تاریخ انتشار:1405/2/20
«مقام آگاه گمنام» حفره دیپلماسی عمومی در جنگ روایت‌ها

«مقام آگاه گمنام» حفره دیپلماسی عمومی در جنگ روایت‌ها

به گزارش اقتصادسرآمد، امید ایرانی - در سال‌های اخیر و به ویژه در خلال تحولات پیچیده و سخت‌افزاری و نرم‌افزاری منازعات بین‌المللی، یکی از معضلات مزمن در عرصه اطلاع‌رسانی داخلی، ظهور پدیده‌ای به نام «مقام آگاه ناشناخته» بوده است؛ اصطلاحی که نه تنها در میان اهالی رسانه به طنزی تلخ بدل گشته، بلکه گاه وصف‌الحال نارسایی‌های ساختاری در حوزه دیپلماسی عمومی نیز به شمار می‌رود. لطیفه‌ای در محافل مطبوعاتی نقل می‌شود مضمون آن‌که خبرنگار مدعی است: «یک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود به نکته مهم و سرنوشت‌سازی اشاره کرد که نخواست منتشر شود»، این گزاره متناقض‌نما به خوبی نشان می‌دهد که چگونه فقدان شفافیت برنامه‌ریزی‌شده، گاه به ضدخود تبدیل می‌شود. در روزهایی که مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران در سه جبهه میدان، خیابان و دیپلماسی با تمام توان در برابر دشمن بعثی و حامیان فرامنطقه‌ای آن ایستادگی کرده و بنابر اعتراف بسیاری از صاحب‌نظران جهانی، شکستی سنگین و غیرقابل جبران بر پیکره آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد آورده است، همچنان در نبرد روایت‌ها، خلأهایی مشاهده می‌شود که به آسانی قابل درمان بوده و تنها نیازمند بازنگری در روش‌های متداول کنونی است. دستاوردهای ملموس در میدان نبرد و نیز حضور حماسی و شبانه‌روزی مردم در خیابان‌ها و معابر سراسر کشور طی شصت و هشت روز متوالی از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، به همت سخنگویان رسمی ارتش، سپاه و نیروی انتظامی با صلابت تمام بازگو شده و نیز صدا و سیما با پوششی حرفه‌ای و گسترده، جلوه‌هایی بی‌نظیر در تاریخ بشری از این حضور آفریده است. لیکن با کمال تأسف، عرصه دیپلماسی که می‌تواند تعیین‌کننده نهایی بسیاری از معادلات باشد، از این قاعده مستثنا و عملاً به حاشیه رانده شده است. بدیهی است که هر جنگی اقتضائات خاص خود را دارد و بی‌تردید تمامی اطلاعات میدانی و پشت‌پرده مذاکرات، قابل انتشار در رسانه‌ها نیست، چه آنکه دشمن از هر روزنه کوچکی برای سوءاستفاده علیه منافع ملی بهره می‌جوید. 
اما این اصل بدیهی به معنی سکوت مطلق در برابر جریان‌سازی‌های رسانه‌ای دشمن نیست. مردم ایران همواره خود را رکن اصلی امنیت ملی و محرم اسرار نظام دانسته‌اند و نکته حائز اهمیت آنکه بسیاری از گزارش‌هایی که در رسانه‌های بیگانه نظیر بی‌بی‌سی، رویترز، آکسیوس، دویچه‌وله، سی‌ان‌ان، ایندیپندنت، الجزیره و کانال دوازده رژیم صهیونیستی با جزییات تمام منتشر می‌شود، از سوی مسئولان ذی‌ربط کشورمان با سکوت و بی‌توجهی مواجه می‌گردد. برای مثال به تازگی اخبار متعددی مبنی بر طرح پیشنهادی چهارده ماده‌ای آمریکا به ایران منتشر شده و رسانه‌های غربی و عربی گزارش‌های مبسوطی از محتوای آن ارائه دادند، حال آنکه در داخل کشور نه تنها توضیح رسمی و مستندی در این خصوص داده نشد، بلکه این زمینه به وجود آمد تا دشمن بتواند به صورت یک‌سویه بر روایت‌پردازی از روند مذاکرات مسلط شود. 
این رویه که متأسفانه سابقه‌ای طولانی پیدا کرده، موجب می‌گردد تا خلا اطلاعاتی به ضرر منافع ملی پر شده و مقامات کشور عملاً بهترین ابزار دیپلماسی عمومی یعنی روایت دست‌اول و به‌موقع را از دست بدهند. در شرایطی که طرف مقابل به هیچ اصل اخلاقی و حرفه‌ای در افشای جزییات پایبند نیست، پافشاری بر عدم شفافیت در اموری که قطعاً جزو اسرار راهبردی و حساس محسوب نمی‌شوند، صرفاً به سود دشمن تمام خواهد شد. آنچه در پشت درهای بسته مذاکرات جاری است، اگر به دلیل حفظ منافع ملی در مرحله خاصی نیازمند محرمانگی است، اما شکل عمومی گفتگوها، ارسال و دریافت پیام‌ها و حتی اظهارنظرهای تأییدی یا تکمیلی پس از انتشار خبرها در رسانه‌های خارجی، هیچ توجیه امنیتی برای محرمانه ماندن ندارد و مردم حق دارند از روند تعاملات دیپلماتیک که سرنوشت آنان بدان گره خورده است، مطلع شوند. کوتاه سخن آنکه در عرصه خطیر دیپلماسی که ترکیبی از هنر، شجاعت و درایت است، لازم است یک سخنگوی رسمی، مشخص و اعلام‌شده از سوی نهادهای تصمیم‌گیرنده تعیین گردد.
این سخنگو باید شخصیتی شناخته‌شده و مورد اعتماد افکار عمومی باشد و از به کار بردن عناوینی چون «یک مقام ارشد سیاسی که نخواست نامش فاش شود» یا احیاء «مقامات آگاه ناشناس» که ارزش خبری و اعتمادآفرینی را به شدت تنزل می‌دهد، اجتناب ورزد. تجربه نشان داده است که توئیت‌های انگلیسی‌زبان برخی شخصیت‌های کشوری، هرچند ارزشمند، نمی‌تواند جایگزین یک نظام منسجم اطلاع‌رسانی رسمی در حوزه مذاکرات گردد. دلیل قانع‌کننده و قابل قبولی وجود ندارد که در شرایط حساس کنونی، همچنان مقامات آگاه ناشناخته بمانند و مردم ناگزیر باشند برای پی‌گرفتن سرنوشت سیاسی و امنیتی خویش به رسانه‌های معاند مراجعه کنند. بدیهی است شفافیت هوشمندانه و برنامه‌ریزی‌شده در عرصه دیپلماسی عمومی، نه تنها به دشمن امتیازی نمی‌دهد، بلکه باعث افزایش سرمایه اجتماعی، تقویت پشتیبانی مردمی و در نهایت کسب پیروزی قاطع‌تر در کل جبهه نبرد خواهد بود. 
بنابراین بازنگری اساسی در رویه فعلی که در آن عرصه دیپلماسی عملاً بدون متولی مشخص روایت عمل می‌کند، یک ضرورت راهبردی و نه یک پیشنهاد تشریفاتی به شمار می‌رود. شایسته است متولیان امر با درک عمیق‌تر از الزامات جنگ رسانه‌ای امروز، گامی اساسی در جهت مقابله با جریان‌سازی دشمن و اعاده حیثیت به خبر درست و به‌هنگام بردارند، چرا که تداوم وضع موجود بی‌تردید به سود کسی جز دشمنان این مرز و بوم نخواهد بود.

برچسب ها : جنگ مردم ایران اقتصادسرآمد

اخبار روز
ضمیمه