«سرآمد» گزارش میدهد؛
تداوم تهدید معیشت جامعه محلی جنوب ایران
سایه شوم تهاجم آمریکا بر زنجیره شیلات، گردشگری و حمل و نقل
گروه گزارش - حمید الماسینیا - از سواحل مکران تا کرانههای اروندرود، جنگ تنها آبراههای راهبردی را ملتهب نکرد؛ هزاران صیاد، لنجدار، کارگر اسکله و فعال صنعت شیلات را نیز با توقف فعالیت، کاهش درآمد و آیندهای نامطمئن روبهرو ساخت.
در جنوب ایران همیشه با دریا تعریف شده است؛ از کرانههای مکران در سیستان و بلوچستان تا خورهای خوزستان، زندگی با طلوع خورشید آغاز میشود؛ زمانی که قایقهای صیادی یکی پس از دیگری اسکله را ترک میکنند و هزاران خانواده، چشم به بازگشت آنها میدوزند و در این جغرافیا، دریا فقط یک پهنه آبی نیست؛ سفرهای است که نسلهای متوالی از آن ارتزاق کردهاند، مدرسهای است که فرزندان صیادان در آن بزرگ شدهاند و سرمایهای است که هویت فرهنگی و اقتصادی جنوب را شکل داده است.
اما جنگ، نخستین قربانی خود را همیشه از میان مردم عادی انتخاب میکند و در روزهایی که تهاجم آمریکا فضای امنیتی خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز را دستخوش التهاب کرد، صدای موتور لنجها خاموش شد و بسیاری از اسکلههای جنوبی، که همواره مملو از رفتوآمد صیادان بودند، در سکوتی سنگین فرو رفتند و این سکوت، تنها سکوت دریا نبود؛ سکوت سفرههایی بود که کوچکتر شدند، بازارهایی بود که رونق خود را از دست دادند و خانوادههایی بود که درآمد روزانهشان ناگهان قطع شد.
وقتی دریا از نانآور به منطقه پرخطر
تبدیل میشود
برای یک صیاد، خطر طوفان یا مواج بودن دریا بخشی از حرفه است، اما ناامنی نظامی، تهدیدی متفاوت است و در شرایط جنگی، هیچ صیادی نمیتواند با اطمینان تور خود را در آب پهن کندکه با هشدارهای دریانوردی، محدودیتهای تردد، افزایش احتمال برخوردهای نظامی و نگرانی از وقوع حوادث، سبب شد بسیاری از شناورها فعالیت خود را متوقف یا به حداقل برسانند.
در بنادر قشم، بندرعباس، جاسک، بندرلنگه، کنگ، دیر، گناوه، بوشهر، آبادان، خرمشهر و چابهار، بسیاری از صیادان ترجیح دادند به جای مواجهه با خطر، قایقهای خود را در اسکله نگه دارند و با تصمیمی که هرچند جان آنان را حفظ میکرد، اما معیشتشان را به شدت تحت تأثیر قرار داد و در بسیاری از روستاهای ساحلی، درآمد روزانه به صید همان روز وابسته است و برخلاف کارمندان، صیادان حقوق ماهانه ندارند و اگر دریا رفتنی نباشد، درآمدی هم وجود ندارد که این واقعیت ساده، به یکی از بزرگترین بحرانهای معیشتی جنوب در دوران جنگ تبدیل شد.
اقتصاد دریاپایه؛ زنجیرهای گستردهتر از آنچه تصور میشود
گاهی تصور میشود آسیب جنگ تنها متوجه صیادان است، اما حقیقت آن است که اقتصاد دریاپایه زنجیرهای گسترده از مشاغل را در بر میگیرد و هر شناور صیادی، دهها شغل را به حرکت درمیآورد؛ از تعمیرکار موتورهای دریایی و فروشندگان تور و ادوات صید گرفته تا کارخانههای یخسازی، کارگران تخلیه و بارگیری، رانندگان کامیونهای حمل آبزیان، سردخانهها، واحدهای بستهبندی، صنایع فرآوری، صادرکنندگان و حتی رستورانهای محلی که به صید روز وابستهاند و وقتی شناور در اسکله میماند، این زنجیره نیز از حرکت بازمیایستد که کارخانه یخ مشتری ندارد، تعمیرکار سفارش جدید دریافت نمیکند، راننده باری برای حمل ندارد و بازار ماهی با کاهش عرضه یا رکود تقاضا مواجه میشود.
«وقتی دریا نرویم، سفره هم خالی میماند»
در یکی از اسکلههای جنوب، یک صیاد میانسال کنار قایق خود ایستاده است در حالی به دریا نگاه میکند و میگوید:
«ما همیشه با دریا زندگی کردهایم و طوفان را میشناسیم، موج را میشناسیم، اما جنگ چیز دیگری است و وقتی امنیت نباشد، نمیشود زن و بچه را نادیده گرفت و راهی دریا شد.»
او ادامه میدهد: «درآمد ما روزانه است و اگر امروز صید نکنیم، درآمدی نداریم، قایق که در اسکله بماند، هزینههای سوخت، تعمیرات، قسط و خرج خانه هست ولی درآمدی وجود ندارد که این هزینهها را جبران کند.»
این جمله ساده، تصویری روشن از اقتصاد شکننده هزاران خانواده صیاد در جنوب ایران است؛ اقتصادی که هر روز با طلوع خورشید آغاز میشود و به صید همان روز وابسته است.
یکی دیگر از صیادان میگوید: این وضعیت، فشار مضاعفی بر صیادان وارد کرده است و بسیاری از آنان برای خرید یا تعمیر شناور، تسهیلات دریافت کردهاند و توقف فعالیت به معنای دشوارتر شدن بازپرداخت این تسهیلات است و ما نمیخواهیم کمک بلاعوض بگیریم فقط میخواهیم بتوانیم کار کنیم و اگر دریا امن باشد، خودمان زندگیمان را میچرخانیم، اما وقتی شرایط اجازه کار نمیدهد، باید برای این روزها فکری شود.
زنان؛ ستونهای کمتر دیدهشده اقتصاد ساحل
در بسیاری از روستاهای ساحلی هرمزگان، بوشهر و سیستان و بلوچستان، زنان نقش مهمی در اقتصاد شیلات دارند که با پاککردن ماهی، خشککردن، بستهبندی، آمادهسازی میگو، فروش محصولات دریایی و حتی تولید صنایعدستی مرتبط با فرهنگ دریا، بخشی از درآمد خانوار را تأمین میکند و با کاهش صید، این چرخه نیز مختل شد که بسیاری از زنان که درآمدشان وابسته به فرآوری آبزیان بود، با کاهش سفارشها و رکود بازار روبهرو شدند و این آسیب در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود، اما در زندگی روزمره خانوادههای ساحلی کاملاً محسوس است.
یک زن فعال در زمینه فرآوری و بستهبندی محصولات دریایی نیز از تأثیر کاهش صید بر خانوادهها میگوید: «بخشی از درآمد خانوادهها از کارهایی است که زنان انجام میدهند و زمانی ماهی که میآید، پاک میکنیم، خشک میکنیم، بستهبندی میکنیم و میفروشیم و وقتی صید کم شود، کار ما هم کم میشود.»او ادامه میدهد: «درآمد هر خانواده شاید در ظاهر کم باشد، اما برای زندگی ما مهم است و وقتی چند هفته کار نباشد، فشار آن را همه خانواده احساس میکنند.»این بخش از اقتصاد ساحلی، اگرچه در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود، اما نقش مهمی در معیشت خانوادههای جنوب دارد.
صادرات؛ بازاری که بهسادگی بازنمیگردد
آبزیان ایران، بهویژه میگو و برخی گونههای ماهیان جنوب، سهم مهمی در صادرات غیرنفتی کشور دارند که هرگونه اختلال در حملونقل دریایی، افزایش ریسک بیمه و نگرانی خریداران خارجی، مستقیماً بر صادرات اثر میگذارد. کارشناسان معتقدند از دست دادن بازارهای صادراتی، حتی اگر موقتی باشد، به سادگی جبران نمیشود و با رقبای منطقهای مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس، هند و پاکستان میتوانند در مدت کوتاهی جای خالی صادرکنندگان ایرانی را پر کنند و بازپسگیری این بازارها مستلزم زمان و هزینه خواهد بود.
گردشگری دریایی؛ قربانی دیگر ناامنی
جنگ تنها صیادی را متوقف نکرد بلکه گردشگری دریایی نیز آسیب جدی دید که تورهای جزیرهگردی، غواصی، قایقسواری، بازدید از جنگلهای حرا، تماشای دلفینها در جزیره هنگام و سفرهای تفریحی در بسیاری از مناطق جنوبی با کاهش چشمگیر روبهرو شد و این موضوع به ویژه برای جزایری مانند قشم، هرمز و هنگام که بخش مهمی از اقتصادشان بر گردشگری دریایی استوار است، پیامدهای اقتصادی قابل توجهی به همراه داشت.
اقامتگاههای بومگردی، رستورانهای ساحلی، بازارهای محلی و فعالان صنایعدستی نیز از این رکود بینصیب نماندند.
اقتصاد دریاپایه؛ آزمونی برای سیاستگذاری
در سالهای اخیر، توسعه اقتصاد دریاپایه به یکی از محورهای اصلی سیاستهای کلان کشور تبدیل شده است، اما بحران اخیر نشان داد که این اقتصاد بدون سازوکارهای حمایتی، در برابر شوکهای امنیتی بسیار آسیبپذیر است.
ایجاد صندوقهای جبران خسارت، بیمه تخصصی جنگ برای شناورها، توسعه صنایع فرآوری، تقویت ناوگان، تنوعبخشی به معیشت جوامع ساحلی، توسعه آبزیپروری، حمایت از تعاونیهای صیادی و ایجاد بازارهای جایگزین صادراتی، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری این بخش را افزایش دهد.
جنوب، چشمانتظار آرامش
جغرافیای جنوب ایران بارها با بحرانهای طبیعی و اقتصادی روبهرو شده است، اما مردم این خطه همواره با تکیه بر دریا، زندگی را از نو ساختهاند و امروز نیز امید آنان به بازگشت آرامش به آبراههایی است که ستون اصلی معیشت و هویتشان به شمار میرود.
قایقها دوباره به دریا خواهند رفت، تورها دوباره گسترده خواهند شد و بازارهای ماهی دوباره جان خواهند گرفت؛ اما خسارت روزهایی که دریا از دسترس صیادان خارج شد، تنها با گذشت زمان جبران نمیشود و این خسارت، نیازمند برنامهریزی، حمایت هدفمند و توجه ویژه به جوامع ساحلی است.
اگر قرار است اقتصاد دریاپایه به موتور توسعه ایران تبدیل شود، نخست باید امنیت معیشت کسانی تضمین شود که هر روز، پیش از طلوع خورشید، زندگی خود را به دریا میسپارند و امروز در بنادر جنوبی، چشمهای بسیاری به افق دوخته شده است؛ نه فقط برای دیدن بازگشت لنجها، بلکه برای بازگشت آرامش، امنیت و رونق. زیرا برای صیاد جنوب، دریا تنها محل کار نیست؛ همه زندگی اوست.
گروه گزارش - حمید الماسینیا - از سواحل مکران تا کرانههای اروندرود، جنگ تنها آبراههای راهبردی را ملتهب نکرد؛ هزاران صیاد، لنجدار، کارگر اسکله و فعال صنعت شیلات را نیز با توقف فعالیت، کاهش درآمد و آیندهای نامطمئن روبهرو ساخت.
در جنوب ایران همیشه با دریا تعریف شده است؛ از کرانههای مکران در سیستان و بلوچستان تا خورهای خوزستان، زندگی با طلوع خورشید آغاز میشود؛ زمانی که قایقهای صیادی یکی پس از دیگری اسکله را ترک میکنند و هزاران خانواده، چشم به بازگشت آنها میدوزند و در این جغرافیا، دریا فقط یک پهنه آبی نیست؛ سفرهای است که نسلهای متوالی از آن ارتزاق کردهاند، مدرسهای است که فرزندان صیادان در آن بزرگ شدهاند و سرمایهای است که هویت فرهنگی و اقتصادی جنوب را شکل داده است.
اما جنگ، نخستین قربانی خود را همیشه از میان مردم عادی انتخاب میکند و در روزهایی که تهاجم آمریکا فضای امنیتی خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز را دستخوش التهاب کرد، صدای موتور لنجها خاموش شد و بسیاری از اسکلههای جنوبی، که همواره مملو از رفتوآمد صیادان بودند، در سکوتی سنگین فرو رفتند و این سکوت، تنها سکوت دریا نبود؛ سکوت سفرههایی بود که کوچکتر شدند، بازارهایی بود که رونق خود را از دست دادند و خانوادههایی بود که درآمد روزانهشان ناگهان قطع شد.
وقتی دریا از نانآور به منطقه پرخطر
تبدیل میشود
برای یک صیاد، خطر طوفان یا مواج بودن دریا بخشی از حرفه است، اما ناامنی نظامی، تهدیدی متفاوت است و در شرایط جنگی، هیچ صیادی نمیتواند با اطمینان تور خود را در آب پهن کندکه با هشدارهای دریانوردی، محدودیتهای تردد، افزایش احتمال برخوردهای نظامی و نگرانی از وقوع حوادث، سبب شد بسیاری از شناورها فعالیت خود را متوقف یا به حداقل برسانند.
در بنادر قشم، بندرعباس، جاسک، بندرلنگه، کنگ، دیر، گناوه، بوشهر، آبادان، خرمشهر و چابهار، بسیاری از صیادان ترجیح دادند به جای مواجهه با خطر، قایقهای خود را در اسکله نگه دارند و با تصمیمی که هرچند جان آنان را حفظ میکرد، اما معیشتشان را به شدت تحت تأثیر قرار داد و در بسیاری از روستاهای ساحلی، درآمد روزانه به صید همان روز وابسته است و برخلاف کارمندان، صیادان حقوق ماهانه ندارند و اگر دریا رفتنی نباشد، درآمدی هم وجود ندارد که این واقعیت ساده، به یکی از بزرگترین بحرانهای معیشتی جنوب در دوران جنگ تبدیل شد.
اقتصاد دریاپایه؛ زنجیرهای گستردهتر از آنچه تصور میشود
گاهی تصور میشود آسیب جنگ تنها متوجه صیادان است، اما حقیقت آن است که اقتصاد دریاپایه زنجیرهای گسترده از مشاغل را در بر میگیرد و هر شناور صیادی، دهها شغل را به حرکت درمیآورد؛ از تعمیرکار موتورهای دریایی و فروشندگان تور و ادوات صید گرفته تا کارخانههای یخسازی، کارگران تخلیه و بارگیری، رانندگان کامیونهای حمل آبزیان، سردخانهها، واحدهای بستهبندی، صنایع فرآوری، صادرکنندگان و حتی رستورانهای محلی که به صید روز وابستهاند و وقتی شناور در اسکله میماند، این زنجیره نیز از حرکت بازمیایستد که کارخانه یخ مشتری ندارد، تعمیرکار سفارش جدید دریافت نمیکند، راننده باری برای حمل ندارد و بازار ماهی با کاهش عرضه یا رکود تقاضا مواجه میشود.
«وقتی دریا نرویم، سفره هم خالی میماند»
در یکی از اسکلههای جنوب، یک صیاد میانسال کنار قایق خود ایستاده است در حالی به دریا نگاه میکند و میگوید:
«ما همیشه با دریا زندگی کردهایم و طوفان را میشناسیم، موج را میشناسیم، اما جنگ چیز دیگری است و وقتی امنیت نباشد، نمیشود زن و بچه را نادیده گرفت و راهی دریا شد.»
او ادامه میدهد: «درآمد ما روزانه است و اگر امروز صید نکنیم، درآمدی نداریم، قایق که در اسکله بماند، هزینههای سوخت، تعمیرات، قسط و خرج خانه هست ولی درآمدی وجود ندارد که این هزینهها را جبران کند.»
این جمله ساده، تصویری روشن از اقتصاد شکننده هزاران خانواده صیاد در جنوب ایران است؛ اقتصادی که هر روز با طلوع خورشید آغاز میشود و به صید همان روز وابسته است.
یکی دیگر از صیادان میگوید: این وضعیت، فشار مضاعفی بر صیادان وارد کرده است و بسیاری از آنان برای خرید یا تعمیر شناور، تسهیلات دریافت کردهاند و توقف فعالیت به معنای دشوارتر شدن بازپرداخت این تسهیلات است و ما نمیخواهیم کمک بلاعوض بگیریم فقط میخواهیم بتوانیم کار کنیم و اگر دریا امن باشد، خودمان زندگیمان را میچرخانیم، اما وقتی شرایط اجازه کار نمیدهد، باید برای این روزها فکری شود.
زنان؛ ستونهای کمتر دیدهشده اقتصاد ساحل
در بسیاری از روستاهای ساحلی هرمزگان، بوشهر و سیستان و بلوچستان، زنان نقش مهمی در اقتصاد شیلات دارند که با پاککردن ماهی، خشککردن، بستهبندی، آمادهسازی میگو، فروش محصولات دریایی و حتی تولید صنایعدستی مرتبط با فرهنگ دریا، بخشی از درآمد خانوار را تأمین میکند و با کاهش صید، این چرخه نیز مختل شد که بسیاری از زنان که درآمدشان وابسته به فرآوری آبزیان بود، با کاهش سفارشها و رکود بازار روبهرو شدند و این آسیب در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود، اما در زندگی روزمره خانوادههای ساحلی کاملاً محسوس است.
یک زن فعال در زمینه فرآوری و بستهبندی محصولات دریایی نیز از تأثیر کاهش صید بر خانوادهها میگوید: «بخشی از درآمد خانوادهها از کارهایی است که زنان انجام میدهند و زمانی ماهی که میآید، پاک میکنیم، خشک میکنیم، بستهبندی میکنیم و میفروشیم و وقتی صید کم شود، کار ما هم کم میشود.»او ادامه میدهد: «درآمد هر خانواده شاید در ظاهر کم باشد، اما برای زندگی ما مهم است و وقتی چند هفته کار نباشد، فشار آن را همه خانواده احساس میکنند.»این بخش از اقتصاد ساحلی، اگرچه در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود، اما نقش مهمی در معیشت خانوادههای جنوب دارد.
صادرات؛ بازاری که بهسادگی بازنمیگردد
آبزیان ایران، بهویژه میگو و برخی گونههای ماهیان جنوب، سهم مهمی در صادرات غیرنفتی کشور دارند که هرگونه اختلال در حملونقل دریایی، افزایش ریسک بیمه و نگرانی خریداران خارجی، مستقیماً بر صادرات اثر میگذارد. کارشناسان معتقدند از دست دادن بازارهای صادراتی، حتی اگر موقتی باشد، به سادگی جبران نمیشود و با رقبای منطقهای مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس، هند و پاکستان میتوانند در مدت کوتاهی جای خالی صادرکنندگان ایرانی را پر کنند و بازپسگیری این بازارها مستلزم زمان و هزینه خواهد بود.
گردشگری دریایی؛ قربانی دیگر ناامنی
جنگ تنها صیادی را متوقف نکرد بلکه گردشگری دریایی نیز آسیب جدی دید که تورهای جزیرهگردی، غواصی، قایقسواری، بازدید از جنگلهای حرا، تماشای دلفینها در جزیره هنگام و سفرهای تفریحی در بسیاری از مناطق جنوبی با کاهش چشمگیر روبهرو شد و این موضوع به ویژه برای جزایری مانند قشم، هرمز و هنگام که بخش مهمی از اقتصادشان بر گردشگری دریایی استوار است، پیامدهای اقتصادی قابل توجهی به همراه داشت.
اقامتگاههای بومگردی، رستورانهای ساحلی، بازارهای محلی و فعالان صنایعدستی نیز از این رکود بینصیب نماندند.
اقتصاد دریاپایه؛ آزمونی برای سیاستگذاری
در سالهای اخیر، توسعه اقتصاد دریاپایه به یکی از محورهای اصلی سیاستهای کلان کشور تبدیل شده است، اما بحران اخیر نشان داد که این اقتصاد بدون سازوکارهای حمایتی، در برابر شوکهای امنیتی بسیار آسیبپذیر است.
ایجاد صندوقهای جبران خسارت، بیمه تخصصی جنگ برای شناورها، توسعه صنایع فرآوری، تقویت ناوگان، تنوعبخشی به معیشت جوامع ساحلی، توسعه آبزیپروری، حمایت از تعاونیهای صیادی و ایجاد بازارهای جایگزین صادراتی، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری این بخش را افزایش دهد.
جنوب، چشمانتظار آرامش
جغرافیای جنوب ایران بارها با بحرانهای طبیعی و اقتصادی روبهرو شده است، اما مردم این خطه همواره با تکیه بر دریا، زندگی را از نو ساختهاند و امروز نیز امید آنان به بازگشت آرامش به آبراههایی است که ستون اصلی معیشت و هویتشان به شمار میرود.
قایقها دوباره به دریا خواهند رفت، تورها دوباره گسترده خواهند شد و بازارهای ماهی دوباره جان خواهند گرفت؛ اما خسارت روزهایی که دریا از دسترس صیادان خارج شد، تنها با گذشت زمان جبران نمیشود و این خسارت، نیازمند برنامهریزی، حمایت هدفمند و توجه ویژه به جوامع ساحلی است.
اگر قرار است اقتصاد دریاپایه به موتور توسعه ایران تبدیل شود، نخست باید امنیت معیشت کسانی تضمین شود که هر روز، پیش از طلوع خورشید، زندگی خود را به دریا میسپارند و امروز در بنادر جنوبی، چشمهای بسیاری به افق دوخته شده است؛ نه فقط برای دیدن بازگشت لنجها، بلکه برای بازگشت آرامش، امنیت و رونق. زیرا برای صیاد جنوب، دریا تنها محل کار نیست؛ همه زندگی اوست.
ارسال دیدگاه
اخبار روز
-
ارزشآفرینی در صنایع راهبردی و دارای مزیت از صنعت پتروپالایش و آلومینیوم تا توسعه پروژههای طلا و مس
-
مشارکت ۶۵۰۰ دستگاه ناوگان اتوبوس حملونقل عمومی در طرح اربعین حسینی
-
تصویب اجرای 9 پروژه گردشگری ساحلی و دریایی در بوشهر
-
فراخوان شناسایی فعالان طراحی، ساخت و اجرای سامانه هوشمند مدیریت آسانسور
-
آمادگی مناطق آزاد برای مدیریت ایام پرتردد سفرهای اربعین 1405
-
پیام دروازه توسعه تجارت ایران با آفریقا
-
برنامهریزی گسترده هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران برای پروازهای اربعین ۱۴۰۵
-
رفع موانع تولید در دستور کار دولت است
-
نیروی دریایی ارتش با اقتدار مأموریتهای خود را ادامه خواهد داد
-
افتتاح و بهرهبرداری از پروژه ۳۴۰ واحدی نهضت ملی مسکن برازجان با حضور وزیر راه و شهرسازی
-
تأکید پلیس راه بر نقش تعاملات بیندستگاهی در ارتقای ایمنی جادهها
-
بندر صیادی جفره؛ پروژهای راهبردی برای توسعه صیادی در خلیج فارس
-
پیشرفت 50 درصدی در ساخت پلاژ ساحلی چابهار
-
«ایدرو» و مأموریت توسعه منطقه «مَکُران»
-
آیا ترامپ برای اشغال جزایر ایران آماده میشود؟
-
«ماده ۶۲ برنامه هفتم» آزمون دولت در توسعه بانکرینگ
-
آرایش جنگی بانک و بورس
-
«کریدور شمال-جنوب» قربانی انفعال شرکای راهبردی خارجی
-
ضرورت اصلاح پیشگیرانه فقر
-
بازدید وزیر راه و شهرسازی از روند احیای زیرساختهای آسیب دیده بنادرغرب هرمزگان



