تاریخ انتشار:1405/2/12
واکاوی علت خروج امارات از سازمان صادرکننده نفت(اوپک)

«سرآمد» بررسی کرد؛

واکاوی علت خروج امارات از سازمان صادرکننده نفت(اوپک)

پایان هماهنگی دیرینه؛ نفت، امنیت و قدرت در محاسبه تازه امارات متحده عربی

اقتصادسرآمد- امید ایرانی- در اقدامی که به‌درستی می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین تحولات در تاریخ نهادهای نفتی و همکاری‌های منطقه‌ای از زمان تأسیس اوپک در سال ۱۹۶۰ توصیف کرد، امارات متحده عربی در بهار سال ۲۰۲۶ اعلام کرد که در ماه مه همان سال به‌طور رسمی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و قالب گسترده‌تر اوپک‌پلاس خارج خواهد شد. این تصمیم که تنها چند هفته پس از آغاز حملات نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران اتخاذ شد، نه یک اقدام فنی و صرفاً اقتصادی، بلکه سیاستی ژرف و چندلایه است که ریشه در تضادهای مزمن با عربستان سعودی، تغییر در محاسبات امنیتی ابوظبی و تلاش برای بازتعریف جایگاه امارات در نظم نوین خاورمیانه دارد. خروج از اوپک، در واقع به مثابه اعلام استقلال راهبردی امارات از شریک دیرین خود در ریاض و جست‌وجوی قالبی جدید برای بیشینه‌سازی منافع ملی در آستانه پایان عصر نفت و در میانه جنگی تمام‌عیار با ایران است.
به گزارش اقتصادسرآمد، برای درک علت خروج امارات از اوپک، نخست باید به تفاوت بنیادین در ساختار اقتصادی و جمعیتی دو رکن اصلی شورای همکاری خلیج‌فارس یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی توجه کرد. این تفاوت که تا پیش از این در زیر پوست دیپلماسی اوپکی پنهان مانده بود، طی پنج سال اخیر بارها به شکلی آشکار در نشست‌های اوپک‌پلاس به برخورد انجامیده و سرانجام در پی تشدید اختلافات ناشی از جنگ با ایران به گسست کامل منجر شده است.
عربستان سعودی با جمعیتی بالغ بر ۳۵ میلیون نفر، یکی از بزرگ‌ترین جمعیت‌های منطقه را در اختیار دارد. این کشور برای تأمین بودجه عظیم طرح تحول اقتصادی خود با عنوان «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و نیز پرداخت یارانه‌های گسترده داخلی، به شدت به قیمت‌های بالای نفت وابسته است. به بیان ساده، ریاض برای حفظ تعادل مالی خود و جلوگیری از ناآرامی‌های اجتماعی، نیازمند آن است که هر بشکه نفت در بازه‌ای بین ۸۰ تا ۱۰۰ دلار یا بالاتر معامله شود. این وابستگی ساختاری، عربستان را ناگزیر به ایفای نقش «تولیدکننده نوسان‌گیر» در بازار نفت کرده است؛ بدین معنا که در مواقع کاهش قیمت، بار اصلی کاهش تولید به دوش ریاض می‌افتد تا با ایجاد کمبود مصنوعی در بازار، قیمت‌ها را بالا نگه دارد. این سیاست، هرچند در کوتاه‌مدت به نفع تمام صادرکنندگان نفت است، لیکن هزینه سنگین ازدست‌رفتن سهم بازار و کاهش درآمدهای ارزی فوری را بر عربستان تحمیل می‌کند.
اما امارات متحده عربی ساختاری کاملاً متفاوت دارد. این کشور با داشتن حدود یک میلیون شهروند (تبعه اماراتی) و میلیون‌ها نیروی کار خارجی، از فشار جمعیتی ریاض برخوردار نیست. به‌علاوه، ابوظبی طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی در افزایش ظرفیت تولید و توسعه زیرساخت‌های صادراتی نفت انجام داده است. بندر فجیره در ساحل شرقی این کشور که خارج از تنگه هرمز و در امان از تهدیدهای احتمالی ایران قرار دارد، به یکی از بزرگ‌ترین پایانه‌های ذخیره‌سازی و صادرات نفت جهان تبدیل شده است. بنابراین، امارات این ظرفیت را دارد که تولید خود را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. برخی تخمین‌ها از افزایش روزانه ۳.۴ میلیون بشکه به بیش از ۵ میلیون بشکه در سال‌های آینده حکایت دارند. بی‌آنکه دغدغه کاهش قیمت تا محدوده ۵۰ تا ۶۰ دلار برایش وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، استراتژی امارات «تولید بیشتر و فروش بیشتر» است، درحالی‌که عربستان بر «قیمت بالاتر و تولید کمتر» اصرار دارد. این اختلاف راهبردی در اوپک و اوپک‌پلاس، سال‌ها در قالب مشاجره بر سر پایه تولید و سهمیه‌بندی پنهان بود تا اینکه در میانه بحران اخیر به نقطه انفجار رسید.
حمایت آمریکا و اسرائیل از عملیات نظامی گسترده علیه ایران در سال ۲۰۲۶، نقطه عطفی برای محاسبات استراتژیک ابوظبی محسوب می‌شود. با آغاز درگیری‌ها، تنگه هرمز که مسئول ترانزیت حدود ۲۰ درصد نفت جهان است به مناطق جنگی و ناامن تبدیل شد. در چنین شرایطی، امارات دریافت که مزیت استثنایی بندر فجیره که خارج از محدوده تنگه هرمز قرار دارد، می‌تواند به یک برگ برنده بزرگ تبدیل شود. این کشور قادر است با استفاده از خطوط لوله‌ای که میادین نفتی غربی را به سواحل شرقی متصل می‌کند، نفت خود را بدون عبور از منطقه درگیری به بازارهای جهانی صادر نماید. عربستان سعودی اما چنین مزیتی ندارد و تقریباً تمام صادرات نفتی آن همچنان به گذر امن از تنگه هرمز وابسته است. بدین ترتیب، جنگ ایران فرصتی طلایی برای امارات فراهم آورد تا از قید سهمیه‌های اوپک رها شود و با افزایش تولید، هم سهم بازار ازدست‌رفته ایران را تصاحب کند و هم از «شکاف قیمتی» میان نفت خلیج‌فارس و سایر بنادر بهره ببرد. ابوظبی برای توجیه این جهش تولید، حتی در خارج از چارچوب اوپک، ماه‌ها پیش از اعلام رسمی خروج، مذاکرات فنی گسترده‌ای را با شرکت‌های بین‌المللی نفتی آغاز کرده بود.
خروج از اوپک، فقط یک تصمیم نفتی نیست؛ بلکه بیشتر از آن، اعلام پایان دوره تبعیت ابوظبی از ریاض در عرصه سیاست منطقه‌ای و شروع رقابتی آشکار بر سر تعیین مسیر آینده خلیج‌فارس و خاورمیانه است. طی یک دهه گذشته، رقابت میان عربستان و امارات در یمن، سودان، لیبی، شاخ آفریقا و حتی در نحوه تعامل با اسرائیل و آمریکا به تدریج از پشت پرده خارج شده است. در یمن، عربستان از دولت مرکزی (منصور هادی و جانشینانش) حمایت می‌کرد، درحالی‌که امارات از شورای انتقالی جنوب و جدایی‌طلبان جنوب یمن پشتیبانی می‌نمود تا کنترل بنادر استراتژیک مانند عدن و مکلا و نیز تسلط بر باب‌المندب را در دست گیرد. در سودان نیز نیروهای اماراتی در کنار ارتش سودان علیه نیروهای واکنش سریع وارد عمل شدند، درحالی که عربستان رویکردی محتاطانه‌تر در پیش گرفته بود.
اما جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران، این رقابت را به سطحی تازه کشاند. بر اساس اسناد و گزارش‌های معتبر، امارات نه تنها از عملیات آمریکا و اسرائیل به‌طور کامل پشتیبانی کرده، بلکه شدیدترین لابی‌ها را برای ادامه حملات و جلوگیری از هرگونه آتش‌بس زودهنگام انجام داده است. در مقابل، عربستان سعودی که تأسیسات نفتی و زیرساخت‌های غیرنظامی آن نیز هدف حملات تلافی‌جویانه ایران قرار گرفته بود موضعی بسیار محتاطانه‌تر اتخاذ کرد. منابع دیپلماتیک حاکی از آن است که ریاض از طریق پاکستان و سایر میانجی‌ها به طور مخفیانه در تلاش برای کاهش تنش و دستیابی به نوعی آتش‌بس بوده است. عربستان که سرمایه‌گذاری‌های عظیم خود در پروژه‌هایی مانند خط لوله شرق به غرب، شهر نئوم و نیروی دریایی نوساز را در معرض نابودی می‌دید، نمی‌خواست تمام منطقه را به کام آتش بکشد. از نظر سعودی‌ها، نابودی ایران اگرچه یک هدف راهبردی است، اما نباید به قیمت نابودی زیرساخت‌های اقتصادی خود عربستان تمام شود. این محافظه‌کاری ریاض، خشم ابوظبی را برانگیخت و مقامات ارشد اماراتی در سخنانی بی‌پرده، رویکرد شورای همکاری خلیج‌فارس را «ضعیف‌ترین موضع در تاریخ» خواندند.
یکی از مهم‌ترین ابعاد خروج امارات از اوپک، پیوند آن با بازآرایی امنیتی ابوظبی در قالب ائتلافی نوظهور با واشنگتن و تل‌آویو است. مدتهاست که تحلیلگران از شکل‌گیری یک «محور عبری-عربی» به رهبری عملی امارات و با پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی آمریکا سخن می‌گویند. در جریان جنگ علیه ایران، این محور عملاً به عنوان یک فرماندهی مشترک عمل کرده است. گزارش‌های متعدد حاکی از آن است که سامانه‌های پدافندی اسرائیلی از جمله گنبد آهنین و فلاخن داوود به امارات منتقل و مستقر شده‌اند و خلبانان و تکنسین‌های اسرائیلی در پایگاه‌های اماراتی حضور داشته‌اند.
در چنین بستری، خروج از اوپک به مثابه یک کارت چانه‌زنی قدرتمند در مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم با دولت آمریکا (احتمالاً دولت دوم دونالد ترامپ یا دولت جمهوری‌خواه بعدی) عمل می‌کند. امارات با این اقدام، دو پیام روشن ارسال می‌کند: نخست به ریاض که دیگر تابع سیاست نفتی و منطقه‌ای آن نیست؛ و دوم به واشنگتن که برای تضمین ثبات عرضه نفت جهانی و مقابله با ایران، ابوظبی شریکی مطمئن‌تر از ریاض است. برخی تحلیلگران حتی این احتمال را مطرح می‌کنند که خروج از اوپک بخشی از یک «معامله بزرگ» امنیتی با آمریکا باشد که شامل عقد پیمان دفاعی مشابه ناتو، دسترسی به پیشرفته‌ترین سامانه‌های تسلیحاتی آمریکایی، و به رسمیت‌شناسی صریح از نقش رهبرانه امارات در جنوب خلیج‌فارس است. در مقابل، امارات متعهد شده است که با افزایش تولید خود، هرگونه تلاش ایران یا حامیانش برای بستن دریای عمان و تنگه هرمز را بی‌اثر سازد و بازار نفت را در زمان بحران تامین کند.
ترک سازمان توسط امارات، ضربه‌ای بالقوه مهلک به پیکره اوپک وارد می‌کند. این سازمان که پیش از این در دهه ۲۰۱۰ با انقلاب شیل آمریکا و ظهور تولید نفت شیل تضعیف شده بود و سپس با بحران کووید-۱۹ و کاهش بی‌سابقه تقاضا مواجه گشت، حالا کلیدی‌ترین عضو خلیج‌فارس خود (غیر از عربستان) را از دست می‌دهد. نگرانی اصلی تحلیلگران این است که اوپک بدون امارات عملاً به «اوپک یک نفره» به رهبری عربستان تبدیل شود. این انزوای ریاض در درون سازمان، کارایی مکانیسم‌های تنظیم عرضه را به شدت کاهش می‌دهد. اگر عربستان تصمیم به کاهش تولید برای بالا بردن قیمت‌ها بگیرد، امارات می‌تواند با افزایش تولید خود، اثر آن اقدام را خنثی کند و سهم بازار ریاض را تصاحب نماید. از سوی دیگر، در صورت بروز بحران عرضه بزرگ (مثلاً ناشی از تشدید درگیری در تنگه هرمز)، عربستان به تنهایی قادر به جبران کمبود نفت نخواهد بود، در حالی که امارات در اوج ظرفیت خارج از قیدوبند سازمان، تولید خواهد کرد.
از منظر ژئوپلیتیک، خروج امارات نشانه روشنی از گذار خاورمیانه از تعادل دوقطبی (ایران در برابر عربستان) به ساختاری چندقطبی و آشفته است که در آن بازیگران متوسطی مانند امارات، اسرائیل و ترکیه هرکدام به دنبال حوزه نفوذ مستقل خود هستند. جنگ ایران، شکاف‌های درونی اردوگاه عربی-سنی را آشکار کرد و ثابت نمود که دیگر نمی‌توان از «اتحاد عربی» علیه ایران سخن گفت. امارات راه خود را رفته و عربستان نیز با تلاش برای حفظ تعامل با ایران‌دوستان مانند چین و روسیه در مسیری متفاوت گام برمی‌دارد.
در نتیجه، آنچه در بهار ۲۰۲۶ رخ می‌دهد، یک تغییر تاکتیک صرف در بازار نفت نیست. خروج امارات از اوپک، بیانیه استقلال انرژی، سیاست و امنیت یک قدرت متوسط اما جاه‌طلب از سایه شریک بزرگتر خود است. ابوظبی با درک این‌که دوران طلایی نفت رو به پایان است و جهانیان به سوی انرژی پاک حرکت می‌کنند، ترجیح داده با هر قیمتی، حتی به بهای شکستن نهاد تاریخی اوپک، نفت خود را بفروشد، بازار خود را گسترش دهد و جایگاه خود را در کنار آمریکا و اسرائیل در نظم پساایرانی منطقه تثبیت کند. این تصمیم هرچند در کوتاه‌مدت بی‌ثباتی و ابهام را به بازارهای انرژی و روابط درون شورای همکاری خلیج‌فارس تزریق خواهد کرد، اما در بلندمدت نشانه‌ای از آینده‌ای است که در آن ائتلاف‌های نامتعارف و منافع ملی حسابگرانه، جایگزین اتحادهای سنتی و سازمان‌های نفتی کهنه می‌شوند. عصر اوپک به معنای کلاسیک آن، به چالش بزرگ دیگری فراخوانده شده است؛ چالشی که از دل جنگ و رقابت بر سر آخرین بشکه‌های نفت قابل استخراج برمی‌خیزد.

برچسب ها : صادرکننده نفت(اوپک) اقتصادسرآمد خلیج فارس

اخبار روز
ضمیمه