تاریخ انتشار:1405/2/6
«سرآمد» بررسی میکند؛
«جایگزینهای هرمز» از شبکهسازی اعراب تا نفت آمریکای لاتین
برزیل، آرژانتین و ونزوئلا جایگزینهای کلیدی عرضه نفت خاورمیانه
اقتصادسرآمد- رضارضایی - اختلال در ترافیک نفتی از طریق تنگه هرمز باعث جستجوی برای جایگزینهای قابل اعتماد و دور از مناطق درگیری شده است که فرصتی واقعی برای پتانسیلهای امیدوارکننده در سراسر جهان ارائه میدهد. این درگیری بر اختلال در تنگه هرمز متمرکز است که حدود۲۰ درصد از جریان نفت جهانی از آن عبور میکند و این امر نقاط ضعف سیستم انرژی جهانی را آشکار و تغییر به سمت تنوعبخشی به منابع تأمین را تسریع کرده است.
به گزارش اقتصادسرآمد و براساس گزارش S&P Global، آمریکای لاتین آماده است تا از بحران انرژی جاری بهرهبرداری کرده و کشورهای تولیدکنندهای مانند برزیل، آرژانتین و احتمالاً ونزوئلا به عنوان جایگزینهای کلیدی برای اختلال در عرضه نفت خاورمیانه ظهور خواهند کرد. در این میان، مکزیک با خطر عقبماندگی مواجه است، زیرا باید پتانسیل خود را از منابع به تولید تبدیل کند. مدیران اجرایی همچنین بر اهمیت اکتشاف مداوم و اتحادهای استراتژیک برای تأمین تقاضای آینده تأکید کردند.
جایگزینهای تنگه هرمز
در هفتههای اخیر، تحولات تنگه هرمز باعث طرح بحثهای جهانی در مورد آینده جریان نفت بوده است، و در این میان، پرسشهای فزایندهای در مورد واقعیت درگیری جاری و ابعاد ژئوپلیتیکی آن، و اینکه آیا بحران فعلی فراتر از رویارویی مستقیم با ایران و به ترتیبات بینالمللی گسترش مییابد، مطرح شده است. تعدادی از کشورهای تولیدکننده از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عراق و ایران، قبل از این بحران، برای انتقال مقادیر زیادی نفت به مراکز ذخیرهسازی خارج از منطقه تعجیل کردند که این امر باعث ایجاد یک ذخیره موقت شد و فشار بر بازارهای جهانی را کاهش داد. برای نمونه، عربستان سعودی محمولههای خود را به مصر و مراکز ذخیرهسازی اروپا افزایش داد، همچنین هند سطح ذخیرهسازی خود را افزایش داد تا تأثیر بسته شدن تنگه هرمز را چند هفته به تأخیر انداخت.
بسیاری از تحلیلهای رسانهها هنگام مقایسه صادرات فعلی با نرخهای قبلی اشتباه بود، زیرا مقایسه صحیح باید بین وجود خطوط صادراتی جایگزین و فقدان کامل آنها باشد. پمپاژ میلیونها بشکه از طریق خطوط لوله جایگزین، سود بیشتری برای بازارها محسوب میشود، زیرا شدت اختلال را کاهش میدهد، اما نمیتواند یک جایگزین واقعی باشد و نقش حیاتی تنگه هرمز را در جریان جهانی نفت جبران کند. زمان مورد نیاز برای رسیدن محمولهها به بازارهای آسیایی و آمریکایی به این معنی است که اثرات بحران به تدریج در حال ظاهر شدن است، بنابراین تأخیر در انعکاس بحران نشان دهنده وجود جایگزین نیست، بلکه وجود ذخایر موقت است که ظهور مشکل را به تعویق میاندازد. تمام اقدامات فعلی جایگزینهای واقعی نیستند، بلکه ابزارهایی برای کاهش شوک هستند، که نگرانی جهانی مداوم در مورد هرگونه اختلال طولانی مدت در این خط دریایی حیاتی را توضیح میدهد.
شبکهسازی برای صادرات
درگیری کنونی، ارزش راهبردی خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق به غرب عربستان سعودی را دوباره مطرح کرده است که قادر به انتقال ۷ میلیون بشکه در روز به بندر ینبع در دریای سرخ است و تنگه هرمز را کاملاً دور میزند. این خط لوله در دهه ۱۹۸۰ و پس از ترس از جنگ نفتکشها در طول جنگ ایران و عراق ساخته شد. با توجه به تلاشهای فعلی عربستان سعودی برای افزایش سهم صادرات خط لوله در کل تولید روزانه خود که بالغ بر ۱۰.۲ میلیون بشکه میشود، معضل انرژی در خلیج فارس به آشکار شده است؛ حجم عظیم ظرفیت تولید همچنان ارزش کمی دارد، مگر اینکه با انعطافپذیری لجستیکی همراه شود و مسیرهای صادراتی را محافظت کند. شرطبندی خلیج فارس امروز دیگر محدود به یافتن خط لوله جایگزین نیست، بلکه به سمت تدوین یک شبکه لجستیکی یکپارچه در حرکت است. شاید این تغییر از ذهنیت پروژه واحد به مفهوم یک «سیستم به هم پیوسته» نشان دهنده درک عمیقی باشد که ثبات بازارهای انرژی از طریق راهحلهای محلی حاصل نمیشود؛ یک خط لوله واحد احتمالا خطرات را کاهش دهد اما آنها را از بین نمیبرد، اما یک شبکه انعطافپذیری بالایی را تضمین میکند که از تکرار سناریوهای هرمز در نقاط بحرانی جلوگیری میکند.این روند فراتر از تأمین جریان نفت و گاز است؛ این مسیرها به عنوان شریانهای تجاری آینده محسوب میشوند که قادر به حمل کالاهای متنوع هستند، و به کشورهای خلیج فارس فرصتی میدهند تا نقشه لجستیکی خود را بازترسیم کنند و نفوذ تجاری بلندمدت خود را گسترش دهند.
نفت آمریکای لاتین
باوجود اقدامات کشورهای خلجی فارس، نفت سایر نقاط نیز به عنوان جایگزین مطرح شده که آمریکای لاتین به دلیل ظرفیت بالا از الویت برخوردار است. تونی بیان، متخصص انرژی و ژئوپلیتیک در موسسه سیاست عمومی بیکر دانشگاه رایس، در مورد جایگزینهای نفت خاورمیانه توضیح داد که ذخایر آبهای عمیق برزیل، سازند شیل واکا موئرتا در آرژانتین و فرصتهای نوظهور در سورینام، این منطقه را در موقعیت مناسبی برای جذب تقاضای جهانی فزاینده در کوتاهمدت قرار میدهد. همچنین، منابع گاز طبیعی بولیوی و پتانسیل اکتشاف و تولید کلمبیا نیز احتمالا علاقه سرمایهگذاران را دوباره جلب کند. همچنین، کارشناسان بازگشت احتمالی ونزوئلا به بازارهای جهانی را یکی از مهمترین تحولات بلندمدت توصیف کردند، زیرا گشایش ونزوئلا به مرور زمان مقادیر زیادی نفت آزاد خواهد کرد.
با این حال، بازسازی بخش نفت ونزوئلا نیازمند سرمایهگذاریهای کلان و سالها کار است. زیرساختهای آن قدیمی و فرسوده است و اولین قدم، نوسازی تأسیسات موجود و سپس سرمایهگذاری در تأسیسات جدید است. این کار میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت و توسعه یک میدان نفتی ۳ تا ۵ سال طول میکشد. اما بحران در خاورمیانه روند تنوعبخشی به منابع تأمین را از تولیدکنندگانی که در معرض خطرات ژئوپلیتیکی هستند، تقویت میکند. در این راستا،تولیدکنندگان خارج از تنگه هرمز جذابتر میشوند و امنیت انرژی به برجستهترین عنصر در معضل سهگانه انرژی تبدیل شده است. کشورها منابع تأمین امن و متنوع را در اولویت قرار میدهند و وضعیت ژئوپلیتیکی فعلی فرصتی طلایی را برای تولیدکنندگان ارائه میدهد و احتمالاً قیمتها در سالهای آینده بالاتر از شروع این بحران باقی خواهند ماند. طبق گزارش S&P Global، مکزیک با وجود منابع غنی خود، به دلیل چارچوب قانونی که مانع سرمایهگذاری میشود، آمادگی کمتری برای بهرهبرداری از این تغییر دارد و مشکل آن فقدان هرگونه ضمانت اجرایی است.
به گزارش اقتصادسرآمد و براساس گزارش S&P Global، آمریکای لاتین آماده است تا از بحران انرژی جاری بهرهبرداری کرده و کشورهای تولیدکنندهای مانند برزیل، آرژانتین و احتمالاً ونزوئلا به عنوان جایگزینهای کلیدی برای اختلال در عرضه نفت خاورمیانه ظهور خواهند کرد. در این میان، مکزیک با خطر عقبماندگی مواجه است، زیرا باید پتانسیل خود را از منابع به تولید تبدیل کند. مدیران اجرایی همچنین بر اهمیت اکتشاف مداوم و اتحادهای استراتژیک برای تأمین تقاضای آینده تأکید کردند.
جایگزینهای تنگه هرمز
در هفتههای اخیر، تحولات تنگه هرمز باعث طرح بحثهای جهانی در مورد آینده جریان نفت بوده است، و در این میان، پرسشهای فزایندهای در مورد واقعیت درگیری جاری و ابعاد ژئوپلیتیکی آن، و اینکه آیا بحران فعلی فراتر از رویارویی مستقیم با ایران و به ترتیبات بینالمللی گسترش مییابد، مطرح شده است. تعدادی از کشورهای تولیدکننده از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عراق و ایران، قبل از این بحران، برای انتقال مقادیر زیادی نفت به مراکز ذخیرهسازی خارج از منطقه تعجیل کردند که این امر باعث ایجاد یک ذخیره موقت شد و فشار بر بازارهای جهانی را کاهش داد. برای نمونه، عربستان سعودی محمولههای خود را به مصر و مراکز ذخیرهسازی اروپا افزایش داد، همچنین هند سطح ذخیرهسازی خود را افزایش داد تا تأثیر بسته شدن تنگه هرمز را چند هفته به تأخیر انداخت.
بسیاری از تحلیلهای رسانهها هنگام مقایسه صادرات فعلی با نرخهای قبلی اشتباه بود، زیرا مقایسه صحیح باید بین وجود خطوط صادراتی جایگزین و فقدان کامل آنها باشد. پمپاژ میلیونها بشکه از طریق خطوط لوله جایگزین، سود بیشتری برای بازارها محسوب میشود، زیرا شدت اختلال را کاهش میدهد، اما نمیتواند یک جایگزین واقعی باشد و نقش حیاتی تنگه هرمز را در جریان جهانی نفت جبران کند. زمان مورد نیاز برای رسیدن محمولهها به بازارهای آسیایی و آمریکایی به این معنی است که اثرات بحران به تدریج در حال ظاهر شدن است، بنابراین تأخیر در انعکاس بحران نشان دهنده وجود جایگزین نیست، بلکه وجود ذخایر موقت است که ظهور مشکل را به تعویق میاندازد. تمام اقدامات فعلی جایگزینهای واقعی نیستند، بلکه ابزارهایی برای کاهش شوک هستند، که نگرانی جهانی مداوم در مورد هرگونه اختلال طولانی مدت در این خط دریایی حیاتی را توضیح میدهد.
شبکهسازی برای صادرات
درگیری کنونی، ارزش راهبردی خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق به غرب عربستان سعودی را دوباره مطرح کرده است که قادر به انتقال ۷ میلیون بشکه در روز به بندر ینبع در دریای سرخ است و تنگه هرمز را کاملاً دور میزند. این خط لوله در دهه ۱۹۸۰ و پس از ترس از جنگ نفتکشها در طول جنگ ایران و عراق ساخته شد. با توجه به تلاشهای فعلی عربستان سعودی برای افزایش سهم صادرات خط لوله در کل تولید روزانه خود که بالغ بر ۱۰.۲ میلیون بشکه میشود، معضل انرژی در خلیج فارس به آشکار شده است؛ حجم عظیم ظرفیت تولید همچنان ارزش کمی دارد، مگر اینکه با انعطافپذیری لجستیکی همراه شود و مسیرهای صادراتی را محافظت کند. شرطبندی خلیج فارس امروز دیگر محدود به یافتن خط لوله جایگزین نیست، بلکه به سمت تدوین یک شبکه لجستیکی یکپارچه در حرکت است. شاید این تغییر از ذهنیت پروژه واحد به مفهوم یک «سیستم به هم پیوسته» نشان دهنده درک عمیقی باشد که ثبات بازارهای انرژی از طریق راهحلهای محلی حاصل نمیشود؛ یک خط لوله واحد احتمالا خطرات را کاهش دهد اما آنها را از بین نمیبرد، اما یک شبکه انعطافپذیری بالایی را تضمین میکند که از تکرار سناریوهای هرمز در نقاط بحرانی جلوگیری میکند.این روند فراتر از تأمین جریان نفت و گاز است؛ این مسیرها به عنوان شریانهای تجاری آینده محسوب میشوند که قادر به حمل کالاهای متنوع هستند، و به کشورهای خلیج فارس فرصتی میدهند تا نقشه لجستیکی خود را بازترسیم کنند و نفوذ تجاری بلندمدت خود را گسترش دهند.
نفت آمریکای لاتین
باوجود اقدامات کشورهای خلجی فارس، نفت سایر نقاط نیز به عنوان جایگزین مطرح شده که آمریکای لاتین به دلیل ظرفیت بالا از الویت برخوردار است. تونی بیان، متخصص انرژی و ژئوپلیتیک در موسسه سیاست عمومی بیکر دانشگاه رایس، در مورد جایگزینهای نفت خاورمیانه توضیح داد که ذخایر آبهای عمیق برزیل، سازند شیل واکا موئرتا در آرژانتین و فرصتهای نوظهور در سورینام، این منطقه را در موقعیت مناسبی برای جذب تقاضای جهانی فزاینده در کوتاهمدت قرار میدهد. همچنین، منابع گاز طبیعی بولیوی و پتانسیل اکتشاف و تولید کلمبیا نیز احتمالا علاقه سرمایهگذاران را دوباره جلب کند. همچنین، کارشناسان بازگشت احتمالی ونزوئلا به بازارهای جهانی را یکی از مهمترین تحولات بلندمدت توصیف کردند، زیرا گشایش ونزوئلا به مرور زمان مقادیر زیادی نفت آزاد خواهد کرد.
با این حال، بازسازی بخش نفت ونزوئلا نیازمند سرمایهگذاریهای کلان و سالها کار است. زیرساختهای آن قدیمی و فرسوده است و اولین قدم، نوسازی تأسیسات موجود و سپس سرمایهگذاری در تأسیسات جدید است. این کار میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت و توسعه یک میدان نفتی ۳ تا ۵ سال طول میکشد. اما بحران در خاورمیانه روند تنوعبخشی به منابع تأمین را از تولیدکنندگانی که در معرض خطرات ژئوپلیتیکی هستند، تقویت میکند. در این راستا،تولیدکنندگان خارج از تنگه هرمز جذابتر میشوند و امنیت انرژی به برجستهترین عنصر در معضل سهگانه انرژی تبدیل شده است. کشورها منابع تأمین امن و متنوع را در اولویت قرار میدهند و وضعیت ژئوپلیتیکی فعلی فرصتی طلایی را برای تولیدکنندگان ارائه میدهد و احتمالاً قیمتها در سالهای آینده بالاتر از شروع این بحران باقی خواهند ماند. طبق گزارش S&P Global، مکزیک با وجود منابع غنی خود، به دلیل چارچوب قانونی که مانع سرمایهگذاری میشود، آمادگی کمتری برای بهرهبرداری از این تغییر دارد و مشکل آن فقدان هرگونه ضمانت اجرایی است.
برچسب ها : نفت خاورمیانه اقتصادسرآمد نفت آمریکای لاتین
اخبار روز
-
گامهای جدید برای توسعه دامنه وثایق، بهبود اعتبارسنجی و تسهیل سرمایهگذاری در کشور
-
اروپا به اوج سفرهای پساکرونا رسید، واشنگتن از رقابت جهانی عقب ماند
-
تقدیر نماینده ویژه رئیسجمهور از اقدامات اثرگذار راهآهن در مقابله با قاچاق
-
مناطق آزاد شمال و جنوب در دو کفه ترازو
-
«ایران» سال ها بی نصیب از ثروت جهانی «تنگه هرمز»
-
هشدار متروکه شدن ۲۰ هزار کانتینر کالای ایرانی در بندر کراچی
-
شش استدلال حقوقی دریافت هزینههای عبور ایمن از«تنگه هرمز»
-
انحراف عملیات بازار باز در اقتصاد تحریمی ایران
-
واکاوی معمای لجستیک در ایران
-
کانال آبرسان از دریای خزر به مزارع میگوی گلستان افتتاح شد
-
سرگردانی ۲۰ هزار کانتینر کالای ایران در بنادر پاکستان؛ گره اصلی کجاست؟
-
آزادراه مراغه-هشترود در چند مرحله به بهرهبرداری میرسد
-
بسته حمایتی دولت از صیادان سواحل مکران
-
استفاده از ظرفیت استانهای شمالی، محاصره دریایی امریکا را بی اثر میکند
-
چالشها و فرصتهای گردشگری دریایی هرمزگان در سایه تجربههای جهانی
-
صدور ۱۳۸ مجوز پرواز به عتبات در آستانه عید قربان
-
روابط عمومی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک روایتگر کیفیت و اعتماد عمومی است
-
توسعه صنعت هوانوردی کشور نیازمند تعامل و همکاری همه دستاندرکاران صنعت است
-
سهم تولید جلبک از آبزی پروری ایران چقدر است؟
-
منطقه آزاد انزلی؛ پررونق ترین منطقه آزاد کشور در اقتصاد و گردشگری
