«سرآمد» بررسی میکند؛
4 دلیل برای تغییر پارادایم حقوقی« تنگه هرمز»
چرا تنگه هرمز دیگر یک آبراه بینالمللی«عادی» نیست؟
گروه تحلیل - رضا نصری - «تصمیم ایران برای تنظیم و در صورت لزوم محدود کردن عبور کشتیهای مرتبط با طرفهای متخاصم، اقدامی خودسرانه برای بستن تنگه نبود؛ بلکه اعمالی متناسب از حق ذاتی دفاع مشروع ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد بهشمار میرفت که کاملاً با اختیار حاکمیتی دولت ساحلی بر آبهای سرزمینیاش سازگار است.»
رضا نصری، کارشناس حقوق بین الملل در نوشتاری در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت:
۱- دولتهای غربی همچنان با اطمینانی آیینوار اصرار دارند تنگه هرمز یک «آبراه بینالمللی» است که باید «بدون قید و شرط» بازگشایی شود. این موضع مطلقگرایانه نشاندهنده ناتوانی عمیق در درک درس اصلی جنگ اخیر آمریکا–اسرائیل علیه ایران است: هنگامی که یک آبراه بهاصطلاح بینالمللی به ابزاری برای آغاز یک حمله مسلحانه موجودیتی علیه دولت ساحلیای تبدیل میشود که این آبراه از قلمرو آن عبور میکند، خود مفهوم «دسترسی بدون قید و شرط» از نظر حقوقی و اخلاقی غیرقابل دفاع میشود.
۲- این جنگ، تفسیرهای حقوقی و چشمانداز راهبردی را بهطور برگشتناپذیر تغییر داده است. برای نخستینبار در تاریخ معاصر، یک تنگه مهم بینالمللی نه صرفاً برای تجارت یا ناوبری بیطرفانه، بلکه بهعنوان کریدور اصلی دریایی برای یک کارزار هماهنگ تجاوز مورد استفاده قرار گرفت—که شامل حملات، پشتیبانی لجستیکی، محاصرهها و پروازهای عبوری با هدف نابودی حاکمیت، زیرساختها و رهبری یک دولت ساحلی بوده است. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی با تنگه بهمثابه یک سکوی پرتاب و خط تدارکاتی بالفعل برای عملیاتی برخورد کردند که تحت هر تفسیری از منشور سازمان ملل متحد، مصداق استفاده غیرقانونی از زور بود.
در چنین بستری، تصمیم ایران برای تنظیم و در صورت لزوم محدود کردن عبور کشتیهای مرتبط با طرفهای متخاصم، اقدامی خودسرانه برای بستن تنگه نبود؛ بلکه اعمالی متناسب از حق ذاتی دفاع مشروع ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد بهشمار میرفت که کاملاً با اختیار حاکمیتی دولت ساحلی بر آبهای سرزمینیاش سازگار است.
۳- علاوه بر این، عامل تعیینکنندهای که بیش از پیش تنگه هرمز را از ویژگیها و حقوقی که معمولاً به آبراههای بینالمللی نسبت داده میشود تهی میسازد، شبکه متراکم پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی ساحلی پیرامون خلیج فارس است.
این تأسیسات—در بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و کویت—هیچ کارکرد تجاری یا بیطرفانهای ندارند. آنها صراحتاً برای اعمال قدرت علیه ایران، تهدید منافع حیاتی آن و تسهیل همان عملیات نظامی موجودیتی که در جنگ اخیر مشاهده شد، ایجاد شدهاند. هواپیماها، ناوهای جنگی، سامانههای موشکی و مراکز لجستیکیِ مستقرِ پیشدستانه آمریکا، کل منطقه خلیج—از جمله خود تنگه—را به یک منطقه عملیاتی پیشرو و مسلح تبدیل کردهاند که علیه یک دولت ساحلی خاص ساماندهی شده است.
بر اساس حقوق بینالملل، یک تنگه بینالمللی جایگاه ویژه «عبور ترانزیتی» خود را از نقشش بهعنوان یک گذرگاه بیطرف که دو پهنه دریای آزاد یا مناطق انحصاری اقتصادی را به هم متصل میکند و برای ناوبری صلحآمیز بینالمللی بهکار میرود، کسب میکند. هنگامی که یک سوی این گذرگاه به سکوی دائمی نظامی برای نابودی دولت ساحلی مقابل تبدیل شود، آن آبراه دیگر بهعنوان یک تنگه بینالمللی «عادی» عمل نمیکند؛ بلکه به امتداد یک زون نظامی خصومتآمیز بدل میشود.
حضور این پایگاهها ماهیت حقوقی تنگه را بهطور بنیادین دگرگون میکند. تا زمانی که این پایگاههای نظامی آمریکا بهطور کامل از کشورهای ساحلی خلیج فارس برچیده نشوند—و در نهایت با یک رژیم امنیت جمعی بومی که امنیت ایران و سایر کشورهای ساحلی را تضمین کند جایگزین نگردند—نمیتوان تنگه هرمز را یک آبراه بینالمللی استاندارد دانست که از حق عبور ترانزیتیِ بدون قید و شرط برخوردار است.
با این حال، پاسخ غرب همچنان اصرار بر «عبور ترانزیتیِ بدون قید و شرط» است؛ در حالی که درگیری اخیر، ضعف بنیادین این دکترینِ کهنه و ناسازگار با واقعیتهای موجود را بهروشنی آشکار کرده است.
۴- بنابراین، این جنگ زمینهساز یک تغییر بنیادین در نحوه درک و مفهومسازی «آبراههای بینالمللی» از سوی دولتهای غربی و جامعه بینالمللی است. بازگشایی «بدون قید و شرط» دیگر قابل اتکا نیست. اکنون باید شروطی تدوین و مدون شود تا از سوءاستفاده آینده از چنین تنگههایی بهعنوان مجرایی برای تهدیدات موجودیتی جلوگیری گردد. چنین سازوکارهایی به معنای «بستن» تنگههای بینالمللی نیست، بلکه با حفظ حق مشروع ناوبری صلحآمیز، راههای سوءاستفاده متجاوزان از این گذرگاهها را مسدود
میکند.
گروه تحلیل - رضا نصری - «تصمیم ایران برای تنظیم و در صورت لزوم محدود کردن عبور کشتیهای مرتبط با طرفهای متخاصم، اقدامی خودسرانه برای بستن تنگه نبود؛ بلکه اعمالی متناسب از حق ذاتی دفاع مشروع ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد بهشمار میرفت که کاملاً با اختیار حاکمیتی دولت ساحلی بر آبهای سرزمینیاش سازگار است.»
رضا نصری، کارشناس حقوق بین الملل در نوشتاری در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت:
۱- دولتهای غربی همچنان با اطمینانی آیینوار اصرار دارند تنگه هرمز یک «آبراه بینالمللی» است که باید «بدون قید و شرط» بازگشایی شود. این موضع مطلقگرایانه نشاندهنده ناتوانی عمیق در درک درس اصلی جنگ اخیر آمریکا–اسرائیل علیه ایران است: هنگامی که یک آبراه بهاصطلاح بینالمللی به ابزاری برای آغاز یک حمله مسلحانه موجودیتی علیه دولت ساحلیای تبدیل میشود که این آبراه از قلمرو آن عبور میکند، خود مفهوم «دسترسی بدون قید و شرط» از نظر حقوقی و اخلاقی غیرقابل دفاع میشود.
۲- این جنگ، تفسیرهای حقوقی و چشمانداز راهبردی را بهطور برگشتناپذیر تغییر داده است. برای نخستینبار در تاریخ معاصر، یک تنگه مهم بینالمللی نه صرفاً برای تجارت یا ناوبری بیطرفانه، بلکه بهعنوان کریدور اصلی دریایی برای یک کارزار هماهنگ تجاوز مورد استفاده قرار گرفت—که شامل حملات، پشتیبانی لجستیکی، محاصرهها و پروازهای عبوری با هدف نابودی حاکمیت، زیرساختها و رهبری یک دولت ساحلی بوده است. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی با تنگه بهمثابه یک سکوی پرتاب و خط تدارکاتی بالفعل برای عملیاتی برخورد کردند که تحت هر تفسیری از منشور سازمان ملل متحد، مصداق استفاده غیرقانونی از زور بود.
در چنین بستری، تصمیم ایران برای تنظیم و در صورت لزوم محدود کردن عبور کشتیهای مرتبط با طرفهای متخاصم، اقدامی خودسرانه برای بستن تنگه نبود؛ بلکه اعمالی متناسب از حق ذاتی دفاع مشروع ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد بهشمار میرفت که کاملاً با اختیار حاکمیتی دولت ساحلی بر آبهای سرزمینیاش سازگار است.
۳- علاوه بر این، عامل تعیینکنندهای که بیش از پیش تنگه هرمز را از ویژگیها و حقوقی که معمولاً به آبراههای بینالمللی نسبت داده میشود تهی میسازد، شبکه متراکم پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی ساحلی پیرامون خلیج فارس است.
این تأسیسات—در بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و کویت—هیچ کارکرد تجاری یا بیطرفانهای ندارند. آنها صراحتاً برای اعمال قدرت علیه ایران، تهدید منافع حیاتی آن و تسهیل همان عملیات نظامی موجودیتی که در جنگ اخیر مشاهده شد، ایجاد شدهاند. هواپیماها، ناوهای جنگی، سامانههای موشکی و مراکز لجستیکیِ مستقرِ پیشدستانه آمریکا، کل منطقه خلیج—از جمله خود تنگه—را به یک منطقه عملیاتی پیشرو و مسلح تبدیل کردهاند که علیه یک دولت ساحلی خاص ساماندهی شده است.
بر اساس حقوق بینالملل، یک تنگه بینالمللی جایگاه ویژه «عبور ترانزیتی» خود را از نقشش بهعنوان یک گذرگاه بیطرف که دو پهنه دریای آزاد یا مناطق انحصاری اقتصادی را به هم متصل میکند و برای ناوبری صلحآمیز بینالمللی بهکار میرود، کسب میکند. هنگامی که یک سوی این گذرگاه به سکوی دائمی نظامی برای نابودی دولت ساحلی مقابل تبدیل شود، آن آبراه دیگر بهعنوان یک تنگه بینالمللی «عادی» عمل نمیکند؛ بلکه به امتداد یک زون نظامی خصومتآمیز بدل میشود.
حضور این پایگاهها ماهیت حقوقی تنگه را بهطور بنیادین دگرگون میکند. تا زمانی که این پایگاههای نظامی آمریکا بهطور کامل از کشورهای ساحلی خلیج فارس برچیده نشوند—و در نهایت با یک رژیم امنیت جمعی بومی که امنیت ایران و سایر کشورهای ساحلی را تضمین کند جایگزین نگردند—نمیتوان تنگه هرمز را یک آبراه بینالمللی استاندارد دانست که از حق عبور ترانزیتیِ بدون قید و شرط برخوردار است.
با این حال، پاسخ غرب همچنان اصرار بر «عبور ترانزیتیِ بدون قید و شرط» است؛ در حالی که درگیری اخیر، ضعف بنیادین این دکترینِ کهنه و ناسازگار با واقعیتهای موجود را بهروشنی آشکار کرده است.
۴- بنابراین، این جنگ زمینهساز یک تغییر بنیادین در نحوه درک و مفهومسازی «آبراههای بینالمللی» از سوی دولتهای غربی و جامعه بینالمللی است. بازگشایی «بدون قید و شرط» دیگر قابل اتکا نیست. اکنون باید شروطی تدوین و مدون شود تا از سوءاستفاده آینده از چنین تنگههایی بهعنوان مجرایی برای تهدیدات موجودیتی جلوگیری گردد. چنین سازوکارهایی به معنای «بستن» تنگههای بینالمللی نیست، بلکه با حفظ حق مشروع ناوبری صلحآمیز، راههای سوءاستفاده متجاوزان از این گذرگاهها را مسدود
میکند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
ترجمه اجرایی کلیدواژههای بیانیه مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز
-
کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور
-
ورود یک میلیون و 200 هزار نفر گردشگر به گیلان در تعطیلات اخیر
-
رونق گردشگری کیش نیازمند راه اندازی پروازهای متعدد است
-
پیام سرپرست معاونت امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی به مناسب روز جهانی دریانورد
-
حمایت همه جانبه دستگاه قضایی از پروژه های راهبردی پالایشگاه نفت تهران
-
نصب بزرگترین سکوی نفتی خلیج فارس با تکیه بر دانش بومی
-
یک پورتال خدمات محور بر بستر سامان سوئیت
-
از خودرو تا کشتی؛ خودرانها قانونمند میشوند
-
از تربیت مدیران حرفهای تا ارتقای ظرفیت عملیاتی مهرآباد
-
با وجود آسیب به بیش از ۲ هزار منطقه، میانگین خاموشیها در دوران جنگ کمتر از ۵۰ دقیقه بود
-
ازسرگیری پروازهای ایران و امارات در هفته جاری
-
وقتی رقابت از تولید بیشتر به بهرهوری بیشتر تغییر میکند؛ درس مهم پروژه FRW نفت سپاهان
-
تبدیل مواد و انرژی که هدر میرفت به محصول قابل استفاده و ارزشمند
-
تفتان به ایستگاه گمرکی ریلی تجارت ایران و پاکستان تبدیل شد
-
بازدید مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی از بندر بوشهر
-
ما بر تضمین ایمنی دریانوردان تمرکز داریم
-
«نبود تشکلهای صنفی قدرتمند» پیگیری مطالبات دریانوردان را دشوار کرده است
-
آیا ایران برای آینده دریانوردی خود برنامه دارد؟
-
دریانوردان در خط مقدم آتش



