تاریخ انتشار:1405/2/10
روایت نبردهای دریایی خلیج فارس

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

روایت نبردهای دریایی خلیج فارس

سردارانی که آب را فتح کردند

 اقتصادسرآمد- امید ایرانی - آب، همواره برای ایرانیان هم مرز بوده و هم آرزو. مرزی که جان‌ها بر سر آن گرفته شده و آرزویی که برای رسیدن به افق‌های دور دست، دریانوردان این سرزمین را به دل طوفان‌ها زده است. خلیج فارس، این پهنه نیلگون که از دیرباز تا امروز نام ایران بر تارک آن نقش بسته، نه فقط یک گذرگاه تجاری یا منبع ثروت، بلکه میدان کارزار سردارانی بوده است که با عزمی آهنین، آب را فتح کردند و نام ایران را در امواج آن جاودانه ساختند. روایت فتح آب، روایت دلاوری‌هایی است که در سه مقطع سرنوشت‌ساز از تاریخ این سرزمین، چهره خلیج فارس را برای همیشه رقم زده است.
 به گزارش اقتصادسرآمد، بسیاری گمان می‌کنند تاریخ دریانوردی ایران به دوره معاصر بازمی‌گردد، اما حقیقت آن است که هویت دریایی ایران ریشه در عمق تاریخ دارد، به روزگاری که نام ایران بر تارک جهان می‌درخشید و سپاه هخامنشی، بزرگ‌ترین امپراتوری دوران باستان را اداره می‌کرد. خشایارشا، پادشاهی که بیشتر او را به لشکرکشی زمینی به یونان می‌شناسند، درک عمیقی از قدرت دریا داشت. او بود که دریافت هیچ امپراتوری پهناوری بدون تسلط بر آب‌ها نمی‌تواند دوام آورد. ناوگان دریایی هخامنشی که با بهره‌گیری از تجربه فنیقی‌ها و مصری‌ها ساخته شد، در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان به قدرتی بی‌بدیل تبدیل گشت . این ناوگان نه فقط امنیت مسیرهای تجاری را تأمین می‌کرد، بلکه پیام آور صلح و اقتدار شاهنشاهی بود. کشتی‌های جنگی هخامنشی در آب‌های خلیج فارس رفت‌وآمد داشتند، مسیرهایی را پاسداری می‌کردند که بعدها جاده ابریشم دریایی نام گرفت و ایرانیان را به هند و آفریقا متصل می‌کرد. خشایارشا درک کرده بود که برای آنکه نام ایران بر پهنه گیتی بماند، باید بر پهنه آب‌ها نیز حضور داشت. او با ساختن پل‌های شناور و نبردهای دریایی در هلسپونت، نشان داد که ایرانیان در هنر دریانوردی نه از یونانیان که از هر ملتی پیشتازترند. تاریخ، قدرت دریایی هخامنشی را به فراموشی سپرده است، اما سنگ نبشته‌ها و الواح گلی تخت جمشید، گواه آن هستند که خلیج فارس از همان روزگار، «ایرانی»ترین آب جهان بوده است.
اما شاید درخشان‌ترین صفحه از تاریخ دریانوردی ایران، در دوره صفوی و به دست سرداری گشوده شد که نامش برای همیشه با آزادسازی خلیج فارس پیوند خورده است. یک قرن تمام، از سال ۱۵۰۷ تا ۱۶۲۲ میلادی، پرتغالی‌ها بر جزیره هرمز چنگ انداخته بودند . آلبوکرک، دریانورد معروف پرتغالی، با حیله و خشونت، دژ مستحکمی بر این جزیره بنا نهاده و راه‌های تجاری خلیج فارس را یکسره در اختیار گرفته بود. پرتغالی‌ها خود را ارباب بلامنازع آب‌های جنوب می‌دانستند و هیچ قدرتی را یارای مقابله با آن‌ها نمی‌دیدند. در برابر این قلعه تسخیرناپذیر و ناوگان مجهز اروپایی، ایران اما دست خالی نبود. شاه عباس بزرگ، که تازه از جنگ با عثمانیان فارغ شده بود، نگاه خود را به جنوب دوخت و فهمید که تا پرتغالی‌ها در هرمز باشند، عزت ایران در خلیج فارس معنا نخواهد داشت. مردی که برای این کار انتخاب کرد، کسی نبود جز امامقلی خان، پسر الله‌وردی خان، آن سردار گرجی‌تبار که وفاداری اش به ایران زبانزد خاص و عام بود .
امامقلی خان از همان کودکی در مکتب سیاست و جنگ پرورش یافته بود. او فرمانروای فارس بود و تمام سواحل جنوب، از جاسک تا شط العرب و همه جزایر خلیج فارس، در قلمرو حکمرانی او قرار داشت . شاه عباس آنچنان به او اعتماد داشت که هرگز در تمام دوران پادشاهی خود پا به فارس نگذاشت و اداره این سرزمین وسیع را یکسره به امامقلی خان سپرد. اکنون نوبت آن رسیده بود که این سردار کاردان، پرتغالی‌ها را از هرمز بیرون کند. اما فتح هرمز آسان نبود. پرتغالی‌ها دژی محکم داشتند و ناوگانی جنگی که بر آب‌های خلیج فارس مسلط بود. ایرانیان اگرچه از نظر خشکی قدرتی بی‌نظیر داشتند، اما در دریا به کشتی‌های جنگی مجهز نیازمند بودند. اینجای داستان، اتفاقی عجیب رخ می‌دهد که سرنوشت هرمز را برای همیشه تغییر می‌دهد.
شرق هندوستان، چند کشتی تجاری متعلق به کمپانی هند شرقی بریتانیا در بندر سورات لنگر انداخته بودند. انگلیسی‌ها که تازه پا به آب‌های جنوب آسیا گذاشته بودند، در جستجوی بازاری تازه برای کالاهای خود بودند. امامقلی خان که از حضور آن‌ها آگاه شد، در اقدامی هوشمندانه، آن‌ها را به همکاری فراخواند. وعده دسترسی به تجارت ابریشم ایران و تقسیم غنایم، چنان وسوسه‌انگیز بود که انگلیسی‌ها پذیرفتند با ناوگان خود به ایرانیان کمک کنند. این اتحاد، اگرچه نابرابر بود، برای هر دو طرف سودمند می‌نمود. انگلیسی‌ها می‌خواستند جای پای خود را در منطقه مستحکم کنند و ایرانیان نیز به ناوگانی نیاز داشتند که با پرتغالی‌ها برابری کند.
فتح هرمز، از جزیره قشم آغاز شد. پرتغالی‌ها در قشم نیز استحکاماتی داشتند و انگلیسی‌ها از دریا آن را زیر آتش گرفتند. سپاه ۲۵ هزار نفری ایران از خشکی محاصره را آغاز کرد. نبرد قشم ماه‌ها طول کشید، اما سرانجام پرتغالی‌ها تسلیم شدند . کشف جالب توجه این بود که در میان کشته‌شدگان انگلیسی در این نبرد، نام ویلیام بافین، جغرافیدان و کاشف معروف قطبی به چشم می‌خورد که برای جهانگردی به آب‌های جنوب آمده بود و در این جنگ ناخواسته گرفتار شد. پس از سقوط قشم، نوبت به هرمز رسید. انگلیسی‌ها با پنج کشتی جنگی، چهار ناو کوچک و توپخانه سنگین، به قلعه هرمز نزدیک شدند. در هفته اول آوریل ۱۶۲۲، آن‌چنان آتش توپ‌ها سنگین بود که تمام گالئون‌های پرتغالی که زیر دیوارهای قلعه لنگر انداخته بودند، یکی پس از دیگری غرق یا آتش گرفتن. پرتغالی‌ها که ناوگان خود را از دست داده بودند، دیگر امیدی به مقاومت نداشتند. در ۴ می ۱۶۲۲، پس از ده هفته محاصره، پرتغالی‌ها تسلیم شدند و هزار تن از آن‌ها به اسارت درآمدند .
امامقلی خان، پای پیاده و با قامتی استوار، وارد قلعه هرمز شد. اسناد تاریخی می‌گویند او چنان بزرگ‌منش رفتار کرد که حتی اسیران را نیز گرامی داشت. اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود. آن سردار بزرگ، پس از فتح هرمز، جایی را که برای بندر جدید انتخاب کرد، به افتخار شاه عباس، «بندرعباس» نام نهاد. بندرعباس به سرعت جایگزین هرمز شد و رونق تجارت را به سواحل ایران بازگرداند. جالب آنکه مردم زمانه، ارادت عجیبی به امامقلی خان داشتند. شاعری گمنام در سده هفدهم، منظومه بلندی در مدح او سرود و «جرون نامه» نامید که در آن، امامقلی خان را قهرمانی بی‌همتا توصیف کرده است. خود شاه عباس، پس از شنیدن خبر فتح هرمز، چنان خرسند شد که دستور داد سکه‌هایی به یادبود این واقعه بزرگ ضرب شود. غرور بازپس‌گیری کهن‌ترین بندر تجاری جهان، بیش از هر چیز، غرور بازگرداندن نام ایران بر تارک خلیج فارس بود.
قرن‌ها از آزادسازی هرمز گذشت و خلیج فارس شاهد فراز و نشیب‌های بسیار بود. اما داستان ایستادگی ایرانیان در برابر بیگانگان به دوره صفوی ختم نمی‌شود. در دوره پهلوی اول بود که ایران بار دیگر نشان داد برای دفاع از آب‌های خود، تا پای جان خواهد ایستاد. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، ایران در تلاش بود تا ناوگانی مدرن بسازد. در سال ۱۳۱۱ (۱۹۳۲ میلادی)، نیروی دریایی شاهنشاهی ایران به طور رسمی بنیان گذاشته شد. ناوچه‌هایی از ایتالیا و آلمان سفارش داده شد و بوشهر، بندرعباس و خرمشهر شاهد رفت‌وآمد نخستین کشتی‌های جنگی مدرن ایران بودند. انگلیسی‌ها که تا پیش از آن، امنیت خلیج فارس را با ناوگان خود تأمین می‌کردند، با ناراحتی این حضور تازه را نظاره می‌کردند.
در شهریور ۱۳۲۰، ارتش متفقین به ایران حمله کرد. نیروی دریایی ایران، که هنوز در مراحل اولیه شکل‌گیری بود، با تمام توان در برابر هجوم انگلیسی‌ها ایستادگی کرد. ناوچه «پلنگ» در بندر خرمشهر، در حالی که هنوز به اسکله بسته بود، زیر آتش سنگین نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا غرق شد. در این نبرد نابرابر، دریادار غلامعلی بایندر، فرمانده نیروی دریایی ایران، که مردی وطن‌پرست و شجاع بود، در برابر دشمن ایستاد و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. بایندر نماد نسلی بود که نمی‌خواست سلطه بیگانگان بر آب‌های جنوب را به راحتی بپذیرد. او می‌دانست که حق حاکمیت ایران بر خلیج فارس، حقی است که نیاکانش با خون خود از آن پاسداری کرده‌اند و او نیز، اگر لازم باشد، جان خود را در این راه خواهد داد. هرچند ایران در آن جنگ شکست خورد، اما فرهنگ ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی بیگانگان در جنوب، با خون بایندر و یارانش جاودانه شد. مقاومت آن‌ها بعدها به الگویی برای نسل‌های بعدی دریانوردان ایرانی تبدیل گشت و این بار، نه با شمشیرهای هخامنشی و نه با لشکر صفوی، که با عزمی پولادین، پرچم ایران را بر فراز آب‌های خلیج فارس برافراشته نگه داشت.
اما تاریخ دریایی ایران، فقط روایت سرداران بزرگ و نبردهای مشهور نیست. بخش اعظم این داستان، در دل لنج‌های چوبی و در جان ملوانان گمنام جنوب جریان داشته است. مردانی که هرگز نامشان در کتاب‌های تاریخی ثبت نشده، اما امنیت مسیرهای تجاری خلیج فارس مدیون جان‌فشانی آن‌ها بوده است. کویرنشینانی که در دوره افشاریه و زندیه، در بوشهر ساکن شدند و حرفه دریانوردی را آموختند. آن‌ها با لنج‌های چوبی که با دستان خود می‌ساختند، به دل آب می‌زدند و از خلیج فارس تا سواحل آفریقا و هند را می‌پیمودند. آن‌ها راه را بلد بودند، طوفان‌های ناگهانی جنوب را می‌شناختند و می‌دانستند چگونه از شر دزدان دریایی که در سواحل جنوبی خلیج فارس لانه کرده بودند، جان سالم به در ببرند.
این دریانوردان گمنام، امنیت تجارت مروارید و ادویه را تأمین می‌کردند. آن‌ها بودند که در دوره قاجار، پای بازرگانان ایرانی را به بازارهای جدید در بمبئی و زنگبار باز کردند. حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی در میان این دریانوردان چنان قوی بود که آن‌ها را به یک نیروی مسلط اجتماعی در بنادر جنوب تبدیل کرد. آن‌ها با شهامت و مهارت خود، کاری کردند که نام ایران حتی در روزگار ضعف حکومت مرکزی، بر کشتی‌رانی خلیج فارس مسلط بماند. لنج‌های چوبی آن‌ بود که تجارت خلیج فارس را از سیطره اروپایی‌ها خارج کرد. آن‌ها بودند که نشان دادند ایرانی بودن، فقط به داشتن ناوگان مدرن نیست؛ بلکه به روحیه ایستادگی، به دانش بومی دریانوردی و به عشقی عمیق به این پهنه آبی بستگی دارد.
نماد این عشق و دلاوری، در جایی به اوج می‌رسد که مرز باریک بین اسطوره و واقعیت محو می‌شود؛ جایی که امامقلی‌خان، تنها با سایه‌ای از ناوگان انگلیسی، قلعه نفوذناپذیر پرتغال را درهم می‌کوبد تا جایی که غلامعلی بایندر بر عرشه کشتی در حال غرق شدن، تا آخرین نفس می‌جنگد. این همان خلیج فارسی است که در رگ‌های تاریخ ما جاری است. روز ملی خلیج فارس، فقط یک مناسبت تقویمی نیست. دعوتی است برای نگاه دوباره به آبی که هویت ما را شکل داده است. ایستادگی در برابر آن طوفان‌هایی که نه در دریا، که در اتاق‌های سیاست خارجی رخ می‌دهد و گاه تلاش می‌شود تا نام این خلیج همیشه فارس را از صفحات تاریخ پاک کنند. اما تاریخ را نمی‌توان پاک کرد، همان طور که خلیج فارس با تمام وجود در این سرزمین جاری است.

برچسب ها : نبردهای دریایی خلیج فارس اقتصادسرآمد خلیج فارس

اخبار روز
ضمیمه