«سرآمد» گزارش میدهد؛
«جنگ» فرشتهی نجات هیچ ملتی نیست
گروه ایران- حمید الماسی نیا- خبرنگار و فعال رسانهای - تخریب سازههای استراتژیک مانند پل B1 کرج و هدف قرار گرفتن واحدهای تولیدی، صرفاً یک حادثه نظامی نیست؛ بلکه یک «فاجعه توسعهای» است که اثرات آن تا نسلها بر پیکرهی اقتصاد و اجتماع ایران باقی خواهد ماند.
توهمِ «آبادیِ وارداتی»
در تحلیل جریانهای فکری سالهای اخیر، بخشی از بدنه اجتماعی تحت فشار اقتصادی و سیاسی، به این انگاره پناه برده بود که مداخلات خارجی میتواند میانبری برای رهایی و توسعه باشد و این نگاه، که آگاهانه یا ناآگاهانه چشمان خود را بر تجربهی ویرانگر کشورهای منطقه بسته بود، تصور میکرد بمبها و موشکهای دشمن، «هدفمند» و تنها برای «تغییر» هستند، ولی امروز، هدف قرار گرفتن قلب تپنده تولید و مسیرهای مواصلاتی کشور ثابت کرد که استراتژی دشمن نه «اصلاح»، بلکه «فلجسازی» ساختاری ایران است.
در حوزه مطالعات اجتماعی، پدیدهای به نام «سادهانگاری بحران» وجود دارد؛ جایی که بخشی از جامعه به دلیل فشارهای داخلی، به اشتباه تصور میکند یک نیروی خارجی میتواند پیونددهندهی آنها به رفاه و دموکراسی باشد که زیرساختهای شهری بخشی از «هویت مکانی» و امنیت خاطر شهروندان هستند و تخریب آنها حس بیپناهی و فروپاشی نظام اجتماعی را القا میکند.
کسانی که منتظر «کمک» دشمن بودند، اکنون با واقعیتی زمخت روبرو شدهاند که بمبی فرود میآید، بین گرایشهای سیاسی تفکیک قائل نمیشود و ویرانی پل کرج، مسیر ترددِ همان شهروندی را میبندد که گمان میکرد این تهاجم مسیری به سوی آزادی است که این بیداری، اگرچه تلخ، اما نشاندهندهی این است که توسعه، کالایی «وارداتی» با هواپیماهای جنگی نیست.
زیرساخت؛ میراث ملی، نه ابزار سیاسی
پلها، سدها و شبکههای انتقال برق، داراییهای فراجناحی و متعلق به نسلهای آیندهی یک ملت هستند. تخریب پل B1 کرج، تنها ضربه به نظام حاکم نیست، بلکه بریدن شریان حیاتی زندگی روزمرهی میلیونها شهروندی است که برای معیشت خود به این مسیرها وابستهاند و کسانی که گمان میکردند دشمن برای آنها اتوبانهای مدرن و آزادی به ارمغان میآورد، اکنون باید با این پرسش مواجه شوند که کدام متجاوز در تاریخ، پس از ویران کردن خانهای، در بازسازی آن به نفع ساکنانش قدم برداشته است؟
انهدام سرمایههای ثابت و زنجیره ارزش
از منظر اقتصاد کلان، زیرساختهایی مثل پلها و نیروگاهها، «سرمایههای ثابت ملی» هستند که دههها زمان و مبالغ از ثروت عمومی صرف ساخت آنها شده است و وقتی پلی مانند B1 که شریان حیاتی جابهجایی کالا و مسافر است فرو میریزد، هزینهی تمامشدهی کالاها به دلیل افزایش مسیرهای جایگزین و زمان تلفشده، به شدت بالا میرود و این یعنی تورم بیشتر برای سفرهی مردم است و هدف قرار دادن کارخانهها، یعنی حذف فرصتهای شغلی و قطع زنجیره تأمین می باشد که بازسازی این واحدها در شرایط تحریم و جنگ، چندین برابر زمان عادی هزینه میبرد که دشمن با این کار، نه نظام سیاسی، بلکه «پتانسیل رشد اقتصادی» ایران را برای دهههای آینده گروگان میگیرد.
منطق عریان جنگ
ماهیت جنگهای مدرن، فرسودگی همهجانبهی حریف است و وقتی کارخانهجات و زیرساختهای اقتصادی هدف قرار میگیرند، هدف نهایی، ایجاد یک «سرزمین سوخته» است که تا دههها توان ایستادن روی پای خود را نداشته باشد و بیداری پس از سقوط پلها، بیداریِ تلخی است؛ چرا که هزینه این آگاهی، از جیبِ اعتبار ملی و رفاه عمومی پرداخت شده است.
اثرات میانمدت؛ تضعیف همبستگی ملی
هدف استراتژیک از زدن زیرساختها، ایجاد استیصال اجتماعی است تا مردم در برابر یکدیگر یا در برابر ساختار قرار بگیرند و اما واقعیتِ میدان نشان میدهد که فقرِ ناشی از تخریب زیرساخت، برندهای در داخل ندارد و جامعهای که آب، برق و مسیر ترددش تخریب شده، نه میتواند به آزادی فکر کند و نه به آبادانی؛ بلکه تمام انرژیاش صرف «بقای اولیه» خواهد شد.
و در پایان، نقد حاضر نه صرفاً متوجه یک تفکر خاص، بلکه هشداری به همهی کسانی است که هنوز در فضای فانتزیِ «دخالت خارجیِ خیرخواهانه» سیر میکنند و تصاویر ویرانی زیرساختها باید به مثابهی یک «شوک درمانی» عمل کند که نباید اجازه داد نقدها و اعتراضات داخلی، ما را نسبت به نیتهای استراتژیک دشمنانی که آبادی ما را در ویرانیِ داراییهایمان میبینند، دچار کوریِ استراتژیک کند که بیداری در برابر دشمن، اولین قدم برای حفاظت از آن چیزی است که هنوز برایمان باقی مانده است و فردای پس از ویرانی، دیگر چیزی برای بحث کردن وجود نخواهد داشت.
پل B1 کرج و آجرهای فروریخته کارخانهها، نمادهای بیداری هستند که از منظر اقتصادی، ما در حال از دست دادن داراییهایی هستیم که متعلق به فرزندانمان است و از منظر اجتماعی، در حال درک این قاعدهی کلی است که هیچ ملتی با دستان دشمنش به بهزیستی نرسیده است و این بیداری، هرچند پرهزینه، باید منجر به این واقعگرایی شود که آبادانی تنها از مسیر «حفاظت از داشتههای ملی» و اصلاحات درونی ممکن است، نه از میان شعلههای آتشِ تهاجم باشد.
توهمِ «آبادیِ وارداتی»
در تحلیل جریانهای فکری سالهای اخیر، بخشی از بدنه اجتماعی تحت فشار اقتصادی و سیاسی، به این انگاره پناه برده بود که مداخلات خارجی میتواند میانبری برای رهایی و توسعه باشد و این نگاه، که آگاهانه یا ناآگاهانه چشمان خود را بر تجربهی ویرانگر کشورهای منطقه بسته بود، تصور میکرد بمبها و موشکهای دشمن، «هدفمند» و تنها برای «تغییر» هستند، ولی امروز، هدف قرار گرفتن قلب تپنده تولید و مسیرهای مواصلاتی کشور ثابت کرد که استراتژی دشمن نه «اصلاح»، بلکه «فلجسازی» ساختاری ایران است.
در حوزه مطالعات اجتماعی، پدیدهای به نام «سادهانگاری بحران» وجود دارد؛ جایی که بخشی از جامعه به دلیل فشارهای داخلی، به اشتباه تصور میکند یک نیروی خارجی میتواند پیونددهندهی آنها به رفاه و دموکراسی باشد که زیرساختهای شهری بخشی از «هویت مکانی» و امنیت خاطر شهروندان هستند و تخریب آنها حس بیپناهی و فروپاشی نظام اجتماعی را القا میکند.
کسانی که منتظر «کمک» دشمن بودند، اکنون با واقعیتی زمخت روبرو شدهاند که بمبی فرود میآید، بین گرایشهای سیاسی تفکیک قائل نمیشود و ویرانی پل کرج، مسیر ترددِ همان شهروندی را میبندد که گمان میکرد این تهاجم مسیری به سوی آزادی است که این بیداری، اگرچه تلخ، اما نشاندهندهی این است که توسعه، کالایی «وارداتی» با هواپیماهای جنگی نیست.
زیرساخت؛ میراث ملی، نه ابزار سیاسی
پلها، سدها و شبکههای انتقال برق، داراییهای فراجناحی و متعلق به نسلهای آیندهی یک ملت هستند. تخریب پل B1 کرج، تنها ضربه به نظام حاکم نیست، بلکه بریدن شریان حیاتی زندگی روزمرهی میلیونها شهروندی است که برای معیشت خود به این مسیرها وابستهاند و کسانی که گمان میکردند دشمن برای آنها اتوبانهای مدرن و آزادی به ارمغان میآورد، اکنون باید با این پرسش مواجه شوند که کدام متجاوز در تاریخ، پس از ویران کردن خانهای، در بازسازی آن به نفع ساکنانش قدم برداشته است؟
انهدام سرمایههای ثابت و زنجیره ارزش
از منظر اقتصاد کلان، زیرساختهایی مثل پلها و نیروگاهها، «سرمایههای ثابت ملی» هستند که دههها زمان و مبالغ از ثروت عمومی صرف ساخت آنها شده است و وقتی پلی مانند B1 که شریان حیاتی جابهجایی کالا و مسافر است فرو میریزد، هزینهی تمامشدهی کالاها به دلیل افزایش مسیرهای جایگزین و زمان تلفشده، به شدت بالا میرود و این یعنی تورم بیشتر برای سفرهی مردم است و هدف قرار دادن کارخانهها، یعنی حذف فرصتهای شغلی و قطع زنجیره تأمین می باشد که بازسازی این واحدها در شرایط تحریم و جنگ، چندین برابر زمان عادی هزینه میبرد که دشمن با این کار، نه نظام سیاسی، بلکه «پتانسیل رشد اقتصادی» ایران را برای دهههای آینده گروگان میگیرد.
منطق عریان جنگ
ماهیت جنگهای مدرن، فرسودگی همهجانبهی حریف است و وقتی کارخانهجات و زیرساختهای اقتصادی هدف قرار میگیرند، هدف نهایی، ایجاد یک «سرزمین سوخته» است که تا دههها توان ایستادن روی پای خود را نداشته باشد و بیداری پس از سقوط پلها، بیداریِ تلخی است؛ چرا که هزینه این آگاهی، از جیبِ اعتبار ملی و رفاه عمومی پرداخت شده است.
اثرات میانمدت؛ تضعیف همبستگی ملی
هدف استراتژیک از زدن زیرساختها، ایجاد استیصال اجتماعی است تا مردم در برابر یکدیگر یا در برابر ساختار قرار بگیرند و اما واقعیتِ میدان نشان میدهد که فقرِ ناشی از تخریب زیرساخت، برندهای در داخل ندارد و جامعهای که آب، برق و مسیر ترددش تخریب شده، نه میتواند به آزادی فکر کند و نه به آبادانی؛ بلکه تمام انرژیاش صرف «بقای اولیه» خواهد شد.
و در پایان، نقد حاضر نه صرفاً متوجه یک تفکر خاص، بلکه هشداری به همهی کسانی است که هنوز در فضای فانتزیِ «دخالت خارجیِ خیرخواهانه» سیر میکنند و تصاویر ویرانی زیرساختها باید به مثابهی یک «شوک درمانی» عمل کند که نباید اجازه داد نقدها و اعتراضات داخلی، ما را نسبت به نیتهای استراتژیک دشمنانی که آبادی ما را در ویرانیِ داراییهایمان میبینند، دچار کوریِ استراتژیک کند که بیداری در برابر دشمن، اولین قدم برای حفاظت از آن چیزی است که هنوز برایمان باقی مانده است و فردای پس از ویرانی، دیگر چیزی برای بحث کردن وجود نخواهد داشت.
پل B1 کرج و آجرهای فروریخته کارخانهها، نمادهای بیداری هستند که از منظر اقتصادی، ما در حال از دست دادن داراییهایی هستیم که متعلق به فرزندانمان است و از منظر اجتماعی، در حال درک این قاعدهی کلی است که هیچ ملتی با دستان دشمنش به بهزیستی نرسیده است و این بیداری، هرچند پرهزینه، باید منجر به این واقعگرایی شود که آبادانی تنها از مسیر «حفاظت از داشتههای ملی» و اصلاحات درونی ممکن است، نه از میان شعلههای آتشِ تهاجم باشد.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
نقش انجمن اهل قلم رامسر در ایجاد زیست بوم دانش محلی
-
تغییرات در خصوص اصلاح بخشی از ریز ساختارهای معاملاتی در بازار سهام عادی و مرحله معاملات پایانی TAL
-
ورود هفتگی 8 میلیون نفر گردشگر به سواحل مازندران
-
فعالیت 47 فروند شناور مسافربری در مسیرهای دریایی هرمزگان
-
ذخیره گاه ژنی ماهیان خاویاری ایجاد می شود
-
اطلاعیه شرکت فرودگاهها در خصوص محدودیتهای پروازی در ایام تشییع رهبر شهید انقلاب
-
هزینههای نادیده گرفتن ریسک در حمل و نقل دریایی
-
از وعده لایروبی تا قرارداد خارج سازی مغروقهها ی اروند
-
بازتعریف رابطه انرژی، جغرافیا و امنیت در «آسهآن»
-
لزوم بهرهگیری از اطلاعات بروز در مدیریت دریاپایه
-
«دریادلان دنا» شهیدان گمنام تجارت دریایی ایران
-
ترجمه اجرایی کلیدواژههای بیانیه مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز
-
کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور
-
ورود یک میلیون و 200 هزار نفر گردشگر به گیلان در تعطیلات اخیر
-
رونق گردشگری کیش نیازمند راه اندازی پروازهای متعدد است
-
پیام سرپرست معاونت امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی به مناسب روز جهانی دریانورد
-
حمایت همه جانبه دستگاه قضایی از پروژه های راهبردی پالایشگاه نفت تهران
-
نصب بزرگترین سکوی نفتی خلیج فارس با تکیه بر دانش بومی
-
بهره برداری از پورتال صندوق توسعه صنایع دریایی با 12 خدمت الکترونیکی برخط
-
از خودرو تا کشتی؛ خودرانها قانونمند میشوند



