تاریخ انتشار:1405/2/13
«سرآمد» از اینترنت ناپایدارگلایه میکند؛
«اینترنت» و اختلال جدی در درک زیرساختهای توسعه
وقتی راهکار موقت به یک استراتژی دائمی تبدیل میشود
به گزارش اقتصادسرآمد، عادل لک علیآبادی - در شرایطی که کشور درگیر جنگ تحمیلی سوم و بحرانهای امنیتی ناشی از آن شد، ملیسازی اینترنت و قطع ارتباط با شبکه جهانی به عنوان یک راهکار اضطراری و موقت برای حفظ زیرساختهای حیاتی در برابر حملات سایبری توجیهپذیر است. اما اکنون که سه ماه از آن شرایط حاد گذشته است، تداوم این وضعیت و جایگزینی آن با طرحهایی نظیر اینترنت پرو یا اینترنت طبقهای، دیگر یک اقدام پدافندی نیست بلکه میتواند به یک سد ساختاری در برابر توسعه تبدیل شود.
بحث اینترنت فقط درباره سرگرمی، شبکههای اجتماعی یا ارتباطات روزمره نیست. اینترنت امروز زیرساخت یادگیری، پژوهش، کار، تجارت، آموزش، مهارت، همکاری حرفهای، دسترسی به داده، توسعه محصول و مدیریت صنعتی است. بنابراین وقتی کیفیت اتصال پایین است، دسترسی ناپایدار است، یا بهرهمندی از خدمات دیجیتال به شکل نامتوازن توزیع میشود، آسیب فقط متوجه راحتی کاربر نیست، این وضعیت مستقیماً به فرسایش فرصتهای علمی، اقتصادی و فناورانه منجر میشود.
بحران در آکادمی با قطع شریانهای پژوهش و ارتباطات بینالمللی
یکی از اثرات ضربه این انزوای دیجیتال بر پیکره علم وارد میشود. علم مدرن در خلا شکل نمیگیرد. پژوهشگران برای پیشبرد مرزهای دانش نیازمند دسترسی بلادرنگ به پایگاههای استنادی نظیر Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMed دارند.
واقعیت این است که در دنیای امروز، جامعه فقط از دانشجویان و استادان تشکیل نشده است. افراد زیادی بیرون ساختار رسمی دانشگاه، به دلایل شغلی، فکری یا مهارتی نیازمند تحقیق هستند. یک برنامه نویس خودآموخته، یک مترجم، یک روزنامه نگار مستقل، یک تحلیلگر بازار، یک معلم، یک طراح صنعتی، یک کارآفرین یا حتی یک شهروند کنجکاو که میخواهد درباره موضوعی تخصصی مطالعه کند، همگی به اینترنت با کیفیت نیاز دارند.
محدود کردن مسئله مشابه طرح فعلی که از سوی نهادهای مربوطه با عنوان اینترنت پرو و طبقهای و دسترسی نابرابر شهروندان به اینترنت اجرا شده است، فهمی ناکارآمد و خطرناک است. باید توجه داشت که امروز دانش در انحصار نهادهای رسمی نیست، در بستر شبکه جریان دارد، توزیع و بازتولید میشود. هر اختلالی در این بستر، به معنای محدود شدن ظرفیت یادگیری و رشد در کل جامعه است.
اینترنت ضعیف فقط آزار دهنده نیست، ضد توسعه است
باید این را صریح گفت، اینترنت ناپایدار فقط یک مشکل فنی کوچک نیست، بلکه یک مانع توسعه است. وقتی دسترسی به منابع علمی، ابزارهای آموزشی، دادهها، سرویسهای ابری و بسترهای همکاری دیجیتال نامطمئن باشد، خروجی طبیعی آن کاهش بهرهوری است. جامعهای که برای سادهترین فعالیتهای دانشی باید زمان، انرژی و تمرکز اضافی صرف کند، در رقابت علمی و اقتصادی عقب میماند، نه به این دلیل که استعداد ندارد، بلکه چون زیرساخت لازم برای استفاده از استعداد را به درستی فراهم نکرده است.
در چنین وضعیتی، هزینه اصلی فقط هزینه مالی نیست. هزینه مهمتر، اتلاف زمان و فرسایش تمرکز است. پژوهش، یادگیری و نوآوری به تمرکز عمیق نیاز دارند. قطع و وصل، کندی مزمن، اختلال در دسترسی به پلتفرمها و ناتوانی در اتکا به یک مسیر ارتباطی پایدار، ذهن را از حل مسئله به سمت مدیریت مانع میبرد. این یعنی کاهش کیفیت فکر، افت سرعت یادگیری و در نهایت پایین آمدن کیفیت خروجی است. جامعهای که ذهنهایش به جای اندیشیدن، مشغول کنار آمدن با اختلال باشند، به تدریج مزیت رقابتی خود را از دست میدهد.
نابرابری دسترسی فقط اقتصادی نیست دانشی هم هست
یکی از مسائل کمتر بیان شده اما بسیار مهم، نابرابری در کیفیت بهرهمندی از اینترنت است. این نابرابری فقط به تفاوت میان مناطق شهری و محروم یا شکاف میان طبقات درآمدی محدود نمیشود. شکل عمیقتر آن، نابرابری در دسترسی موثر است. یعنی همه شاید ظاهراً متصل باشند، اما همه به یک اندازه قادر به استفاده واقعی از ظرفیت اینترنت نیستند.
برای کسی که فقط مصرف کننده محتوای سبک است، اینترنت ملی و کیفیت پایین شاید صرفاً ناراحت کننده باشد. اما برای کسی که میخواهد مقالات پژوهشی معتبر اولیه و ثانویه دریافت کند، در دورههای تخصصی شرکت کند، به پایگاه داده دسترسی داشته باشد، از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کند، کد و داده جابجا کند، یا در نشستهای علمی آنلاین حضور یابد، اینترنت ملی به یک سد واقعی تبدیل میشود. اینجا دیگر مسئله بر سر راحتی نیست، مسئله بر سر محرومیت از فرصت است.
باید با صداقت بیان کرد که نابرابری دیجیتال، فقط نابرابری در اتصال نیست، نابرابری در امکان رشد است. چنانچه بخشی از جامعه بتوانند به راحتی به اینترنت بینالملل دسترسی داشته باشند و از آن بهره ببرند و بخشی دیگر محروم باشند، نتیجه آن اندوه بار است. این شکاف بسیار خطرناک است، چون آرام و بیصدا شکل میگیرد. در ظاهر همه آنلاین هستند، اما در عمل فقط گروهی میتوانند از اینترنت برای پیشرفت واقعی استفاده کنند.
شهروند عادی هم حق تحقیق و کسب درآمد دارد
یکی از خطاهای رایج این است که گمان میشود نیاز به اینترنت بینالمللی برای تحقیق فقط مربوط به دانشگاه است. یا کسبوکار و درآمد صرفاً منوط به شرکتها است. این تصور دیگر با واقعیت جامعه همخوانی ندارد. به طور مثال امروز مرز میان آموزش رسمی و غیررسمی شکسته شده است. افراد زیادی خارج از دانشگاه، از طریق منابع آنلاین مهارت میآموزند، کار پژوهشی انجام میدهند، گزارش مینویسند، ایده تجاری توسعه میدهند یا مسیر شغلی خود را تغییر میدهند.
فردی که میخواهد وارد حوزه هوش مصنوعی شود، لزوماً دانشجوی دانشگاه نیست. کسی که روی بازارهای مالی و برنامه نویسی کار میکند، الزاماً کارمند شرکتی نیست. اما او هم برای پیشبرد اهدافش نیازمند منابع است. زمانی که دسترسی به این امکانات دشوار یا بیثبات میشود، در واقع بخشی از ظرفیت جامعه خاموش میشود.
فشار واقعی بر استارتاپها، کسب و کارهای کوچک و اکوسیستم اقتصاد دیجیتال
در مورد کسب و کارها هم باید صریح بود. ناپایداری اینترنت به کسب و کارهای کوچک و نوپا ضربه میزند. شرکتهای بزرگ شاید بتوانند با شبکههای اینترانت تا حدی امور پایه خود را مدیریت کنند یا راهحل جایگزین پیدا کنند یا هزینه اختلال را بهتر جذب کنند اما استارتاپها و کسب و کار کوچک چنین ظرفیتی ندارند. برای آنها هر اختلال، یعنی از دست رفتن مشتری، بر هم خوردن عملیات، کاهش اعتماد، افت درآمد و افزایش هزینهها.
استارتاپها برای توسعه محصول، پشتیبانی مشتری، بازاریابی، تحلیل داده، استقرار سرویس، هماهنگی تیمهای دورکار و ارتباط با بازار به اینترنت وابسته هستند. اینترنت برای آنها ابزار جانبی نیست، محیط زنده کسب و کار است. هرچه این محیط بیثباتتر باشد، رشد کندتر و ریسک شکست بیشتر میشود. بعد هم همه از ضعف نوآوری، مهاجرت نیروی متخصص و کوچک ماندن بازار دیجیتال گلایه میکنند. بیآنکه بپرسند آیا زیرساخت لازم برای رشد اصلاً فراهم بوده است یا نه؟!
بن بست هوشمند سازی. صنعت بدون ارتباط پایدار، فقط شعار دیجیتال سازی میشنود
در حوزه صنعت هم وضع به همین اندازه جدی است. بسیاری از هوشمندسازی، اینترنت اشیاء، دوقلوهای دیجیتال، داده محوری و لجستیک هوشمند سخن میگویند، اما باید پرسید این مفاهیم روی چه زیرساختی قرار است عملی شوند؟ تحول دیجیتال با شعار پیش نمیرود. اگر ارتباط پایدار، سریع و قابل اتکا وجود نداشته باشد، سامانههای صنعتی داده محور یا درست کار نمیکنند یا فقط به صورت نمایشی باقی میمانند.
صنعتی که نتواند دادههای خود را روان منتقل کند، بنگاهی که به سامانههای ابری یا به بروزرسانیهای ضروری دسترسی با ثبات نداشته باشد و مجموعهای که ارتباطش با شرکای فناور و زنجیره تأمین دچار اختلال باشد، عملاً از مزایای واقعی دیجیتال سازی محروم میماند. در چنین شرایطی، هزینه سرمایهگذاری بالا میرود و بازده کاهش مییابد. نتیجه هم روشن است، صنعت از رقابت عقب میافتد و فاصله با استانداردهای جهانی بیشتر میشود.
بحران فقط با محدود سازی فهمیده نمیشود، با تابآوری فهمیده میشود
در شرایط بحرانی، کشور ناگزیر است به امنیت و پایداری توجه کند، این واقعیتی انکارناپذیر است. اما نگاه حرفهای به بحران، فقط به محدود کردن یا قطع کردن ختم نمیشود، بلکه در تابآوری شبکه و ایجاد مسیرهای پشتیبان تجلی مییابد.نگاه درست، تقویت تابآوری است. مسیرهای پشتیبان، مراکز داده مقاوم، سناریوهای تداوم خدمت و طراحی هوشمند شبکه. هرچه این بلوغ کمتر باشد، هزینه بحران بیشتر روی دوش شهروندان، پژوهشگران، کسب و کارها و صنعت احساس میشود.
جمعبندی
باید صریح و بدون تعارف گفت، اینترنت بیکیفیت، ناپایدار و نابرابر فقط یک ضعف فنی نیست. نشانه یک اختلال جدی در درک زیرساخت توسعه است. وقتی جامعه برای یادگیری، تحقیق، کار، نوآوری و تولید به بستر دیجیتال وابسته شده، دیگر نمیتوان با معیارهای قدیمی درباره کیفیت این بستر قضاوت کرد. مسئله اصلی، حق جامعه برای دسترسی موثر به ابزار رشد است.
پژوهش فقط کار دانشگاه نیست. یادگیری فقط در کلاس رخ نمیدهد. نوآوری فقط در شرکتهای بزرگ شکل نمیگیرد. یک شهروند عادی هم ممکن است بخواهد پژوهش کند، مهارت بیاموزد، داده تحلیل کند، کسب و کار راه بیندازد یا با جهان حرفهای خود در ارتباط باشد. اگر کیفیت دسترسی او پایین باشد، در واقع فرصت رشد او محدود شده است.
این همان جایی است که نابرابری دیجیتال به مسئلهای جدی تبدیل میشود. نه فقط نابرابری در مصرف، بلکه نابرابری در امکان پیشرفت. جامعهای که در آن دسترسی موثر به دانش، ابزار و ارتباطات پایدار به صورت نامتوازن توزیع شود، دیر یا زود هزینه آن را در علم، اقتصاد و صنعت خواهد پرداخت. این هزینه هم واقعی است، هم سنگین و هم غالباً دیر فهمیده میشود.
حق اتصال پایدار به اینترنت بینالمللی، امروز معادل حق برخورداری از سوخت و انرژی در قرن بیستم است، بدون آن چرخدندهها در ماشین اقتصاد و علم این کشور با مشکل روبرو میشوند.
بحث اینترنت فقط درباره سرگرمی، شبکههای اجتماعی یا ارتباطات روزمره نیست. اینترنت امروز زیرساخت یادگیری، پژوهش، کار، تجارت، آموزش، مهارت، همکاری حرفهای، دسترسی به داده، توسعه محصول و مدیریت صنعتی است. بنابراین وقتی کیفیت اتصال پایین است، دسترسی ناپایدار است، یا بهرهمندی از خدمات دیجیتال به شکل نامتوازن توزیع میشود، آسیب فقط متوجه راحتی کاربر نیست، این وضعیت مستقیماً به فرسایش فرصتهای علمی، اقتصادی و فناورانه منجر میشود.
بحران در آکادمی با قطع شریانهای پژوهش و ارتباطات بینالمللی
یکی از اثرات ضربه این انزوای دیجیتال بر پیکره علم وارد میشود. علم مدرن در خلا شکل نمیگیرد. پژوهشگران برای پیشبرد مرزهای دانش نیازمند دسترسی بلادرنگ به پایگاههای استنادی نظیر Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMed دارند.
واقعیت این است که در دنیای امروز، جامعه فقط از دانشجویان و استادان تشکیل نشده است. افراد زیادی بیرون ساختار رسمی دانشگاه، به دلایل شغلی، فکری یا مهارتی نیازمند تحقیق هستند. یک برنامه نویس خودآموخته، یک مترجم، یک روزنامه نگار مستقل، یک تحلیلگر بازار، یک معلم، یک طراح صنعتی، یک کارآفرین یا حتی یک شهروند کنجکاو که میخواهد درباره موضوعی تخصصی مطالعه کند، همگی به اینترنت با کیفیت نیاز دارند.
محدود کردن مسئله مشابه طرح فعلی که از سوی نهادهای مربوطه با عنوان اینترنت پرو و طبقهای و دسترسی نابرابر شهروندان به اینترنت اجرا شده است، فهمی ناکارآمد و خطرناک است. باید توجه داشت که امروز دانش در انحصار نهادهای رسمی نیست، در بستر شبکه جریان دارد، توزیع و بازتولید میشود. هر اختلالی در این بستر، به معنای محدود شدن ظرفیت یادگیری و رشد در کل جامعه است.
اینترنت ضعیف فقط آزار دهنده نیست، ضد توسعه است
باید این را صریح گفت، اینترنت ناپایدار فقط یک مشکل فنی کوچک نیست، بلکه یک مانع توسعه است. وقتی دسترسی به منابع علمی، ابزارهای آموزشی، دادهها، سرویسهای ابری و بسترهای همکاری دیجیتال نامطمئن باشد، خروجی طبیعی آن کاهش بهرهوری است. جامعهای که برای سادهترین فعالیتهای دانشی باید زمان، انرژی و تمرکز اضافی صرف کند، در رقابت علمی و اقتصادی عقب میماند، نه به این دلیل که استعداد ندارد، بلکه چون زیرساخت لازم برای استفاده از استعداد را به درستی فراهم نکرده است.
در چنین وضعیتی، هزینه اصلی فقط هزینه مالی نیست. هزینه مهمتر، اتلاف زمان و فرسایش تمرکز است. پژوهش، یادگیری و نوآوری به تمرکز عمیق نیاز دارند. قطع و وصل، کندی مزمن، اختلال در دسترسی به پلتفرمها و ناتوانی در اتکا به یک مسیر ارتباطی پایدار، ذهن را از حل مسئله به سمت مدیریت مانع میبرد. این یعنی کاهش کیفیت فکر، افت سرعت یادگیری و در نهایت پایین آمدن کیفیت خروجی است. جامعهای که ذهنهایش به جای اندیشیدن، مشغول کنار آمدن با اختلال باشند، به تدریج مزیت رقابتی خود را از دست میدهد.
نابرابری دسترسی فقط اقتصادی نیست دانشی هم هست
یکی از مسائل کمتر بیان شده اما بسیار مهم، نابرابری در کیفیت بهرهمندی از اینترنت است. این نابرابری فقط به تفاوت میان مناطق شهری و محروم یا شکاف میان طبقات درآمدی محدود نمیشود. شکل عمیقتر آن، نابرابری در دسترسی موثر است. یعنی همه شاید ظاهراً متصل باشند، اما همه به یک اندازه قادر به استفاده واقعی از ظرفیت اینترنت نیستند.
برای کسی که فقط مصرف کننده محتوای سبک است، اینترنت ملی و کیفیت پایین شاید صرفاً ناراحت کننده باشد. اما برای کسی که میخواهد مقالات پژوهشی معتبر اولیه و ثانویه دریافت کند، در دورههای تخصصی شرکت کند، به پایگاه داده دسترسی داشته باشد، از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کند، کد و داده جابجا کند، یا در نشستهای علمی آنلاین حضور یابد، اینترنت ملی به یک سد واقعی تبدیل میشود. اینجا دیگر مسئله بر سر راحتی نیست، مسئله بر سر محرومیت از فرصت است.
باید با صداقت بیان کرد که نابرابری دیجیتال، فقط نابرابری در اتصال نیست، نابرابری در امکان رشد است. چنانچه بخشی از جامعه بتوانند به راحتی به اینترنت بینالملل دسترسی داشته باشند و از آن بهره ببرند و بخشی دیگر محروم باشند، نتیجه آن اندوه بار است. این شکاف بسیار خطرناک است، چون آرام و بیصدا شکل میگیرد. در ظاهر همه آنلاین هستند، اما در عمل فقط گروهی میتوانند از اینترنت برای پیشرفت واقعی استفاده کنند.
شهروند عادی هم حق تحقیق و کسب درآمد دارد
یکی از خطاهای رایج این است که گمان میشود نیاز به اینترنت بینالمللی برای تحقیق فقط مربوط به دانشگاه است. یا کسبوکار و درآمد صرفاً منوط به شرکتها است. این تصور دیگر با واقعیت جامعه همخوانی ندارد. به طور مثال امروز مرز میان آموزش رسمی و غیررسمی شکسته شده است. افراد زیادی خارج از دانشگاه، از طریق منابع آنلاین مهارت میآموزند، کار پژوهشی انجام میدهند، گزارش مینویسند، ایده تجاری توسعه میدهند یا مسیر شغلی خود را تغییر میدهند.
فردی که میخواهد وارد حوزه هوش مصنوعی شود، لزوماً دانشجوی دانشگاه نیست. کسی که روی بازارهای مالی و برنامه نویسی کار میکند، الزاماً کارمند شرکتی نیست. اما او هم برای پیشبرد اهدافش نیازمند منابع است. زمانی که دسترسی به این امکانات دشوار یا بیثبات میشود، در واقع بخشی از ظرفیت جامعه خاموش میشود.
فشار واقعی بر استارتاپها، کسب و کارهای کوچک و اکوسیستم اقتصاد دیجیتال
در مورد کسب و کارها هم باید صریح بود. ناپایداری اینترنت به کسب و کارهای کوچک و نوپا ضربه میزند. شرکتهای بزرگ شاید بتوانند با شبکههای اینترانت تا حدی امور پایه خود را مدیریت کنند یا راهحل جایگزین پیدا کنند یا هزینه اختلال را بهتر جذب کنند اما استارتاپها و کسب و کار کوچک چنین ظرفیتی ندارند. برای آنها هر اختلال، یعنی از دست رفتن مشتری، بر هم خوردن عملیات، کاهش اعتماد، افت درآمد و افزایش هزینهها.
استارتاپها برای توسعه محصول، پشتیبانی مشتری، بازاریابی، تحلیل داده، استقرار سرویس، هماهنگی تیمهای دورکار و ارتباط با بازار به اینترنت وابسته هستند. اینترنت برای آنها ابزار جانبی نیست، محیط زنده کسب و کار است. هرچه این محیط بیثباتتر باشد، رشد کندتر و ریسک شکست بیشتر میشود. بعد هم همه از ضعف نوآوری، مهاجرت نیروی متخصص و کوچک ماندن بازار دیجیتال گلایه میکنند. بیآنکه بپرسند آیا زیرساخت لازم برای رشد اصلاً فراهم بوده است یا نه؟!
بن بست هوشمند سازی. صنعت بدون ارتباط پایدار، فقط شعار دیجیتال سازی میشنود
در حوزه صنعت هم وضع به همین اندازه جدی است. بسیاری از هوشمندسازی، اینترنت اشیاء، دوقلوهای دیجیتال، داده محوری و لجستیک هوشمند سخن میگویند، اما باید پرسید این مفاهیم روی چه زیرساختی قرار است عملی شوند؟ تحول دیجیتال با شعار پیش نمیرود. اگر ارتباط پایدار، سریع و قابل اتکا وجود نداشته باشد، سامانههای صنعتی داده محور یا درست کار نمیکنند یا فقط به صورت نمایشی باقی میمانند.
صنعتی که نتواند دادههای خود را روان منتقل کند، بنگاهی که به سامانههای ابری یا به بروزرسانیهای ضروری دسترسی با ثبات نداشته باشد و مجموعهای که ارتباطش با شرکای فناور و زنجیره تأمین دچار اختلال باشد، عملاً از مزایای واقعی دیجیتال سازی محروم میماند. در چنین شرایطی، هزینه سرمایهگذاری بالا میرود و بازده کاهش مییابد. نتیجه هم روشن است، صنعت از رقابت عقب میافتد و فاصله با استانداردهای جهانی بیشتر میشود.
بحران فقط با محدود سازی فهمیده نمیشود، با تابآوری فهمیده میشود
در شرایط بحرانی، کشور ناگزیر است به امنیت و پایداری توجه کند، این واقعیتی انکارناپذیر است. اما نگاه حرفهای به بحران، فقط به محدود کردن یا قطع کردن ختم نمیشود، بلکه در تابآوری شبکه و ایجاد مسیرهای پشتیبان تجلی مییابد.نگاه درست، تقویت تابآوری است. مسیرهای پشتیبان، مراکز داده مقاوم، سناریوهای تداوم خدمت و طراحی هوشمند شبکه. هرچه این بلوغ کمتر باشد، هزینه بحران بیشتر روی دوش شهروندان، پژوهشگران، کسب و کارها و صنعت احساس میشود.
جمعبندی
باید صریح و بدون تعارف گفت، اینترنت بیکیفیت، ناپایدار و نابرابر فقط یک ضعف فنی نیست. نشانه یک اختلال جدی در درک زیرساخت توسعه است. وقتی جامعه برای یادگیری، تحقیق، کار، نوآوری و تولید به بستر دیجیتال وابسته شده، دیگر نمیتوان با معیارهای قدیمی درباره کیفیت این بستر قضاوت کرد. مسئله اصلی، حق جامعه برای دسترسی موثر به ابزار رشد است.
پژوهش فقط کار دانشگاه نیست. یادگیری فقط در کلاس رخ نمیدهد. نوآوری فقط در شرکتهای بزرگ شکل نمیگیرد. یک شهروند عادی هم ممکن است بخواهد پژوهش کند، مهارت بیاموزد، داده تحلیل کند، کسب و کار راه بیندازد یا با جهان حرفهای خود در ارتباط باشد. اگر کیفیت دسترسی او پایین باشد، در واقع فرصت رشد او محدود شده است.
این همان جایی است که نابرابری دیجیتال به مسئلهای جدی تبدیل میشود. نه فقط نابرابری در مصرف، بلکه نابرابری در امکان پیشرفت. جامعهای که در آن دسترسی موثر به دانش، ابزار و ارتباطات پایدار به صورت نامتوازن توزیع شود، دیر یا زود هزینه آن را در علم، اقتصاد و صنعت خواهد پرداخت. این هزینه هم واقعی است، هم سنگین و هم غالباً دیر فهمیده میشود.
حق اتصال پایدار به اینترنت بینالمللی، امروز معادل حق برخورداری از سوخت و انرژی در قرن بیستم است، بدون آن چرخدندهها در ماشین اقتصاد و علم این کشور با مشکل روبرو میشوند.
برچسب ها : اینترنت اقتصادسرآمد زیرساخت های توسعه
اخبار روز
-
گامهای جدید برای توسعه دامنه وثایق، بهبود اعتبارسنجی و تسهیل سرمایهگذاری در کشور
-
اروپا به اوج سفرهای پساکرونا رسید، واشنگتن از رقابت جهانی عقب ماند
-
تقدیر نماینده ویژه رئیسجمهور از اقدامات اثرگذار راهآهن در مقابله با قاچاق
-
مناطق آزاد شمال و جنوب در دو کفه ترازو
-
«ایران» سال ها بی نصیب از ثروت جهانی «تنگه هرمز»
-
هشدار متروکه شدن ۲۰ هزار کانتینر کالای ایرانی در بندر کراچی
-
شش استدلال حقوقی دریافت هزینههای عبور ایمن از«تنگه هرمز»
-
انحراف عملیات بازار باز در اقتصاد تحریمی ایران
-
واکاوی معمای لجستیک در ایران
-
کانال آبرسان از دریای خزر به مزارع میگوی گلستان افتتاح شد
-
سرگردانی ۲۰ هزار کانتینر کالای ایران در بنادر پاکستان؛ گره اصلی کجاست؟
-
آزادراه مراغه-هشترود در چند مرحله به بهرهبرداری میرسد
-
بسته حمایتی دولت از صیادان سواحل مکران
-
استفاده از ظرفیت استانهای شمالی، محاصره دریایی امریکا را بی اثر میکند
-
چالشها و فرصتهای گردشگری دریایی هرمزگان در سایه تجربههای جهانی
-
صدور ۱۳۸ مجوز پرواز به عتبات در آستانه عید قربان
-
روابط عمومی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک روایتگر کیفیت و اعتماد عمومی است
-
توسعه صنعت هوانوردی کشور نیازمند تعامل و همکاری همه دستاندرکاران صنعت است
-
سهم تولید جلبک از آبزی پروری ایران چقدر است؟
-
منطقه آزاد انزلی؛ پررونق ترین منطقه آزاد کشور در اقتصاد و گردشگری
