«سرآمد» گزارش می دهد؛
« جنوبِ هزار تکه» از مَکُران تا اروند
زخم عمیق جنگ بر قلب اقتصاد دریاپایه ایران
گروه گزارش- حمید الماسینیا - جنوب ایران، سرزمین دریا، تجارت و تمدن، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی است، زخمی که تنها بر پیکر اسکلهها، بنادر، تأسیسات و زیرساختها ننشسته، بلکه بر معیشت میلیونها ایرانی، بر امید خانوادههای ساحلنشین و بر نبض اقتصاد دریامحور کشور نقش بسته است.
از سواحل مکران در سیستان و بلوچستان تا اروندرود در خوزستان، هزاران کیلومتر نوار ساحلی، ستون اصلی اقتصاد دریایی ایران را تشکیل میدهد؛ پهنهای که بندر راهبردی چابهار، بنادر جاسک، سیریک، میناب و بندرعباس، جزایر قشم، هرمز، لارک، هنگام، کیش و لاوان، سواحل بوشهر و بنادر آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان و اروند را در بر میگیرد که این جغرافیا، تنها مجموعهای از شهرها و بنادر نیست؛ شریان حیاتی اقتصاد ملی است که بخش بزرگی از تجارت خارجی، صادرات غیرنفتی، حملونقل دریایی، شیلات، گردشگری و صنایع وابسته کشور بر دوش آن استوار شده است و جنگ، پیش از آنکه ساختمانها را ویران کند، اعتماد را تخریب میکند و اقتصاد جنوب، بیش از هر چیز، قربانی همین نااطمینانی است.
جنوب؛ موتور محرک اقتصاد ایران
بیش از ۵۸۰۰ کیلومتر مرز آبی ایران، ظرفیتی کمنظیر برای توسعه اقتصاد دریامحور فراهم کرده است و در این میان، سواحل جنوبی کشور مهمترین حلقه اتصال ایران به آبهای آزاد، بازارهای جهانی و کریدورهای بینالمللی به شمار میروند، چابهار بهعنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، حلقه اتصال آسیای میانه، افغانستان و شبهقاره هند است، هرمزگان با بندر شهید رجایی، بزرگترین بندر تجاری کشور، و جزایری که هر یک ظرفیتهای کمنظیر گردشگری و تجاری دارند، قلب تجارت دریایی ایران محسوب میشود، بوشهر قطب انرژی، شیلات و تجارت دریایی است و خوزستان با بنادر امام خمینی(ره)، ماهشهر، آبادان و خرمشهر، دروازه صادرات کالا و صنایع پتروشیمی کشور به شمار میآید که هرگونه اختلال در این زنجیره، تنها یک مسئله استانی نیست؛ بلکه مستقیماً امنیت اقتصادی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد.
وقتی دریا آرام است اما اقتصاد طوفانی
در نگاه نخست، شاید پایان درگیری نظامی به معنای بازگشت آرامش تلقی شود، اما اقتصاد، حافظهای طولانیتر از میدان جنگ دارد و سرمایهگذار، فعال اقتصادی، گردشگر و حتی صیاد، تصمیمهای خود را بر پایه احساس امنیت میگیرند و هنگامی که فضای نااطمینانی شکل میگیرد، نخستین پیامد آن کاهش سرمایهگذاری، تعویق پروژههای توسعهای و افت فعالیتهای اقتصادی است؛ روندی که آثار آن گاه تا سالها باقی میماند و به همین دلیل، خسارت واقعی جنگ تنها در ساختمانهای آسیبدیده خلاصه نمیشود؛ بلکه در کاهش اعتماد، افت سرمایه اجتماعی و کند شدن چرخه اقتصاد نمود پیدا میکند.
صیادان؛ نخستین قربانیان بحران
برای هزاران خانواده ساحلنشین، دریا تنها یک چشمانداز زیبا نیست؛ محل کار، سفره زندگی و آینده فرزندانشان است که با کاهش یا توقف فعالیت شناورهای صیادی، محدود شدن تردد دریایی و اختلال در بازار فروش آبزیان، درآمد روزانه صیادان را به شدت کاهش میدهد که این آسیب تنها متوجه صیاد نیست؛ بلکه زنجیرهای از مشاغل شامل کارخانههای فرآوری، بازارهای ماهی، حملونقل، صنایع بستهبندی و صادرات را نیز درگیر میکند و برخلاف صنایع بزرگ، جامعه صیادی از سرمایه ذخیره و پشتوانه مالی قابل توجهی برخوردار نیست و حتی چند هفته رکود میتواند معیشت هزاران خانوار را با بحران روبهرو کند.
گردشگری؛ صنعتی که با تصویر زندگی میکند
گردشگری یکی از حساسترین بخشهای اقتصادی در برابر بحرانهای امنیتی است که جزایری همچون قشم، کیش و هرمز که طی سالهای اخیر به مقصد میلیونها گردشگر داخلی و خارجی تبدیل شدهاند، اقتصادی وابسته به جریان مستمر سفر دارند. قشم، با ژئوپارک جهانی یونسکو، جنگلهای حرا، غار نمکدان، دره ستارگان، سواحل بکر و روستاهای هدف گردشگری، نمونهای روشن از این وابستگی است و با صدها اقامتگاه بومگردی، هزاران شغل خدماتی، بازارهای محلی، رستورانها، دفاتر خدمات مسافرتی و فعالان حملونقل، همگی به حضور گردشگران وابستهاند.اما تجربه جهانی نشان میدهد حتی پس از پایان بحران، تصویر ذهنی مقصد به این سرعت ترمیم نمیشود و گردشگران، مقصدی را انتخاب میکنند که آرامش و امنیت را در ذهن آنان تداعی کند و همین موضوع سبب میشود آثار روانی جنگ، فصلهای گردشگری آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
زنان جنوب؛ آسیبپذیرترین حلقه اقتصاد محلی
در بسیاری از روستاهای ساحلی، اقتصاد خانواده بر دوش زنان هنرمندی است که با سوزندوزی، گلابتوندوزی، حصیربافی، خوسدوزی، سفال و دیگر صنایعدستی، بخشی از هزینههای زندگی را تأمین میکنند و بازار این محصولات، عمدتاً به حضور گردشگران و رونق بازارهای محلی وابسته است و با کاهش سفر، به معنای کاهش فروش و افت درآمد هزاران زن کارآفرین است؛ زنانی که صنایعدستی برای آنان تنها یک هنر نیست، بلکه ستون معیشت خانواده محسوب میشود.
تجارت دریایی؛ نبض اقتصاد کشور
اسکلههای کوچک صیادی، بنادر تجاری، پایانههای کانتینری، صنایع بندری و خطوط کشتیرانی، مجموعهای بههمپیوسته را تشکیل میدهند که اقتصاد ایران به آن وابسته است و هر اختلال در این شبکه، هزینه حملونقل را افزایش میدهد، صادرات غیرنفتی را با چالش روبهرو میکند، زنجیره تأمین صنایع را تحت تأثیر قرار میدهد و رقابتپذیری اقتصاد کشور را کاهش میدهد و از این منظر، امنیت جنوب، نه صرفاً یک مسئله مرزی، بلکه بخشی از امنیت اقتصادی و توسعه ملی ایران است.
جنگ، اعتماد را هدف میگیرد
بزرگترین خسارت جنگ، گاهی در آمارهای رسمی دیده نمیشود، وقتی سرمایهگذار پروژهای را متوقف میکند، جوانی تصمیم به مهاجرت میگیرد، خانوادهای آینده خود را نامطمئن میبیند یا کارآفرینی سرمایه خود را به منطقه دیگری منتقل میکند، اقتصاد منطقه آرامآرام فرسوده میشود و این همان سرمایه اجتماعی است که بازسازی آن، بسیار دشوارتر از ساختن یک اسکله یا ترمیم یک جاده خواهد بود.
جنوب؛ سرزمین تابآوری
با وجود همه دشواریها، جنوب ایران بارها ثابت کرده است که توان ایستادگی دارد و مردم این سرزمین، طوفانهای سهمگین، خشکسالی، تحریم، رکود اقتصادی و بحرانهای متعدد را پشت سر گذاشتهاند و با همین تجربه تاریخی، سرمایهای ارزشمند برای دوران بازسازی است، اما این سرمایه زمانی به نتیجه خواهد رسید که سیاستهای پسابحران، تنها بر بازسازی فیزیکی متمرکز نباشد.
حمایت از صیادان، رونق دوباره گردشگری، تسهیلات ویژه برای صنایعدستی، تقویت زیرساختهای بندری، حمایت از کسبوکارهای محلی، بیمه فعالان اقتصادی، تسهیل سرمایهگذاری و اجرای برنامههای تبلیغاتی برای بازسازی تصویر گردشگری جنوب، باید در اولویت برنامههای ملی قرار گیرد.
پایان سخن
جنوب ایران، تنها یک نوار ساحلی نیست؛ قلب تپنده اقتصاد دریامحور ایران است و آسیب جنگ را نمیتوان تنها با اعداد و ارقام خسارتهای عمرانی سنجید و این آسیب در سکوت بازارهای محلی، در تورهای خالی صیادان، در اتاقهای خالی اقامتگاههای بومگردی، در فروشنرفته صنایعدستی زنان روستایی و در تردید سرمایهگذارانی دیده میشود که آینده را با احتیاط مینگرند.
اگر قرار است جنوب دوباره برخیزد، بازسازی باید از دل مردم آغاز شود؛ از احیای اعتماد، حمایت از معیشت، رونق اقتصاد محلی و تقویت زیرساختهایی که این پهنه را به قلب تپنده اقتصاد ایران تبدیل کردهاند زیرا آبادانی جنوب، تنها آبادانی چند استان ساحلی نیست؛ تضمینکننده امنیت اقتصادی، پایداری تجارت و آینده اقتصاد ملی ایران است.
گروه گزارش- حمید الماسینیا - جنوب ایران، سرزمین دریا، تجارت و تمدن، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی است، زخمی که تنها بر پیکر اسکلهها، بنادر، تأسیسات و زیرساختها ننشسته، بلکه بر معیشت میلیونها ایرانی، بر امید خانوادههای ساحلنشین و بر نبض اقتصاد دریامحور کشور نقش بسته است.
از سواحل مکران در سیستان و بلوچستان تا اروندرود در خوزستان، هزاران کیلومتر نوار ساحلی، ستون اصلی اقتصاد دریایی ایران را تشکیل میدهد؛ پهنهای که بندر راهبردی چابهار، بنادر جاسک، سیریک، میناب و بندرعباس، جزایر قشم، هرمز، لارک، هنگام، کیش و لاوان، سواحل بوشهر و بنادر آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان و اروند را در بر میگیرد که این جغرافیا، تنها مجموعهای از شهرها و بنادر نیست؛ شریان حیاتی اقتصاد ملی است که بخش بزرگی از تجارت خارجی، صادرات غیرنفتی، حملونقل دریایی، شیلات، گردشگری و صنایع وابسته کشور بر دوش آن استوار شده است و جنگ، پیش از آنکه ساختمانها را ویران کند، اعتماد را تخریب میکند و اقتصاد جنوب، بیش از هر چیز، قربانی همین نااطمینانی است.
جنوب؛ موتور محرک اقتصاد ایران
بیش از ۵۸۰۰ کیلومتر مرز آبی ایران، ظرفیتی کمنظیر برای توسعه اقتصاد دریامحور فراهم کرده است و در این میان، سواحل جنوبی کشور مهمترین حلقه اتصال ایران به آبهای آزاد، بازارهای جهانی و کریدورهای بینالمللی به شمار میروند، چابهار بهعنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، حلقه اتصال آسیای میانه، افغانستان و شبهقاره هند است، هرمزگان با بندر شهید رجایی، بزرگترین بندر تجاری کشور، و جزایری که هر یک ظرفیتهای کمنظیر گردشگری و تجاری دارند، قلب تجارت دریایی ایران محسوب میشود، بوشهر قطب انرژی، شیلات و تجارت دریایی است و خوزستان با بنادر امام خمینی(ره)، ماهشهر، آبادان و خرمشهر، دروازه صادرات کالا و صنایع پتروشیمی کشور به شمار میآید که هرگونه اختلال در این زنجیره، تنها یک مسئله استانی نیست؛ بلکه مستقیماً امنیت اقتصادی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد.
وقتی دریا آرام است اما اقتصاد طوفانی
در نگاه نخست، شاید پایان درگیری نظامی به معنای بازگشت آرامش تلقی شود، اما اقتصاد، حافظهای طولانیتر از میدان جنگ دارد و سرمایهگذار، فعال اقتصادی، گردشگر و حتی صیاد، تصمیمهای خود را بر پایه احساس امنیت میگیرند و هنگامی که فضای نااطمینانی شکل میگیرد، نخستین پیامد آن کاهش سرمایهگذاری، تعویق پروژههای توسعهای و افت فعالیتهای اقتصادی است؛ روندی که آثار آن گاه تا سالها باقی میماند و به همین دلیل، خسارت واقعی جنگ تنها در ساختمانهای آسیبدیده خلاصه نمیشود؛ بلکه در کاهش اعتماد، افت سرمایه اجتماعی و کند شدن چرخه اقتصاد نمود پیدا میکند.
صیادان؛ نخستین قربانیان بحران
برای هزاران خانواده ساحلنشین، دریا تنها یک چشمانداز زیبا نیست؛ محل کار، سفره زندگی و آینده فرزندانشان است که با کاهش یا توقف فعالیت شناورهای صیادی، محدود شدن تردد دریایی و اختلال در بازار فروش آبزیان، درآمد روزانه صیادان را به شدت کاهش میدهد که این آسیب تنها متوجه صیاد نیست؛ بلکه زنجیرهای از مشاغل شامل کارخانههای فرآوری، بازارهای ماهی، حملونقل، صنایع بستهبندی و صادرات را نیز درگیر میکند و برخلاف صنایع بزرگ، جامعه صیادی از سرمایه ذخیره و پشتوانه مالی قابل توجهی برخوردار نیست و حتی چند هفته رکود میتواند معیشت هزاران خانوار را با بحران روبهرو کند.
گردشگری؛ صنعتی که با تصویر زندگی میکند
گردشگری یکی از حساسترین بخشهای اقتصادی در برابر بحرانهای امنیتی است که جزایری همچون قشم، کیش و هرمز که طی سالهای اخیر به مقصد میلیونها گردشگر داخلی و خارجی تبدیل شدهاند، اقتصادی وابسته به جریان مستمر سفر دارند. قشم، با ژئوپارک جهانی یونسکو، جنگلهای حرا، غار نمکدان، دره ستارگان، سواحل بکر و روستاهای هدف گردشگری، نمونهای روشن از این وابستگی است و با صدها اقامتگاه بومگردی، هزاران شغل خدماتی، بازارهای محلی، رستورانها، دفاتر خدمات مسافرتی و فعالان حملونقل، همگی به حضور گردشگران وابستهاند.اما تجربه جهانی نشان میدهد حتی پس از پایان بحران، تصویر ذهنی مقصد به این سرعت ترمیم نمیشود و گردشگران، مقصدی را انتخاب میکنند که آرامش و امنیت را در ذهن آنان تداعی کند و همین موضوع سبب میشود آثار روانی جنگ، فصلهای گردشگری آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
زنان جنوب؛ آسیبپذیرترین حلقه اقتصاد محلی
در بسیاری از روستاهای ساحلی، اقتصاد خانواده بر دوش زنان هنرمندی است که با سوزندوزی، گلابتوندوزی، حصیربافی، خوسدوزی، سفال و دیگر صنایعدستی، بخشی از هزینههای زندگی را تأمین میکنند و بازار این محصولات، عمدتاً به حضور گردشگران و رونق بازارهای محلی وابسته است و با کاهش سفر، به معنای کاهش فروش و افت درآمد هزاران زن کارآفرین است؛ زنانی که صنایعدستی برای آنان تنها یک هنر نیست، بلکه ستون معیشت خانواده محسوب میشود.
تجارت دریایی؛ نبض اقتصاد کشور
اسکلههای کوچک صیادی، بنادر تجاری، پایانههای کانتینری، صنایع بندری و خطوط کشتیرانی، مجموعهای بههمپیوسته را تشکیل میدهند که اقتصاد ایران به آن وابسته است و هر اختلال در این شبکه، هزینه حملونقل را افزایش میدهد، صادرات غیرنفتی را با چالش روبهرو میکند، زنجیره تأمین صنایع را تحت تأثیر قرار میدهد و رقابتپذیری اقتصاد کشور را کاهش میدهد و از این منظر، امنیت جنوب، نه صرفاً یک مسئله مرزی، بلکه بخشی از امنیت اقتصادی و توسعه ملی ایران است.
جنگ، اعتماد را هدف میگیرد
بزرگترین خسارت جنگ، گاهی در آمارهای رسمی دیده نمیشود، وقتی سرمایهگذار پروژهای را متوقف میکند، جوانی تصمیم به مهاجرت میگیرد، خانوادهای آینده خود را نامطمئن میبیند یا کارآفرینی سرمایه خود را به منطقه دیگری منتقل میکند، اقتصاد منطقه آرامآرام فرسوده میشود و این همان سرمایه اجتماعی است که بازسازی آن، بسیار دشوارتر از ساختن یک اسکله یا ترمیم یک جاده خواهد بود.
جنوب؛ سرزمین تابآوری
با وجود همه دشواریها، جنوب ایران بارها ثابت کرده است که توان ایستادگی دارد و مردم این سرزمین، طوفانهای سهمگین، خشکسالی، تحریم، رکود اقتصادی و بحرانهای متعدد را پشت سر گذاشتهاند و با همین تجربه تاریخی، سرمایهای ارزشمند برای دوران بازسازی است، اما این سرمایه زمانی به نتیجه خواهد رسید که سیاستهای پسابحران، تنها بر بازسازی فیزیکی متمرکز نباشد.
حمایت از صیادان، رونق دوباره گردشگری، تسهیلات ویژه برای صنایعدستی، تقویت زیرساختهای بندری، حمایت از کسبوکارهای محلی، بیمه فعالان اقتصادی، تسهیل سرمایهگذاری و اجرای برنامههای تبلیغاتی برای بازسازی تصویر گردشگری جنوب، باید در اولویت برنامههای ملی قرار گیرد.
پایان سخن
جنوب ایران، تنها یک نوار ساحلی نیست؛ قلب تپنده اقتصاد دریامحور ایران است و آسیب جنگ را نمیتوان تنها با اعداد و ارقام خسارتهای عمرانی سنجید و این آسیب در سکوت بازارهای محلی، در تورهای خالی صیادان، در اتاقهای خالی اقامتگاههای بومگردی، در فروشنرفته صنایعدستی زنان روستایی و در تردید سرمایهگذارانی دیده میشود که آینده را با احتیاط مینگرند.
اگر قرار است جنوب دوباره برخیزد، بازسازی باید از دل مردم آغاز شود؛ از احیای اعتماد، حمایت از معیشت، رونق اقتصاد محلی و تقویت زیرساختهایی که این پهنه را به قلب تپنده اقتصاد ایران تبدیل کردهاند زیرا آبادانی جنوب، تنها آبادانی چند استان ساحلی نیست؛ تضمینکننده امنیت اقتصادی، پایداری تجارت و آینده اقتصاد ملی ایران است.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
«احیای کریدور حجاز» طلوع نظم نوین مواصلاتی در غرب آسیا
-
صیادان جاسک در انتظار جبران خسارت لنج های صیادی
-
بررسی گزینههای تأمین گاز ایران از روسیه تا ترکمنستان و آذربایجان
-
سلسله حملات ایران علیه پایگاههای آمریکایی در سواحل خلیج فارس
-
« جنوبِ هزار تکه» از مَکُران تا اروند
-
«جنگ روانی یا جنگ معیشت» خط قرمز جامعه کجاست؟
-
تالاب "حله" در ساحل خیلج فارس احیا شد
-
توضیحات سایپا درباره پیشفروشهای جدید و روند ایفای تعهدات
-
صورتجلسه عملیاتی راهگذر سهجانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان امضا شد
-
لایحه اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم، عدالت مالیاتی را محقق میکند
-
تاکید بر تقویت حمایت از فعالان گردشگری و صنایعدستی در نشست مشترک وزیر میراثفرهنگی و مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی
-
تخلیه و ترخیص فوری 53 دستگاه خودرو برای صیانت از حقوق مالکان
-
اتمام ذخیره سازی در مزارع پرورش میگوی گلستان
-
مشارکت ۵.۵ میلیون کاربر در جام «همراه من»
-
چرخش هوشمندانه در مدیریت منابع؛ از بازیافت آب مترو تا سبز شدن بوستانها
-
برنامهریزی پروازهای زیارتی "هما" در ایام اربعین و ماه صفر
-
تشکیل ستاد اربعین ۱۴۰۵ و آمادگی کامل شبکه ریلی برای خدمترسانی به زائران امام حسین(ع)
-
آموزش تخصصی باید به توانمندسازی عملیاتی شعب بانک سرمایه منجر شود
-
خدمات ویژه بانک سرمایه برای پذیرندگان پایانههای فروش با طرح «سرمایه پایدار»
-
امکان بستن آنلاین سپردههای بانک سپه از طریق همراه بانک و اینترنت



