تاریخ انتشار:1405/6/30
بحران گازوئیل زیر فشار تنگه هرمز و باب‌المندب

«سرآمد» گزارش می‌دهد؛

بحران گازوئیل زیر فشار تنگه هرمز و باب‌المندب

اقتصادسرآمد- گازوئیل، سوختی که معمولا در سایه نفت خام و بنزین قرار می‌گیرد، اکنون به یکی از حساس‌ترین نقاط بحران انرژی جهان تبدیل شده است؛ بحرانی که هم‌زمان از جنگ آمریکا و ایران، اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، ناامنی در باب‌المندب، آسیب به پالایشگاه‌ها و محدودیت صادرات فرآورده‌های نفتی روسیه تغذیه می‌کند. آنچه بحران کنونی گازوئیل را با شوک‌های معمول بازار نفت متفاوت کرده، این است که مشکل فقط کمبود نفت خام نیست؛ ظرفیت پالایش و جابه‌جایی فرآورده‌های نفتی نیز تحت فشار قرار گرفته است.

به گزارش اقتصادسرآمد، براساس گزارش رویترز، قیمت معاملات گازوئیل اروپا به حدود ۲۱۰ دلار برای هر بشکه رسیده و متوسط قیمت خرده‌فروشی گازوئیل در آمریکا نیز برای نخستین بار از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده است. رویترز می‌گوید گازوئیل و نفت گرمایشی در مجموع نزدیک به ۳۰ درصد مصرف جهانی نفت، معادل حدود ۲۹ میلیون بشکه در روز، را تشکیل می‌دهند و حدود یک‌چهارم این حجم در بازارهای بین‌المللی معامله می‌شود. رویترز در تحلیل اخیر خود تاکید کرده است که مسئله اصلی بازار جهانی دیگر صرفا کمبود نفت خام نیست، بلکه کسری ظرفیت پالایش برای تبدیل نفت خام به فرآورده‌هایی مانند گازوئیل است. طبق همین گزارش، ظرفیت پالایش جهانی در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۱.۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده که پایین‌تر از حدود ۸۴ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۵ است. هم‌زمان ذخایر فرآورده‌های میان‌تقطیر نیز به‌شدت کاهش یافته‌اند.
اهمیت گازوئیل فقط به مصرف خودروهای دیزلی محدود نمی‌شود. کامیون‌ها، کشتی‌ها، ماشین‌آلات کشاورزی، تجهیزات عمرانی، صنایع و بخش بزرگی از زنجیره توزیع کالا به این سوخت وابسته‌اند. بنابراین افزایش قیمت آن می‌تواند با یک فاصله زمانی، خود را در قیمت مواد غذایی، حمل‌ونقل، تولید صنعتی و کالاهای مصرفی نشان دهد. آژانس بین‌المللی انرژی نیز در گزارش سپتامبر خود اعلام کرده که تقاضای جهانی نفت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۵.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و گازوئیل با کاهش ۱.۲ میلیون بشکه در روز، مهم‌ترین عامل این افت بوده است. این موضوع نشان می‌دهد قیمت‌های بالا و اختلال در عرضه، حتی پیش از رسیدن بحران به مرحله کمبود فیزیکی، در حال تغییر رفتار مصرف‌کنندگان است.

ضربه انسداد هرمز به زنجیره گازوئیل
برخی گزارش‌ها حاکی از این است که انسداد تنگه هرمز در این بحران نقش محوری دارد. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، عبور نفت از این آبراه در ماه اوت به طور متوسط به ۷.۶ میلیون بشکه در روز رسید؛ یعنی ۱۳.۱ میلیون بشکه کمتر از سطح پیش از جنگ. آژانس مجموع کاهش صادرات از مسیر هرمز را در این دوره حدود ۲.۸ میلیارد بشکه برآورد کرده است. اهمیت هرمز برای بازار گازوئیل از آنجا ناشی می‌شود که کشورهای خلیج فارس در سال‌های اخیر به قطب‌های بزرگ پالایشی و صادرکننده فرآورده تبدیل شده‌اند. در نتیجه، بسته‌شدن یا محدودشدن تردد در این مسیر فقط صادرات نفت خام را مختل نمی‌کند؛ جریان گازوئیل و سایر فرآورده‌های پالایشی را نیز از بازار جهانی دور می‌کند.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که صادرات گازوئیل از خاورمیانه در فاصله مارس تا اوت بیش از ۵۰ درصد کاهش یافته است. هم‌زمان کاهش صادرات روسیه نیز بازار را با یک شوک مضاعف مواجه کرده است. در نتیجه، صادرات گازوئیل روسیه و کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به سال قبل حدود دو سوم کاهش یافته و سایر پالایشگاه‌های جهان نتوانسته‌اند این خلأ را به طور کامل پر کنند. این همان نقطه‌ای است که بحران هرمز را از یک بحران منطقه‌ای به یک بحران جهانی تبدیل می‌کند.

باب‌المندب؛ ناامنی در مسیر جایگزین
اگر تنگه هرمز دروازه اصلی خروج انرژی خلیج فارس باشد، باب‌المندب یکی از مسیرهای مهم جایگزین برای بخشی از تجارت انرژی است. در شرایطی که عبور از هرمز دشوار شده، برخی تولیدکنندگان، به‌ویژه عربستان، تلاش کرده‌اند نفت خود را از طریق خطوط لوله به بنادر دریای سرخ منتقل و از آنجا صادر کنند. اما افزایش ناامنی در باب‌المندب، این راه فرار را نیز محدود کرده است. گزارش‌های منتشر شده درباره تحولات اخیر دریای سرخ نشان می‌دهد تهدید علیه کشتی‌های مرتبط با عربستان، مسیر صادرات نفت و فرآورده‌های این کشور را تحت فشار قرار داده است. هم‌زمان حمله به تاسیسات پالایشی جازان و اختلال در صادرات عربستان به آفریقا، بازار گازوئیل را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.
اهمیت این مسئله در تجارت گازوئیل بسیار روشن است: آفریقا یکی از بازارهای بزرگ وارداتی گازوئیل است و بخش قابل توجهی از نیاز خود را از خاورمیانه تامین می‌کند. خبرگزاری رویترز گزارش داده که در ماه اوت، صادرات گازوئیل خاورمیانه به آفریقا به حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تن کاهش یافته که پایین‌ترین سطح در نزدیک به ۹ سال گذشته بوده است. در مقابل، صادرکنندگان آسیایی، به‌ویژه هند، تلاش کرده‌اند این خلأ را پر کنند و صادرات گازوئیل آسیا به آفریقا به حدود ۱.۸ تا ۲ میلیون تن افزایش یافته است. این تغییر مسیر البته هزینه خود را دارد: مسافت طولانی‌تر، مصرف سوخت بیشتر کشتی‌ها، افزایش نرخ کرایه حمل و بیمه و در نهایت افزایش قیمت گازوئیل برای مصرف‌کننده نهایی.

چه کشورهایی بیشترین زیان را دیده‌اند؟
براساس برآورد مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک درباره هزینه‌های ناشی از شوک هرمز در فاصله مارس تا اوت ۲۰۲۶، استرالیا با حدود ۶.۴ میلیارد دلار هزینه خالص اضافی برای واردات گازوئیل و گازوئیل‌مانندها، بزرگ‌ترین زیان‌ده این بخش بوده است. پس از استرالیا، برزیل با حدود ۲.۵ میلیارد دلار و آفریقای جنوبی، فرانسه و بریتانیا هر کدام با حدود ۲.۱ میلیارد دلار هزینه اضافی قرار گرفته‌اند. CREA می‌گوید در مجموع ۱۳۴ کشور افزایش ارزش خالص واردات گازوئیل را تجربه کرده‌اند و هیچ کشور واحدی بیش از ۱۳ درصد کل هزینه اضافی این بازار را به خود اختصاص نداده است.
در آسیا، هند و چین در موقعیت ویژه‌ای قرار گرفته‌اند. تحلیل S&P Global نشان می‌دهد هم‌زمانی اختلال در هرمز و باب‌المندب، آسیب‌پذیری زنجیره تامین نفت هند و چین را افزایش داده است. این دو اقتصاد برای تامین انرژی خود به جریان نفت خاورمیانه وابستگی بالایی دارند و افزایش مسافت حمل، کرایه نفتکش و هزینه بیمه می‌تواند حاشیه سود پالایشگاه‌ها را تحت فشار قرار دهد. هند از این جهت حساس‌تر است که بخش بزرگی از نفت وارداتی آن از مسیرهای دریایی خاورمیانه عبور می‌کند. اختلال هم‌زمان در دو آبراه به معنای آن است که حتی اگر نفت فیزیکی در بازار موجود باشد، هزینه رساندن آن به پالایشگاه هندی افزایش می‌یابد. چین نیز با وجود ظرفیت بالای پالایشی و ذخایر قابل توجه، از افزایش هزینه حمل و قیمت جهانی مصون نیست. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده که در ماه‌های اخیر بخش قابل توجهی از کاهش ذخایر نفتی جهان از ذخایر چین تامین شده است.
در آفریقا، شرایط پیچیده‌تر است؛ زیرا بسیاری از اقتصادهای این قاره واردکننده خالص فرآورده‌های نفتی هستند و توانایی محدودی برای جایگزین کردن سریع عرضه خارجی دارند. S&P Global پیش از تشدید بحران گزارش داده بود که اروپا، آمریکای لاتین و آفریقا از جمله بازارهایی هستند که بیشترین فشار را از محدودشدن صادرات روسیه و اختلال عرضه خاورمیانه احساس می‌کنند. در شمال و غرب آفریقا نیز توقف صادرات گازوئیل روسیه شوک مستقیمی ایجاد کرد. صادرات گازوئیل روسیه به بنادر آفریقایی در ژوئن حدود ۳۳۰ هزار بشکه در روز بود، اما در ژوئیه به حدود ۱۱۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت.
چالش اروپا با روسیه، خلیج فارس و دریای سرخ
قاره اروپا نیز در نقطه آسیب‌پذیری قرار دارد. این منطقه هم‌زمان با کاهش دسترسی به گازوئیل روسیه، با کاهش عرضه خاورمیانه مواجه شده است. در ماه ژوئیه، S&P Global هشدار داده بود که بازار گازوئیل اروپا با محدودیت جدی عرضه روبه‌رو شده و حاشیه سود پالایش گازوئیل در این بازار افزایش یافته است. اتحادیه اروپا در ژوئیه اعلام کرده بود که در کوتاه‌مدت مشکل تامین نفت و فرآورده ندارد و ذخایر تجاری و منابع جایگزین می‌توانند نیاز بازار را پوشش دهند، اما هم‌زمان هشدار داده بود که طولانی‌شدن بحران خاورمیانه می‌تواند بازار اروپا را در هفته‌ها و ماه‌های بعد با محدودیت بیشتری مواجه کند. اکنون افزایش قیمت گازوئیل نشان می‌دهد مسئله از «دسترسی فیزیکی به سوخت» به «هزینه تامین سوخت» نیز منتقل شده است.

آمریکا؛ بحران برای تولیدکننده بزرگ
آمریکا وضعیت متفاوتی دارد. این کشور یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی جهان است و در مقایسه با بسیاری از اقتصادهای واردکننده وابستگی کمتری به نفت خاورمیانه دارد. با این حال، قیمت گازوئیل آمریکا از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده است. علت آن نیز فقط هرمز نیست؛ کاهش ظرفیت پالایش در خاورمیانه، محدودیت صادرات روسیه و کاهش ذخایر جهانی هم‌زمان شده‌اند. اهمیت آمریکا در این بحران از آن جهت است که بازار جهانی گازوئیل به ظرفیت مازاد بسیار محدودی برای جبران اختلالات نیاز دارد. هرچه پالایشگاه‌های آمریکا بیشتر برای تامین بازار داخلی فعال شوند، توان صادرات آنها نیز محدودتر می‌شود و این مسئله فشار بیشتری بر واردکنندگان در سایر مناطق جهان ایجاد می‌کند. بحران گازوئیل؛ 

چشم‌اندازی برای پایان بحران گازوئیل
نکته مهم این است که بازگشت تردد کشتی‌ها در هرمز، به تنهایی به معنای پایان بحران گازوئیل نخواهد بود. پالایشگاه‌هایی که آسیب دیده‌اند به زمان برای تعمیر نیاز دارند و بازسازی ظرفیت پالایشی، برخلاف افزایش تولید نفت خام، ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد. از سوی دیگر، تا زمانی که باب‌المندب ناامن باشد، مسیر انتقال فرآورده میان خاورمیانه، اروپا، آفریقا و آسیا همچنان با هزینه بالاتر مواجه خواهد بود. به این ترتیب، بحران گازوئیل در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه داستان کمبود یک ماده اولیه باشد، داستان اختلال در شبکه جهانی پالایش، کشتیرانی و تجارت است. هرمز عرضه را محدود کرده، باب‌المندب مسیرهای جایگزین را پرریسک کرده و روسیه نیز به دلیل جنگ و اختلال در پالایشگاه‌ها بخشی از عرضه سنتی خود را از بازار خارج کرده است.

برچسب ها : تنگه هرمز اقتصادسرآمد تنگه باب‌المندب

اخبار روز
ضمیمه