تاریخ انتشار:1405/7/11
«سرآمد» گزارش میدهد؛
زنجیره لجستیکی ایران سیبل تحریمهای آمریکا
فشار اقتصادی آمریکا به حمل و نقل ریلی ایران پس از دریایی و هوایی
اقتصادسرآمد- سعید قلیچی - موج جدید تحریمهای یکجانبه دولت ایالات متحده آمریکا علیه اقتصاد جمهوری اسلامی ایران در راستای «کارزار طرد اقتصادی ایران» وارد مرحله تازهای شده است. موج تازه تحریمهای آمریکا که از سوی وزارت خزانهداری این کشور اعلام شده نشان میدهد که سیاست فشار اقتصادی به ایران حالا از محاصره دریایی بنادر جنوب و محدودیت خطوط هوایی، به تحریم راهآهن رسیده و فشار اقتصادی آمریکا از دریا به خشکی رسیده است.
به گزارش اقتصادسرآمد، موج تازه تحریمهای ایالات متحده علیه اقتصاد ایران، تفاوت مهمی با بسیاری از دورههای پیشین تحریم دارد؛ در تحریمهای جدید صرفاً درآمد نفتی، بانکها یا شرکتهای کشتیرانی مورد هدف قرار نگرفتهاند بلکه زنجیره لجستیک و مسیرهای جایگزین انتقال کالا به ایران، مستقیماً در تیررس هستند. وزارت خزانهداری آمریکا روز اول اکتبر (پنجشنبه ۹مهر) در چارچوب برنامهای که دولت دونالد ترامپ آن را «Operation Economic Outcast» نامیده، بخش ریلی و خودرویی ایران را نیز هدف تحریم قرار داد.
از طرف دیگر در موج جدید تحریمها، همزمان شرکتهای خارجی مرتبط با زنجیره تأمین این بخشها را نیز در فهرست تحریم قرار گرفته است. در میان مهمترین اهداف شاید بتوان «شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران»، «شرکت قطارهای مسافری رجاء» و «شرکت راهآهن حملونقل» را نام برد. به نظر میرسد که این اقدام دولت آمریکا را دیگر نمیتوان صرفاً یک بسته تحریمی علیه چند شرکت ایرانی دانست. اهمیت آن زمانی روشن میشود که در کنار دو تحول اخیر، یعنی محدود شدن شدید حملونقل هوایی ایران و اختلال در تجارت دریایی از طریق عملیات غیرقانونی محاصره دریایی بنادر در تنگه هرمز، مورد بررسی قرار گیرد.
راهآهن پس از دریا و هوا
به نظر میرسد فشار آمریکا عملاً از سه ضلع اصلی جابهجایی کالا و مسافر از طریق دریا، هوا و حالا ریل عبور کرده و به سمت یک فشار همهجانبه بر شبکه لجستیک ایران حرکت کرده است. وزارت خزانهداری آمریکا صراحتاً اعلام کرده که ایران در پی محدودیتهای دریایی، برای حفظ تجارت و انتقال کالا به راهآهن روی آورده است. براساس روایت رسمی واشنگتن، شبکه ریلی ایران برای انتقال نفت، کود، مواد شیمیایی و سایر کالاها اهمیت بیشتری پیدا کرده و به همین دلیل اکنون هدف قرار گرفته است.
این موضوع در گزارش رویترز نیز بازتاب یافته و این خبرگزاری تحریمهای اول اکتبر را انتقال فشار اقتصادی آمریکا «از دریا به خشکی» توصیف کرده و نوشته است که محاصره دریایی، ایران را به استفاده بیشتر از شبکههای جادهای و ریلی برای انتقال کالاهای حیاتی و صادراتی سوق داده است. این نکته از منظر اقتصاد لجستیک بسیار اهمیت پیدا میکند. میتوان گفت که تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران پس از محدودیت در مسیر دریایی، ایجاد فشار برای مسیرهای جایگزین زمینی، ریلی، هوایی است و ممکن است در آینده حتی بنادر شمالی را نیز شامل شود.
اهمیت مرحله جدید تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی زمانی بیشتر میشود که در نظر بگیریم پس از اختلال در تجارت دریایی، فشار قابل توجهی بر مرزهای زمینی ایران ایجاد شده است. گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در اواخر سپتامبر نشان میدهد که شمار کامیونها در گذرگاههای میان ترکیه و ایران از حدود ۲۰۰ دستگاه به حدود ۱۲۰۰ دستگاه افزایش یافته و صف کامیونها به چندین کیلومتر رسیده است. فایننشالتایمز نیز گزارش داده است که پیش از جنگ، بیش از ۸۰ درصد تجارت دوطرفه ایران، با حجم حدود ۱۸۰ میلیون تن در سال، از مسیر دریایی سواحل جنوبی انجام میشد و اکنون بخشی از این جریان به مرزهای زمینی منتقل شده است.
امیری، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» میگوید: «آنچه در اقتصاد ایران در حال اتفاق افتادن است، «تغییر مسیر حمل کالا» نیست؛ بلکه «تغییر جغرافیای تجارت» است. محمولهای که پیش از این از طریق بندر شهید رجایی بندرعباس وارد کشور میشد، حالا ممکن است از ترکیه، عراق، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان یا مسیرهای شمالی وارد شود. این تغییر به معنای افزایش مسافت، هزینه سوخت، هزینه بیمه، زمان ترخیص، هزینه انبارداری و هزینه سرمایه در گردش است و هزینههای زیادی را به اقتصاد ایران تحمیل میکند». در چنین شرایطی، شبکه حملونقل ریلی و راهآهن میتوانست بخشی از فشار ایجاد شده بر جادهها و گذرگاههای مرزی زمینی را کاهش دهد؛ چراکه حمل ریلی برای محمولههای حجیم و مسافتهای طولانی معمولاً ظرفیت بالاتری دارد و در مقایسه با جاده، میتواند هزینه انرژی و تعداد کامیونهای مورد نیاز را کاهش دهد. به نظر میرسد که تحریمهای جدید ایالات متحده آمریکا علیه شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی ایران نیز در مقطع فعلی دقیقاً به سراغ حوزهای از زنجیره لجستیکی کشور رفته است که قرار بود نقش ضربهگیر محاصره دریایی را ایفا کند.
اهمیت تحریم شرکت راهآهن جمهوری اسلامی
شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک شرکت حملونقل معمولی نیست؛ این مجموعه مالک و مدیر زیرساخت اصلی شبکه ریلی کشور است و هم در حمل مسافر و هم در حمل بار نقش دارد. وزارت خزانهداری آمریکا نیز آن را یک شرکت دولتی ارائهدهنده خدمات مسافری و باری معرفی کرده است. در کنار آن، شرکت قطارهای مسافری رجاء و شرکت راهآهن حملونقل نیز هدف قرار گرفتهاند؛ دومی از سوی خزانهداری آمریکا به عنوان یکی از شرکتهای مهم خصوصی حمل بار ریلی ایران معرفی شده است. میتوان گفت که هدف آمریکا از تحریم شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی، صرفا تحریم یک فعالیت خاص نیست، بلکه ظرفیت عملیاتی شبکه ریلی ایران را هدف گرفته است.
از طرف دیگر، واشنگتن در همان بسته، شرکتهای بزرگ خودروسازی ایران و بخشی از زنجیره تأمین خارجی آنها را نیز تحریم کرده است. این موضوع اهمیت دیگری دارد؛ زیرا حملونقل ریلی بدون لکوموتیو، واگن، تجهیزات تعمیر و نگهداری، قطعات، سیستمهای سیگنالینگ و تأمین مالی نمیتواند پایدار بماند. به نظر میرسد که میتوان هدف نهایی تحریمهای جدید آمریکا علیه اقتصاد ایران را «زنجیره لجستیک» دانست.
یکی از مهمترین جنبههای اقدام اخیر، جایگاه شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران در نظام تحریمهای آمریکا است. بررسیهای انجام شده از سوی خبرنگار «اقتصاد سرآمد» نشان میدهد که شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی ایران، نخستین نمونه برجسته از یک اپراتور ملی راهآهن در کشورهاست که دولت ایالات متحده آمریکا آن را مستقیماً در قالب SDN و در چارچوب تعیین تحریم بخشی علیه صنعت ریلی یک کشور قرار داده است.
افزایش ریسک همکاری ریلی با ایران
بررسی سوابق OFAC نشان میدهد که آمریکا پیشتر نیز شرکتهای ریلی خارجی را تحریم یا محدود کرده بود. برای نمونه، Russian Railways یا RZD در سال ۲۰۲۲ در چارچوب تحریمهای آمریکا علیه روسیه قرار گرفت؛ اما وضعیت آن با راهآهن ایران متفاوت بود. Russian Railways در فهرست Non-SDN Menu-Based Sanctions قرار گرفت و محدودیت اصلی آن در آن مقطع مربوط به بدهی جدید و تأمین مالی جدید بود، و در آن خبری قرار گرفتن مستقیم به عنوان یک شخص مسدود شده در فهرست SDN وزارت خزانهدارای آمریکا نبود.
آمریکا همچنین پیشتر شرکتهای ریلی روسیه و شرکتهایی مرتبط با زیرساخت ریلی کریمه را هدف گرفته بود. برای مثال، در سال ۲۰۲۰ شرکت خصوصی Grand Service Express به دلیل فعالیت ریلی در کریمه تحریم شد. حتی تابستان سال گذشته بود که شرکت ریلی ایرانی «داتوان» که در برخی گزارشهای متعلق به هلدینگی با مدیریت بابک زنجانی نسبت داده میشد نیز در لیست تحریمهای آمریکا قرار گرفته بود. اما مورد شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی ایران تفاوت دارد که شرکت ملی راهآهن ایران مستقیماً در فهرست SDN قرار گرفته و همزمان تعیین تحریم بخشی برای کل بخش ریلی ایران صادر شده است. براساس آخرین فهرست منتشر شده از سوی وزارت خزانهداری ایالات متحده آمریکا، شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران در فهرستی قرار گرفته که «مشمول خطر تحریمهای ثانویه» معرفی شده است. از طرف دیگر باید در نظر داشت که تحریم آمریکا به خودی خود یک ممنوعیت حقوقی جهانی ایجاد نمیکند. به این ترتیب سایر کشورهای منطقه مانند ترکیه، پاکستان، آذربایجان، ترکمنستان یا عراق ملزم به توقف همکاری ریلی با ایران نیستند. با این حال وزارت خزانهداری آمریکا تصریح کرده که معاملات با اشخاص تحریمشده میتواند برای مؤسسات مالی خارجی نیز خطر تحریم ثانویه ایجاد کند و واشنگتن میتواند در برخی موارد دسترسی بانک خارجی به حسابهای کارگزاری یا پرداختپذیر خود در آمریکا را محدود کند.
سناریوهای پیش روی راهآهن ایران
در این میان برخی کارشناسان معتقدند که محتملترین واکنش ایران، افزایش استفاده از راهآهن برای حمل کالا از مسیرهای شمالی و شرقی است. در این سناریو، مسیرهای ترکیه، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و روسیه اهمیت بیشتری پیدا میکنند. این مسیر میتواند بخشی از کاهش ظرفیت تجارت دریایی جنوب را جبران کند، اما مشکل اصلی ظرفیت، گلوگاههای مرزی و سرعت عملیات گمرکی است. همچنین ایران ممکن است بیش از گذشته به سمت ترکیب «ریل، جاده و بنادر شمالی» حرکت کند. در چنین مدلی، کالا از چین، روسیه یا آسیای مرکزی وارد مسیرهای شمالی میشود و از طریق ریل و جاده به مراکز مصرف و صنعتی ایران منتقل میشود.
با این حال آنطور که امیری، کارشناس اقتصاد به خبرنگار «اقتصاد سرآمد» میگوید: «به نظر میرسد که تحریمهای جدید آمریکا علیه شرکت ملی راه آهن جمهوری اسلامی ایران، احتمالاً بیش از آنکه قطارها و شبکه ریلی بینالمللی کشور را یکشبه متوقف کند، هزینه قطارها را افزایش خواهد داد. اگر تأمین قطعات، بیمه، تأمین مالی و خدمات فنی دشوارتر شود، هزینه هر تنکیلومتر حمل کالا افزایش پیدا خواهد کرد. در نهایت این هزینه به تولیدکننده، واردکننده و مصرفکننده منتقل میشود».
این کارشناس اقتصادی همچنین گفت: «فشار تحریمهای آمریکا ممکن است، انگیزه ایران و کشورهای غیرغربی را برای توسعه کریدورهای مستقل افزایش دهد. اتصال ریلی به روسیه، استفاده بیشتر از مسیرهای قفقاز و آسیای مرکزی، توسعه تجارت با پاکستان و تقویت مسیرهای ترکیه میتواند بخشی از پاسخ ایران باشد. اما برای این مسیر یک محدودیت جدی وجود دارد و آن اینکه کریدور جایگزین زمانی مؤثر است که ظرفیت، سرعت، قیمت، بیمه، گمرک و نظام پرداخت آن همزمان قابل اتکا باشد».
راهآهن ایران در سیبل فشار اقتصادی آمریکا
ایران اکنون با یک معادله جدید در اقتصاد حملونقل مواجه است. دریا با محدودیتهای ناشی از بحران هرمز مواجه شده، حملونقل هوایی ایران تحت فشار تحریمهای جدید قرار گرفته و مسیرهای زمینی با افزایش تقاضا و ازدحام مواجهاند. در همین شرایط، آمریکا بخش ریلی را هدف گرفته است؛ بخشی که قرار بود پل ارتباطی اقتصاد ایران با جهان خارج باشد.
امیری کارشناس اقتصادی معتقد است: «تحریم شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران از این منظر بیش از یک تصمیم حقوقی یا مالی است؛ یک پیام راهبردی برای آینده اقتصاد ایران دارد و آن اینکه به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ قصد دارد هزینه هر مسیر جایگزینی را که ایران برای حفظ تجارت خارجی خود فعال میکند، افزایش دهد».
نکته دارای اهمیت آنجاست که با وجود دشواریهای ناشی از تحمیل تحریمهای جدید آمریکا، اگر ظرفیتهای ناشی از توان داخلی برای تأمین تجهیزات، توسعه کریدورهای منطقهای، کاهش وابستگی مالی به دلار، تقویت تسویههای غیردلاری، افزایش ظرفیت مرزهای ریلی و هماهنگی گمرکی با همسایگان، توسعه پیدا کند، تحریم میتواند به جای قطع کامل شبکه، موجب شتاب گرفتن شکلگیری یک معماری لجستیکی مستقلتر در ایران شود.
به گزارش اقتصادسرآمد، موج تازه تحریمهای ایالات متحده علیه اقتصاد ایران، تفاوت مهمی با بسیاری از دورههای پیشین تحریم دارد؛ در تحریمهای جدید صرفاً درآمد نفتی، بانکها یا شرکتهای کشتیرانی مورد هدف قرار نگرفتهاند بلکه زنجیره لجستیک و مسیرهای جایگزین انتقال کالا به ایران، مستقیماً در تیررس هستند. وزارت خزانهداری آمریکا روز اول اکتبر (پنجشنبه ۹مهر) در چارچوب برنامهای که دولت دونالد ترامپ آن را «Operation Economic Outcast» نامیده، بخش ریلی و خودرویی ایران را نیز هدف تحریم قرار داد.
از طرف دیگر در موج جدید تحریمها، همزمان شرکتهای خارجی مرتبط با زنجیره تأمین این بخشها را نیز در فهرست تحریم قرار گرفته است. در میان مهمترین اهداف شاید بتوان «شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران»، «شرکت قطارهای مسافری رجاء» و «شرکت راهآهن حملونقل» را نام برد. به نظر میرسد که این اقدام دولت آمریکا را دیگر نمیتوان صرفاً یک بسته تحریمی علیه چند شرکت ایرانی دانست. اهمیت آن زمانی روشن میشود که در کنار دو تحول اخیر، یعنی محدود شدن شدید حملونقل هوایی ایران و اختلال در تجارت دریایی از طریق عملیات غیرقانونی محاصره دریایی بنادر در تنگه هرمز، مورد بررسی قرار گیرد.
راهآهن پس از دریا و هوا
به نظر میرسد فشار آمریکا عملاً از سه ضلع اصلی جابهجایی کالا و مسافر از طریق دریا، هوا و حالا ریل عبور کرده و به سمت یک فشار همهجانبه بر شبکه لجستیک ایران حرکت کرده است. وزارت خزانهداری آمریکا صراحتاً اعلام کرده که ایران در پی محدودیتهای دریایی، برای حفظ تجارت و انتقال کالا به راهآهن روی آورده است. براساس روایت رسمی واشنگتن، شبکه ریلی ایران برای انتقال نفت، کود، مواد شیمیایی و سایر کالاها اهمیت بیشتری پیدا کرده و به همین دلیل اکنون هدف قرار گرفته است.
این موضوع در گزارش رویترز نیز بازتاب یافته و این خبرگزاری تحریمهای اول اکتبر را انتقال فشار اقتصادی آمریکا «از دریا به خشکی» توصیف کرده و نوشته است که محاصره دریایی، ایران را به استفاده بیشتر از شبکههای جادهای و ریلی برای انتقال کالاهای حیاتی و صادراتی سوق داده است. این نکته از منظر اقتصاد لجستیک بسیار اهمیت پیدا میکند. میتوان گفت که تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران پس از محدودیت در مسیر دریایی، ایجاد فشار برای مسیرهای جایگزین زمینی، ریلی، هوایی است و ممکن است در آینده حتی بنادر شمالی را نیز شامل شود.
اهمیت مرحله جدید تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی زمانی بیشتر میشود که در نظر بگیریم پس از اختلال در تجارت دریایی، فشار قابل توجهی بر مرزهای زمینی ایران ایجاد شده است. گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در اواخر سپتامبر نشان میدهد که شمار کامیونها در گذرگاههای میان ترکیه و ایران از حدود ۲۰۰ دستگاه به حدود ۱۲۰۰ دستگاه افزایش یافته و صف کامیونها به چندین کیلومتر رسیده است. فایننشالتایمز نیز گزارش داده است که پیش از جنگ، بیش از ۸۰ درصد تجارت دوطرفه ایران، با حجم حدود ۱۸۰ میلیون تن در سال، از مسیر دریایی سواحل جنوبی انجام میشد و اکنون بخشی از این جریان به مرزهای زمینی منتقل شده است.
امیری، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» میگوید: «آنچه در اقتصاد ایران در حال اتفاق افتادن است، «تغییر مسیر حمل کالا» نیست؛ بلکه «تغییر جغرافیای تجارت» است. محمولهای که پیش از این از طریق بندر شهید رجایی بندرعباس وارد کشور میشد، حالا ممکن است از ترکیه، عراق، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان یا مسیرهای شمالی وارد شود. این تغییر به معنای افزایش مسافت، هزینه سوخت، هزینه بیمه، زمان ترخیص، هزینه انبارداری و هزینه سرمایه در گردش است و هزینههای زیادی را به اقتصاد ایران تحمیل میکند». در چنین شرایطی، شبکه حملونقل ریلی و راهآهن میتوانست بخشی از فشار ایجاد شده بر جادهها و گذرگاههای مرزی زمینی را کاهش دهد؛ چراکه حمل ریلی برای محمولههای حجیم و مسافتهای طولانی معمولاً ظرفیت بالاتری دارد و در مقایسه با جاده، میتواند هزینه انرژی و تعداد کامیونهای مورد نیاز را کاهش دهد. به نظر میرسد که تحریمهای جدید ایالات متحده آمریکا علیه شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی ایران نیز در مقطع فعلی دقیقاً به سراغ حوزهای از زنجیره لجستیکی کشور رفته است که قرار بود نقش ضربهگیر محاصره دریایی را ایفا کند.
اهمیت تحریم شرکت راهآهن جمهوری اسلامی
شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک شرکت حملونقل معمولی نیست؛ این مجموعه مالک و مدیر زیرساخت اصلی شبکه ریلی کشور است و هم در حمل مسافر و هم در حمل بار نقش دارد. وزارت خزانهداری آمریکا نیز آن را یک شرکت دولتی ارائهدهنده خدمات مسافری و باری معرفی کرده است. در کنار آن، شرکت قطارهای مسافری رجاء و شرکت راهآهن حملونقل نیز هدف قرار گرفتهاند؛ دومی از سوی خزانهداری آمریکا به عنوان یکی از شرکتهای مهم خصوصی حمل بار ریلی ایران معرفی شده است. میتوان گفت که هدف آمریکا از تحریم شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی، صرفا تحریم یک فعالیت خاص نیست، بلکه ظرفیت عملیاتی شبکه ریلی ایران را هدف گرفته است.
از طرف دیگر، واشنگتن در همان بسته، شرکتهای بزرگ خودروسازی ایران و بخشی از زنجیره تأمین خارجی آنها را نیز تحریم کرده است. این موضوع اهمیت دیگری دارد؛ زیرا حملونقل ریلی بدون لکوموتیو، واگن، تجهیزات تعمیر و نگهداری، قطعات، سیستمهای سیگنالینگ و تأمین مالی نمیتواند پایدار بماند. به نظر میرسد که میتوان هدف نهایی تحریمهای جدید آمریکا علیه اقتصاد ایران را «زنجیره لجستیک» دانست.
یکی از مهمترین جنبههای اقدام اخیر، جایگاه شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران در نظام تحریمهای آمریکا است. بررسیهای انجام شده از سوی خبرنگار «اقتصاد سرآمد» نشان میدهد که شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی ایران، نخستین نمونه برجسته از یک اپراتور ملی راهآهن در کشورهاست که دولت ایالات متحده آمریکا آن را مستقیماً در قالب SDN و در چارچوب تعیین تحریم بخشی علیه صنعت ریلی یک کشور قرار داده است.
افزایش ریسک همکاری ریلی با ایران
بررسی سوابق OFAC نشان میدهد که آمریکا پیشتر نیز شرکتهای ریلی خارجی را تحریم یا محدود کرده بود. برای نمونه، Russian Railways یا RZD در سال ۲۰۲۲ در چارچوب تحریمهای آمریکا علیه روسیه قرار گرفت؛ اما وضعیت آن با راهآهن ایران متفاوت بود. Russian Railways در فهرست Non-SDN Menu-Based Sanctions قرار گرفت و محدودیت اصلی آن در آن مقطع مربوط به بدهی جدید و تأمین مالی جدید بود، و در آن خبری قرار گرفتن مستقیم به عنوان یک شخص مسدود شده در فهرست SDN وزارت خزانهدارای آمریکا نبود.
آمریکا همچنین پیشتر شرکتهای ریلی روسیه و شرکتهایی مرتبط با زیرساخت ریلی کریمه را هدف گرفته بود. برای مثال، در سال ۲۰۲۰ شرکت خصوصی Grand Service Express به دلیل فعالیت ریلی در کریمه تحریم شد. حتی تابستان سال گذشته بود که شرکت ریلی ایرانی «داتوان» که در برخی گزارشهای متعلق به هلدینگی با مدیریت بابک زنجانی نسبت داده میشد نیز در لیست تحریمهای آمریکا قرار گرفته بود. اما مورد شرکت ملی راهآهن جمهوری اسلامی ایران تفاوت دارد که شرکت ملی راهآهن ایران مستقیماً در فهرست SDN قرار گرفته و همزمان تعیین تحریم بخشی برای کل بخش ریلی ایران صادر شده است. براساس آخرین فهرست منتشر شده از سوی وزارت خزانهداری ایالات متحده آمریکا، شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران در فهرستی قرار گرفته که «مشمول خطر تحریمهای ثانویه» معرفی شده است. از طرف دیگر باید در نظر داشت که تحریم آمریکا به خودی خود یک ممنوعیت حقوقی جهانی ایجاد نمیکند. به این ترتیب سایر کشورهای منطقه مانند ترکیه، پاکستان، آذربایجان، ترکمنستان یا عراق ملزم به توقف همکاری ریلی با ایران نیستند. با این حال وزارت خزانهداری آمریکا تصریح کرده که معاملات با اشخاص تحریمشده میتواند برای مؤسسات مالی خارجی نیز خطر تحریم ثانویه ایجاد کند و واشنگتن میتواند در برخی موارد دسترسی بانک خارجی به حسابهای کارگزاری یا پرداختپذیر خود در آمریکا را محدود کند.
سناریوهای پیش روی راهآهن ایران
در این میان برخی کارشناسان معتقدند که محتملترین واکنش ایران، افزایش استفاده از راهآهن برای حمل کالا از مسیرهای شمالی و شرقی است. در این سناریو، مسیرهای ترکیه، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و روسیه اهمیت بیشتری پیدا میکنند. این مسیر میتواند بخشی از کاهش ظرفیت تجارت دریایی جنوب را جبران کند، اما مشکل اصلی ظرفیت، گلوگاههای مرزی و سرعت عملیات گمرکی است. همچنین ایران ممکن است بیش از گذشته به سمت ترکیب «ریل، جاده و بنادر شمالی» حرکت کند. در چنین مدلی، کالا از چین، روسیه یا آسیای مرکزی وارد مسیرهای شمالی میشود و از طریق ریل و جاده به مراکز مصرف و صنعتی ایران منتقل میشود.
با این حال آنطور که امیری، کارشناس اقتصاد به خبرنگار «اقتصاد سرآمد» میگوید: «به نظر میرسد که تحریمهای جدید آمریکا علیه شرکت ملی راه آهن جمهوری اسلامی ایران، احتمالاً بیش از آنکه قطارها و شبکه ریلی بینالمللی کشور را یکشبه متوقف کند، هزینه قطارها را افزایش خواهد داد. اگر تأمین قطعات، بیمه، تأمین مالی و خدمات فنی دشوارتر شود، هزینه هر تنکیلومتر حمل کالا افزایش پیدا خواهد کرد. در نهایت این هزینه به تولیدکننده، واردکننده و مصرفکننده منتقل میشود».
این کارشناس اقتصادی همچنین گفت: «فشار تحریمهای آمریکا ممکن است، انگیزه ایران و کشورهای غیرغربی را برای توسعه کریدورهای مستقل افزایش دهد. اتصال ریلی به روسیه، استفاده بیشتر از مسیرهای قفقاز و آسیای مرکزی، توسعه تجارت با پاکستان و تقویت مسیرهای ترکیه میتواند بخشی از پاسخ ایران باشد. اما برای این مسیر یک محدودیت جدی وجود دارد و آن اینکه کریدور جایگزین زمانی مؤثر است که ظرفیت، سرعت، قیمت، بیمه، گمرک و نظام پرداخت آن همزمان قابل اتکا باشد».
راهآهن ایران در سیبل فشار اقتصادی آمریکا
ایران اکنون با یک معادله جدید در اقتصاد حملونقل مواجه است. دریا با محدودیتهای ناشی از بحران هرمز مواجه شده، حملونقل هوایی ایران تحت فشار تحریمهای جدید قرار گرفته و مسیرهای زمینی با افزایش تقاضا و ازدحام مواجهاند. در همین شرایط، آمریکا بخش ریلی را هدف گرفته است؛ بخشی که قرار بود پل ارتباطی اقتصاد ایران با جهان خارج باشد.
امیری کارشناس اقتصادی معتقد است: «تحریم شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران از این منظر بیش از یک تصمیم حقوقی یا مالی است؛ یک پیام راهبردی برای آینده اقتصاد ایران دارد و آن اینکه به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ قصد دارد هزینه هر مسیر جایگزینی را که ایران برای حفظ تجارت خارجی خود فعال میکند، افزایش دهد».
نکته دارای اهمیت آنجاست که با وجود دشواریهای ناشی از تحمیل تحریمهای جدید آمریکا، اگر ظرفیتهای ناشی از توان داخلی برای تأمین تجهیزات، توسعه کریدورهای منطقهای، کاهش وابستگی مالی به دلار، تقویت تسویههای غیردلاری، افزایش ظرفیت مرزهای ریلی و هماهنگی گمرکی با همسایگان، توسعه پیدا کند، تحریم میتواند به جای قطع کامل شبکه، موجب شتاب گرفتن شکلگیری یک معماری لجستیکی مستقلتر در ایران شود.
برچسب ها : حمل و نقل ریلی ایران اقتصادسرآمد لجستیک ایران
اخبار روز
-
نشست تخصصی مدیریت بحران در بندر چابهار
-
لزوم تغییر پارادایم در مدیریت پروژههای زیرساختی در شرایط تحریم، بحران و محاصره
-
از تزریق ۳۶۶ مگاوات توان جدید به شبکه تا تدابیر ویژه برای ارتقای تابآوری زمستانی برق استان مازندران
-
شمارش معکوس بهره برداری راهآهن چابهار- زاهدان
-
رکورد مازاد تجاری چین با اتحادیه اروپا
-
نقش محوری امنیت انرژی جهانی در ثبات اقتصادی جهانی
-
ضرورت تقویت توان رقابتی کامیونهای ایرانی در بازارهای بینالمللی
-
پایان معطلیهای طو لانی در مرزها
-
سوءتفاهم شرقگرایی
-
حضور وزیر راه و شهرسازی درمراسم افتتاحیه هشتمین همایش تجاری حمل و نقل بین المللی راه ابریشم جدید در قزاقستان
-
فیلم | تاب آوری صنعت کشتی سازی ایران در شرایط جنگی کشور
-
اکبری: چابکسازی و بهرهوری، اولویت بانک ملی ایران است
-
ذینفعان روندهای فاسد مانع خروج بانکها از بنگاهداری میشوند
-
بازی با امنیت برق پایتخت در بزنگاه ناترازی سوخت و زمستان سرد
-
اداره کل بنادر هرمزگان بازوی قدرتمند اتحادیه کارگزاران گمرکی در فرآیند ترخیص کالا است
-
«هما» سومین مسیر پروازی خود به پاکستان را راهاندازی میکند
-
تقویت همکاری کشورهای ساحلی خزر برای مقابله با آلودگیهای نفتی
-
عملیات زیرسازی راهآهن چابهار–زاهدان به پایان رسید
-
راهآهن چابهار–زاهدان تا پایان امسال به بهرهبرداری میرسد
-
جلسه کارگروه نظارت و رصد عملیاتی پروژه راه آهن چابهار- زاهدان با حضور وزیر راه و شهرسازی
