«سرآمد» گزارش میدهد؛
تغییر ساختار بازار انرژی در سایه تحولات «هرمز»
بررسی چالشهای کشورهای واردکننده انرژی
گروه نفت و انرژِی- مرجان کریمی-همانطور که میدانید، منطقه خلیج فارس یکی از مهمترین مناطق راهبردی برای منافع حیاتی ایالات متحده است، در درجه نخست به این دلیل که حدود ۳۰ درصد از تولید انرژی جهانی از این منطقه تامین میشود. با توجه به پیامدهای جنگ ایالات متحده علیه ایران که باعث بسته شدن تنگه هرمز شد، بازارهای جهانی انرژی دچار اختلال شدیدی شدهاند. این امر چالشهای بزرگی را برای تأمین منابع انرژی برای کشورهای تولیدکننده و صادرکننده ایجاد کرده است، به ویژه که جهان همچنان با پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین بر زنجیرههای تأمین انرژی دست و پنجه نرم میکند.
تأثیر جنگ بر تولید انرژی
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، از جمله جدیترین تهدیدات برای منابع انرژی در منطقه خلیج فارس است. اسرائیل تأسیسات ذخیرهسازی نفت ایران و میدان گازی پارس جنوبی را هدف قرار داد و ایران را بر آن داشت تا با هدف قرار دادن ایستگاههای انرژی و تأسیسات ذخیرهسازی نفت و گاز در کشورهای خلیج فارس و رژیم اسرائیل، این امر تلافی کند که به طور قابل توجهی بر تولید نفت تأثیر گذاشته است.
علاوه بر این، بستن تنگه هرمز توسط ایران و جلوگیری از ترانزیت دریایی، میادین نفتی و گازی در کشورهای خلیج فارس و عراق را مجبور به اعلام وضعیت اضطراری کرد که منجر به توقف تولید شد. این امر تولید انرژی در یکی از ثروتمندترین بازارهای انرژی جهان را مختل کرده است.
در واقع، این جنگ چالشهای بزرگی را بر تولید انرژی در سراسر منطقه تحمیل کرده است. عراق و کویت به دلیل تکمیل ظرفیت ذخیرهسازی از اوایل مارس ۲۰۲۶ مجبور به کاهش تولید شدند، همچنین قطر پس از حملات پهپادی، تولید گاز طبیعی مایع (LNG) را در راس لفان و مسیعید متوقف کرد. این امر منجر به کاهش ۲۰ درصدی صادرات جهانی گاز و همچنین کاهش مشابه عرضه نفت و گاز به بازارهای جهانی شد. در نتیجه، کمبود عرضه قیمتها را افزایش داد و نفت برای اولین بار از زمان جنگ روسیه و اوکراین از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت. این درگیری شامل حملات متقابل بین ایران و ایالات متحده و اسرائیل بوده که بر تولید و صادرات انرژی تأثیر بیشتری گذاشته است. البته، عربستان سعودی تلاش کرد با صادرات از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در دریای سرخ، این کمبود را جبران کند، اما ظرفیت آن به ۵ میلیون بشکه در روز محدود شده است که عملاً تولید نفت عربستان را تقریباً به نصف کاهش میدهد.
همچنین، عراق به دنبال مسیرهای صادراتی جایگزین بوده و خط لوله کرکوک-جیحان را برای صادرات از طریق مدیترانه دوباره فعال کرده است. صادرات اولیه ۱۷۰ هزار بشکه در روز تخمین زده میشود و برنامههایی برای رسیدن به ۶۰۰ هزار بشکه وجود دارد. تلاشهایی نیز برای تعمیر خط لوله قدیمیتر در حال انجام است که به طور بالقوه ظرفیت کل صادرات را به ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش میدهد. علاوه بر این، عراق صادرات زمینی به اردن را از طریق کامیونهای نفتکش افزایش داده است. با این وجود، تولید نفت عراق تقریباً به یک سوم سطح عادی خود، حدود ۳ میلیون بشکه در روز، کاهش یافته که با توجه به وابستگی شدید آن به درآمدهای نفتی، منجر به خسارات مالی قابل توجهی شده است.
چالشهایی برای کشورهای واردکننده انرژی
جنگ، چالشهای بزرگتری را برای کشورهای واردکننده انرژی، بهویژه در اروپا که شدیدا به منابع انرژی خارجی وابسته هستند، ایجاد کرده است. پس از تحریمهای انرژی روسیه به دلیل جنگ اوکراین، کشورهای اروپایی به کشورهای خلیج فارس به عنوان جایگزین روی آوردند. اما اختلال در تنگه هرمز این مسیر تأمین را قطع و اروپا را با کمبود شدید و کاهش ذخایر استراتژیک مواجه کرده است. این وضعیت، گزینههای دشواری را معرفی میکند؛ یعنی رکود صنعتی به دلیل افزایش هزینهها، احیای روابط با روسیه برای از سرگیری واردات، یا دخالت مستقیم در تأمین امنیت مسیرهای دریایی که میتواند به طور بالقوه جنگ را به رویارویی جهانی گستردهتر تبدیل کند.
چین، بزرگترین واردکننده نفت ایران که حدود ۹۱ درصد از صادرات ایران را تشکیل میدهد، کتر تحت تأثیر قرار گرفته است، زیرا ایران از طریق جزیره خارک صادرات خود را ادامه داده است. اما اگر ایالات متحده این زیرساخت را هدف قرار دهد، امنیت انرژی چین میتواند تهدید شود. هند نیز به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار گرفته، به طوری که واردات نفت از اوایل ماه مارس در مقایسه با فوریه ۲۳ درصد کاهش یافته است. چالشهای تأمین گاز نیز پس از اعلام وضعیت اضطراری توسط تأمینکنندگان اصلی مانند قطرانرژی تشدید شده است. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه، فشارهای تورمی را بر اقتصاد هند افزایش داده است.
تغییر شکل ساختار انرژی جهانی
جنگ اخیر باعث یک تحول بزرگ در سیستم انرژی جهانی شده که فراتر از نوسانات قیمت، زنجیرههای تأمین را به طور اساسی تغییر شکل داده است و عبارتند از: ۱- پایان «انرژی ارزان و پایدار»: یک ریسک ژئوپلیتیکی دائمی به قیمت نفت اضافه شده است. ۲- شتاب به سمت انرژی جایگزین و هستهای: کشورها سرمایهگذاریهای هنگفتی در هیدروژن سبز و راکتورهای مدولار کوچک انجام میدهند. ۳- ترسیم مجدد مسیرهای تجاری: روسیه، آفریقا و برزیل به تأمینکنندگان جایگزین، بهویژه برای آسیا و اروپا، تبدیل شدهاند. ۴- نظامیسازی مسیرهای انرژی: امنیت انرژی به طور فزایندهای به عنوان یک اولویت نظامی در نظر گرفته میشود. ۵- بحران LNG و حاکمیت انرژی: اختلالات عرضه، برخی کشورها را مجبور کرده که موقتاً به زغال سنگ روی آورند یا عملیات نیروگاههای هستهای را گسترش دهند. ۶- ظهور فناوری شناورهای LNG (FSRU): کشورها در حال سرمایهگذاری در زیرساختهای واردات انعطافپذیر هستند تا وابستگی به خطوط لوله را کاهش دهند.
نتیجهگیری اقتصادسرآمد
در مجموع، جهان به سمت یک سیستم انرژی غیرمتمرکز در حال حرکت است که مناطق مختلف قصد دارند منابع را به صورت محلی یا از طریق مسیرهای متنوع تأمین کنند و وابستگی به گلوگاههای دریایی حیاتی را کاهش دهند. این بحران همچنین سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع میکند که احتمالا اثرات مثبت بلندمدتی بر کاهش آلودگی و تغییرات اقلیمی داشته باشد. همچنین، کشورهای صادرکننده انرژی در خلیج فارس به دنبال مسیرهای صادراتی جایگزین، البته با ظرفیت کمتر هستند. این امر یک آسیبپذیری راهبردی حیاتی را آشکار کرده است، بهویژه برای کشورهایی مانند عراق که به جای تنوعبخشی به زیرساختهای انرژی خود، شدیدا به یک مسیر صادراتی واحد از طریق تنگه هرمز متکی بودند.
گروه نفت و انرژِی- مرجان کریمی-همانطور که میدانید، منطقه خلیج فارس یکی از مهمترین مناطق راهبردی برای منافع حیاتی ایالات متحده است، در درجه نخست به این دلیل که حدود ۳۰ درصد از تولید انرژی جهانی از این منطقه تامین میشود. با توجه به پیامدهای جنگ ایالات متحده علیه ایران که باعث بسته شدن تنگه هرمز شد، بازارهای جهانی انرژی دچار اختلال شدیدی شدهاند. این امر چالشهای بزرگی را برای تأمین منابع انرژی برای کشورهای تولیدکننده و صادرکننده ایجاد کرده است، به ویژه که جهان همچنان با پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین بر زنجیرههای تأمین انرژی دست و پنجه نرم میکند.
تأثیر جنگ بر تولید انرژی
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، از جمله جدیترین تهدیدات برای منابع انرژی در منطقه خلیج فارس است. اسرائیل تأسیسات ذخیرهسازی نفت ایران و میدان گازی پارس جنوبی را هدف قرار داد و ایران را بر آن داشت تا با هدف قرار دادن ایستگاههای انرژی و تأسیسات ذخیرهسازی نفت و گاز در کشورهای خلیج فارس و رژیم اسرائیل، این امر تلافی کند که به طور قابل توجهی بر تولید نفت تأثیر گذاشته است.
علاوه بر این، بستن تنگه هرمز توسط ایران و جلوگیری از ترانزیت دریایی، میادین نفتی و گازی در کشورهای خلیج فارس و عراق را مجبور به اعلام وضعیت اضطراری کرد که منجر به توقف تولید شد. این امر تولید انرژی در یکی از ثروتمندترین بازارهای انرژی جهان را مختل کرده است.
در واقع، این جنگ چالشهای بزرگی را بر تولید انرژی در سراسر منطقه تحمیل کرده است. عراق و کویت به دلیل تکمیل ظرفیت ذخیرهسازی از اوایل مارس ۲۰۲۶ مجبور به کاهش تولید شدند، همچنین قطر پس از حملات پهپادی، تولید گاز طبیعی مایع (LNG) را در راس لفان و مسیعید متوقف کرد. این امر منجر به کاهش ۲۰ درصدی صادرات جهانی گاز و همچنین کاهش مشابه عرضه نفت و گاز به بازارهای جهانی شد. در نتیجه، کمبود عرضه قیمتها را افزایش داد و نفت برای اولین بار از زمان جنگ روسیه و اوکراین از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت. این درگیری شامل حملات متقابل بین ایران و ایالات متحده و اسرائیل بوده که بر تولید و صادرات انرژی تأثیر بیشتری گذاشته است. البته، عربستان سعودی تلاش کرد با صادرات از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در دریای سرخ، این کمبود را جبران کند، اما ظرفیت آن به ۵ میلیون بشکه در روز محدود شده است که عملاً تولید نفت عربستان را تقریباً به نصف کاهش میدهد.
همچنین، عراق به دنبال مسیرهای صادراتی جایگزین بوده و خط لوله کرکوک-جیحان را برای صادرات از طریق مدیترانه دوباره فعال کرده است. صادرات اولیه ۱۷۰ هزار بشکه در روز تخمین زده میشود و برنامههایی برای رسیدن به ۶۰۰ هزار بشکه وجود دارد. تلاشهایی نیز برای تعمیر خط لوله قدیمیتر در حال انجام است که به طور بالقوه ظرفیت کل صادرات را به ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش میدهد. علاوه بر این، عراق صادرات زمینی به اردن را از طریق کامیونهای نفتکش افزایش داده است. با این وجود، تولید نفت عراق تقریباً به یک سوم سطح عادی خود، حدود ۳ میلیون بشکه در روز، کاهش یافته که با توجه به وابستگی شدید آن به درآمدهای نفتی، منجر به خسارات مالی قابل توجهی شده است.
چالشهایی برای کشورهای واردکننده انرژی
جنگ، چالشهای بزرگتری را برای کشورهای واردکننده انرژی، بهویژه در اروپا که شدیدا به منابع انرژی خارجی وابسته هستند، ایجاد کرده است. پس از تحریمهای انرژی روسیه به دلیل جنگ اوکراین، کشورهای اروپایی به کشورهای خلیج فارس به عنوان جایگزین روی آوردند. اما اختلال در تنگه هرمز این مسیر تأمین را قطع و اروپا را با کمبود شدید و کاهش ذخایر استراتژیک مواجه کرده است. این وضعیت، گزینههای دشواری را معرفی میکند؛ یعنی رکود صنعتی به دلیل افزایش هزینهها، احیای روابط با روسیه برای از سرگیری واردات، یا دخالت مستقیم در تأمین امنیت مسیرهای دریایی که میتواند به طور بالقوه جنگ را به رویارویی جهانی گستردهتر تبدیل کند.
چین، بزرگترین واردکننده نفت ایران که حدود ۹۱ درصد از صادرات ایران را تشکیل میدهد، کتر تحت تأثیر قرار گرفته است، زیرا ایران از طریق جزیره خارک صادرات خود را ادامه داده است. اما اگر ایالات متحده این زیرساخت را هدف قرار دهد، امنیت انرژی چین میتواند تهدید شود. هند نیز به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار گرفته، به طوری که واردات نفت از اوایل ماه مارس در مقایسه با فوریه ۲۳ درصد کاهش یافته است. چالشهای تأمین گاز نیز پس از اعلام وضعیت اضطراری توسط تأمینکنندگان اصلی مانند قطرانرژی تشدید شده است. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه، فشارهای تورمی را بر اقتصاد هند افزایش داده است.
تغییر شکل ساختار انرژی جهانی
جنگ اخیر باعث یک تحول بزرگ در سیستم انرژی جهانی شده که فراتر از نوسانات قیمت، زنجیرههای تأمین را به طور اساسی تغییر شکل داده است و عبارتند از: ۱- پایان «انرژی ارزان و پایدار»: یک ریسک ژئوپلیتیکی دائمی به قیمت نفت اضافه شده است. ۲- شتاب به سمت انرژی جایگزین و هستهای: کشورها سرمایهگذاریهای هنگفتی در هیدروژن سبز و راکتورهای مدولار کوچک انجام میدهند. ۳- ترسیم مجدد مسیرهای تجاری: روسیه، آفریقا و برزیل به تأمینکنندگان جایگزین، بهویژه برای آسیا و اروپا، تبدیل شدهاند. ۴- نظامیسازی مسیرهای انرژی: امنیت انرژی به طور فزایندهای به عنوان یک اولویت نظامی در نظر گرفته میشود. ۵- بحران LNG و حاکمیت انرژی: اختلالات عرضه، برخی کشورها را مجبور کرده که موقتاً به زغال سنگ روی آورند یا عملیات نیروگاههای هستهای را گسترش دهند. ۶- ظهور فناوری شناورهای LNG (FSRU): کشورها در حال سرمایهگذاری در زیرساختهای واردات انعطافپذیر هستند تا وابستگی به خطوط لوله را کاهش دهند.
نتیجهگیری اقتصادسرآمد
در مجموع، جهان به سمت یک سیستم انرژی غیرمتمرکز در حال حرکت است که مناطق مختلف قصد دارند منابع را به صورت محلی یا از طریق مسیرهای متنوع تأمین کنند و وابستگی به گلوگاههای دریایی حیاتی را کاهش دهند. این بحران همچنین سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع میکند که احتمالا اثرات مثبت بلندمدتی بر کاهش آلودگی و تغییرات اقلیمی داشته باشد. همچنین، کشورهای صادرکننده انرژی در خلیج فارس به دنبال مسیرهای صادراتی جایگزین، البته با ظرفیت کمتر هستند. این امر یک آسیبپذیری راهبردی حیاتی را آشکار کرده است، بهویژه برای کشورهایی مانند عراق که به جای تنوعبخشی به زیرساختهای انرژی خود، شدیدا به یک مسیر صادراتی واحد از طریق تنگه هرمز متکی بودند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
دعوت به هماندیشی برای تقویت تابآوری حملونقل و لجستیک کشور
-
اختصاص 5 میلیارد تومان جهت ساماندهی موزه خلیج فارس در بندر عباس
-
بندر صیادی کیاشهر با 200 میلیارد تومان اعتبار احیا می شود
-
با ثبت جهانی قلعههای تاریخی الموت برگ زرین دیگری بر افتخارات تمدنی ایران افزوده شد
-
از وعدههای راهبردی تا واقعیت های میدانی کریدور شمال -جنوب
-
تغییر ساختار بازار انرژی در سایه تحولات «هرمز»
-
«حکمرانی زیرساخت» در وزارت راه و شهرسازی
-
تأکید بر توسعه همکاریهای ایران و پاکستان با محوریت چابهار-گوادر و ایجاد منطقه آزاد مشترک ریمدان-گبد
-
۷ محور ارتقای عملکرد پایانه نفتی خارگ در دستور کار شرکت پایانههای نفتی ایران قرار گرفت
-
تحلیلی بر تاثیر مدیریت هوشمند دارایی در پایداری تولید شرکت پالایش نفت تهران
-
پایش مستمر شناگاه های خلیج فارس و مکران
-
پایداری تولید، ثمره تخصص،تعهد و همدلی کارکنان
-
سرپرست جدید نیروی کشش راهآهن معرفی شد
-
تاکید بر رفع موانع و تسریع در اجرای طرحها و پروژههای عمرانی صدرا
-
بازدید رئیس سازمان هواپیمایی کشوری از روند اعزام زائران اربعین در ترمینال سلام
-
بررسی وضعیت توسعه کشورها پس از جنگ
-
۱.۲ میلیون زائر راهی عتبات عالیات شدند
-
واحد بخار شماره ۳ نیروگاه بعثت پس از انجام تعمیرات به مدار تولید بازگشت
-
رونمایی از اپلیکیشن نیرومند با حضور وزرای نیرو و آموزش و پرورش
-
شاهراه مَکُران همچنان قربانی میگیرد



