رمزگشایی از کنش دیپلماتیک کانادا در گرینلند

گروه بین الملل - رضا رضایی - تصمیم کانادا برای افتتاح اولین دفتر دیپلماتیک در گرینلند صرفاً یک اقدام نمادین در سیاست خارجی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده مرحله‌ی جدیدی در رقابت ژئوپلیتیکی شدید در منطقه‌ی قطب شمال است. این اقدام که پس از اظهارات دونالد ترامپ صورت می‌گیرد، به عنوان نمونه‌ای از همبستگی میان متحدان تفسیر می‌شود. در همان روز، افتتاح کنسولگری فرانسه در نوک (Nuuk) نشان می‌دهد که معماری امنیتی اروپا-آتلانتیک در محور شمالی در حال تغییر شکل است.

دلایل تصمیم اتاوا
این تحول، تأییدی بر این امر است که قطب شمال اکنون نه تنها یک منطقه مرزی جغرافیایی است، بلکه از نظر انرژی، مسیرهای تجاری، استقرار نظامی و رقابت قدرت‌های بزرگ، یک مرکز راهبردی نیز محسوب می‌شود. با ذوب شدن یخ‌های قطبی، مسیرهای تجاری مانند مسیر دریای شمال در دسترس می‌شوند و این منطقه را از نظر اقتصادی جذاب‌تر می‌کنند. بنابراین، افزایش تعداد مأموریت‌های دیپلماتیک را می‌توان در راستای راهبرد تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی تفسیر کرد، هرچند تصمیم کانادا برای افتتاح کنسولگری در سال ۲۰۲۴ مطرح شد شد، اما اظهارات ترامپ مبنی براینکه گرینلند منطقه‌ای است که باید به خاطر امنیت ملی در اختیار ایالات متحده باشد، وزن سیاسی این افتتاح را افزایش داد. اگرچه ترامپ اظهارات خود را ملایم‌تر و بر احتمال توافق تأکید کرد، اما چنین اظهاراتی بحث‌های جدی در مورد حاکمیت سرزمین‌های کوچک ایجاد می‌کند. در این برهه، تصمیم همزمان کانادا و فرانسه حامل یک پیام ضمنی در ناتو است مبنی بر اینکه وضعیت قطب شمال پذیرای ابتکارات یکجانبه نیست. همچنین، این حرکت نشان می‌دهد که دیدگاه امنیتی ناتو که عمدتاً بر اروپای شرقی و منطقه بالتیک متمرکز است، به سمت شمال گسترش می‌یابد. قطب شمال اکنون عرصه رقابت چندجانبه نه تنها با روسیه، بلکه با گفتمان چین مبنی بر «کشوری نزدیک به قطب شمال» نیز مرتبط است.
دولت کانادا با تعریف دفاع از قطب شمال به عنوان یک نمونه‌ی امنیت ملی، نشان می‌دهد که اتاوا دیگر به گرینلند به عنوان یک مسئله زیست‌محیطی یا داخلی نگاه نمی‌کند. پیشنهاد حضور نظامی از سوی دولت نخست وزیر مارک کارنی و سرمایه‌گذاری بیش از ۱میلیارد دلار کانادا در زیرساخت‌های شمالی، پایه و اساس مادی این تحول راهبردی را تشکیل می‌دهد. از سوی دیگر، رویکرد کانادا را نمی‌توان به طور کامل از طریق ملاحظات نظامی توضیح داد. افتتاح کنسولگری همچنین نشان دهنده قصد کانادا برای تقویت تعامل دیپلماتیک و ایفای نقش فعال‌تر در حکومت منطقه‌ای است. این وضعیت گویای یک سیاست چندبعدی در قطب شمال است تا یک راهبرد صرفاً مبتنی بر قدرت سخت. افزایش حضور دیپلماتیک، همکاری با جوامع بومی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و افزایش ظرفیت امنیتی، در کنار هم، هدف بلندمدت کانادا برای معرفی خود به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در قطب شمال را آشکار می‌کند.
باید توجه داشت که نزدیکی مکانی نیز با ایجاد یک خط دیدبانی پیشرفته برای دفاع هوایی و دریایی آمریکای شمالی، ظرفیت آن را تقویت می‌کند. علاوه بر این، پروژه‌های مشترک در زمینه‌هایی مانند شیلات، انرژی و لجستیک می‌تواند پتانسیل همکاری اقتصادی بین دو طرف را افزایش دهد. این فاصله کوتاه همچنین واکنش عملیاتی در ماموریت‌های جستجو و نجات و مدیریت بحران را تسریع و به ظرفیت مدیریت بحران مؤثرتر کمک می‌کند. بنابراین، کنسولگری می‌تواند نه تنها به عنوان یک نمایندگی دیپلماتیک، بلکه مرکز هماهنگی عملیاتی عمل کند که از همکاری چندبعدی پشتیبانی خواهد کرد.

همسو با پاریس
اظهارات ترامپ و توصیف کانادا به عنوان «ایالت پنجاه و یکم»، حتی در جوامع بومی نیز طنین‌انداز شد و حساسیت‌ها را در مورد توازن قدرت در آمریکای شمالی افزایش داد. اگرچه چنین اظهاراتی اغلب سیاسی تلقی می‌شوند، اما تسریع سرمایه‌گذاری‌های کانادا در قطب شمال احتمالا نشان‌دهنده تلاش اتاوا برای استقلال راهبردی باشد. در این چارچوب، سیاست کانادا بازتاب رویکردی دو سویه است؛ از یک سو، همچنان خود را در ناتو به عنوان متحد پایبند به تعهدات معرفی می‌کند و از سوی دیگر، به عنوان بازیگری عمل خواهد کرد که به دنبال حفاظت آزادانه از مرزهای شمالی خود است. این رویکرد شباهتی به جهت‌گیری راهبردی دارد که توسط قدرت‌های متوسط در روابط خود با متحدان بزرگتر خود اتخاذ می‌شود. افتتاح کنسولگری فرانسه در نوک نشان می‌دهد که قطب شمال دیگر مسئله‌ای مربوط به کشورهای ساحلی نیست. امنیت انرژی و دسترسی به مسیرهای تجاری جدید منجر به مشارکت بیشتر کشورهای اروپایی می‌شود. این تحول نه تنها اهمیت سازوکارهایی مانند شورای قطب شمال را افزایش می‌دهد، بلکه خطر رقابت را نیز به همراه دارد، زیرا افزایش تعداد حضورهای دیپلماتیک اغلب فرصت‌های همکاری را گسترش می‌دهد؛ البته می‌تواند همزمان رقابت برای نفوذ را عمیق‌تر کند.

تصویری بزرگتر
اگرچه افتتاح کنسولگری کانادا در گرینلند احتمالا به عنوان تشدید تلاش‌های دیپلماتیک به نظر برسد، اما می‌توان آن را بخشی از یک تغییر ساختاری بزرگ نیز دانست. قطب شمال در حال تغییر از یک منطقه حاشیه‌ای به یک میدان نبرد کلیدی در پویایی قدرت جهانی است. این تحول سه روند مهم را آشکار می‌کند؛ ۱- افزایش تلاش‌های رقابتی قدرت‌های بزرگ، ۲- تقویت هماهنگی در ناتو و ۳- نفوذ فزاینده جوامع بومی در مسائل ژئوپلیتیک. با توجه به این پیشینه، مشاهده افزایش حضور نظامی، فعالیت‌های دیپلماتیک و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی در قطب شمال در سال‌های آینده دور از انتظار نخواهد بود. اما اینکه آیا این تشدید تنش منجر به یک محیط مشارکتی خواهد شد یا عرصه جدیدی از رقابت، تا حد زیادی به رویکردهای اتخاذ شده توسط کشورهای مختلف بستگی دارد. اقدام اخیر کانادا، حداقل در شرایط کنونی نشان‌دهنده تمایل به حفظ یک چارچوب چندجانبه در مواجهه با ادعاهای یکجانبه قدرت است. اما الگوهای تاریخی نشان می‌دهد که مناطقی که اهمیت راهبردی پیدا می‌کنند، اغلب با پویایی‌های سیاسی جهانی شدیدتری روبرو هستند. بنابراین، می‌توان فرض کرد که آینده قطب شمال احتمالاً تحت تأثیر این تعادل شکننده قرار خواهد گرفت.
رمزگشایی  از کنش دیپلماتیک کانادا در گرینلند
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه