تاریخ انتشار:1404/9/10
«سرآمد» گزارش میدهد؛
گرمای تجارت روسیه و چین در سرمای قطب شمال
اقتصادسرآمد- سهیل مرتضوی- با ذوبشدن سریع یخها به دلیل تغییرات آبوهوایی، این منطقه اکنون فرصتهای بیسابقهای را برای استخراج منابع و ناوبری دریایی ارائه میدهد که توجه قدرتهای جهانی را به خود جلب کرده است. افتتاح خطوط کشتیرانی جدید، مانند مسیر دریای شمالی و گذرگاه شمالغربی و ذخایر عظیم هیدروکربنها و مواد معدنی در زیر بستر دریای قطب شمال، رقابت بین بازیگران کلیدی از جمله ایالات متحده، روسیه، چین و کشورهای اروپایی قطب شمال را تشدید کرده است.
به گزارش اقتصادسرآمد، البته اهمیت ژئوپلیتیکی قطب شمال یک پدیده نوظهور نیست. در طول جنگ سرد، قطب شمال بهعنوان یک منطقه حائل استراتژیک بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی عمل کرد و هر دو ابرقدرت پایگاههای نظامی خود را حفظ کردند و زیردریاییهای هستهای را در منطقه مستقر کردند. پایان جنگ سرد دورهای از ثبات نسبی را به همراه داشت که با همکاری بینالمللی در زمینه تحقیقات زیستمحیطی و علمی از طریق پلتفرمهایی مانند شورای قطب شمال مشخص شد. بااینحال، شروع تغییرات آبوهوایی و ذوبشدن یخهای ناشی از آن در اوایل قرن بیستویکم، علاقه به قطب شمال را احیا و آن را به یک عرصه ژئوپلیتیکی مورد مناقشه تبدیل کرد.
منافع و پیامدهای رقابت ژئوپلیتیکی در قطب شمال
منطقه قطب شمال به دلیل ذخایر عظیم هیدروکربنها، مواد معدنی و ذخایر ماهی، همراه با مسیرهای دریایی جدید که زمان حملونقل بین آسیا، اروپا و آمریکای شمالی را بهطور قابلتوجهی کاهش میدهد، بهعنوان یک عرصه استراتژیک حیاتی ظاهر شده است. با ذوبشدن یخها، جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی تشدید میشود و دولتها بهدنبال تامین منافع ملی خود هستند و در عین حال مانع از دستیابی قدرتهای رقیب به مزیتهای استراتژیک میشوند.
برای ایالات متحده، قطب شمال نهتنها در مورد استخراج منابع، بلکه برای حفاظت از منافع امنیت ملی حیاتی است. ایالات متحده ارزش استراتژیک آلاسکا را به رسمیت میشناسد که به این کشور دسترسی مستقیم به اقیانوس منجمدشمالی میدهد و بهعنوان یک پایگاه نظامی مهم برای نظارت بر فعالیتهای روسیه عمل میکند. علاوهبر این، هدف ایالات متحده تضمین آزادی ناوبری در مسیرهای کشتیرانی نوظهور قطب شمال برای مقابله با جاهطلبیهای سرزمینی چین و روسیه است. از سوی دیگر، روسیه قطب شمال را بهعنوان یک راهبرد اساسی برای شکوفایی اقتصادی و امنیت نظامی خود میداند.
سیاست قطب شمال چین بهدلیل جاهطلبی استراتژیک این کشور برای تامین امنیت منابع انرژی و تنوع بخشیدن به مسیرهای تجاری است. چین که خود را «دولت نزدیک به قطب شمال» میداند، قطب شمال را به منزله بخشی از طرح «کمربند و جاده» از طریق «جاده ابریشم قطبی» میبیند.
رقابت ژئوپلیتیکی در قطب شمال پیامدهای گستردهای برای «آسهآن» دارد و بر چشمانداز اقتصادی، پویایی امنیت استراتژیک و روابط دیپلماتیک آن تأثیر میگذارد. با تسریع بهرهبرداری از منابع قطب شمال، نوسانات قیمت جهانی انرژی میتواند بهطور قابلتوجهی بر اقتصادهای «آسهآن» که بهشدت به واردات انرژی وابسته هستند، بهویژه کشورهایی مانند اندونزی، تایلند و فیلیپین، تأثیر بگذارد. تغییر به سمت منابع هیدروکربنی قطب شمال نیز ممکن است الگوهای سنتی تجارت انرژی را تغییر دهد و زنجیره تامین تاسیسشده «آسهآن» با تولیدکنندگان خاورمیانه و آفریقا را به چالش بکشد.
علاوه بر این، ظهور مسیرهای کشتیرانی قطب شمال، بهویژه مسیر دریای شمال، پتانسیل تغییر شکل تجارت جهانی دریایی را دارد. این توسعه میتواند اهمیت استراتژیک تنگه مالاکا را کاهش دهد که در حال حاضر بهعنوان یک نقطه توقف حیاتی برای کشتیرانی بینالمللی بین اقیانوس هند و دریای چین جنوبی عمل میکند.
آموزش در مؤسسات پیشرو روسیه
براساس ترجمه اختصاصی «اقتصاد سرآمد»، در ادامه گسترش همکاریهای روسیه و چین در حوزههای حملونقل و تجارت دریایی، دوکشور توافق کردهاند تا آموزش تخصصی ناوبری در آبهای قطبی به دریانوردان چینی ارائه شود. این تصمیم در جریان سفر رسمی «میخائیل میشوستین» نخستوزیر روسیه به چین اعلام شد؛ سفری که هدف اصلی آن تقویت همکاریهای دوجانبه و توسعه مسیرهای تجاری مشترک بود.
براساس این توافق، دریانوردان چینی در مؤسسات برجسته دریایی روسیه از جمله دانشگاه ایالتی دریانوردی و همچنین دانشگاه ایالتی دریانوردی و کشتیرانی داخلی دریاسالار ماکاروف آموزش خواهند دید. آنها ضمن بهرهمندی از شبیهسازهای پیشرفته ناوبری قطبی، مهارتهای عملی مورد نیاز برای هدایت ایمن کشتیها در شرایط سخت و یخزده آبهای شمال را نیز فرا میگیرند. آندری نیکیتین، وزیر حملونقل روسیه، هدف اصلی این برنامه را «افزایش ایمنی ناوبری، حفاظت از جان دریانوردان و حفظ محیطزیست دریایی در مناطق قطبی» عنوان کرده است.
افزایش چشمگیر ترافیک دریایی در مسیر قطب شمال
در سالهای اخیر، حجم عبور و مرور و حمل بار از مسیر کشتیرانی قطب شمال به شکل محسوسی افزایش یافته است. بسیاری از کشورها- بهویژه در آسیا- این مسیر را بهعنوان جایگزینی اقتصادی و کوتاهتر برای خطوط سنتی دریایی در نظر گرفتهاند. روسیه نیز با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود، در تلاش است ظرفیتهای لجستیکی و زیرساختیاش را در این مسیر راهبردی گسترش دهد.
توسعه کریدور چندوجهی ترانسآرکتیک (TATC)
از جمله طرحهای کلیدی کرملین، توسعه مسیر دریای شمال (NSR) بهعنوان بخشی از کریدور بزرگتر و چندوجهی ترانسآرکتیک (TATC) است. این پروژه تنها به حملونقل دریایی محدود نمیشود، بلکه موارد دیگری در مسیر شمالی را نیز در بر میگیرد. هفته گذشته، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه با صدور فرمانی اجرایی، به نهادهای دولتی دستور داد تا پیشنهادهایی برای بهبود تحویل بار در امتداد TATC ارائه دهند. این طرح شامل ارزیابی ظرفیت حوضههای رودخانهای اوب، ینیسی و لنا برای پشتیبانی از جریان بار به سمت مسیر دریای شمال است. مهلت اجرای این دستور تا فوریه ۲۰۲۶ تعیین شده است.
چالشهای صنعت کشتیسازی روسیه
در گام بعدی، پوتین از دولت خواست تا برنامهای برای تقویت توان کشتیسازی داخلی در راستای پشتیبانی از کریدور ترانسآرکتیک تدوین کند. هدف، ساخت ناوگانی از کشتیهای کانتینربر، فلهبر، حامل LNG، کشتیهای تدارکاتی و لایروبهاست که بتوانند نیازهای عملیاتی قطب شمال را پاسخ دهند. بااینحال، کارشناسان هشدار میدهند محدودیتهای فعلی صنعت کشتیسازی روسیه ممکن است روند اجرای این برنامه بلندپروازانه را کند سازد.
تفاهم تازه میان روسیه و چین در زمینه آموزش ناوبری قطب شمال، نمادی از همکاریهای استراتژیک دوکشور در حوزه حملونقل دریایی و توسعه مسیرهای جدید تجاری است. در حالیکه تغییرات اقلیمی دسترسی به آبهای شمالی را آسانتر کرده، مسکو در پی آن است تا با اتکا به توان فنی و نیروی انسانی آموزشدیده، موقعیت خود را بهعنوان بازیگر اصلی مسیرهای دریایی قطبی تثبیت کند.
چین و راه ابریشم قطبی: همافزایی یا رقابت؟
پیش از این مرتضی فاخری، پژوهشگر ارشد علوم راهبردی در مطلبی اختصاصی برای «اقتصاد سرآمد» درباره سیاستهای اقتصادی کشور چین در رقابت ژئوپلیتیک در قطب شمال نوشته بود: چین در چارچوب سیاستهای بلندمدت خود برای گسترش نفوذ اقتصادی و ژئواکونومیک، از ابتدای دهه۲۰۱۰ بهطور جدی به توسعه مسیرهای قطبی توجه نشان داده است. «استراتژی قطب شمال» چین که در سند رسمی سال۲۰۱۸ دولت این کشور تشریح شد، شمالگان را بهعنوان بخشی از ابتکار کمربند و راه (BRI) معرفی میکند.
در این چارچوب، چین با سرمایهگذاری بیش از ۹۰میلیارد دلار در پروژههای بندری، یخشکنها و همکاریهای دوجانبه با کشورهای قطبی، بهدنبال تثبیت «راه ابریشم قطبی» بهعنوان مسیر جایگزین و مکمل برای تجارت بینالمللی است. این مسیر، بهویژه در شرایط بحرانهای دریایی و اختلال در گذرگاههای سنتی، میتواند نقش کلیدی در کاهش وابستگی چین به مسیرهای تحت کنترل غرب ایفا کند.
در مقایسه با ابتکار کمربند و راه که عمدتاً بر مسیرهای زمینی و دریایی سنتی در آسیا، آفریقا و اروپا متمرکز است، راه ابریشم قطبی نمایانگر گسترش افقی این ابتکار به مناطق قطبی و شمالی است. برخلاف مسیرهای زمینی که با چالشهای ژئوپلیتیکی و امنیتی مواجهاند، مسیرهای قطبی با کاهش یخهای دائمی و پیشرفت فناوریهای دریایی، امکان حملونقل سریعتر و کمهزینهتر را فراهم میکنند. چین با مشارکت در پروژههای بندری در روسیه، نروژ و ایسلند و همچنین با توسعه ناوگان یخشکن، در حال ایجاد زیرساختهای لازم برای بهرهبرداری از این مسیر است. این اقدامات نشاندهنده همافزایی راهبردی با روسیه در برخی حوزهها و در عین حال رقابت پنهان برای کنترل مسیرهای حیاتی تجارت جهانی است.
نقش چین در تثبیت مسیرهای جایگزین سوئز و پاناما، بهویژه در شرایط بحرانهای ژئوپلیتیکی و اقلیمی، روزبهروز پررنگتر میشود. با توجه به افزایش هزینهها و ریسکهای عبور از گذرگاههای سنتی، مسیر قطب شمال میتواند بهعنوان گزینهای جذاب برای شرکتهای حملونقل بینالمللی مطرح شود. چین با ترکیب دیپلماسی اقتصادی، سرمایهگذاری زیرساختی و همکاریهای چندجانبه، در حال شکلدهی به معماری جدیدی از تجارت جهانی است که در آن مسیرهای قطبی نقش مکمل و گاه جایگزین ایفا میکنند. این تحول، نهتنها بر توازن قدرت اقتصادی در اوراسیا تأثیر میگذارد، بلکه فرصتهایی برای کشورهایی مانند ایران فراهم میآورد تا با تقویت مسیرهای ترانزیتی خود، در این نظم نوین جایگاه مؤثری کسب کنند.
روسیه نیز بر توسعه زیرساختهای مکمل تأکید دارد؛ از جمله استفاده از رودخانههای قابلکشتیرانی سیبری مانند لنا، ینیسئی و اوب که میتوانند بهعنوان شریانهای داخلی حملونقل ایفای نقش کنند. همچنین طرح ساخت پل در مرز کرهشمالی با هدف اتصال زمینی به شبهجزیره کره و تسهیل دسترسی به بازارهای آسیایشرقی مطرح شده است. این اقدامات در کنار توسعه بنادر یخشکن، ناوگان دریایی تخصصی و سامانههای لجستیکی پیشرفته، نشاندهنده تلاش روسیه برای تبدیل شمالگان به یک کریدور پایدار و رقابتی در برابر مسیرهای سنتی مانند سوئز و پاناماست.
از منظر اقتصادی نیز این پروژه میتواند تأثیرات قابلتوجهی بر اقتصاد داخلی روسیه داشته باشد؛ از جمله ایجاد اشتغال در مناطق کمبرخوردار شمالی، افزایش سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل و تقویت صنایع مرتبط با انرژی، معدن و لجستیک. در سطح بینالمللی نیز روسیه با بهرهگیری از این کریدور، میکوشد جایگاه خود را در نظم نوین ژئواکونومیک تثبیت کند و در رقابت با چین و غرب، مسیرهای جایگزین و مستقل برای تجارت جهانی ارائه دهد. بااینحال، تحقق کامل این اهداف مستلزم غلبه بر چالشهایی چون محدودیتهای اقلیمی، تحریمهای بینالمللی و نیاز به همکاری منطقهای پایدار است.
منافع و پیامدهای رقابت ژئوپلیتیکی در قطب شمال
منطقه قطب شمال به دلیل ذخایر عظیم هیدروکربنها، مواد معدنی و ذخایر ماهی، همراه با مسیرهای دریایی جدید که زمان حملونقل بین آسیا، اروپا و آمریکای شمالی را بهطور قابلتوجهی کاهش میدهد، بهعنوان یک عرصه استراتژیک حیاتی ظاهر شده است. با ذوبشدن یخها، جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی تشدید میشود و دولتها بهدنبال تامین منافع ملی خود هستند و در عین حال مانع از دستیابی قدرتهای رقیب به مزیتهای استراتژیک میشوند.
برای ایالات متحده، قطب شمال نهتنها در مورد استخراج منابع، بلکه برای حفاظت از منافع امنیت ملی حیاتی است. ایالات متحده ارزش استراتژیک آلاسکا را به رسمیت میشناسد که به این کشور دسترسی مستقیم به اقیانوس منجمدشمالی میدهد و بهعنوان یک پایگاه نظامی مهم برای نظارت بر فعالیتهای روسیه عمل میکند. علاوهبر این، هدف ایالات متحده تضمین آزادی ناوبری در مسیرهای کشتیرانی نوظهور قطب شمال برای مقابله با جاهطلبیهای سرزمینی چین و روسیه است. از سوی دیگر، روسیه قطب شمال را بهعنوان یک راهبرد اساسی برای شکوفایی اقتصادی و امنیت نظامی خود میداند.
سیاست قطب شمال چین بهدلیل جاهطلبی استراتژیک این کشور برای تامین امنیت منابع انرژی و تنوع بخشیدن به مسیرهای تجاری است. چین که خود را «دولت نزدیک به قطب شمال» میداند، قطب شمال را به منزله بخشی از طرح «کمربند و جاده» از طریق «جاده ابریشم قطبی» میبیند.
رقابت ژئوپلیتیکی در قطب شمال پیامدهای گستردهای برای «آسهآن» دارد و بر چشمانداز اقتصادی، پویایی امنیت استراتژیک و روابط دیپلماتیک آن تأثیر میگذارد. با تسریع بهرهبرداری از منابع قطب شمال، نوسانات قیمت جهانی انرژی میتواند بهطور قابلتوجهی بر اقتصادهای «آسهآن» که بهشدت به واردات انرژی وابسته هستند، بهویژه کشورهایی مانند اندونزی، تایلند و فیلیپین، تأثیر بگذارد. تغییر به سمت منابع هیدروکربنی قطب شمال نیز ممکن است الگوهای سنتی تجارت انرژی را تغییر دهد و زنجیره تامین تاسیسشده «آسهآن» با تولیدکنندگان خاورمیانه و آفریقا را به چالش بکشد.
علاوه بر این، ظهور مسیرهای کشتیرانی قطب شمال، بهویژه مسیر دریای شمال، پتانسیل تغییر شکل تجارت جهانی دریایی را دارد. این توسعه میتواند اهمیت استراتژیک تنگه مالاکا را کاهش دهد که در حال حاضر بهعنوان یک نقطه توقف حیاتی برای کشتیرانی بینالمللی بین اقیانوس هند و دریای چین جنوبی عمل میکند.
آموزش در مؤسسات پیشرو روسیه
براساس ترجمه اختصاصی «اقتصاد سرآمد»، در ادامه گسترش همکاریهای روسیه و چین در حوزههای حملونقل و تجارت دریایی، دوکشور توافق کردهاند تا آموزش تخصصی ناوبری در آبهای قطبی به دریانوردان چینی ارائه شود. این تصمیم در جریان سفر رسمی «میخائیل میشوستین» نخستوزیر روسیه به چین اعلام شد؛ سفری که هدف اصلی آن تقویت همکاریهای دوجانبه و توسعه مسیرهای تجاری مشترک بود.
براساس این توافق، دریانوردان چینی در مؤسسات برجسته دریایی روسیه از جمله دانشگاه ایالتی دریانوردی و همچنین دانشگاه ایالتی دریانوردی و کشتیرانی داخلی دریاسالار ماکاروف آموزش خواهند دید. آنها ضمن بهرهمندی از شبیهسازهای پیشرفته ناوبری قطبی، مهارتهای عملی مورد نیاز برای هدایت ایمن کشتیها در شرایط سخت و یخزده آبهای شمال را نیز فرا میگیرند. آندری نیکیتین، وزیر حملونقل روسیه، هدف اصلی این برنامه را «افزایش ایمنی ناوبری، حفاظت از جان دریانوردان و حفظ محیطزیست دریایی در مناطق قطبی» عنوان کرده است.
افزایش چشمگیر ترافیک دریایی در مسیر قطب شمال
در سالهای اخیر، حجم عبور و مرور و حمل بار از مسیر کشتیرانی قطب شمال به شکل محسوسی افزایش یافته است. بسیاری از کشورها- بهویژه در آسیا- این مسیر را بهعنوان جایگزینی اقتصادی و کوتاهتر برای خطوط سنتی دریایی در نظر گرفتهاند. روسیه نیز با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود، در تلاش است ظرفیتهای لجستیکی و زیرساختیاش را در این مسیر راهبردی گسترش دهد.
توسعه کریدور چندوجهی ترانسآرکتیک (TATC)
از جمله طرحهای کلیدی کرملین، توسعه مسیر دریای شمال (NSR) بهعنوان بخشی از کریدور بزرگتر و چندوجهی ترانسآرکتیک (TATC) است. این پروژه تنها به حملونقل دریایی محدود نمیشود، بلکه موارد دیگری در مسیر شمالی را نیز در بر میگیرد. هفته گذشته، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه با صدور فرمانی اجرایی، به نهادهای دولتی دستور داد تا پیشنهادهایی برای بهبود تحویل بار در امتداد TATC ارائه دهند. این طرح شامل ارزیابی ظرفیت حوضههای رودخانهای اوب، ینیسی و لنا برای پشتیبانی از جریان بار به سمت مسیر دریای شمال است. مهلت اجرای این دستور تا فوریه ۲۰۲۶ تعیین شده است.
چالشهای صنعت کشتیسازی روسیه
در گام بعدی، پوتین از دولت خواست تا برنامهای برای تقویت توان کشتیسازی داخلی در راستای پشتیبانی از کریدور ترانسآرکتیک تدوین کند. هدف، ساخت ناوگانی از کشتیهای کانتینربر، فلهبر، حامل LNG، کشتیهای تدارکاتی و لایروبهاست که بتوانند نیازهای عملیاتی قطب شمال را پاسخ دهند. بااینحال، کارشناسان هشدار میدهند محدودیتهای فعلی صنعت کشتیسازی روسیه ممکن است روند اجرای این برنامه بلندپروازانه را کند سازد.
تفاهم تازه میان روسیه و چین در زمینه آموزش ناوبری قطب شمال، نمادی از همکاریهای استراتژیک دوکشور در حوزه حملونقل دریایی و توسعه مسیرهای جدید تجاری است. در حالیکه تغییرات اقلیمی دسترسی به آبهای شمالی را آسانتر کرده، مسکو در پی آن است تا با اتکا به توان فنی و نیروی انسانی آموزشدیده، موقعیت خود را بهعنوان بازیگر اصلی مسیرهای دریایی قطبی تثبیت کند.
چین و راه ابریشم قطبی: همافزایی یا رقابت؟
پیش از این مرتضی فاخری، پژوهشگر ارشد علوم راهبردی در مطلبی اختصاصی برای «اقتصاد سرآمد» درباره سیاستهای اقتصادی کشور چین در رقابت ژئوپلیتیک در قطب شمال نوشته بود: چین در چارچوب سیاستهای بلندمدت خود برای گسترش نفوذ اقتصادی و ژئواکونومیک، از ابتدای دهه۲۰۱۰ بهطور جدی به توسعه مسیرهای قطبی توجه نشان داده است. «استراتژی قطب شمال» چین که در سند رسمی سال۲۰۱۸ دولت این کشور تشریح شد، شمالگان را بهعنوان بخشی از ابتکار کمربند و راه (BRI) معرفی میکند.
در این چارچوب، چین با سرمایهگذاری بیش از ۹۰میلیارد دلار در پروژههای بندری، یخشکنها و همکاریهای دوجانبه با کشورهای قطبی، بهدنبال تثبیت «راه ابریشم قطبی» بهعنوان مسیر جایگزین و مکمل برای تجارت بینالمللی است. این مسیر، بهویژه در شرایط بحرانهای دریایی و اختلال در گذرگاههای سنتی، میتواند نقش کلیدی در کاهش وابستگی چین به مسیرهای تحت کنترل غرب ایفا کند.
در مقایسه با ابتکار کمربند و راه که عمدتاً بر مسیرهای زمینی و دریایی سنتی در آسیا، آفریقا و اروپا متمرکز است، راه ابریشم قطبی نمایانگر گسترش افقی این ابتکار به مناطق قطبی و شمالی است. برخلاف مسیرهای زمینی که با چالشهای ژئوپلیتیکی و امنیتی مواجهاند، مسیرهای قطبی با کاهش یخهای دائمی و پیشرفت فناوریهای دریایی، امکان حملونقل سریعتر و کمهزینهتر را فراهم میکنند. چین با مشارکت در پروژههای بندری در روسیه، نروژ و ایسلند و همچنین با توسعه ناوگان یخشکن، در حال ایجاد زیرساختهای لازم برای بهرهبرداری از این مسیر است. این اقدامات نشاندهنده همافزایی راهبردی با روسیه در برخی حوزهها و در عین حال رقابت پنهان برای کنترل مسیرهای حیاتی تجارت جهانی است.
نقش چین در تثبیت مسیرهای جایگزین سوئز و پاناما، بهویژه در شرایط بحرانهای ژئوپلیتیکی و اقلیمی، روزبهروز پررنگتر میشود. با توجه به افزایش هزینهها و ریسکهای عبور از گذرگاههای سنتی، مسیر قطب شمال میتواند بهعنوان گزینهای جذاب برای شرکتهای حملونقل بینالمللی مطرح شود. چین با ترکیب دیپلماسی اقتصادی، سرمایهگذاری زیرساختی و همکاریهای چندجانبه، در حال شکلدهی به معماری جدیدی از تجارت جهانی است که در آن مسیرهای قطبی نقش مکمل و گاه جایگزین ایفا میکنند. این تحول، نهتنها بر توازن قدرت اقتصادی در اوراسیا تأثیر میگذارد، بلکه فرصتهایی برای کشورهایی مانند ایران فراهم میآورد تا با تقویت مسیرهای ترانزیتی خود، در این نظم نوین جایگاه مؤثری کسب کنند.
روسیه نیز بر توسعه زیرساختهای مکمل تأکید دارد؛ از جمله استفاده از رودخانههای قابلکشتیرانی سیبری مانند لنا، ینیسئی و اوب که میتوانند بهعنوان شریانهای داخلی حملونقل ایفای نقش کنند. همچنین طرح ساخت پل در مرز کرهشمالی با هدف اتصال زمینی به شبهجزیره کره و تسهیل دسترسی به بازارهای آسیایشرقی مطرح شده است. این اقدامات در کنار توسعه بنادر یخشکن، ناوگان دریایی تخصصی و سامانههای لجستیکی پیشرفته، نشاندهنده تلاش روسیه برای تبدیل شمالگان به یک کریدور پایدار و رقابتی در برابر مسیرهای سنتی مانند سوئز و پاناماست.
از منظر اقتصادی نیز این پروژه میتواند تأثیرات قابلتوجهی بر اقتصاد داخلی روسیه داشته باشد؛ از جمله ایجاد اشتغال در مناطق کمبرخوردار شمالی، افزایش سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل و تقویت صنایع مرتبط با انرژی، معدن و لجستیک. در سطح بینالمللی نیز روسیه با بهرهگیری از این کریدور، میکوشد جایگاه خود را در نظم نوین ژئواکونومیک تثبیت کند و در رقابت با چین و غرب، مسیرهای جایگزین و مستقل برای تجارت جهانی ارائه دهد. بااینحال، تحقق کامل این اهداف مستلزم غلبه بر چالشهایی چون محدودیتهای اقلیمی، تحریمهای بینالمللی و نیاز به همکاری منطقهای پایدار است.
برچسب ها : تجارت چین اقتصادسرآمد روسیه
اخبار روز
-
«دریابان بایندُر» معمار اقتدار دریایی ایران
-
جزایرسهگانه ایرانی و جریان تحریف
-
کارکردهای چندوجهی نیروی دریایی در دیپلماسی دفاعی
-
گرمای تجارت روسیه و چین در سرمای قطب شمال
-
غریبانهی روز ملی جزایر ایرانی!
-
معاونت علمی ریاست جمهوری نگاه راهبردی به توانمندی شرکتهای دانشبنیانها دارد
-
زایش تهدیدهای جدید در دریای سیاه!
-
اعلام 20 طرح سرمایه گذاری بینام هر منطقه در مناطق آزاد تا دو هفته آینده
-
دومین نشست رییسجمهور و وزیر راه برای توسعه شبکه ریلی حومهای
-
راهآهن میانه – اردبیل و چابهار – زاهدان تا پایان سال تکمیل میشوند
-
شهر هوشمند دریایی قشم گامی راهبردی در مسیر توسعه پایدار و تحول اقتصاد دریامحور
-
سفر وزیر امور خارجه ترکیه به تهران
-
مدیریت مصرف بنزین و کاهش آلودگی با توسعه ارتباط ریلی حومه تهران
-
تکمیل همکاری وزارت صمت شرط اجرای کامل مصوبه تبدیل پلاک خودروهای مناطق آزاد به پلاک ملی
-
برگزاری چهارمین دوره آموزش سامانه سجا در سازمان شیلات ایران
-
نتیجه بخشی از اقدامات وزارت راه برای توسعه خوزستان را تا پایان امسال خواهیم دید
-
راهکارهای فعالسازی کریدورهای ریلی ایران
-
الحاق پایگاه شناوری «کردستان» بازگشت شکوهمند ناوشکن «سهند»
-
ورود دانش بنیان ها به حوزه رباتهای زیردریایی
-
تغییر روابط ترکیه و لیبی در سایه راهبرد دریایی
