«سرآمد» گزارش میدهد؛
راههای جایگزین برای بازار جهانی نفت
دیپلماسی قدرت ایران در تنگه هرمز
گروه بین الملل -سمیه ملایی- طی روزهای گذشته و با اوج گرفتن تنشهای خاورمیانه، اهمیت استراتژیک تنگه هرمز به عنوان یکی از شاهراههای اصلی انتقال نفت به سوی سایر کشورهای جهان بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. حالا تمام نگاهها به تنگه هرمز است، آبراههای که مسیر عبور 20درصد از کل نفت جهان است. تحلیلگران انرژی، تنگه هرمز را به عنوان یک گلوگاه حیاتی ترانزیت نفت میشناسند که تولیدکنندگان عمده نفت خام در خاورمیانه را به بازارهای کلیدی در سراسر جهان متصل میکند.
به گزارش اقتصاد سرآمد، در طول سالهای گذشته، خطر بستن تنگه هرمز صادرکنندگان نفت در منطقه را وادار کرده تا به فکر مسیرهای جایگزین باشند. به گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، عربستان سعودی یک خط لوله شرقی-غربی را به کار انداخته است که روزانه میتواند پنج میلیون بشکه نفت خام را جابهجا کند. این یک خط لوله ۷۱ سانتیمتری با ۱۲۰۰ کیلومتر طول است که از نزدیکی بحرین و قطر در شرق عربستان سعودی میگذرد و با گذر از صحرای عربستان به دریای سرخ میرسد. سال ۲۰۱۹، این کشور به طور موقت یک خط لوله انتقال گاز مایع را هم برای انتقال نفت خام به کار گرفت و به این ترتیب انتقال نفت با گذر از این خط لولهها را به هفت میلیون بشکه نفت خام در روز رساند.
امارات متحده عربی هم میدانهای نفتیاش را از طریق یک خط لوله با گنجایش انتقال یک و نیم میلیون بشکه نفت خام در روز، به بندر فجیره در دریای عمان متصل کرده است. در این بین، ایران هم بیکار ننشسته است و در ژوئيه ۲۰۲۱ خط لوله گوره-جاسک را افتتاح کرد که قادر است در فاز اول خود روزانه ۳۵۰ هزار بشکه نفت خام را جابهجا کند، هرچند گفته میشود ایران هنوز از این خط لوله استفاده نکرده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیشبینی کرده است که در صورت اخلال در عبور نفت از تنگه هرمز، این خطوط لوله میتوانند با توجه به ظرفیت مازادشان انتقال سه و نیم میلیون بشکه از نفت خامی را که از تنگه هرمز عبور میکند، انجام دهند. به عبارتی اینها تامینکننده حدود ۱۵ درصد از نفتی خواهند بود که جلو عبور آن از تنگه هرمز گرفته میشود.
طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)، جریان نفت از طریق تنگه هرمز در سال ۲۰۲۲ به طور متوسط ۲۱ میلیون بشکه در روز بوده است که تقریباً ۲۱ درصد از تجارت جهانی نفت خام را تشکیل میدهد.هرگونه ناتوانی نفت در عبور از این گلوگاه اصلی، حتی به طور موقت، میتواند قیمت جهانی انرژی را به میزان قابل توجهی افزایش دهد، هزینههای حمل و نقل را بالا ببرد و باعث تأخیرهای قابل توجه در عرضه شود. خبرگزاری رویترز در این رابطه در گزارشی مینویسد که به باور بسیاری از کارشناسان انرژی، انسداد یا اختلال قابل توجه در جریان نفت از طریق تنگه هرمز، «بدترین سناریو» محسوب میشود که میتواند قیمت نفت را «بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه» افزایش دهد. کارشناسان معتقدند که هرگونه انسدادی از این دست، تجارت را به شدت محدود کرده و بر قیمت جهانی نفت تأثیر میگذارد.تنگه هرمز، آبراهی میان ایران و عمان است با عرض ورودی و خروجی حدود ۵۰ کیلومتر که کوتاهترین عرض با حدود ۴۰ کیلومتر در میانه تنگه قرار دارد. اما تنگه هرمز تنها در بخش میانیاش عمیق است. برای همین هم در نقشههای دریانوردی یک مسیر رفت، یک مسیر برگشت ایمن و یک نوار حائل - بین این دو مسیر - برای نفتکشهای سنگین در نظر گرفته شده است. در مجموع عرض نوار قابل استفاده برای کشتیهای سنگین حدود ۱۰ کیلومتر است. تانکرها وقتی با گذر از این آبراه وارد خلیج فارس میشوند، از نزدیکی دو جزیره تنب کوچک و بزرگ میگذرند که ایران آن را بخش جداییناپذیر سرزمین خود میداند و امارات متحده عربی ادعای مالکیت آن را دارد.
به رغم باریک بودن مسیر نفتکشها و با در نظر گرفتن این که کشتیهای بزرگ مجبورند از آبهای عمیق عبور کنند، بستن تنگه هرمز یا مسیرهای دریایی - برخلاف ایدههای مطرح شده در بعضی از رسانهها- به شکلی مانند بستن جاده قابل تصور نیست. بلکه تنها راه مسدود کردن کشتیها گزینه نظامی در راستای ناامن کردن مسیر است؛ وضعیتی که در زمان جنگ ایران و عراق هم تجربه شده
بود.
تنگه هرمز همچنین برای تجارت جهانی کانتینر کلیدی است. بنادر این منطقه (جبل علی و خور فکان) مراکز حمل و نقل هستند. بهویژه دوبی که به مرکزی برای جابهجایی بار با خدمات فیدر در خلیج فارس، جنوب آسیا و شرق آفریقا تبدیل شده است. ناظران بازار معتقدند که اختلال کامل در جریان نفت جهانی با بستن این آبراه بعید است و حتی ممکن است از نظر فیزیکی غیرممکن باشد. در این میان به باور برخی تحلیلگران ایده بستن آبراه هرمز یک ابزار کلامی تکراری بوده اما هرگز عملی نشده است، و تحلیلگران میگویند که این امر به سادگی امکانپذیر نیست.
ایران و دیپلماسی قدرت در تنگه هرمز
بستن تنگه هرمز میتواند پاسخی متناسب به تجاوز اسرائیل به تأسیسات انرژی ایران باشد که خود نقض قوانین بینالمللی محسوب میشود. از سوی دیگر با توجه به اینکه روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکند، ایران از طریق کنترل این مسیر حیاتی، اهرم اقتصادی مشروعی در برابر تحریمهای یکجانبه و فشارهای اقتصادی غربیها در اختیار دارد و بستن تنگه هرمز میتواند بهعنوان ابزاری برای مقابله با کشورهایی بهکار گرفته شود که ایران را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دادهاند.
ایران همواره از تشدید تنشها و بستن کامل تنگه هرمز اجتناب کرده و تاکنون واکنشهای حسابشدهای نشان داده است. این کشور ترجیح میدهد اقدامات خود را هدفمند نگه دارد و بستن کامل تنگه را بهعنوان آخرین راهکار در نظر میگیرد که تنها در صورت تشدید بیشتر تحریکات اسرائیل و آمریکا ممکن است اجرایی شود. از منظر حقوق بینالملل، ایران حق دفاع مشروع بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد را دارد و اقدامات اسرائیل در حمله به خاک ایران میتواند توجیهی برای واکنشهای متقابل باشد. همچنین ایران تاکید دارد که هدفش حفظ ثبات منطقهای است و قصد ندارد امنیت کشورهای همسایه را به خطر بیندازد. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی نیز نتیجه آسیبپذیری بازار در برابر اقدامات یکجانبه و نظامی است و نه سیاستهای ایران.
مطالعات اخیر مرکز استراتوس در سال ۲۰۲۵ نشان داده است که حتی اختلال نسبی در عبور نفتکشها میتواند اهداف استراتژیک ایران را بدون نیاز به بستن کامل تنگه محقق کند. لحن محتاطانه مقامات ایرانی و سابقه خودداری از تشدید تنشها نیز نشان میدهد که هرگونه اقدام در این زمینه موقتی و با هدف فشار برای رسیدن به راهحلهای دیپلماتیک خواهد بود نه شروع یک درگیری طولانیمدت. استراتژی ایران در قبال تنگه هرمز، در واقع یک ابزار دفاعی و بازدارنده است که بر اساس قوانین بینالمللی و ضرورتهای بقا شکل گرفته و یک اقدام خصمانه و تحریکآمیز نیست. این رویکرد ایران نشاندهنده تلاش برای حفظ امنیت ملی و منطقهای در برابر فشارها و تهدیدات خارجی است و میتواند بهعنوان بخشی از دیپلماسی قدرت در عرصه بینالمللی تفسیر شود.
ایران طی سالها توانمندیهای نظامی، تجهیزات و تاکتیکها ویژهای برای حفاظت از این تنگه حیاتی توسعه داده است که نشاندهنده حق ایران در دفاع از آبهای سرزمینی خود در برابر اقدامات خصمانه بهویژه پس از حملات اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ است که منجر به کشته شدن دهها ایرانی و آسیب به زیرساختهای حیاتی این کشور شده است. تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که ایران در شرایط تهدیدات جدی توانسته است با استفاده از فشارهای دریایی موقعیت خود را حفظ کند.
گروه بین الملل -سمیه ملایی- طی روزهای گذشته و با اوج گرفتن تنشهای خاورمیانه، اهمیت استراتژیک تنگه هرمز به عنوان یکی از شاهراههای اصلی انتقال نفت به سوی سایر کشورهای جهان بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. حالا تمام نگاهها به تنگه هرمز است، آبراههای که مسیر عبور 20درصد از کل نفت جهان است. تحلیلگران انرژی، تنگه هرمز را به عنوان یک گلوگاه حیاتی ترانزیت نفت میشناسند که تولیدکنندگان عمده نفت خام در خاورمیانه را به بازارهای کلیدی در سراسر جهان متصل میکند.
به گزارش اقتصاد سرآمد، در طول سالهای گذشته، خطر بستن تنگه هرمز صادرکنندگان نفت در منطقه را وادار کرده تا به فکر مسیرهای جایگزین باشند. به گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، عربستان سعودی یک خط لوله شرقی-غربی را به کار انداخته است که روزانه میتواند پنج میلیون بشکه نفت خام را جابهجا کند. این یک خط لوله ۷۱ سانتیمتری با ۱۲۰۰ کیلومتر طول است که از نزدیکی بحرین و قطر در شرق عربستان سعودی میگذرد و با گذر از صحرای عربستان به دریای سرخ میرسد. سال ۲۰۱۹، این کشور به طور موقت یک خط لوله انتقال گاز مایع را هم برای انتقال نفت خام به کار گرفت و به این ترتیب انتقال نفت با گذر از این خط لولهها را به هفت میلیون بشکه نفت خام در روز رساند.
امارات متحده عربی هم میدانهای نفتیاش را از طریق یک خط لوله با گنجایش انتقال یک و نیم میلیون بشکه نفت خام در روز، به بندر فجیره در دریای عمان متصل کرده است. در این بین، ایران هم بیکار ننشسته است و در ژوئيه ۲۰۲۱ خط لوله گوره-جاسک را افتتاح کرد که قادر است در فاز اول خود روزانه ۳۵۰ هزار بشکه نفت خام را جابهجا کند، هرچند گفته میشود ایران هنوز از این خط لوله استفاده نکرده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیشبینی کرده است که در صورت اخلال در عبور نفت از تنگه هرمز، این خطوط لوله میتوانند با توجه به ظرفیت مازادشان انتقال سه و نیم میلیون بشکه از نفت خامی را که از تنگه هرمز عبور میکند، انجام دهند. به عبارتی اینها تامینکننده حدود ۱۵ درصد از نفتی خواهند بود که جلو عبور آن از تنگه هرمز گرفته میشود.
طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)، جریان نفت از طریق تنگه هرمز در سال ۲۰۲۲ به طور متوسط ۲۱ میلیون بشکه در روز بوده است که تقریباً ۲۱ درصد از تجارت جهانی نفت خام را تشکیل میدهد.هرگونه ناتوانی نفت در عبور از این گلوگاه اصلی، حتی به طور موقت، میتواند قیمت جهانی انرژی را به میزان قابل توجهی افزایش دهد، هزینههای حمل و نقل را بالا ببرد و باعث تأخیرهای قابل توجه در عرضه شود. خبرگزاری رویترز در این رابطه در گزارشی مینویسد که به باور بسیاری از کارشناسان انرژی، انسداد یا اختلال قابل توجه در جریان نفت از طریق تنگه هرمز، «بدترین سناریو» محسوب میشود که میتواند قیمت نفت را «بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه» افزایش دهد. کارشناسان معتقدند که هرگونه انسدادی از این دست، تجارت را به شدت محدود کرده و بر قیمت جهانی نفت تأثیر میگذارد.تنگه هرمز، آبراهی میان ایران و عمان است با عرض ورودی و خروجی حدود ۵۰ کیلومتر که کوتاهترین عرض با حدود ۴۰ کیلومتر در میانه تنگه قرار دارد. اما تنگه هرمز تنها در بخش میانیاش عمیق است. برای همین هم در نقشههای دریانوردی یک مسیر رفت، یک مسیر برگشت ایمن و یک نوار حائل - بین این دو مسیر - برای نفتکشهای سنگین در نظر گرفته شده است. در مجموع عرض نوار قابل استفاده برای کشتیهای سنگین حدود ۱۰ کیلومتر است. تانکرها وقتی با گذر از این آبراه وارد خلیج فارس میشوند، از نزدیکی دو جزیره تنب کوچک و بزرگ میگذرند که ایران آن را بخش جداییناپذیر سرزمین خود میداند و امارات متحده عربی ادعای مالکیت آن را دارد.
به رغم باریک بودن مسیر نفتکشها و با در نظر گرفتن این که کشتیهای بزرگ مجبورند از آبهای عمیق عبور کنند، بستن تنگه هرمز یا مسیرهای دریایی - برخلاف ایدههای مطرح شده در بعضی از رسانهها- به شکلی مانند بستن جاده قابل تصور نیست. بلکه تنها راه مسدود کردن کشتیها گزینه نظامی در راستای ناامن کردن مسیر است؛ وضعیتی که در زمان جنگ ایران و عراق هم تجربه شده
بود.
تنگه هرمز همچنین برای تجارت جهانی کانتینر کلیدی است. بنادر این منطقه (جبل علی و خور فکان) مراکز حمل و نقل هستند. بهویژه دوبی که به مرکزی برای جابهجایی بار با خدمات فیدر در خلیج فارس، جنوب آسیا و شرق آفریقا تبدیل شده است. ناظران بازار معتقدند که اختلال کامل در جریان نفت جهانی با بستن این آبراه بعید است و حتی ممکن است از نظر فیزیکی غیرممکن باشد. در این میان به باور برخی تحلیلگران ایده بستن آبراه هرمز یک ابزار کلامی تکراری بوده اما هرگز عملی نشده است، و تحلیلگران میگویند که این امر به سادگی امکانپذیر نیست.
ایران و دیپلماسی قدرت در تنگه هرمز
بستن تنگه هرمز میتواند پاسخی متناسب به تجاوز اسرائیل به تأسیسات انرژی ایران باشد که خود نقض قوانین بینالمللی محسوب میشود. از سوی دیگر با توجه به اینکه روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکند، ایران از طریق کنترل این مسیر حیاتی، اهرم اقتصادی مشروعی در برابر تحریمهای یکجانبه و فشارهای اقتصادی غربیها در اختیار دارد و بستن تنگه هرمز میتواند بهعنوان ابزاری برای مقابله با کشورهایی بهکار گرفته شود که ایران را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دادهاند.
ایران همواره از تشدید تنشها و بستن کامل تنگه هرمز اجتناب کرده و تاکنون واکنشهای حسابشدهای نشان داده است. این کشور ترجیح میدهد اقدامات خود را هدفمند نگه دارد و بستن کامل تنگه را بهعنوان آخرین راهکار در نظر میگیرد که تنها در صورت تشدید بیشتر تحریکات اسرائیل و آمریکا ممکن است اجرایی شود. از منظر حقوق بینالملل، ایران حق دفاع مشروع بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد را دارد و اقدامات اسرائیل در حمله به خاک ایران میتواند توجیهی برای واکنشهای متقابل باشد. همچنین ایران تاکید دارد که هدفش حفظ ثبات منطقهای است و قصد ندارد امنیت کشورهای همسایه را به خطر بیندازد. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی نیز نتیجه آسیبپذیری بازار در برابر اقدامات یکجانبه و نظامی است و نه سیاستهای ایران.
مطالعات اخیر مرکز استراتوس در سال ۲۰۲۵ نشان داده است که حتی اختلال نسبی در عبور نفتکشها میتواند اهداف استراتژیک ایران را بدون نیاز به بستن کامل تنگه محقق کند. لحن محتاطانه مقامات ایرانی و سابقه خودداری از تشدید تنشها نیز نشان میدهد که هرگونه اقدام در این زمینه موقتی و با هدف فشار برای رسیدن به راهحلهای دیپلماتیک خواهد بود نه شروع یک درگیری طولانیمدت. استراتژی ایران در قبال تنگه هرمز، در واقع یک ابزار دفاعی و بازدارنده است که بر اساس قوانین بینالمللی و ضرورتهای بقا شکل گرفته و یک اقدام خصمانه و تحریکآمیز نیست. این رویکرد ایران نشاندهنده تلاش برای حفظ امنیت ملی و منطقهای در برابر فشارها و تهدیدات خارجی است و میتواند بهعنوان بخشی از دیپلماسی قدرت در عرصه بینالمللی تفسیر شود.
ایران طی سالها توانمندیهای نظامی، تجهیزات و تاکتیکها ویژهای برای حفاظت از این تنگه حیاتی توسعه داده است که نشاندهنده حق ایران در دفاع از آبهای سرزمینی خود در برابر اقدامات خصمانه بهویژه پس از حملات اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ است که منجر به کشته شدن دهها ایرانی و آسیب به زیرساختهای حیاتی این کشور شده است. تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که ایران در شرایط تهدیدات جدی توانسته است با استفاده از فشارهای دریایی موقعیت خود را حفظ کند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
ترجمه اجرایی کلیدواژههای بیانیه مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز
-
کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور
-
ورود یک میلیون و 200 هزار نفر گردشگر به گیلان در تعطیلات اخیر
-
رونق گردشگری کیش نیازمند راه اندازی پروازهای متعدد است
-
پیام سرپرست معاونت امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی به مناسب روز جهانی دریانورد
-
حمایت همه جانبه دستگاه قضایی از پروژه های راهبردی پالایشگاه نفت تهران
-
نصب بزرگترین سکوی نفتی خلیج فارس با تکیه بر دانش بومی
-
یک پورتال خدمات محور بر بستر سامان سوئیت
-
از خودرو تا کشتی؛ خودرانها قانونمند میشوند
-
از تربیت مدیران حرفهای تا ارتقای ظرفیت عملیاتی مهرآباد
-
با وجود آسیب به بیش از ۲ هزار منطقه، میانگین خاموشیها در دوران جنگ کمتر از ۵۰ دقیقه بود
-
ازسرگیری پروازهای ایران و امارات در هفته جاری
-
وقتی رقابت از تولید بیشتر به بهرهوری بیشتر تغییر میکند؛ درس مهم پروژه FRW نفت سپاهان
-
تبدیل مواد و انرژی که هدر میرفت به محصول قابل استفاده و ارزشمند
-
تفتان به ایستگاه گمرکی ریلی تجارت ایران و پاکستان تبدیل شد
-
بازدید مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی از بندر بوشهر
-
ما بر تضمین ایمنی دریانوردان تمرکز داریم
-
«نبود تشکلهای صنفی قدرتمند» پیگیری مطالبات دریانوردان را دشوار کرده است
-
آیا ایران برای آینده دریانوردی خود برنامه دارد؟
-
دریانوردان در خط مقدم آتش



