تاریخ انتشار:1405/2/12
بررسی سرنوشت دلار در پی جنگ آمریکا با ایران؛
افول پترودلار یا طلوع پترو «یوآن»!
اقتصادسرآمد- الکسی کالمیکوف - حمله آمریکا به ایران بار دیگر بحثها درباره افول قریبالوقوع دلار بهعنوان ارز ذخیره و مبادلاتی جهان را زنده کرده است. ایران تنگه هرمز را مسدود کرده و از نفتکشها با یوآن چین و استیبلکوینها عوارض دریافت کرده است. تهدید علیه مهمترین ارز جهان تا چه حد جدی است و آیا در پی جنگ ایران، «پترو یوآن» (یوآن نفتی) جایگزین «پترودلار» (دلار نفتی) خواهد شد؟
به گزارش اقتصادسرآمد، قیمت نفت از دیرباز بر پایه دلار تعیین شده و اکنون نیز حدود ۸۵ درصد نفت و فرآوردههای نفتی جهان با ارز آمریکا معامله میشود. این سهم در دهههای اخیر، با وجود تلاش روسیه، چین، ایران و دیگر کشورها برای پایان دادن به سلطه دلار در مبادلات، تغییری نکرده است.
در مورد ذخایر ارزی نیز وضعیت مشابهی برقرار است. جهان معمولا داراییهای خود را به دلار نگهداری میکند. سهم دلار در ذخایر بینالمللی حدود ۶۰ درصد است، در حالی که یورو ۲۰ درصد را به خود اختصاص داده و مابقی مربوط به ارزهای دیگر کشورهای توسعهیافته غربی مانند بریتانیا، ژاپن، کانادا و استرالیا است. تنها حدود ۲ درصد از این ذخایر به یوآن چین نگهداری میشود.
این وضعیت تا حد زیادی به این دلیل است که آمریکا بزرگترین و پیشرفتهترین اقتصاد جهان به شمار میرود. این کشور بازار مالی عظیمی دارد، حاکمیت قانون در آن برقرار است، جریان سرمایه آزاد است، بانک مرکزی مستقلی دارد و شرکتهایش از سودآورترین و نوآورترین بنگاههای اقتصادی در غرب هستند.
در سال گذشته ارزش دلار ۸ درصد کاهش یافت. همزمان، در سطح جهانی از راهبرد مالی تازهای با عنوان «فروش آمریکا» سخن به میان آمد. برخی تحلیلگران این افت را نشانه رویگردانی سرمایهگذاران از داراییهای دلاری دانستند؛ روندی که به جنگ تجاری ترامپ با جهان، فشار بر متحدان و آمادگی او برای بهکارگیری قدرت مالی و نظامی آمریکا برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر دیگر کشورها نسبت داده میشود.
شش ماه پیش، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به آمریکا سفر کرد و به ترامپ وعده داد یک تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کند. اکنون شرایط تغییر کرده است. جنگ ترامپ با ایران، عربستان را ناچار خواهد کرد برای بازسازی کشور خود دلار بفروشد، نه اینکه برای سرمایهگذاری در آمریکا آن را خریداری کند.
کاهش ارزش دلار در آغاز سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافت تا زمان حمله به ایران. اما بهمحض آنکه ترامپ با بیثبات کردن مهمترین منطقه تولید نفت و گاز جهان، اقتصاد جهانی را در آستانه بحران قرار داد، روند نزولی دلار متوقف شد و ارزش آن دوباره افزایش یافت.
برد ستسر، تحلیلگر ارزی آمریکایی، میگوید: «جهان به دلایل مختلف بخش عمده ثروت خود را در داراییهای دلاری آمریکا نگه میدارد. پرسش اصلی این است که اگر ما سیاستهای دیوانهواری در پیش بگیریم، آیا این روند ادامه خواهد یافت؟»
او میافزاید: «تا اینجا پاسخ این پرسش مثبت بوده است.»
به گفته رابین بروکس از موسسه بروکینگز در آمریکا، افزایش ۲ درصدی ارزش دلار پس از حمله به ایران نشان میدهد که جایگاه این ارز بهعنوان ذخیره جهانی، دستکم در حال حاضر، با تهدید جدی روبهرو نیست.
او مینویسد: «ورود سرمایه خارجی به بازار سهام و اوراق قرضه آمریکا به بالاترین سطح در ۲۵ سال گذشته رسیده است. افزایش اخیر ارزش دلار نیز نشان میدهد که سرمایهگذاران همچنان در دورههای بحران، داراییهای دلاری را گزینهای مطمئن برای حفظ سرمایه میدانند.»
مانند بحرانهای گذشته، با آغاز بمباران ایران، سرمایهگذاران پول خود را از کشورها و مناطقی بیرون کشیدند که بیش از همه در معرض پیامدهای جنگ قرار دارند، از جمله آسیا، خاورمیانه و تا حدی اروپا. آنها این سرمایهها را به داراییهای دلاری تبدیل کردند، زیرا این داراییها نقدشوندگی و بازدهی بالاتری دارند. مهمتر از آن، اقتصاد آمریکا بارها نشان داده است که در مقایسه با دیگر اقتصادها، سریعتر از بحرانهای دشوار بیرون میآید. افزون بر این، آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، در برابر بحران کنونی انرژی نیز از بسیاری کشورها آسیبپذیری کمتری دارد.
پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل، این پرسش را مطرح میکند: «منتقدان ترامپ میگویند افول دلار میتواند یکی از پیامدهای ناگوار بیمسئولیتی آمریکا و سوءاستفاده از قدرت باشد. اما آیا واقعا دلار با تهدیدی اجتنابناپذیر برای از دست دادن جایگاه ویژه خود روبهرو است؟ و آیا از دست دادن این جایگاه به ایالات متحده ضربه خواهد زد؟»
او میافزاید: «به نظر من پاسخ هر دو پرسش یکی است؛ نه.»
حتی اگر ایران، روسیه و حتی عربستان سعودی نفت خود را به یوآن بفروشند، جایگاه دلار متزلزل نخواهد شد. در مقیاس بازار جهانی نفت، تحویلهای واقعی فیزیکی تنها چند درصد از کل معاملات را تشکیل میدهد. بخش عمده معاملات مربوط به قراردادهای مالی برای تحویل نفت اصطلاحا مجازی است که این معاملات در آمریکا و با دلار انجام میشود.
یکی از دلایل سلطه دلار در بازار نفت این است که پس از نخستین بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، که ابتدا در پی جنگ کشورهای عربی با اسرائیل و سپس انقلاب اسلامی ایران رخ داد، آمریکا و عربستان سعودی توافق کردند قیمت نفت را بر اساس دلار تعیین کنند.
از آن زمان این روند ادامه یافته است. اما به گفته برد ستسر، دلیل اصلی برتری دلار در مبادلات و ذخایر ارزی به این موضوع محدود نمیشود.
او مینویسد: «آمریکا در دهه ۱۹۳۰ بزرگترین تولیدکننده نفت جهان بود و در سالهای جنگ جهانی دوم به بریتانیا نفت میداد. بهطور کلی، صنعت نفت در آمریکا شکل گرفت و نفت همواره با دلار معامله شده است.»
پس از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، درآمدهای نفتی هنگفتی روانه کشورهای خلیج فارس شد. این کشورها در آن زمان هنوز اقتصادهای چندان توسعهیافتهای نداشتند و نمیتوانستند همه این درآمدهای اضافی را در داخل هزینه کنند. بنابراین شروع به انباشت ذخایر و سرمایهگذاری در خارج کردند.
سودآورترین و امنترین راه برای افزایش این درآمدها، اعطای وام به آمریکا و سپردهگذاری در بانکهای آمریکایی بود. اما از آنجا که آمریکا از اسرائیل حمایت میکرد، برای شیوخ عرب دشوار بود بهطور علنی به این کشور وام دهند. در نتیجه، این کار بهصورت غیرمستقیم انجام شد. به این ترتیب، مراکز مالی جهانی در لندن، زوریخ و بعدها در هنگکنگ و دبی شکل گرفتند.
اما آن سیل عظیم پترودلارها مدتهاست متوقف شده است. بسیاری از کشورهای خلیج فارس به افزایش هزینهها روی آورده و در حال آمادهسازی اقتصاد خود برای دوران پس از نفت هستند. در نتیجه، عربستان سعودی از یک صادرکننده سرمایه به یک بدهکار تبدیل شده است؛ این کشور دیگر پسانداز نمیکند و اکنون با اتکا به بدهی زندگی میکند.
در نتیجه، جریان ورود پترودلارها به آمریکا کاهش یافته، اما دلار همچنان در موقعیت قدرتمندی قرار دارد. چرا؟
نخست، آمریکا دیگر به واردات نفت نیاز ندارد. در ابتدای قرن حاضر، این کشور بزرگترین واردکننده نفت در جهان بود و عربستان سعودی بزرگترین صادرکننده. اما اکنون آمریکا، به لطف انقلاب فناوری و نظام سرمایهداری، دو برابر عربستان نفت تولید میکند و دیگر برای خرید نفت از خاورمیانه به دلار نیاز ندارد.
دوم، در منطقه خلیج فارس کشورهای دیگری نیز وجود دارند که بیش از میزان هزینه خود درآمد دارند، از جمله امارات متحده عربی. این کشورها دارای صندوقهای ثروت ملی هستند که برای نسلهای آینده و شرایط بحرانی ذخیره شدهاند. عربستان سعودی نیز با وجود کمبود منابع، صندوق مشابهی دارد. این سرمایهها برای کسب سود به کار گرفته میشوند و به دلایل یادشده، سرمایهگذاری در آمریکا همچنان سودآورترین گزینه است.
و سوم، و مهمتر از همه، پترودلارها مدتهاست دیگر نقش تعیینکنندهای در اقتصاد جهانی ندارند. در ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته، کشورهایی که از صادرات بیش از میزان هزینههایشان درآمد داشتهاند، دیگر پادشاهیهای نفتی خاورمیانه نبودهاند، بلکه چین و اقتصادهای پیشرفته آسیایی مانند کره جنوبی، ژاپن، تایوان و سنگاپور بودهاند.
در مورد ذخایر ارزی نیز وضعیت مشابهی برقرار است. جهان معمولا داراییهای خود را به دلار نگهداری میکند. سهم دلار در ذخایر بینالمللی حدود ۶۰ درصد است، در حالی که یورو ۲۰ درصد را به خود اختصاص داده و مابقی مربوط به ارزهای دیگر کشورهای توسعهیافته غربی مانند بریتانیا، ژاپن، کانادا و استرالیا است. تنها حدود ۲ درصد از این ذخایر به یوآن چین نگهداری میشود.
این وضعیت تا حد زیادی به این دلیل است که آمریکا بزرگترین و پیشرفتهترین اقتصاد جهان به شمار میرود. این کشور بازار مالی عظیمی دارد، حاکمیت قانون در آن برقرار است، جریان سرمایه آزاد است، بانک مرکزی مستقلی دارد و شرکتهایش از سودآورترین و نوآورترین بنگاههای اقتصادی در غرب هستند.
در سال گذشته ارزش دلار ۸ درصد کاهش یافت. همزمان، در سطح جهانی از راهبرد مالی تازهای با عنوان «فروش آمریکا» سخن به میان آمد. برخی تحلیلگران این افت را نشانه رویگردانی سرمایهگذاران از داراییهای دلاری دانستند؛ روندی که به جنگ تجاری ترامپ با جهان، فشار بر متحدان و آمادگی او برای بهکارگیری قدرت مالی و نظامی آمریکا برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر دیگر کشورها نسبت داده میشود.
شش ماه پیش، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به آمریکا سفر کرد و به ترامپ وعده داد یک تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کند. اکنون شرایط تغییر کرده است. جنگ ترامپ با ایران، عربستان را ناچار خواهد کرد برای بازسازی کشور خود دلار بفروشد، نه اینکه برای سرمایهگذاری در آمریکا آن را خریداری کند.
کاهش ارزش دلار در آغاز سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافت تا زمان حمله به ایران. اما بهمحض آنکه ترامپ با بیثبات کردن مهمترین منطقه تولید نفت و گاز جهان، اقتصاد جهانی را در آستانه بحران قرار داد، روند نزولی دلار متوقف شد و ارزش آن دوباره افزایش یافت.
برد ستسر، تحلیلگر ارزی آمریکایی، میگوید: «جهان به دلایل مختلف بخش عمده ثروت خود را در داراییهای دلاری آمریکا نگه میدارد. پرسش اصلی این است که اگر ما سیاستهای دیوانهواری در پیش بگیریم، آیا این روند ادامه خواهد یافت؟»
او میافزاید: «تا اینجا پاسخ این پرسش مثبت بوده است.»
به گفته رابین بروکس از موسسه بروکینگز در آمریکا، افزایش ۲ درصدی ارزش دلار پس از حمله به ایران نشان میدهد که جایگاه این ارز بهعنوان ذخیره جهانی، دستکم در حال حاضر، با تهدید جدی روبهرو نیست.
او مینویسد: «ورود سرمایه خارجی به بازار سهام و اوراق قرضه آمریکا به بالاترین سطح در ۲۵ سال گذشته رسیده است. افزایش اخیر ارزش دلار نیز نشان میدهد که سرمایهگذاران همچنان در دورههای بحران، داراییهای دلاری را گزینهای مطمئن برای حفظ سرمایه میدانند.»
مانند بحرانهای گذشته، با آغاز بمباران ایران، سرمایهگذاران پول خود را از کشورها و مناطقی بیرون کشیدند که بیش از همه در معرض پیامدهای جنگ قرار دارند، از جمله آسیا، خاورمیانه و تا حدی اروپا. آنها این سرمایهها را به داراییهای دلاری تبدیل کردند، زیرا این داراییها نقدشوندگی و بازدهی بالاتری دارند. مهمتر از آن، اقتصاد آمریکا بارها نشان داده است که در مقایسه با دیگر اقتصادها، سریعتر از بحرانهای دشوار بیرون میآید. افزون بر این، آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، در برابر بحران کنونی انرژی نیز از بسیاری کشورها آسیبپذیری کمتری دارد.
پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل، این پرسش را مطرح میکند: «منتقدان ترامپ میگویند افول دلار میتواند یکی از پیامدهای ناگوار بیمسئولیتی آمریکا و سوءاستفاده از قدرت باشد. اما آیا واقعا دلار با تهدیدی اجتنابناپذیر برای از دست دادن جایگاه ویژه خود روبهرو است؟ و آیا از دست دادن این جایگاه به ایالات متحده ضربه خواهد زد؟»
او میافزاید: «به نظر من پاسخ هر دو پرسش یکی است؛ نه.»
حتی اگر ایران، روسیه و حتی عربستان سعودی نفت خود را به یوآن بفروشند، جایگاه دلار متزلزل نخواهد شد. در مقیاس بازار جهانی نفت، تحویلهای واقعی فیزیکی تنها چند درصد از کل معاملات را تشکیل میدهد. بخش عمده معاملات مربوط به قراردادهای مالی برای تحویل نفت اصطلاحا مجازی است که این معاملات در آمریکا و با دلار انجام میشود.
یکی از دلایل سلطه دلار در بازار نفت این است که پس از نخستین بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، که ابتدا در پی جنگ کشورهای عربی با اسرائیل و سپس انقلاب اسلامی ایران رخ داد، آمریکا و عربستان سعودی توافق کردند قیمت نفت را بر اساس دلار تعیین کنند.
از آن زمان این روند ادامه یافته است. اما به گفته برد ستسر، دلیل اصلی برتری دلار در مبادلات و ذخایر ارزی به این موضوع محدود نمیشود.
او مینویسد: «آمریکا در دهه ۱۹۳۰ بزرگترین تولیدکننده نفت جهان بود و در سالهای جنگ جهانی دوم به بریتانیا نفت میداد. بهطور کلی، صنعت نفت در آمریکا شکل گرفت و نفت همواره با دلار معامله شده است.»
پس از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، درآمدهای نفتی هنگفتی روانه کشورهای خلیج فارس شد. این کشورها در آن زمان هنوز اقتصادهای چندان توسعهیافتهای نداشتند و نمیتوانستند همه این درآمدهای اضافی را در داخل هزینه کنند. بنابراین شروع به انباشت ذخایر و سرمایهگذاری در خارج کردند.
سودآورترین و امنترین راه برای افزایش این درآمدها، اعطای وام به آمریکا و سپردهگذاری در بانکهای آمریکایی بود. اما از آنجا که آمریکا از اسرائیل حمایت میکرد، برای شیوخ عرب دشوار بود بهطور علنی به این کشور وام دهند. در نتیجه، این کار بهصورت غیرمستقیم انجام شد. به این ترتیب، مراکز مالی جهانی در لندن، زوریخ و بعدها در هنگکنگ و دبی شکل گرفتند.
اما آن سیل عظیم پترودلارها مدتهاست متوقف شده است. بسیاری از کشورهای خلیج فارس به افزایش هزینهها روی آورده و در حال آمادهسازی اقتصاد خود برای دوران پس از نفت هستند. در نتیجه، عربستان سعودی از یک صادرکننده سرمایه به یک بدهکار تبدیل شده است؛ این کشور دیگر پسانداز نمیکند و اکنون با اتکا به بدهی زندگی میکند.
در نتیجه، جریان ورود پترودلارها به آمریکا کاهش یافته، اما دلار همچنان در موقعیت قدرتمندی قرار دارد. چرا؟
نخست، آمریکا دیگر به واردات نفت نیاز ندارد. در ابتدای قرن حاضر، این کشور بزرگترین واردکننده نفت در جهان بود و عربستان سعودی بزرگترین صادرکننده. اما اکنون آمریکا، به لطف انقلاب فناوری و نظام سرمایهداری، دو برابر عربستان نفت تولید میکند و دیگر برای خرید نفت از خاورمیانه به دلار نیاز ندارد.
دوم، در منطقه خلیج فارس کشورهای دیگری نیز وجود دارند که بیش از میزان هزینه خود درآمد دارند، از جمله امارات متحده عربی. این کشورها دارای صندوقهای ثروت ملی هستند که برای نسلهای آینده و شرایط بحرانی ذخیره شدهاند. عربستان سعودی نیز با وجود کمبود منابع، صندوق مشابهی دارد. این سرمایهها برای کسب سود به کار گرفته میشوند و به دلایل یادشده، سرمایهگذاری در آمریکا همچنان سودآورترین گزینه است.
و سوم، و مهمتر از همه، پترودلارها مدتهاست دیگر نقش تعیینکنندهای در اقتصاد جهانی ندارند. در ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته، کشورهایی که از صادرات بیش از میزان هزینههایشان درآمد داشتهاند، دیگر پادشاهیهای نفتی خاورمیانه نبودهاند، بلکه چین و اقتصادهای پیشرفته آسیایی مانند کره جنوبی، ژاپن، تایوان و سنگاپور بودهاند.
برچسب ها : دلار اقتصادسرآمد جنگ آمریکا با ایران
اخبار روز
-
گامهای جدید برای توسعه دامنه وثایق، بهبود اعتبارسنجی و تسهیل سرمایهگذاری در کشور
-
اروپا به اوج سفرهای پساکرونا رسید، واشنگتن از رقابت جهانی عقب ماند
-
تقدیر نماینده ویژه رئیسجمهور از اقدامات اثرگذار راهآهن در مقابله با قاچاق
-
مناطق آزاد شمال و جنوب در دو کفه ترازو
-
«ایران» سال ها بی نصیب از ثروت جهانی «تنگه هرمز»
-
هشدار متروکه شدن ۲۰ هزار کانتینر کالای ایرانی در بندر کراچی
-
شش استدلال حقوقی دریافت هزینههای عبور ایمن از«تنگه هرمز»
-
انحراف عملیات بازار باز در اقتصاد تحریمی ایران
-
واکاوی معمای لجستیک در ایران
-
کانال آبرسان از دریای خزر به مزارع میگوی گلستان افتتاح شد
-
سرگردانی ۲۰ هزار کانتینر کالای ایران در بنادر پاکستان؛ گره اصلی کجاست؟
-
آزادراه مراغه-هشترود در چند مرحله به بهرهبرداری میرسد
-
بسته حمایتی دولت از صیادان سواحل مکران
-
استفاده از ظرفیت استانهای شمالی، محاصره دریایی امریکا را بی اثر میکند
-
چالشها و فرصتهای گردشگری دریایی هرمزگان در سایه تجربههای جهانی
-
صدور ۱۳۸ مجوز پرواز به عتبات در آستانه عید قربان
-
روابط عمومی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک روایتگر کیفیت و اعتماد عمومی است
-
توسعه صنعت هوانوردی کشور نیازمند تعامل و همکاری همه دستاندرکاران صنعت است
-
سهم تولید جلبک از آبزی پروری ایران چقدر است؟
-
منطقه آزاد انزلی؛ پررونق ترین منطقه آزاد کشور در اقتصاد و گردشگری
