«سرآمد» تحلیل می‌دهد؛

پول مدرن در بوته نقد

از خلق بدهی تا بازیابی نظام انگیزشی زکات و ربا


​​​​​​​گروه راهبردی - مرتضی فاخری - نظام پولی حاکم بر اقتصاد مدرن، در دهه‌های اخیر به یکی از کانون‌های اصلی نقد اقتصادی و نهادی تبدیل شده است. این نظام که بر پایه سازوکارهای اعتباری و بانکداری ذخیره جزئی شکل گرفته، توانسته است رشد اقتصادی چشمگیری را در بسیاری از جوامع ممکن سازد، اما در همان حال، ناپایداری‌های ساختاری، نابرابری‌های توزیعی و بحران‌های دوره‌ای را نیز به همراه آورده است. پرسش بنیادین این است که آیا می‌توان چارچوبی جایگزین برای سازمان‌دهی پول و انگیزش‌های حاکم بر آن تصور کرد که هم کارآمدی اقتصادی را حفظ کند و هم از لغزش‌های اخلاقی و نهادی موجود بکاهد. در این میان، سنت اسلامی با دو نهاد کلیدی ربا و زکات، ظرفیتی را عرضه می‌کند که کمتر مورد توجه نظام‌های اقتصادی معاصر قرار گرفته است. نوشتار حاضر می‌کوشد با تحلیل مفهومی چالش‌های بنیادین پول مدرن، مسیرهای اصلاحی پیشنهادشده توسط اندیشمندان و کنشگران را مرور کند و در نهایت، نقشه راهی برای گذار به وضع مطلوب ترسیم نماید.

 چالش نخست: بدهی به مثابه ابزار پرداخت
نخستین و شاید بنیادی‌ترین چالش پول مدرن، امکان تبدیل شدن بدهی به ابزار پرداخت است. در نظام بانکی متعارف، نهادی که از اعتبار و توانایی خلق بدهی معتبر برخوردار است، می‌تواند با بدهکار کردن خود، پول خلق کند. این سازوکار، رانتی عظیم را برای بانک‌های تجاری و نهادهای مالی پدید می‌آورد و مرز میان پول و بدهی را به‌شدت مخدوش می‌سازد. از منظر اقتصادی، این خلق پول درونی، کنترل سیاست‌گذار پولی بر حجم نقدینگی را تضعیف می‌کند و زمینه شکل‌گیری حباب‌های اعتباری و بحران‌های مالی را فراهم می‌آورد. اما پیش از آن، این پرسش مطرح است که آیا تمایز میان پول و بدهی، ارزشی ذاتی دارد یا صرفاً یک قرارداد فنی است. سنت اسلامی در این زمینه حساسیت قابل توجهی از خود نشان داده است. تأکید بر شرط قبض در برخی معاملات مانند قرض، مضاربه و بیع صرف، همچنین ممنوعیت پرداخت رسید به جای پول در برخی روایات، نشان‌دهنده اهتمام اسلام به حفظ تمایز میان پول و بدهی است. در واقع، اسلام به جای نهی مستقیم از خلق بدهی، با ایجاد محدودیت‌های نهادی، امکان تبدیل شدن بدهی به پول را از میان برده است. این رویکرد غیرمستقیم، ظرافتی مفهومی دارد: به جای مبارزه با پیامد، به سراغ سازوکار می‌رود و شرایطی را برقرار می‌کند که در آن، بدهی نتواند کارکرد پولی پیدا کند. در نتیجه، آنچه در نظام مدرن به عنوان «پول» شناخته می‌شود، در چارچوب اسلامی باید همچنان «بدهی» بماند و نتواند به ابزار پرداخت عمومی
 تبدیل شود.
 چالش دوم: نظام انگیزشی مبتنی بر بهره
دومین چالش بنیادین، نظام انگیزشی حاکم بر جریان پول است. در اقتصاد متعارف، دو سازوکار اصلی برای به جریان انداختن پول در مسیرهای مولد اقتصادی وجود دارد: نخست، نیازهای مصرفی افراد و دوم، نظام مبتنی بر بهره که جایزه‌ای است برای قرض‌دهندگانی که از مصرف فعلی خود صرف‌نظر کرده و ریسک قرض‌گیرنده را پذیرفته‌اند. این نظام انگیزشی، از یک سو، پس‌انداز را پاداش می‌دهد و از سوی دیگر، تخصیص منابع را به سمت پروژه‌های دارای بازده هدایت می‌کند. اما از منظر ادیان آسمانی، «جایزه گرفتن به خاطر وام دادن» ربا نامیده شده و مصداقی از ظلم قلمداد شده است. در اینجا دوگانه‌ای تصویر می‌شود که اقتصاد مدرن باید میان آن دو یکی را انتخاب کند: پذیرش بهره و به جریان انداختن پول در اقتصاد برای رشد اقتصادی، یا حرام دانستن بهره و به جان خریدن عدم بهینگی تخصیص منابع. اقتصاد مدرن، راه نخست را انتخاب کرد.
پرسش اساسی این است که آیا این دوگانه، واقعی است یا راه سومی نیز وجود دارد. به نظر می‌رسد دوگانه مذکور، بیش از آنکه یک ضرورت منطقی باشد، محصول چارچوب نهادی خاصی است که در آن، بهره تنها سازوکار انگیزشی ممکن تلقی می‌شود. اگر چارچوب نهادی حاکم بر نظام پولی تغییر کند، می‌توان نظام انگیزشی دیگری را تصور کرد که هم از لغزش اخلاقی ربا پرهیز کند و هم کارکرد تخصیصی خود را حفظ نماید. این همان راه سومی است که سنت اسلامی و برخی اندیشمندان غیرمسلمان، هر یک از زاویه خود، به آن اشاره کرده‌اند.

 مرور تلاش‌ها: از پول فلزی تا رمزدارایی
در راستای حل چالش نخست، برخی محققان حوزه پول اسلامی، با عدم درک صحیح از ماهیت چالش و رویکرد اسلام نسبت به آن، به سراغ تغییر شکل پول و بازگشت به پول فلزی رفته‌اند. این رویکرد، اگرچه در ظاهر با حساسیت اسلامی به تمایز پول و بدهی همسو به نظر می‌رسد، اما در عمل، هزینه‌های اقتصادی سنگینی را بر جامعه تحمیل می‌کند و با واقعیت‌های اقتصاد مدرن سازگار نیست. در مقابل، برخی دیگر از محققان با درک ریشه‌ای چالش، پیشنهاد داده‌اند که حساب افراد نزد بانک مرکزی افتتاح شود و بانک‌های تجاری صرفاً بتوانند این وجوه را نقل‌و‌انتقال دهند و دیگر نتوانند برای خود خلق بدهی کنند. این پیشنهاد، که شباهت‌هایی با ایده «پول باریک» یا «بانکداری ذخیره کامل» دارد، مرز میان پول و بدهی را بازمی‌گرداند و کنترل سیاست‌گذار پولی بر حجم نقدینگی را تقویت می‌کند. همچنین به نظر می‌رسد می‌توان از ظرفیت رمزدارایی‌ها، به ویژه رمزدارایی‌های بانک مرکزی، در حل این چالش استفاده کرد؛ زیرا این ابزارها امکان رصد دقیق جریان پول و اعمال محدودیت‌های نهادی را فراهم می‌آورند.
در زمینه چالش دوم، متأسفانه تلاش بسیاری از محققان مسلمان برای حذف ربا از اقتصاد، به تغییرات صوری در شکل قراردادها منتهی شده است. این رویکرد، که گاه با عنوان «حیل ربا» شناخته می‌شود، به جای تغییر منطق انگیزشی، صرفاً پوششی قراردادی بر همان سازوکار بهره می‌کشد و در نتیجه، روح حرمت ربا را نقض می‌کند. در مقابل، برخی چهره‌های غیرمسلمان همچون سیلویو گزل، با نگاه کارکردی به بهره، تلاش کردند با تغییر چارچوب نهادی حاکم بر نظام پولی، نظام انگیزشی دیگری را بر جریان پول حاکم کنند. بر اساس این دیدگاه، به جای آن که به قرض‌دهنده به خاطر قرض دادنش جایزه بدهیم، کسی را که پولش را قرض نمی‌دهد از طریق وضع مالیات بر مانده‌های پولی جریمه می‌کنیم. این ایده، که با عنوان «پول مستهلک‌شونده» یا «پول با نرخ بهره منفی» شناخته می‌شود، پول را از ابزار ذخیره ارزش صرف خارج کرده و آن را به جریان می‌اندازد.
واقعیت این است که ایده پول مستهلک‌شونده، از قرن‌ها پیش در تعالیم اسلامی وجود داشته است. وجوب زکات بر نقدین در کنار تحریم ربا، دو بال انگیزشی حاکم بر نظام پولی اسلام است که می‌تواند جایگزین نظام انگیزشی پول مدرن شود. زکات، با وضع مالیات بر مانده‌های پولی، انگیزه احتکار و کنز را از میان می‌برد و پول را به گردش درمی‌آورد؛ و ربا، با ممنوعیت جایزه گرفتن به خاطر وام دادن، از شکل‌گیری رانت مالی جلوگیری می‌کند. ترکیب این دو نهاد، نظام انگیزشی متوازنی را پدید می‌آورد که هم کارکرد تخصیصی دارد و هم از لغزش‌های اخلاقی مصون است. آنچه در این میان مغفول مانده، همین ظرفیت فراموش‌شده سنت اسلامی است که می‌تواند در قالب نهادهای مدرن بازخوانی شود.

 نقشه راه: گذار به پول مطلوب
برای گذر از وضع موجود به وضع مطلوب، راهکارهایی پیشنهاد می‌شود که هر یک، بخشی از چالش‌های مذکور را هدف می‌گیرد. نخست، تبدیل پول الکترونیکی به رمزدارایی‌های بانک مرکزی، که امکان رصد دقیق جریان پول و اعمال محدودیت‌های نهادی را فراهم می‌آورد. دوم، جایگزین کردن تدریجی پول‌های مستهلک‌شونده الکترونیکی به جای پول‌های فیزیکی موجود، برای آن‌که قابل رصد و اخذ مالیات باشند. سوم، ایجاد سازوکاری که تضمین کند «خود پول» و نه «بدهی»، به عنوان ابزار پرداخت به کار می‌رود؛ این سازوکار با اصرار بر عنصر قبض و اقباض پول در پرداخت‌ها محقق می‌شود. چهارم، وضع مالیات بر مانده‌های پولی در دوره‌های زمانی یک‌ماهه از پول‌های غیرفیزیکی، که همان منطق زکات را در قالب مالیات تنظیمی بازتولید می‌کند. پنجم، اصلاح نظام مالیاتی و جعل مالیات‌های تنظیمی برای جلوگیری از فرار از مالیات بر مانده‌های پولی. و ششم، ایجاد سازوکارهای انگیزشی برای استفاده از پول جدید، مثلاً اعطای یارانه در قالب پول‌های جدید که فروشندگان را ترغیب به پذیرش این نوع پول کند.
این راهکارها، اگرچه در نگاه نخست فنی و تخصصی به نظر می‌رسند، در واقع بیانگر یک منطق نهادی منسجم هستند: بازگرداندن تمایز پول و بدهی، جایگزینی انگیزش ربا با انگیزش زکات، و استفاده از ظرفیت فناوری‌های نوین برای اجرای این منطق. آنچه در این میان اهمیت دارد، تدریجی بودن گذار و توجه به هزینه‌های تعدیل است؛ زیرا تغییر چارچوب نهادی حاکم بر نظام پولی، بدون آماده‌سازی زیرساخت‌های فنی و نهادی، می‌تواند به ناپایداری و اختلال در پرداخت‌ها منتهی شود.

 نتیجه‌گیری
پول مدرن، با دو چالش بنیادین روبه‌روست: تبدیل بدهی به ابزار پرداخت و نظام انگیزشی مبتنی بر بهره. سنت اسلامی، با تأکید بر شرط قبض و ممنوعیت پرداخت رسید به جای پول، چالش نخست را از طریق محدودیت‌های نهادی مهار کرده است؛ و با ترکیب تحریم ربا و وجوب زکات بر نقدین، نظام انگیزشی جایگزینی را عرضه کرده که هم کارکرد تخصیصی دارد و هم از لغزش اخلاقی مصون است. آنچه در طول قرن‌ها مغفول مانده، همین ظرفیت فراموش‌شده است که می‌تواند در قالب نهادهای مدرن، از رمزدارایی‌های بانک مرکزی تا مالیات بر مانده‌های پولی، بازخوانی شود. گذار به پول مطلوب، نه یک آرمان دور از دسترس، بلکه یک برنامه نهادی تدریجی است که نیازمند درک ریشه‌ای چالش‌ها، پرهیز از راه‌حل‌های صوری، و توجه به هزینه‌های تعدیل است. اگر این مسیر با دقت و انسجام طی شود، می‌تواند الگویی جایگزین برای سازمان‌دهی پول در اقتصاد معاصر عرضه کند؛ الگویی که در آن، پول به جای آنکه ابزار رانت و بدهی باشد، ابزار گردش و آبادانی است. 
پول مدرن در بوته نقد
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه