هویت، تابآوری و وحدت در برابر تحریف خلیج فارس
گروه ایران - امید ایراندوست – بیست و پنجم اسفندماه سال گذشته روزنامه دریایی سرآمد به بهانه تغییر نام خلیج همیشه فارس ایران توسط ترامپ مطلبی منتشر کرد با همین مضمون« هویت، تابآوری و وحدت در برابر تحریف جغرافیا». و اما حالا که تحریفی دیگر و این بار ازسوی هگست وزیر جنگ ایالات متحده صورت گرفت تصمیم گرفتیم این نوشتار را مجددا منتشر کنیم.
به گزارش اقتصادسرآمد، در دل تاریخ، جغرافیا نیز تاریخساز است؛ و خلیج فارس، نه تنها خطی آبی در روی نقشه، بلکه نشانهای از هویتی است که هزاران سال پیش از ظهور هرگونه مفهوم مدرن ملیت، در رگهای تمدن ایرانی جاری بوده است. تلاشهای تکراری برای تغییر نام این آبدریا به «خلیج ترامپ»، نه از جهت جغرافیایی، نه از جهت سیاسی، بلکه از جهت نمادین انجام میشود؛ گویی میخواهند با امضایی کوتاه، میراثی فراگیر را به یادگاری شخصی تبدیل کنند. اما هویت ملی ایران، هرگز از طریق نامگذاریهای یکطرفه تغییر نمیکند؛ بلکه از عمق تاریخیاش، از حافظه جمعیاش، از آنچه مردم بهصورت ناخودآگاه و در هر بحرانی که گذشت، حفظ میکنند، شکل میگیرد. این هویت، مانعی است در برابر هرگونه تحریف جغرافیایی که نه تنها از روی نقشه، بلکه از روی واقعیت تاریخی محو شود. خلیج فارس، نه یک ادعای سیاسی، بلکه یک واقعیت تاریخی است که در متون ساسانی، در شعر فارسی، در سفرنامههای مسافران عرب و اروپایی، در نقشههای پرتغالی و هلندی، بهصورت یکدست ثبت شده است. تلاش برای تغییر آن، تنها در سطح رسانهای و نمادین انجام میشود، در حالی که در دانشگاهها، آکادمیها و کتابخانههای جهان، این نام بهعنوان استاندارد جهانی شناخته میشود. این نه یک مسئله احساسی، بلکه یک مسئله دانشی و تاریخی است که ایرانیان با هوشیاری و دقت، در برابر تلاشهای سیستماتیک برای تحریف آن، ایستادهاند.
این ایستادگی، ریشه در مفهومی عمیقتر دارد: ملتبودگی. این واژه، بیشتر از یک مفهوم سیاسی است؛ بلکه یک ساختار زنده است که در طول قرنها، در برابر تغییرات نظاممند، فتوحات خارجی و تغییرات اقتصادی، پایداری خود را حفظ کرده است. ملتبودگی ایرانی، نه بر اساس مرزهای امروزی، نه بر اساس نظام حاکمیت خاصی، بلکه بر اساس پیوندی ریشهدار بین مردم، زمین و فرهنگ شکل گرفته است. این پیوند، اجازه نداده که ایران در بحرانهای تاریخی از یورش مغول تا تحریمهای معاصر، به یک ساختار شکننده تبدیل شود. در حالی که دولتها میرقصند، نظامها فرو میریزند، و ائتلافها تغییر میکنند، ملت ایران بهعنوان یک کل تاریخی، زنده مانده است؛ زیرا هویت او از عمق فرهنگ، از زبان، از شعر، از ادبیات، از آداب و رسوم، و از حافظه جمعی تغذیه میشود. این نه یک ادعای احساسی، بلکه یک واقعیت تجربی است که در طول دو قرن اخیر، با توجه به تحولات جهانی، هرچه بیشتر تأیید شده است. ملتبودگی، ایران را از سایر کشورهای منطقه متمایز میکند؛ زیرا در آنجا، هویت ملی، نه توسط دولت ساخته میشود، بلکه دولت، توسط هویت ملی تعریف میشود.
این تمایز، اهمیت آن را در زمینهای دیگر نیز آشکار میسازد: تفاوت میان خواست مردم و هدف بیگانه. برخی، بهدلیل شکافهای اجتماعی و سیاسی که در سالیان اخیر ایجاد شده، به اشتباه فکر میکنند که این شکاف، نشانهای از تضعیف ملتبودگی است. اما واقعیت دقیقاً برعکس است؛ یعنی همانطور که ملتبودگی ایرانی در برابر تهدیدات خارجی پایدار مانده، در برابر تغییرات داخلی نیز انعطافپذیری خود را حفظ کرده است. مردم ایران، در هر دورهای، از جمله امروز، حق و نیاز به نقد و انتقاد دارند؛ اما این نقد، زمانی که بهجای اصلاح، به ابزاری برای تضعیف کلیت ساختار کشور تبدیل شود، از محدوده مجاز خارج میشود. از سوی دیگر، دشمنان ایران، هرگز از نقاط قوت این کشور نمیترسند؛ بلکه از عمق فرهنگی، از جایگاه ژئوپلیتیکی، از ذخایر انرژی و از توان دفاعی آن میترسند. اما مردم ایران، در پی رفع نقاط ضعف درونی هستند: ناکارآمدیها، فساد، نابرابریها و فشارهای اقتصادی. این دو هدف یکی داخلی و دیگری خارجی نه تنها متفاوتاند، بلکه در بسیاری موارد، در تضاد مستقیم با یکدیگر قرار دارند. درک این تمایز، اساس وحدت ملی است؛ زیرا وحدت، نه به معنای تکصدا بودن، بلکه به معنای همسویی در برابر تهدیدات اساسی است.
تابآوری بهعنوان یک استراتژی هوشمندانه، تبدیل به یک مزیت راهبردی شده است
دشمنان ایران، در ظاهر، از قدرت اقتصادی، رسانهای و نظامی برخوردارند؛ اما در عمق، شکافی عمیق میان توانایی تولید تنش و توانایی تحمل تبعات آن تعبیه شده است. آنان در ایجاد بحران، جنگ روایتها و فشار اقتصادی مهارت دارند، اما در برابر تابآوری ساختاری، ناکارآمد هستند. جامعههایی که بر اساس مصرف، افکار عمومی شکننده و انتظارات غیرقابلبرآور اداره میشوند، در برابر فشارهای طولانیمدت، سریعاً دچار فرسایش میشوند. ایران،با این حال، در طول دههها، با افکار عمومی پایدار، هوشیاری جمعی و تابآوری ساختاری، این ضعف را به مزیت تبدیل کرده است. در جهانی که سرعت پاسخ، اغلب اولویت اول به نظر میرسد، تابآوری بهعنوان یک استراتژی هوشمندانه، تبدیل به یک مزیت راهبردی شده است. در جنگهای مدرن، پیروزی، نه همیشه به دست سرعت، بلکه به دست صبر و پایداری به دست میآید؛ و این دقیقاً همان چیزی بود که در دفاع مقدس ایران، از یک تلاش دفاعی، به یک پیروزی تاریخی تبدیل
کرد.
«همسویی ملت و حاکمیت» بزرگترین سرمایه ایران در بحرانهای تاریخی
بنابراین، ترمیم شکاف میان ملت و حاکمیت، نه یک امر سیاسی، بلکه یک ضرورت تابآوری است. بزرگترین سرمایه ایران در بحرانهای تاریخی، همسویی ملت و حاکمیت بوده است؛ و هرگاه این رابطه تضعیف شده، آسیبپذیری کلیت ساختار افزایش یافته است. این یعنی گفتوگوی صادقانه، شفافیت در تصمیمات کلیدی، پذیرش حق اعتراض و مطالبه، و در مقابل، پذیرش این واقعیت از سوی مردم که حفظ ثبات کشور، بر هر اقدام تکطرفه مقدم است. این تعادل، نه به معنای بیتفاوتی، بلکه به معنای وحدت در تنوع است؛ زیرا وحدت ملی، نه در تکصدا بودن، بلکه در همسویی در برابر تهدیدات اساسی شکل میگیرد.
به گزارش اقتصادسرآمد، در دل تاریخ، جغرافیا نیز تاریخساز است؛ و خلیج فارس، نه تنها خطی آبی در روی نقشه، بلکه نشانهای از هویتی است که هزاران سال پیش از ظهور هرگونه مفهوم مدرن ملیت، در رگهای تمدن ایرانی جاری بوده است. تلاشهای تکراری برای تغییر نام این آبدریا به «خلیج ترامپ»، نه از جهت جغرافیایی، نه از جهت سیاسی، بلکه از جهت نمادین انجام میشود؛ گویی میخواهند با امضایی کوتاه، میراثی فراگیر را به یادگاری شخصی تبدیل کنند. اما هویت ملی ایران، هرگز از طریق نامگذاریهای یکطرفه تغییر نمیکند؛ بلکه از عمق تاریخیاش، از حافظه جمعیاش، از آنچه مردم بهصورت ناخودآگاه و در هر بحرانی که گذشت، حفظ میکنند، شکل میگیرد. این هویت، مانعی است در برابر هرگونه تحریف جغرافیایی که نه تنها از روی نقشه، بلکه از روی واقعیت تاریخی محو شود. خلیج فارس، نه یک ادعای سیاسی، بلکه یک واقعیت تاریخی است که در متون ساسانی، در شعر فارسی، در سفرنامههای مسافران عرب و اروپایی، در نقشههای پرتغالی و هلندی، بهصورت یکدست ثبت شده است. تلاش برای تغییر آن، تنها در سطح رسانهای و نمادین انجام میشود، در حالی که در دانشگاهها، آکادمیها و کتابخانههای جهان، این نام بهعنوان استاندارد جهانی شناخته میشود. این نه یک مسئله احساسی، بلکه یک مسئله دانشی و تاریخی است که ایرانیان با هوشیاری و دقت، در برابر تلاشهای سیستماتیک برای تحریف آن، ایستادهاند.
این ایستادگی، ریشه در مفهومی عمیقتر دارد: ملتبودگی. این واژه، بیشتر از یک مفهوم سیاسی است؛ بلکه یک ساختار زنده است که در طول قرنها، در برابر تغییرات نظاممند، فتوحات خارجی و تغییرات اقتصادی، پایداری خود را حفظ کرده است. ملتبودگی ایرانی، نه بر اساس مرزهای امروزی، نه بر اساس نظام حاکمیت خاصی، بلکه بر اساس پیوندی ریشهدار بین مردم، زمین و فرهنگ شکل گرفته است. این پیوند، اجازه نداده که ایران در بحرانهای تاریخی از یورش مغول تا تحریمهای معاصر، به یک ساختار شکننده تبدیل شود. در حالی که دولتها میرقصند، نظامها فرو میریزند، و ائتلافها تغییر میکنند، ملت ایران بهعنوان یک کل تاریخی، زنده مانده است؛ زیرا هویت او از عمق فرهنگ، از زبان، از شعر، از ادبیات، از آداب و رسوم، و از حافظه جمعی تغذیه میشود. این نه یک ادعای احساسی، بلکه یک واقعیت تجربی است که در طول دو قرن اخیر، با توجه به تحولات جهانی، هرچه بیشتر تأیید شده است. ملتبودگی، ایران را از سایر کشورهای منطقه متمایز میکند؛ زیرا در آنجا، هویت ملی، نه توسط دولت ساخته میشود، بلکه دولت، توسط هویت ملی تعریف میشود.
این تمایز، اهمیت آن را در زمینهای دیگر نیز آشکار میسازد: تفاوت میان خواست مردم و هدف بیگانه. برخی، بهدلیل شکافهای اجتماعی و سیاسی که در سالیان اخیر ایجاد شده، به اشتباه فکر میکنند که این شکاف، نشانهای از تضعیف ملتبودگی است. اما واقعیت دقیقاً برعکس است؛ یعنی همانطور که ملتبودگی ایرانی در برابر تهدیدات خارجی پایدار مانده، در برابر تغییرات داخلی نیز انعطافپذیری خود را حفظ کرده است. مردم ایران، در هر دورهای، از جمله امروز، حق و نیاز به نقد و انتقاد دارند؛ اما این نقد، زمانی که بهجای اصلاح، به ابزاری برای تضعیف کلیت ساختار کشور تبدیل شود، از محدوده مجاز خارج میشود. از سوی دیگر، دشمنان ایران، هرگز از نقاط قوت این کشور نمیترسند؛ بلکه از عمق فرهنگی، از جایگاه ژئوپلیتیکی، از ذخایر انرژی و از توان دفاعی آن میترسند. اما مردم ایران، در پی رفع نقاط ضعف درونی هستند: ناکارآمدیها، فساد، نابرابریها و فشارهای اقتصادی. این دو هدف یکی داخلی و دیگری خارجی نه تنها متفاوتاند، بلکه در بسیاری موارد، در تضاد مستقیم با یکدیگر قرار دارند. درک این تمایز، اساس وحدت ملی است؛ زیرا وحدت، نه به معنای تکصدا بودن، بلکه به معنای همسویی در برابر تهدیدات اساسی است.
تابآوری بهعنوان یک استراتژی هوشمندانه، تبدیل به یک مزیت راهبردی شده است
دشمنان ایران، در ظاهر، از قدرت اقتصادی، رسانهای و نظامی برخوردارند؛ اما در عمق، شکافی عمیق میان توانایی تولید تنش و توانایی تحمل تبعات آن تعبیه شده است. آنان در ایجاد بحران، جنگ روایتها و فشار اقتصادی مهارت دارند، اما در برابر تابآوری ساختاری، ناکارآمد هستند. جامعههایی که بر اساس مصرف، افکار عمومی شکننده و انتظارات غیرقابلبرآور اداره میشوند، در برابر فشارهای طولانیمدت، سریعاً دچار فرسایش میشوند. ایران،با این حال، در طول دههها، با افکار عمومی پایدار، هوشیاری جمعی و تابآوری ساختاری، این ضعف را به مزیت تبدیل کرده است. در جهانی که سرعت پاسخ، اغلب اولویت اول به نظر میرسد، تابآوری بهعنوان یک استراتژی هوشمندانه، تبدیل به یک مزیت راهبردی شده است. در جنگهای مدرن، پیروزی، نه همیشه به دست سرعت، بلکه به دست صبر و پایداری به دست میآید؛ و این دقیقاً همان چیزی بود که در دفاع مقدس ایران، از یک تلاش دفاعی، به یک پیروزی تاریخی تبدیل
کرد.
«همسویی ملت و حاکمیت» بزرگترین سرمایه ایران در بحرانهای تاریخی
بنابراین، ترمیم شکاف میان ملت و حاکمیت، نه یک امر سیاسی، بلکه یک ضرورت تابآوری است. بزرگترین سرمایه ایران در بحرانهای تاریخی، همسویی ملت و حاکمیت بوده است؛ و هرگاه این رابطه تضعیف شده، آسیبپذیری کلیت ساختار افزایش یافته است. این یعنی گفتوگوی صادقانه، شفافیت در تصمیمات کلیدی، پذیرش حق اعتراض و مطالبه، و در مقابل، پذیرش این واقعیت از سوی مردم که حفظ ثبات کشور، بر هر اقدام تکطرفه مقدم است. این تعادل، نه به معنای بیتفاوتی، بلکه به معنای وحدت در تنوع است؛ زیرا وحدت ملی، نه در تکصدا بودن، بلکه در همسویی در برابر تهدیدات اساسی شکل میگیرد.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
-
آرزوی «تغییر رژیم» را به «تغییر رژیم حاکمیت ایران بر تنگه هرمز» تبدیل کردیم
-
نقش نفت ونزوئلا در مهار پیامدهای جنگ ایران در آمریکا
-
هویت، تابآوری و وحدت در برابر تحریف خلیج فارس
-
پیامدهای جهانی امنیت غذایی با بسته ماندن تنگه هرمز
-
آرزوی «تغییر رژیم» را به «تغییر رژیم حاکمیت ایران بر تنگه هرمز» تبدیل کردیم
اخبار روز
-
ترجمه اجرایی کلیدواژههای بیانیه مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز
-
کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور
-
ورود یک میلیون و 200 هزار نفر گردشگر به گیلان در تعطیلات اخیر
-
رونق گردشگری کیش نیازمند راه اندازی پروازهای متعدد است
-
پیام سرپرست معاونت امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی به مناسب روز جهانی دریانورد
-
حمایت همه جانبه دستگاه قضایی از پروژه های راهبردی پالایشگاه نفت تهران
-
نصب بزرگترین سکوی نفتی خلیج فارس با تکیه بر دانش بومی
-
یک پورتال خدمات محور بر بستر سامان سوئیت
-
از خودرو تا کشتی؛ خودرانها قانونمند میشوند
-
از تربیت مدیران حرفهای تا ارتقای ظرفیت عملیاتی مهرآباد
-
با وجود آسیب به بیش از ۲ هزار منطقه، میانگین خاموشیها در دوران جنگ کمتر از ۵۰ دقیقه بود
-
ازسرگیری پروازهای ایران و امارات در هفته جاری
-
وقتی رقابت از تولید بیشتر به بهرهوری بیشتر تغییر میکند؛ درس مهم پروژه FRW نفت سپاهان
-
تبدیل مواد و انرژی که هدر میرفت به محصول قابل استفاده و ارزشمند
-
تفتان به ایستگاه گمرکی ریلی تجارت ایران و پاکستان تبدیل شد
-
بازدید مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی از بندر بوشهر
-
ما بر تضمین ایمنی دریانوردان تمرکز داریم
-
«نبود تشکلهای صنفی قدرتمند» پیگیری مطالبات دریانوردان را دشوار کرده است
-
آیا ایران برای آینده دریانوردی خود برنامه دارد؟
-
دریانوردان در خط مقدم آتش



