تاریخ انتشار:1404/9/10
«دریابان بایندُر» معمار اقتدار دریایی ایران

«سرآمد» عملکرد دریابان بایندُر در خروج انگلیسی‌ها از قشم را بررسی کرد؛

«دریابان بایندُر» معمار اقتدار دریایی ایران

اقتصادسرآمد- حمید الماسی‌نیا- دریابان غلامعلی بایندر (۱۳۲۰-۱۲۷۷) از درجه‌داران دوران رضاخان بود که اختلاف‌هایی با او داشت. از مهم‌ترین اقدام‌های او، بیرون راندن انگلیسی‌ها از برخی جزایر خلیج‌فارس و تثبیت حاکمیت ملی ایران بر آن جزایر بود. در جنگ دوم بین‌الملل و اشغال ایران از سوی متفقین، اگرچه حکومت مرکزی ایران دچار انفعال شد و شورای‌عالی نظام دستور «ترک مخاصمه» را صادر کرد، غلامعلی بایندر به همراه گروهی از کارکنان نیروی دریایی ارتش به مقاومت در برابر مهاجمان پرداخت و در سوم‌شهریور‌۱۳۲۰ در درگیری با نیروهای انگلیسی به شهادت رسید.

به گزارش اقتصادسرآمد، دریابان «غلامعلی بایندر» فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی ایران در سال‌های پایانی دهه‌۲۰ بود که به فرماندهی امور دفاعی منطقه جنوب نیز منصوب شد. تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رساند و سال ۱۲۹۹ از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستوان‌دومی فارغ‌التحصیل شد. «غلامعلی بایندر» در مدرسه نظام مشیرالدوله، در دانشکده توپخانه پواتیه، فونتن بلو و دانشگاه جنگ پاریس و همچنین نیروی دریایی ایتالیا تحصیلات نظامی را به پایان رساند و چون مدتی در کشورهای خارجی زیسته بود، به زبان‌های‌ انگلیسى‌، فرانسه‌، ایتالیایى‌ و ترکى نیز مسلط بود.‌
دریادار غلامعلی بایندر، یکی از چهره‌های کمترشناخته‌شده، اما تعیین‌کننده در تاریخ سیاست دریایی ایران، در دوره‌ای که نیروی دریایی کشور هنوز هویت منسجمی نداشت، نقش معمار اصلی شکل‌گیری قدرت دریایی مدرن ایران را ایفا کرد که بررسی اسناد باقیمانده از دهه‌۱۳۰۰ خورشیدی نشان می‌دهد که سیاست دریایی ایران، پیش از هر چیز، محصول اندیشه و اراده فردی بود که همزمان هم فرمانده نظامی، هم طراح سیاست و هم سازنده ساختارهای عملیاتی بود.

بازسازی نیروی دریایی با رویکرد عملیاتی
«بایندر» برخلاف بسیاری از فرماندهان هم‌دوره‌اش، نگاه صرفاً تشریفاتی یا نمادین به نیروی دریایی نداشت و او استدلال می‌کرد که «قدرت در خلیج‌فارس تنها در گرو حضور مؤثر در دریاست، نه موجودیت اسمی یک ناوگان باشد» و در این چارچوب، وی تدوین برنامه‌ای چندلایه را آغاز کرد که هسته اصلی آن شامل آموزش افسران، ایجاد یگان‌های سبک و چابک و بازسازی هویت عملیاتی نیروی دریایی بود.

مقابله با نفوذ بریتانیا؛ محور سیاست دریادار بایندر
در سال ۱۳۱۲، زمانی‌که خلیج‌فارس تحت سیطره بی‌چون‌وچرای بریتانیا قرار داشت، یک جزیره نسبتاً آرام در جنوب ایران به صحنه رویارویی کم‌سابقه‌ای تبدیل شد. جزیره قشم، بزرگ‌ترین جزیره خلیج فارس که سال‌ها شاهد نفوذ و حضور نیروهای نظامی بریتانیا بود، ناگهان در مرکز یک بحران قرار گرفت، ایجاد یک پاسگاه نظامی توسط انگلیسی‌ها در خاک ایران، بدون هرگونه توافق یا اطلاع رسمی، اقدامی که برای لندن شاید یک «تکمیل شبکه نظارت» محسوب می‌شد، در تهران یک «چالش آشکار حاکمیت» به‌حساب آمد.
در این لحظه حساس، دریادار غلامعلی بایندر وارد صحنه شد؛ فرمانده جوان، سختگیر و آموزش‌دیده‌ای که باور داشت حضور ایران در خلیج‌فارس باید واقعی باشد نه تشریفاتی. واقعه قشم، صرفاً یک برخورد میدانی نبود، بلکه آغاز شکل‌گیری سیاست دریایی جدید ایران بود.
یکی از ارکان سیاست دریایی دریادار بایندر، مقابله با نفوذ گسترده بریتانیا در جنوب ایران بود و در آن زمان، بریتانیا با استقرار ایستگاه‌ها، پاسگاه‌ها و حضور غیررسمی نیروهای نظامی در سواحل و جزایر، عملاً بخش‌هایی از خلیج‌فارس را تحت کنترل غیرمستقیم خود داشت و دریادار بایندر به صراحت در گزارش‌های داخلی هشدار می‌داد که بدون حذف یا مهار این نفوذ، قدرت دریایی ایران هرگز معنا نخواهد داشت.
وی همچنین طرح‌هایی برای حضور فعال‌تر ایران در بنادر جنوبی، کنترل خطوط ساحلی، استقرار نیروهای تازه‌آموز و احیای ساختارهای فرماندهی در بندرعباس و قشم ارائه کرد و این سیاست بعدها زمینه‌ساز چند اقدام مهم میدانی شد.

پیوند سیاست و عمل؛ اثر دریادار بایندر بر واقعه‌های میدانی
سیاست دریادار بایندر تنها در سطح استراتژی باقی نماند و بسیاری از اقداماتی که در سال‌های آغازین دهه‌۱۳۱۰ برای بازپس‌گیری یا تثبیت مواضع ایران در خلیج‌فارس انجام شد، بر پایه همان اصولی بود که او، حضور فعال، اقدام سریع، کنترل تنش و نمایش اقتدار قانونی ایران را طراحی کرده بود.
هرچند در برخی وقایع، از جمله حادثه ۱۳۱۲ قشم، دریادار بایندر شخصاً در صحنه حضور نداشت، اما ساختار نیروها، روش عملیاتی، و چارچوب حقوقی اقدامات، مستقیماً زیر نفوذ او شکل گرفته بود و بسیاری از افسران آن دوره بعدها نقل کرده‌اند که سیاست دریادار بایندر، پشتوانه روانی و حرفه‌ای برای ایستادن مقابل بریتانیایی‌ها بود.
ایجاد هویت دریایی نوین
سیاست دریایی دریادار بایندر تنها به مقابله با قدرت‌های خارجی محدود نمی‌شد و او معتقد بود ایران باید هویت دریایی خود را بازسازی کند؛ هویتی که پس از فروپاشی نیروی دریایی قاجار و دهه‌ها انفعال نسبت به تحولات خلیج‌فارس تضعیف شده بود و در همین راستا، تحولاتی مانند بازگشایی مدارس دریایی، ارتقای آموزش فنی و تأمین تجهیزات جدید با فشار مستقیم او انجام شد.
واقعه ۱۳۱۲ جزیره قشم فقط یک اخطار به بریتانیا نبود؛ اولین نمایش قدرت دریایی ایران در عصر جدید بود و دیاردار بایندر با ترکیب شجاعت فردی، مهارت دیپلماتیک و فهم راهبردی، مسیر سیاست دریا را تغییر داد؛ مسیری که اثر آن چنددهه بعد نیز در رفتار دریایی ایران مشهود شد.

میراث دریادار بایندر
دریادار بایندر در شهریور‌۱۳۲۰ در جریان مقاومت در برابر نیروهای متفقین جان باخت، اما میراث او در ساختار و هویت نیروی دریایی ایران باقی ماند و بسیاری از تحلیلگران معتقدند سیاست دریایی امروز ایران، در بنیان‌های مفهومی و ساختاری، وام‌دار همان دوره کوتاه و پرتلاطم است.
اکنون که بحث بازخوانی تاریخ خلیج‌فارس دوباره در محفل‌ها داغ شده است، بازنگری در نقش و سیاست‌های دریادار بایندر، می‌تواند تصویر روشن‌تری از نحوه شکل‌گیری قدرت دریایی ایران ارائه دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد یک اراده فردی چگونه توانست مسیر سیاست امنیتی ایران در جنوب را تغییر دهد.نام برادران شهید غلامعلی و یدالله بایندر در تاریخ این مرزوبوم با درخشندگی ویژه‌ای مطرح است؛ شهیدانی که با وجود هجوم بیگانگان و ناکارآمدی حکومت مرکزی پهلوی، وظیفه دفاع از هم‌میهنان و زادگاه خود را فراموش نکردند و جان بر وفاداری به اعتقادات نهادند، حماسه آذر۱۳۱۲ نیروی دریایی نوین ایران در برابر مهاجمان استعمارگر بریتانیا و خروج انگلیسی‌ها از خلیج‌فارس یکی از این پهلوانی‌هاست.

برچسب ها : دریابان بایندُر اقتصادسرآمد اقتدار دریای ایران

اخبار روز
ضمیمه