبز را یدک می کشند، به دقت کارنامه زیست محیطی و تعهدات انسانی ناوگان حمل کننده را رصد می کنند. بدین ترتیب، یک مدیر دریایی که پرچم اخلاق و مسئولیت را بر فراز ناوگان خود برافراشته است، در واقع دارد بستر رقابتی جدیدی را برای سازمان خود می گشاید که در آن، قیمت تمام شده، تنها معیار انتخاب کارفرمایان نیست، بلکه میزان پایبندی به ارزش های پایدار، نقشی تعیین کننده در انعقاد قراردادهای کلان ایفا می کند. این همان جرقه ای است که تفکر مدیریتی را از حالت واکنشی به پیش کنشی سوق می دهد؛ یعنی به جای اینکه مدیر منتظر وقوع فاجعه و سپس جبران خسارت باشد، با پیش بینی پیامدهای اخلاقی و اجتماعی تصمیمات خود، از بروز بحران ها جلوگیری کرده و در نتیجه، هزینه های سرسام آور ناشی از دعاوی حقوقی، جریمه های سنگین و از دست دادن سهم بازار را به صفر می رساند.
اما شاید عمیق ترین تجلی این دو ویژگی در حوزه نیروی انسانی و نسل جدیدی از دریانوردان جلوه گر شود. جوانانی که امروز پا به عرشه کشتی ها می گذارند، دیگر تنها به دنبال حقوقی رقابتی یا ارتقای سریع درجه نیستند؛ آنان به دنبال معنا می گردند. آنان می خواهند بدانند که زحمات شبانه روزی و دوری طاقت فرسا از خانواده، صرف چه هدفی می شود و آیا سازمانی که برای آن کار می کنند، به جز سود سهام برای سهامداران، دغدغه ای برای آینده سیاره و سلامت همکارانش دارد یا خیر. در این نقطه، وظیفه مدیران دریایی بسیار ظریف و در عین حال خطیر می شود: آنان باید بتوانند با زبان عمل، ثابت کنند که این صنعت، صرفاً یک ماشین بی روح برای جابجایی کالا نیست، بلکه بستری انسانی برای رشد، تعالی و ایفای نقش در پیشرفت پایدار جهان است. پرورش چنین فرهنگی، نیازمند اصلاحات بنیادین در نظام های آموزشی، گزینش و ارزیابی عملکرد است تا جایی که روحیه پرسشگری اخلاقی و حس تعلق به جامعه جهانی، به عنوان معیارهای کلیدی برای انتصاب مدیران ارشد در نظر گرفته شود.
با نگاهی به تجربه زیسته مدیران موفق در بنادر بزرگ جهان و شرکت های پیشروی کشتیرانی، به روشنی می توان دریافت که این مدیران چگونه از هنر ظریف «مدیریت ذی نفعان» برای پیشبرد اهداف مسئولانه خود بهره می برند. آنان همواره بین منافع متضادِ مالکان کشتی، افسران اجرایی، دولت های بندری، فعالان زیست محیطی و جوامع محلی، پلی از تفاهم و همکاری می سازند و هرگز اجازه نمی دهند که سودگرایی کوتاه مدت، پلکان این تعاملات سازنده را تخریب کند. برای مثال، در مواجهه با تصمیم به استفاده از مسیرهای کوتاه تر اما پرخطر از نظر زیست بوم دریایی، یک مدیر باوجدان، با شفاف سازی کامل مخاطرات و برگزاری جلسات مشورتی با تمام گروه های مرتبط، راه حلی مبتنی بر اجماع را جستجو می کند که ضمن حفظ ایمنی، کمترین آسیب را به محیط تحمیل نماید. این گونه رفتارها، اعتماد را نهادینه کرده و سازمان را در موقعیتی قرار می دهد که در زمان بروز چالش های خارجی نظیر تحریم ها، بحران های اقتصادی یا همه گیری های جهانی، همچنان از حمایت همه جانبه و سرمایه اجتماعی لازم برخوردار باشد.
ناگفته نماند که مسیر نهادینه سازی اخلاق و مسئولیت اجتماعی در مدیریت دریایی، همواره با موانع و چالش های گریزناپذیری همراه است. فشارهای رقابتی برای کاهش هزینه ها، قوانین مبهم و بعضاً متناقض در آب های بین المللی و نیز مقاومت های درونی در برابر تغییر از سوی مدیران کهنه کاری که هنوز به الگوهای سنتی فرماندهی دل بسته اند، از جمله این موانع به شمار می روند. با این حال، هیچ یک از این موانع نمی توانند انکار کنند که جهان به سرعت در حال تغییر است و صنایع دریایی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سرمایه گذاران نهادی، شرکت های بیمه و حتی افکار عمومی، دیگر تخلفات اخلاقی یا بی توجهی به محیط زیست را با چشم پوشی تلقی نمی کنند و هزینه های ناشی از این بی توجهی، روز به روز گزاف تر می شود. از این رو، چالش اصلی مدیران امروز، نه در پذیرش این اصول که در یافتن روش های خلاقانه برای پیاده سازی آن ها در بستر عملیات روزمره و با در نظر گرفتن محدودیت های واقعی ناوگان است. اینجاست که نقش فناوری های نوین نظیر هوش مصنوعی برای پیش بینی مصرف سوخت بهینه، سامانه های مانیتورینگ آنلاین برای پایش انتشار گازهای گلخانه ای و پلتفرم های دیجیتال برای ارتقای شفافیت و ارتباطات انسانی، به عنوان ابزارهای توانمندساز اخلاق مداری آشکار می گردد.
بنابراین، آنچه یک مدیر دریایی را به والاترین جایگاه ممکن در این حرفه پرافتخار می رساند، نه تعداد قراردادهای منعقده یا ظرفیت حمل ناوگان، بلکه عمق نفوذ مثبتی است که بر زندگی خدمه، سلامت دریاها و آرامش جوامع ساحلی می گذارد. اخلاق حرفه ای و مسئولیت اجتماعی، دو بالی هستند که مدیریت دریایی را از سطح یک فن و حرفه، به عرصه علم و هنر و در نهایت به مقام «خدمت» ارتقا می دهند. وقتی یک ناخدا یا مدیر ارشد، خود را بخشی از یک اکوسیستم بزرگتر می داند و در هر تصمیم خود، سایه سنگین پیامدهای آن را بر دوش انسان ها و طبیعت احساس می کند، در حقیقت دارد به تعریف جدیدی از قدرت دست می یابد؛ قدرتی که نه با تحکم و زور، که با خردورزی، همدلی و پایبندی به اصول انسانی اعمال می شود. امروز، صنعت دریانوردی تشنه چنین رهبرانی است که با عبور از مرزهای معمول مدیریت، به سفیرانی برای تحقق توسعه پایدار تبدیل شوند و نشان دهند که اقیانوس های بی کران، نه فقط مسیری برای تجارت، که میراثی مشترک برای تمام نسل های بشریت هستند و حفاظت از آن، خط قرمزی است که هیچ محاسبه مالی و هیچ چشم انداز سودآوری نباید آن را نادیده انگارد. بدین ترتیب، پرچم اخلاق و مسئولیت، در دستان این مدیران، نه به عنوان یک بار اضافی، که به مثابه بادبان های اصلی کشتی حرکت به سوی فردایی روشن تر، راست می گردد و راه را برای یک همزیستی هوشمندانه، پایدار و متعهدانه میان تجارت و ارزش های والای انسانی هموار می سازد.

واکاوی جایگاه اخلاق  حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی  در نظام مدیریت دریایی نوین
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه