تاریخ انتشار:1404/10/17
نیم قرن تاخیر وزارت ارشاد در فرهنگ سازی دریا

«سرآمد» بررسی کرد؛

نیم قرن تاخیر وزارت ارشاد در فرهنگ سازی دریا

اقتصادسرآمد- امید متین - چندسالی است که بحث «توسعه دریامحور» از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده و تلاش‌ها برای «اجرای سیاست‌های ابلاغی توسعه دریایی ایران» آغاز شده است؛ هرچند بخش بزرگی از این تلاش‌ها، در حرف‌وحدیث خلاصه می‌شود، اما برخی دستگاه‌ها در حد حرف هم وارد عمل نشده‌اند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از آن دستگاه‌هایی است که در حد حرف هم وارد میدان نشده است. چرا چنین است؟

به گزارش اقتصاد سرآمد، یکی از دلایل مهم ورود نکردن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مباحث مرتبط با توسعه دریامحور، سابقه تاریخی است؛ سابقه‌ای که برآمده از تفکر راهبردی استعمار است تا مردم ایران را از دریا دور نگه دارد. در این اندیشه سیاسی، بخش فرهنگ‌ساز کشور از حوزه دریا دور و دورتر شد. این رویه که از سال‌ها قبل از انقلاب آغاز شده بود، به میراث وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کنونی رسید و شوربختانه، تفکر خشکی‌گرا در این دستگاه هم نهادینه شده و گرایشی به سمت دریا و فرهنگ دریایی نداشته و ندارد. 

سیاست‌های ابلاغی دریاپایه
در بندهای ۹گانه سیاست‌های ابلاغی هم به‌طور مشخص و صریح به مقوله فرهنگ پرداخته نشده است و همین باعث شده که دستگاه‌های فرهنگ‌سازی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی وارد عرصه نشوند. در برنامه اول که به ریاست مخبر در دوران سرپرستی ریاست جمهوری به‌طور شتاب‌زده‌ای نوشته شد، از میان مسئولان عالی و دستگاه‌های مسئول کشور، هیچ نهاد یا دستگاه فرهنگی دعوت نشده بود و برنامه‌ها هم از سمت و سوی فرهنگ، به بن‌بست خورده بود.
مدتی بعد این برنامه به وسیله دولت چهاردهم رد شد و همچنان در صدد تدوین برنامه جامع و مانع هستند. امیدوار باید بود که در برنامه اخیر- هرچند بسیار دیرکرد دارد- بخش فرهنگ مورد توجه قرار گیرد و رسالت و مسئولیت دستگاه‌های فرهنگی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعریف و تاکید شود. 

برنامه‌های مقطعی
برخی برنامه‌های فرهنگی و هنری در استان‌های ساحلی وجود دارد. به یٌمن وجود جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه در این استان‌ها، برنامه‌هایی که زاییده فکر و انگیزه همان اهالی است، باعث شده است که تصور فرهنگ‌سازی دریایی در بین کارشناسان وزارت ارشاد ایجاد شود؛ تصوری که می‌توان گفت هیچ نقشی در خلق آن ندارند و فقط فعالیت‌های فرهنگی و هنری آن سامان را به‌حساب خود واریز می‌کنند. این برنامه‌ها اغلب دوخصوصیت مهم برای فرهنگ‌سازی را ندارند و لازم است وزارت ارشاد را متوجه این دونکته کرد:

محدود به یک منطقه
نکته اول این است که این برنامه‌ها در حد و حصر یک منطقه و حداکثر یک استان ساحلی است و از نظر جغرافیایی وسعت چندانی ندارد. برای مثال، همین روزها شاهد برگزاری برنامه فرهنگی و هنری «خواجه‌عطا» در هرمزگان هستیم؛ برنامه‌ای بسیار جالب و روح‌انگیز که البته در همان محدوده باقی مانده و حتی استان‌های همجواری مانند بوشهر را تحت تاثیر قرار نداده است. این محدودیت جغرافیایی به معنای گسترش فرهنگ دریایی در کشور نمی‌تواند باشد. 

نبود تفکر فرهنگ عمومی دریایی
نکته مهم دیگر این است که در برنامه‌های فرهنگی و هنری که در استان‌های ساحلی برگزار می‌شود، نه‌تنها بعد جغرافیایی محدود است، بلکه «تفکر ملی و نگاه به فرهنگ عمومی کشور» در آن لحاظ نمی‌شود. این در حالی است که توسعه دریایی کشور، همانگونه که رهبر حکیم انقلاب فرمودند، «باید در فرهنگ عمومی کشور نهادینه شود.» و این نکته راهبردی و مهمی است که شوربختانه از نگاه و تفکر مهم‌ترین رکن فرهنگ‌ساز کشور، یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نادیده گرفته شده است. 

رسالت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
بر مبنای «شرح وظایف رسمی و قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» این دستگاه موظف است مسائل فرهنگی را در سطح راهبردی و کلان مدیریت کند. این دستگاه باید به تمامی نهادها و دستگاه‌های دیگر، در توسعه فرهنگی مدد برساند و برای آن‌ها برنامه داشته باشد. بر همین اساس، انتظار می‌رود با توجه به تاکیدی که رهبر حکیم انقلاب درباره توسعه فرهنگ دریایی کشور دارند، به این مهم ورود کرده و با هدف «نهادینه کردن فرهنگ دریایی در فرهنگ عمومی کشور» اقدامات گسترده‌ای را انجام دهد. 

وظیفه فعالان دریایی کشور
به‌طور طبیعی، وظیفه فعالان حقیقی و حقوقی دریایی کشور این است که با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همراهی و همکاری کنند. اگر قاعده را بر این بگذاریم که متخصص فرهنگ و هنر و ادبیات، وزارت ارشاد است، باید فکر و برنامه بدهد و فعالان دریایی آن فکر و برنامه را همراهی کنند تا جایی که دریاگریزی ایرانیان به پایان برسد و آشتی ملی ایرانیان با دریا تحقق پیدا کند. 

نتایج فرهنگ‌سازی دریایی
روشن است که در صورت آشتی مردم با دریا و پذیرش زندگی و ذائقه دریایی در سطح گسترده و جایگزینی تفکر دریایی به جای تفکر خشکی‌گرا، اتفاق‌های بسیار مهمی خواهد افتاد. مهاجرت به سمت دریا و زندگی در سواحل زیبا و بکر، آبادانی سواحل، افزایش کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ در سواحل، گسترش غذای سالم و تغذیه دریایی و... همه از نتایج روشن و قطعی فرهنگ‌سازی خواهد بود. 
به خوبی می‌دانیم که «توسعه بدون زیرساخت فرهنگی امکان‌پذیر نیست.» تمامی منابع دانش مدیریت توسعه حکم می‌کند که ابتدا باید فرهنگ به‌عنوان زیرساخت مورد توجه قرار گیرد. می‌دانیم که صرف رشد فیزیکی و ساخت‌وسازهای فیزیکی به معنای توسعه نیست. اصل و اساس توسعه را مردم تشکیل می‌دهند. نیروی معنوی، فکری و حتی سرمایه‌های مادی در بین مردم است و دولت‌ها به‌تنهایی قادر به ایجاد یک توسعه پایدار و متوازن نیستند.
بودجه‌های دولتی می‌تواند بخشی از زمینه توسعه را فراهم کند نه همه آن را. به‌خصوص در بخش دریایی ایران که عقب‌ماندگی شدیدی در توسعه دارد، نیازمند همت و حمایت ملی است و اگر گرایش مردم به سمت دریا نباشد، توسعه دریایی فقط یک رویای دوست‌داشتنی خواهد بود نه یک واقعیت شیرین. گرایش مردم به سمت دریا فقط و فقط با فرهنگ‌سازی دریایی ممکن است. 

نیم قرن دیرکرد وزارت فرهنگ و ارشاد
شوربختانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رکن فرهنگ‌ساز در حوزه دریا همچنان خاموش و نامعلوم است؛ رکن فرهنگی کشور قبل از انقلاب که صفر و بعد از انقلاب هم همچنان صفر و نگاهی به سمت دریا نداشته و ندارد. به قطعیت می‌توان گفت که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور حدود نیم‌قرن دیرکرد دارد. نیم‌قرن است که به فرهنگ‌سازی دریایی به‌عنوان یک فرهنگ عمومی و ملی ورود نکرده است. 
«صالحی» که اکنون وزیر ارشاد است، فردی دانشگاهی و حوزوی است و از هر دو بعد دارای بینش بلند و عمیقی است. بسیار امیدواریم این نقدونظرها به ایشان برسد و «برای بررسی و ورود به فرهنگ‌سازی دریایی در تبعیت از فرمایشات رهبر حکیم انقلاب» دستور ویژه صادر کنند.

برچسب ها : فرهنگ سازی دریا اقتصادسرآمد وزارت ارشاد

اخبار روز
ضمیمه