ترامپ از دنیا چه می خواهد؟
پال کروگمن که هر هفته در نیویورک تایمز سرمقاله می نویسد ادعا می کند که هدف آمریکا مهار چین است و این درست است اما چین چگونه مهار می شود؟ پال کروگمن می نویسد چین امروز شبیه ژاپن اواخر دهه هشتاد است و این ارزش بررسی دارد. در دهه هشتاد هر کس در هر نقطه جهان در این اندیشه بود که به ژاپن برود و در سهام یا ملک سرمایه گذاری کند. قیمت سهام و آپارتمان در ژاپن ماهانه افزایش قابل ملاحظه داشت. قیمت آپارتمان در ژاپن به قدری افزایش یافت که آپارتمان را دو نسله می فروختند یعنی اقساط آن را پدر مادر و فرزندان تقبل می کردند.
همین وضعیت برای چین تکرار می شود. چین امروز، ژاپن سال ۹۰ میلادی است، اقتصاد چین فرومی پاشد و برنده آن آمریکا خواهد بود. تقلیل دادن اختلافات آمریکا و چین به اختلافات تعرفه ای پاک کردن صورت مسئله است. دهه آینده برای چین دهه از دست رفته است. چینی ها بعدها، از این دهه به نام دهه سوخته یاد خواهند کرد. چین با فروپاشی مالی مهار می شود و خاورمیانه با سیاست چهارگانه.
رئیس جمهوری آلمان یک بار جمله عجیبی گفت: «آمریکا، چین و روسیه در یک چیز به تفاهم رسیده اند و آن بی ثبات کردن اروپاست.» بر اساس ادعای رئیس جمهوری آلمان استراتژی آمریکا؛ بی ثبات کردن اروپاست. اما بی ثبات کردن اروپا برای آمریکا چه مزیت هایی دارد؟ اروپا اکنون کجا ایستاده است؟
ولخرج ترین ملت اروپا یونانی هستند و حسابگرترین ملت اروپا، آلمان ها؛ اما این دو ملت متفاوت در منطقه یورو تشکیل یک بلوک اقتصادی دادند. با عضویت یونان در منطقه یورو وضعیت یونان ناگهان به شدت تغییر کرد و یونانی ها غرق در رفاه شدند. این ایده ایجاد شد که عامل انقلاب در رفاه یونانی ها، تشکیل منطقه یورو بوده است. به زودی اعلام شد میزان بدهی خارجی یونان از ۱۰ میلیارد دلار قبل از تشکیل منطقه یورو به ۲۵۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. در واقع علت رفاه غیر قابل تصور یونانی ها، استقراض وحشتناک بلافاصله بعد از عضویت در منطقه یورو بوده است. صندوق بین المللی پول اعلام کرد یونان حداکثر ۵۰ میلیارد دلار از این بدهی را می تواند پرداخت کند. در عمل یونان بیش از ظرفیت و توان باز پرداخت خود وام خارجی دریافت کرده است. اما ۷۰ درصد از وامی که به یونان پرداخت شده به وسیله آلمان و فرانسه بوده است.
بانک های آمریکا و انگلیس که عمده وام های جهان را تامین می کنند فقط ۵ درصد وام های اروپا را پوشش داده اند. یعنی زمانی که دیر یا زود اعلام شود یونان قادر به پرداخت وام های خارجی نیست این بانک های آلمان و فرانسه هستند که دچار بحران می شوند و نه بانک های آمریکا و انگلیس. اما فقط یونان در اروپا چنین وضعیتی ندارد، وضعیت ایتالیا هم فاجعه بار است. ایتالیا ۲۵۰۰ میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که ۵۰۰ میلیارد دلار آن از فرانسه تامین مالی شده است. ده سال است که ایتالیایی ها از جیب فرانسوی های دارند در رفاه زندگی می کنند. ایتالیا اگر بتواند طی زمان سی درصد از این بدهی را پرداخت کند، شاهکار کرده است. باز هم منبع تامین وام های ایتالیا: آلمان و فرانسه هستند. وضعیت اسپانیا و پرتغال از وضعیت ایتالیا بدتر است.
ماحصل کلام؛ اروپای جنوبی از محل ثروت آلمان و فرانسه زندگی می کنند. ثروت آلمان ها و فرانسوی ها بدهی یونانی ها، ایتالیایی ها، اسپانیایی ها و پرتغالی هاست. اروپا ۱۶ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که عمده آن به وسیله آلمان و فرانسه تامین مالی شده و کشورهای بدهکار اروپایی قادر به بازپرداخت بیش از ۳۰ درصد آن نیستند. هفتاد درصد این بدهی ها دیر یا زود باید بخشیده می شود.
یک عمری است که آلمان ها و فرانسوی ها دارند برای یونانی ها، ایتالیایی ها، اسپانیایی ها، پرتغالی ها، مجارها و رومانی ها رایگان کار می کنند (بخش اعظم اروپای شرقی را هم باید به این لیست اضافه کرد). تسویه این بدهی دیر یا زود انجام می شود و اروپایی های بدهکار منکر پرداخت بدهی می شوند. دولت جدید ایتالیا بفهمی نفهمی دارد همین را می گوید. دولت جدید ایتالیا در آینده با قاطعیت بیشتری خواستار بخشیدن بدهی ها می شود.
پیش بینی پنج نفر از تیم تحقیقاتی این است که طی پنح سال آینده دولت های پوپولیست منکر بدهی با تفکر ضد آلمان و فرانسه در اروپا یکی بعد از دیگری به قدرت می رسند. آلمان ها و فرانسوی ها به سادگی از طلب خود نمی گذرند و مواجه بین اروپای طلبکار و اروپای بدهکار محتمل است. نمی شود که ۲۰ سال یک قسمت از اروپا از جیب یک قسمت دیگر اروپا در رفاه زندگی کند و بعد این بدهی بخشیده شود. این تسویه حساب با بحران بی ثباتی همراه می شود.
رئیس حمهوری آلمان که آمریکا، روسیه و چین را متهم می کند در پی بی ثباتی اروپا هستند فراموش می کند اضافه کند اروپای جنوبی و شرقی، بیست سال بسیار بیش از ظرفیت خود استقراض کرده و این حجم از استقراض است که عامل بی ثباتی است. شاید بهتر است گفته شود به سبب استقراض بیش از سه برابر ظرفیت اقتصاد، اروپا مستعد بی ثباتی است و این به وسیله رقبا و از جمله آمریکا و روسیه، مورد بهره برداری قرار می گیرد.
جمله معروف ترامپ تامل برانگیز است. در فردای روزی که جلیقه زردها شانزه لیزه را به آتش کشیدند، گفت اینها رهبری مثل من می خواهند!؟ ترامپ از شرایط جدید که ایجاد آن ارتباطی با آمریکا ندارد بهره برداری تبلیغاتی می کند. اروپا ۴۰ درصد نفت صادراتی جهان را می خرد و نظر به اینکه تا خرخره در بدهی خارجی فرورفته توان خرید نفت گران را من بعد ندارد. ناتوانی اروپا از خرید نفت گران به سقوط قیمت نفت انجامیده و سقوط قیمت نفت به تضعیف اقتصاد کشور های نفتی منجر شده است.
برآمده از مطلب فوق عامل تضعیف اقتصاد کشورهای نفتی، ناتوانی خریداران نفت از خرید نفت گران است و البته آمریکا از شرایط پیش آمده استفاده خاص خود را خواهد برد. تضعیف اقتصاد کشورهای نفتی به سود آمریکاست، اما سقوط قیمت نفت دلائل اقتصادی دارد. مسیر حرکت اقتصاد جهانی به سمت بی ثباتی در اروپا، کاهش قیمت نفت و ورشکستگی چین پیش می رود. این طراحی آمریکا نیست اما آمریکا از شرایط پیش آمده در جهت منافع خود استفاده می کند.
همین وضعیت برای چین تکرار می شود. چین امروز، ژاپن سال ۹۰ میلادی است، اقتصاد چین فرومی پاشد و برنده آن آمریکا خواهد بود. تقلیل دادن اختلافات آمریکا و چین به اختلافات تعرفه ای پاک کردن صورت مسئله است. دهه آینده برای چین دهه از دست رفته است. چینی ها بعدها، از این دهه به نام دهه سوخته یاد خواهند کرد. چین با فروپاشی مالی مهار می شود و خاورمیانه با سیاست چهارگانه.
رئیس جمهوری آلمان یک بار جمله عجیبی گفت: «آمریکا، چین و روسیه در یک چیز به تفاهم رسیده اند و آن بی ثبات کردن اروپاست.» بر اساس ادعای رئیس جمهوری آلمان استراتژی آمریکا؛ بی ثبات کردن اروپاست. اما بی ثبات کردن اروپا برای آمریکا چه مزیت هایی دارد؟ اروپا اکنون کجا ایستاده است؟
ولخرج ترین ملت اروپا یونانی هستند و حسابگرترین ملت اروپا، آلمان ها؛ اما این دو ملت متفاوت در منطقه یورو تشکیل یک بلوک اقتصادی دادند. با عضویت یونان در منطقه یورو وضعیت یونان ناگهان به شدت تغییر کرد و یونانی ها غرق در رفاه شدند. این ایده ایجاد شد که عامل انقلاب در رفاه یونانی ها، تشکیل منطقه یورو بوده است. به زودی اعلام شد میزان بدهی خارجی یونان از ۱۰ میلیارد دلار قبل از تشکیل منطقه یورو به ۲۵۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. در واقع علت رفاه غیر قابل تصور یونانی ها، استقراض وحشتناک بلافاصله بعد از عضویت در منطقه یورو بوده است. صندوق بین المللی پول اعلام کرد یونان حداکثر ۵۰ میلیارد دلار از این بدهی را می تواند پرداخت کند. در عمل یونان بیش از ظرفیت و توان باز پرداخت خود وام خارجی دریافت کرده است. اما ۷۰ درصد از وامی که به یونان پرداخت شده به وسیله آلمان و فرانسه بوده است.
بانک های آمریکا و انگلیس که عمده وام های جهان را تامین می کنند فقط ۵ درصد وام های اروپا را پوشش داده اند. یعنی زمانی که دیر یا زود اعلام شود یونان قادر به پرداخت وام های خارجی نیست این بانک های آلمان و فرانسه هستند که دچار بحران می شوند و نه بانک های آمریکا و انگلیس. اما فقط یونان در اروپا چنین وضعیتی ندارد، وضعیت ایتالیا هم فاجعه بار است. ایتالیا ۲۵۰۰ میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که ۵۰۰ میلیارد دلار آن از فرانسه تامین مالی شده است. ده سال است که ایتالیایی ها از جیب فرانسوی های دارند در رفاه زندگی می کنند. ایتالیا اگر بتواند طی زمان سی درصد از این بدهی را پرداخت کند، شاهکار کرده است. باز هم منبع تامین وام های ایتالیا: آلمان و فرانسه هستند. وضعیت اسپانیا و پرتغال از وضعیت ایتالیا بدتر است.
ماحصل کلام؛ اروپای جنوبی از محل ثروت آلمان و فرانسه زندگی می کنند. ثروت آلمان ها و فرانسوی ها بدهی یونانی ها، ایتالیایی ها، اسپانیایی ها و پرتغالی هاست. اروپا ۱۶ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که عمده آن به وسیله آلمان و فرانسه تامین مالی شده و کشورهای بدهکار اروپایی قادر به بازپرداخت بیش از ۳۰ درصد آن نیستند. هفتاد درصد این بدهی ها دیر یا زود باید بخشیده می شود.
یک عمری است که آلمان ها و فرانسوی ها دارند برای یونانی ها، ایتالیایی ها، اسپانیایی ها، پرتغالی ها، مجارها و رومانی ها رایگان کار می کنند (بخش اعظم اروپای شرقی را هم باید به این لیست اضافه کرد). تسویه این بدهی دیر یا زود انجام می شود و اروپایی های بدهکار منکر پرداخت بدهی می شوند. دولت جدید ایتالیا بفهمی نفهمی دارد همین را می گوید. دولت جدید ایتالیا در آینده با قاطعیت بیشتری خواستار بخشیدن بدهی ها می شود.
پیش بینی پنج نفر از تیم تحقیقاتی این است که طی پنح سال آینده دولت های پوپولیست منکر بدهی با تفکر ضد آلمان و فرانسه در اروپا یکی بعد از دیگری به قدرت می رسند. آلمان ها و فرانسوی ها به سادگی از طلب خود نمی گذرند و مواجه بین اروپای طلبکار و اروپای بدهکار محتمل است. نمی شود که ۲۰ سال یک قسمت از اروپا از جیب یک قسمت دیگر اروپا در رفاه زندگی کند و بعد این بدهی بخشیده شود. این تسویه حساب با بحران بی ثباتی همراه می شود.
رئیس حمهوری آلمان که آمریکا، روسیه و چین را متهم می کند در پی بی ثباتی اروپا هستند فراموش می کند اضافه کند اروپای جنوبی و شرقی، بیست سال بسیار بیش از ظرفیت خود استقراض کرده و این حجم از استقراض است که عامل بی ثباتی است. شاید بهتر است گفته شود به سبب استقراض بیش از سه برابر ظرفیت اقتصاد، اروپا مستعد بی ثباتی است و این به وسیله رقبا و از جمله آمریکا و روسیه، مورد بهره برداری قرار می گیرد.
جمله معروف ترامپ تامل برانگیز است. در فردای روزی که جلیقه زردها شانزه لیزه را به آتش کشیدند، گفت اینها رهبری مثل من می خواهند!؟ ترامپ از شرایط جدید که ایجاد آن ارتباطی با آمریکا ندارد بهره برداری تبلیغاتی می کند. اروپا ۴۰ درصد نفت صادراتی جهان را می خرد و نظر به اینکه تا خرخره در بدهی خارجی فرورفته توان خرید نفت گران را من بعد ندارد. ناتوانی اروپا از خرید نفت گران به سقوط قیمت نفت انجامیده و سقوط قیمت نفت به تضعیف اقتصاد کشور های نفتی منجر شده است.
برآمده از مطلب فوق عامل تضعیف اقتصاد کشورهای نفتی، ناتوانی خریداران نفت از خرید نفت گران است و البته آمریکا از شرایط پیش آمده استفاده خاص خود را خواهد برد. تضعیف اقتصاد کشورهای نفتی به سود آمریکاست، اما سقوط قیمت نفت دلائل اقتصادی دارد. مسیر حرکت اقتصاد جهانی به سمت بی ثباتی در اروپا، کاهش قیمت نفت و ورشکستگی چین پیش می رود. این طراحی آمریکا نیست اما آمریکا از شرایط پیش آمده در جهت منافع خود استفاده می کند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
-
ورود مجلس به نحوه اجرای قانون منع به کارگیری بازنشستگان
-
پرزید نت بی اختیار!
-
نامه حجتی به روحانی درباره تامین منابع کشاورزی از ذخایر ارزی
-
مطهری قربانی انحصارطلبی فراکسیون امید
-
طرح استانی شدن انتخابات مجلس احتمالا منتفی میشود
-
افزایش قیمت طلا در بازار جهانی
-
ایران هیچ فرصتی بیش از ۶۰ روزه اعلامی به اروپا نمیدهد
-
آغاز تحقیقات پلیسی در مورد قتل همسر دوم نجفی
-
ترامپ از دنیا چه می خواهد؟
اخبار روز
-
شناسایی زیستگاه آبسنگ های مرجانی مکران به وسعت 8 هکتار
-
روستاهای ساحلی درک و گیسوم ثبت جهانی می شوند
-
پیش بینی تولید 5 هزار تن میگوی پرورشی در مزارع گلستان
-
برگزاری آیین معارفه عضو هیئت مدیره شهر فرودگاهی امام خمینی(ره)
-
روایتگری موثرترین کارکرد روابط عمومی هاست
-
ثبت جهانی جزایر سهگانه به نام ایران
-
نهاییسازی مصوبات کمیسیونهای مقدماتی سال ۱۴۰۵
-
سند راهبردی ـ عملیاتی مناطق آزاد تدوین می شود
-
برگزاری نشست فنی ارزیابی زیرساختهای ماهیان خاویاری در سازمان شیلات
-
پیشبینی خروج ۳.۶ میلیون زائر از مرزهای ۶ گانه در اربعین ۱۴۰۵
-
گامهای جدید برای توسعه دامنه وثایق، بهبود اعتبارسنجی و تسهیل سرمایهگذاری در کشور
-
اروپا به اوج سفرهای پساکرونا رسید، واشنگتن از رقابت جهانی عقب ماند
-
تقدیر نماینده ویژه رئیسجمهور از اقدامات اثرگذار راهآهن در مقابله با قاچاق
-
مناطق آزاد شمال و جنوب در دو کفه ترازو
-
«ایران» سال ها بی نصیب از ثروت جهانی «تنگه هرمز»
-
هشدار متروکه شدن ۲۰ هزار کانتینر کالای ایرانی در بندر کراچی
-
شش استدلال حقوقی دریافت هزینههای عبور ایمن از«تنگه هرمز»
-
انحراف عملیات بازار باز در اقتصاد تحریمی ایران
-
واکاوی معمای لجستیک در ایران
-
کانال آبرسان از دریای خزر به مزارع میگوی گلستان افتتاح شد



