تاریخ انتشار:1405/7/12
نقش بریکس در تحریم کریدورهای دریایی ایران

«سرآمد» تحلیل کرد؛

نقش بریکس در تحریم کریدورهای دریایی ایران

اقتصادسرآمد- مهردادسوری - آیا جغرافیای دریایی ایران می تواند تهدیدات تحریم را به فرصت های تجاری بدل کند؟ در اقتصاد جهانی نمی توان دریا را صرفا پهنه‌ای برای عبور و مرور کشتی‌ها معنی کرد ؛ دریا در بعدی بزرگ تر، شریان انتقال کالا، انرژی، سرمایه و حتی قدرت اقتصادی کشورهاست. بخش عظیمی از تجارت جهانی دریا محور است ،به همین علت، بنادر و آبراه‌های راهبردی در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان جایگاهی فراتر از یک زیرساخت حمل‌ونقل پیدا کرده‌اند.

به گزارش اقتصادسرآمد، گسترش همکاری‌های اقتصادی میان کشورهای عضو بریکس، همزمان با تداوم تحریم‌های یک‌جانبه علیه برخی اعضای این مجموعه، پرسش مهمی را پیش روی کشورهایی مانند ایران قرار می‌دهد: آیا بریکس می‌تواند به ایجاد مسیرهای تازه ی تجارت و تقلیل آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر تحریم‌ها منجر شود؟
پاسخ به این پرسش را باید نه در یک «راه‌حل فوری و خلق الساعه»، بلکه در مجموعه‌ای از ظرفیت‌های اقتصادی، مالی و دریایی جست‌وجو کرد.

«بریکس» فرازی فراتر از یک پیمان سیاسی
هدف بریکس در ابتدا بر مبنای تقویت گفت‌وگو و همکاری میان اقتصادهای بزرگ نوظهور استوار بود ، اما طی سال‌های اخیر، دامنه توجهات آن افزایش یافته و موضوعاتی مانند تجارت، سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، استفاده از  ارزهای ملی و اصلاح ساختارهای مالی بین‌المللی نیز در دستور کار اعضای آن قرار گرفته است.
اهمیت این انبساط و گستردگی برای کشورهای تحت تحریم در این است که هرچه روابط تجاری میان اعضای بریکس افزایش یابد، امکان بیشتری جهت ایجاد مسیرهای متنوع و مستقل‌ پرداخت و  ارتقا شبکه‌های حمل‌ونقل فراهم می شود. در بیانی کلان تر می توان گفت بریکس می تواند مسیرهای تجاری جدید را  خارج از برخی کانال‌های سنتی ممکن سازد.
البته  واقعیت موجود اینست که بریکس فعلا یک اتحادیه اقتصادی یکپارچه با سیاست پولی و تجاری واحد نیست. بلکه تفاهمی نوین است که اعضای آن منافع و اولویت ها و ساختارهای اقتصادی متفاوتی دارند، بنابراین تبدیل ظرفیت سیاسی بریکس به یک نظام اقتصادی کاملاً یکپارچه، مستلزم گذشت زمان و توافق‌های عملی فراوانی خواهد بود.
اما فعلا و تا زمانی که این نظم و نظام مورد انتظار ایجاد نشده هم‌  می تواند با افزایش همکاری‌های دوجانبه و چند جانبه میان اعضا ،فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کند.
تحریم؛ محدودیت  مالی یا ممنوعیت جغرافیایی؟
تحریم‌های اقتصادی معاصر بر خلاف  گذشته علاوه بر بانک‌ها و منابع، خدمات بیمه‌ای، کشتیرانی، انتقال فناوری،  دسترسی بنادر و حتی تأمین قطعات و خدمات فنی را نیز هدف قرار داده است. به همین سبب مواجهه با تحریم ها دیگر مانند گذشته نیست که صرفا در جستجوی یافتن یک خریدار خاص برای کالاهای صادراتی باشیم 
کشور تحریم شده اگر به فکر حفظ تجارت خارجی خود در شرایط تحریم است باید مسیر، بندر، کشتی، بیمه، بانک، ارز و بازار جایگزین داشته باشد. اینجاست که اهمیت بریکس را  برای کشورمان دیگر از یک موضوع سیاسی صرف خارج شده و تبدیل به  مسئله ای اقتصادی و دریایی می شود.

ایران؛ چهارراهی میان دریا و خشکی
ایران از مزیتی مهم بهره کند است که بسیاری از کشورهای دیگر از آن بی‌بهره‌اند. آن هم‌ قرار گرفتن کشورمان در نقطه اتصال چند حوزه مهم جغرافیایی و اقتصادی مانند خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه است که مجموعه‌ای از بازارها و مسیرهای ارتباطی را پیرامون کشورمان شکل داده اند. این موقعیت مهم به ایران اجازه می‌دهد علاوه بر نقش‌آفرینی در تجارت مستقیم، بتواند از ظرفیت ترانزیت کالا میان شرق و شمال نیز استفاده کند.
در این میان، بنادر جنوبی ایران می توانند  در نقش حلقه های اتصال دریایی، شبکه‌های ریلی و جاده‌ای را به بازارهای شمالی کشور و سپس آسیای مرکزی و روسیه وصل نموده و گسترش دهند. 
به بیانی ساده‌تر، اگر ما موفق شویم بندر را به راه‌آهن، راه‌آهن را به بازار و بازار را به یک نظام تجاری پایدار وصل کنیم ، «جغرافیا» از یک موقعیت و لوکیشن ثابت و ایستا روی نقشه به یک دارایی اقتصادی مولد و پویا مبدل خواهد شد.

کریدور شمال ـ جنوب فرصت راهبردی کشور است
کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال ـ جنوب کشور ابر پروژه ای زاینده و اقتصاد محور است که می‌تواند پیوند مسیرهای دریایی، ریلی و جاده‌ای  هند و کشورهای جنوب آسیا  را به ایران، روسیه و بازارهای شمالی‌تر فراهم سازد.
کریدور شمال ـ جنوب را نباید به مثابه یک درآمد صرفا ترانزیتی  تلقی کرد.این مسیر در صورت فعالیت واقعی می تواند تقاضا برای خدمات بندری، انبارداری، و گمرکی ،حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای، شرکت‌های لجستیکی، تعمیر و نگهداری تجهیزات و طیف گسترده‌ای از خدمات وابسته را افزایش دهد. از این منظر،ترانزیت را میتوان زنجیره اقتصادی دانست تا صرفاً عبور کالا از خاک کشور.

«بندر» مرکز تولید ثروت ملی؟؟
 اگر ایران می خواهد از فرصت و ظرفیت  بریکس بهره مند شود، نباید توسعه بندر را صرفاً در افزایش ظرفیت اسکله ببیند، بلکه ضروریست مجموعه‌ای از مولفه های زیرساختی را به صورت هماهنگ و متوازن توسعه دهد.
مراد از عنوان زیر ساخت ها کلیات مهمیست که به صورت  شرح تیتر به آن اشاره می شود.
- اتصال بنادر به شبکه ریلی و جاده‌ای
- توسعه لجستیک و انبارهای تخصصی 
- سهولت بخشی به فرآیندهای گمرکی
- توسعه خدمات دیجیتال بندری
- تقویت شرکت‌های حمل‌ونقل 
- ایجاد سازوکارهای مناسب مالی و بیمه‌ای 
- افزایش ظرفیت تعمیر، نگهداری و خدمات فنی شناورها 
- و.....
در صورت فراهم آوردن چنین شرایطی، بندر از یک نقطه فیزیکی عبور کالا به ساختاری ارزشمند در زنجیره تجارت منطقه‌ای تبدیل خواهد شد.

ارزهای ملی(تجارت بدون دلار ) یک مسیر تدریجی و ترجیحی
یکی از موضوعات مهم در  همکاری‌های بریکس، استفاده بیشتر از ارزهای ملی در تجارت میان اعضاست که برای اقتصاد های تحت تحریم، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا هر ساز و کاری که باعث شود بخشی از مبادلات از مسیرهای مالی پرریسک یا محدودشده عبور کنند ، می‌تواند به  کاهش هزینه و پیچیدگی تجارت منحر شود.  اما در عین حال، استفاده گسترده از ارزهای ملی نیز چالش‌هایی را به‌دنبال دارد.
بنابراین توصیه می شود به جای نگاه داشتن صفر یا صدی، این موضوع را یک فرآیند تدریجی جهت  تنوع‌بخشی به ابزارهای پرداخت بین‌المللی بدانیم.

بریکس و ایجاد فرصتی برای دیپلماسی اقتصادی ایران
عضویت در مجموعه های بین‌المللی، تنها زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که به پروژه و قرارداد تبدیل شود. ایران می‌تواند روابط خود با اعضای بریکس در حوزه‌های بنادر، کشتیرانی، و صنایع دریایی ، ترانزیت، انرژی، ساخت تجهیزات، تعمیر کشتی، لجستیک و سرمایه‌گذاری زیرساختی را به صورت تفاهمی و  یا تعاملی مکتوب بر روی کاغذ آورد و دنبال کند. خصوصا در حوزه بندر، به جای نگاه صرفاً داخلی، میتوان در خصوص تبدیل بنادر ایران به هاب‌های منطقه‌ای تلاش نمود. تحقق این موضوع نیازمند دیپلماسی اقتصادی فعال است؛ دیپلماسی‌ای که به جای تمرکز صرف بر بیانیه‌ها و نمایش های مهیج بی نتیجه ، به دنبال جذب سرمایه، ایجاد خط کشتیرانی، انعقاد قراردادهای ترانزیتی و شکل دادن به زنجیره‌های تجارت واقعی  باشد.

تحریم و ضرورت کاهش هزینه مبادلات
تحریم یعنی افزایش هزینه مبادله برای کشورهای درگی.
دشواری در مسیر انتقال پول یعنی دشوار ی و محدودیت در بیمه‌های بین المللی، تغییر مسیر حمل، کاهش دسترسی به برخی خدمات بین‌المللی، افزایش هزینه نهایی و کاهش قدرت رقابت. بنابراین یکی از مهم‌ترین اهداف اقتصادی در شرایط تحریم باید کاهش هزینه مبادله باشد. در این زمینه، بریکس می‌تواند در کنار سایر سازوکارهای منطقه‌ای، فرصتی مناسب را برای متنوع کردن شرکای تجاری و تعریف مسیرهای جدید ایجاد کند؛ اما تحقق این ظرفیت به اصلاحات داخلی نیز وابسته است. اگر همچنان فرآیندهای گمرکی طولانی، حمل‌ونقل ریلی ناکافی، خدمات بندری پرهزینه و نظام لجستیکی غیررقابتی باشد، حتی ایجاد بازارهای جدید نیز نمی‌تواند تمام ظرفیت جغرافیایی ایران را فعال کند.

جغرافیا به تنهایی ثروت نمی‌آفریند
ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی کم‌نظیر قرار دارد؛ اما تجربه اقتصاد جهانی نشان می‌دهد که موقعیت جغرافیایی به خودی خود ثروت ایجاد نمی‌کند. ثروت زمانی ایجاد می‌شود که جغرافیا با زیرساخت، سرمایه، مدیریت، فناوری و سیاست‌گذاری مناسب همراه شود. از این منظر، بریکس می‌تواند برای ایران یک فرصت باشد تا مزیت جغرافیایی خود را با مزیت اقتصادی پیوند بزند. ایران می‌تواند به جای آنکه صرفاً صادرکننده کالا یا انرژی باشد، بخشی از ارزش افزوده تجارت منطقه‌ای را از طریق ترانزیت، خدمات بندری، لجستیک و صنایع دریایی به دست آورد.

سخن پایانی؛ بریکس، فرصت یا راه‌حل؟
بریکس را نباید عصای جادویی برای حل مسئله تحریم دانست. عضویت در این مجموعه به خودی خود محدودیت‌های مالی، بانکی و تجاری را از میان نمی‌برد.
اما بریکس می‌تواند پنجره‌ای برای تنوع‌بخشی به روابط اقتصادی و کاهش برخی وابستگی‌های تجاری و مالی ایجاد کند. برای ایران، اهمیت واقعی این فرصت در جایی نمایان می‌شود که بریکس با «دریا» پیوند بخورد؛ با بندر، کشتی، کریدور، ترانزیت، سرمایه‌گذاری و تجارت.
در چنین نگاهی، سواحل جنوبی ایران صرفاً مرز آبی کشور نیستند؛ بلکه می‌توانند دروازه اتصال ایران به شبکه‌ای گسترده از اقتصادهای آسیایی باشند.

برچسب ها : تحریم کریدورهای دریایی ایران اقتصادسرآمد شبکه‌های ریلی و جاده‌ای

اخبار روز
ضمیمه