تاریخ انتشار:1405/2/3
کاتالیزوری برای بازآرایی نظم جهانی

«سرآمد» تحلیل می‌دهد؛

کاتالیزوری برای بازآرایی نظم جهانی

از شوک انرژی تا ناپایداری بازارهای جهانی

به گزارش اقتصادسرآمد، حمید الماسی نیا - یک جنگ نظامی در غرب آسیا رخ داده اما پیامدهایش چهره جهان را تغییر خواهد داد و از بحران اقتصادی شروع شده که درب خانه‌ همه کشورهای جهان را کوبیده است و افزایش قیمت انرژی، آسیب دیدن بازارهای جهان تا تنش در روابط و ظهور ائتلاف‌های جدید در همه این زمینه‌ها، تاثیرگذار است که این جنگ سرآغاز یک تحول آهسته اما عمیق در شکل نظام جهانی باشد.
 پیامد تهاجم امریکا و رژیم صهیونی به ایران، احتمالاً آغاز یک تحول آهسته اما عمیق در نظم جهانی است و جهان پس از سال‌ها حرکت به سمت جهانی‌شدن اقتصادیِ تحت سلطه غرب، اکنون با روندی معکوس روبه‌روست؛ روندی که در آن محورهای قدرت و اعتبار سیاسی میان چند قطب منطقه‌ای تقسیم می‌شود.
در پی این تهاجم به ایران، فراتر از یک درگیری نظامی محدود، به نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر تبدیل شده است و تحلیل‌های بین‌المللی، از جمله گزارش‌های رسانه «دویچه‌وله»، نشان می‌دهد که این تنش‌ها تنها به تقابل‌های میدانی ختم نمی‌شوند، بلکه زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، سیاسی و ساختاری را به دنبال دارند که می‌تواند چهره‌ی کنونی جهان را به‌طور بنیادین تغییر دهد و این جنگ، نه تنها مرزهای جغرافیایی، بلکه قواعد حاکم بر نظم جهانی را نیز به چالش کشیده است.
اولین و ملموس‌ترین پیامد این تنش‌ها، لرزه بر اندام اقتصاد جهانی بوده است و با قرار گرفتن مسیرهای حیاتی انرژی و خطوط کشتیرانی در معرض خطر، جهان با چالش های همزمان روبرو شده است و با نوسانات شدید قیمت انرژی و افزایش ناگهانی قیمت نفت و گاز، هزینه‌های تولید را در تمامی صنایع جهانی بالا برده و فشار تورمی شدیدی را بر اقتصاد مصرف‌کننده وارد کرده است که با تزلزل در بازارهای مالی و عدم قطعیت در مورد مدت زمان و وسعت درگیری‌ها، منجر به فرار سرمایه از بازارهای نوظهور و ایجاد بی‌ثباتی در بورس‌های جهانی شده است که این بحران اقتصادی، دیگر یک مسئله‌ی دور از دسترس نیست، بلکه اثرات آن اکنون بر معیشت مردم در سراسر جهان مشهود است.
همچنین موقعیت استراتژیک غرب آسیا به عنوان شریان اصلی تأمین انرژی جهان، باعث شده هرگونه تشدید درگیری منجر به نگرانی‌های جدی درباره امنیت خطوط لوله و تنگه‌های آبراهی (مانند هرمز) شود و این امر منجر به جهش قیمت نفت و گاز شده است که مستقیماً هزینه تولید و تورم را در کشورهای صادرکننده و واردکننده افزایش می‌دهد و با نوسانات بازارهای سهام و کالا در پی اخبار این جنگ، اعتماد سرمایه‌گذاران را به ثبات اقتصاد کلان خدشه‌دار کرده استو درحالی که تنش‌های نظامی باعث اختلال در مسیرهای تجاری شده و هزینه‌های لجستیکی را افزایش داده است که در نهایت منجر به کوبیدن درب خانه‌های مصرف‌کننده در سراسر جهان از طریق افزایش قیمت کالاها می‌شود.

«بازآرایی ژئوپلیتیک» ظهور ائتلاف‌های نوین
در پی این تهاجم به ایران، معادلات قدرت را در سطح بین‌المللی بازتعریف کرده است و تنش‌ها باعث شده تا کشورها برای تضمین امنیت ملی و اقتصادی خود، به سمت شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و گاه غیرمنتظره حرکت کنند و این روند با تغییر در تعهدات سنتی در برخی قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای در حال بازنگری در استراتژی‌های دفاعی و اتحادهای پیشین خود هستند و در تقابل بلوک‌های قدرت با این درگیری، شکاف میان بلوک‌های سیاسی موجود را عمیق‌تر کرده و باعث می‌شود قدرت‌های نوظهور برای ایجاد توازن در برابر نظم سنتی، دست به همکاری‌های استراتژیک جدیدی بزنند.
این جنگ فراتر از میدان نبرد، به کاتالیزوری برای بازآرایی روابط قدرت در صحنه جهانی تبدیل شده و ممکن است موازنه‌ای نوین را در مقابل هژمونی‌های سنتی ایجاد کندکه در این درگیری فشارهای دیپلماتیک بر دولت‌های میانجی را افزایش داده و رابطه بین قدرت‌های بزرگ را به چالش کشیده است که توانایی یا ناتوانی نظام بین‌الملل در مدیریت بحران، میزان نفوذ نهادهای جهانی (مانند سازمان ملل) را تعیین خواهد کرد.

«ماهیت تحول» یک تغییر آهسته اما عمیق
برخلاف جنگ‌های جهانی که تغییرات را ناگهانی رقم می‌زدند، تأثیرات این جنگ بر نظام جهانی، تدریجی اما بنیادین است و در پایان عصر ثبات نسبی این درگیری پایان دوران پساکشمکش‌های دهه‌های اخیر را نوید می‌دهد و دوران جدیدی از بی‌ثباتی ساختاری را آغاز کرده است که بازتعریف امنیت و مفهوم امنیت در جهان دیگر تنها نظامی نیست، بلکه ترکیبی از امنیت انرژی، امنیت اقتصادی و امنیت سایبری است که همگی تحت تأثیر این درگیری قرار گرفته‌اند و با تغییر موازنه قدرت، نقش ایران و متحدان منطقه‌ای آن در معادلات جدید، قدرت چانه‌زنی آن‌ها را در فرآیند شکل‌گیری نظم نوین افزایش داده است.
و در نهایت، جنگ تحمیلی سوم تنها یک بحران امنیتی منطقه‌ای و نبردنظامی موقتی نیست، بلکه ماشه‌ای برای بازتعریف روابط قدرت در سطح جهان بوده و آغازگر دوری جدید از نظم جهانی است که پیامدهای آن از بحران‌های اقتصادی ملموس تا تغییرات انتزاعی در ائتلاف‌های سیاسی، نشان‌دهنده ورود جهان به دورانی جدید است و تنش‌های ژئوپلیتیک ختم می‌گردد، نشان‌دهنده گذار به مرحله‌ای از تاریخ است که در آن ثبات قبلی جای خود را به یک نظم پویا، رقابتی و پیچیده می‌دهد و کشورها و بازیگران بین‌المللی باید درک کنند که برای عبور از این گذار، استراتژی‌های اقتصادی و دیپلماتیک خود را با واقعیت‌های جدیدی که این جنگ دیکته کرده، تطبیق دهند که آینده نظام جهانی در گروِ توانایی جامعه جهانی در مدیریت این تحولات عمیق خواهد بود و اگرچه این جنگ در محدوده‌ی جغرافیایی غرب آسیا آغاز شده، اما اثرات آن تا مرزهای اقتصاد جهانی و ساختار سیاسی جهان امتداد یافته است و در کوتاه‌مدت، دنیا شاهد بی‌ثباتی در بازارهای انرژی و مالی خواهد بود و در بلندمدت، این رویداد ممکن است به زایش یک نظم جهانی چندقطبی و واقع‌گرایانه‌تر منجر شود و نظمی که در آن، موازنه قدرت به چند حوزه منطقه‌ای تقسیم خواهد شد و عصر سلطه‌ی تک‌قطبی در روابط بین‌الملل به‌تدریج پایان می‌یابد.

برچسب ها : بازارهای جهانی اقتصادسرآمد انرژی

اخبار روز
ضمیمه