تاریخ انتشار:1405/7/12
تبعات آلو دگی‌های نفتی در سفر ه ساحل‌نشینان جنوب

«سرآمد» گزارش می‌دهد؛

تبعات آلو دگی‌های نفتی در سفر ه ساحل‌نشینان جنوب

ناپدید شدن لکه‌های نفتی، پایان بحران آلودگی دریا و ساحل نیست

اقتصادسرآمد- سعید قلیچی - آب‌های نیلگون خلیج فارس که روزگاری به‌عنوان یکی از غنی‌ترین زیست‌بوم‌های دریایی جهان معرفی می‌شد، حالا مدتی است که با یکی از جدی‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی و اقتصادی خود مواجه شده است. آلودگی نفتی ناشی از طولانی شدن تنش‌های نظامی میان ارتش ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، تنها یک چالش زیست‌محیطی را برای آب‌ها و سواحل منطقه ایجاد نکرده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که مشاهده لکه‌های نفتی در آب‌های و آلودگی سواحل می‌تواند یک «بحران اقتصادی چندلایه» برای صیادان، صنایع شیلاتی و جوامع ساحلی ایران و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس به همراه داشته باشد.
لکه‌های نفتی در تنگه هرمز و آب‌های پیرامونی و سواحل خلیج فارس دیگر صرفاً یک مسئله زیست‌محیطی ناشی از یک حادثه دریایی نیستند. مجموعه‌ای از حوادث دریایی، آسیب دیدن کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها، نشت سوخت و نفت و افزایش ریسک تردد در تنگه هرمز به‌عنوان یکی از پرتراکم‌ترین آبراه‌های انرژی جهان، شرایطی ایجاد کرده است که پیامدهای آن می‌تواند از سطح آب به اقتصاد جوامع ساحلی، شیلات، آبزی‌پروری و حتی امنیت غذایی منطقه منتقل شود.
طی هفته‌های گذشته آلودگی نفتی در سواحل جزیره قشم، هنگام و سواحل استان هرمزگان در حوالی میناب و بندر عباس مشاهده شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این آلودگی‌ها در مجاورت مجموعه‌ای از زیست‌بوم‌های حساس شامل جنگل‌های حرا، پهنه‌های جزرومدی، زیستگاه‌های مرجانی، مناطق تخم‌گذاری لاک‌پشت‌های دریایی، مزارع پرورش میگو و حریم فعالیت صیادهای محلی قرار دارند. روزهای میانی آگوست و پس از مشاهده لکه‌های نفتی در سواحل قشم بود که دانشگاه سازمان ملل هشدار داده است که آلودگی در چنین مناطقی می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدت برای اکوسیستم و جوامع ساحلی داشته باشد.
برای درک هزینه واقعی آلودگی نفتی نباید فقط به هزینه جمع‌آوری نفت از سطح آب یا پاکسازی ساحل نگاه کرد. بخش مهم‌تری از خسارت در اقتصاد محلی اتفاق می‌افتد؛ جایی که یک صیاد ممکن است به دلیل کاهش ذخایر آبزی، آلوده شدن محل صید یا کاهش اعتماد مصرف‌کننده، درآمد خود را از دست بدهد. کاهش میزان صید، افزایش هزینه سوخت برای یافتن مناطق سالم‌تر، افت قیمت محصول، افزایش هزینه پایش و آزمایش، کاهش اعتماد مصرف‌کننده، آسیب به صادرات آبزیان و در نهایت کاهش درآمد خانوارهای ساحلی تنها بخشی از هزینه‌های آلودگی‌های نفتی هستند.

صیادان؛ اولین قربانیان اقتصادی
بسیاری از خانواده‌های ساکن مناطق ساحلی از سالیان دور همواره دریا را به‌عنوان یک دارایی مولد در زندگی روزمره و معیشت خود لحاظ کرده‌اند. صیادها برای کسب درآمد روزانه به کیفیت آب، سلامت ذخایر ماهی و امکان دسترسی به مناطق صید وابسته است. در چنین شرایطی است که مشاهده آلودگی‌های نفتی ممکن است فعالیت صیادان را با چالش مواجه کند. 
رضوانی، یکی از صیادهای محلی ساکن جزیره قشم در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» می‌گوید:  «برای صیاد، نفت فقط آلودگی نیست که روی آب دیده شود. اگر یک منطقه آلوده اعلام شود، ممکن است چند روز یا چند هفته نتوانیم در آنجا صید کنیم. حتی اگر صید کنیم بازهم نگرانی از فروش ماهی وجود دارد. مردم وقتی خبر آلودگی را می‌شنوند، ممکن است ماهی آن منطقه را نخرند. در این حالت حتی اگر ماهی سالم باشد، بازارش آسیب می‌بیند».
آسیب‌های اقتصادی ناشی از آلودگی‌های نفتی برای معیشت و فعالیت اقتصادی صیادان محلی تنها یکی از بخش‌هایی است که معمولاً در گزارش‌های رسمی آلودگی به‌عنوان خسارت مورد توجه قرار نمی‌گیرند. این در حالی است که آلودگی نفتی از منظر اقتصاد محلی، کاهش اعتماد بازار می‌تواند به اندازه کاهش مستقیم صید اهمیت داشته باشد.

میگو؛ اقتصاد وابسته به کیفیت آب
جدای فعالیت صیادان، برخی از حوزه‌های مربوط به آبزی‌پروری نیز وضعیت مشابهی را در برابر آلودگی‌های نفتی تجربه می‌کنند. فعالیت مزارع پرورش میگو وابستگی زیادی به کیفیت آب ورودی، اکسیژن، شوری، دما و سلامت محیط دارند. ورود هرگونه آلاینده به محیط پرورش میگوها می‌تواند هزینه تولید و ریسک اقتصادی را در این حوزه از آبزی‌پروری افزایش دهد.
ذاکری، یکی از افراد مشغول در مزارع پرورش میگو در شهرستان میناب نیز در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» می‌گوید: «برای پرورش‌دهنده میگو مسئله فقط این نیست که نفت به داخل مزرعه برسد. اگر احتمال آلودگی وجود داشته باشد، باید بیشتر آزمایش کنیم، آب را کنترل کنیم و در بعضی شرایط میزان تعویض آب را تغییر دهیم. همه اینها هزینه دارد. از طرف دیگر اگر بازار تصور کند میگوی منطقه آلوده است، حتی تولید سالم هم ممکن است مشتری خود را از دست بدهد».
اهمیت موضوع مقابله با رسیدن آلودگی نفتی به مناطق ساحلی و محیط‌های پرورش آبزیان و صیادی زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم استان هرمزگان که در محدوده آبراه راهبردی تنگه هرمز واقع شده و آلودگی‌های نفتی اخیر در این استان مشاهده شده، یکی از بخش‌های اصلی از زنجیره بزرگ تولید و تجارت آبزیان ایران است. با چنین نگاهی می‌توان گفت آلودگی دریایی می‌تواند در زنجیره عرضه، حمل‌ونقل، بازار و صادرات آبزیان اثر بگذارد.

ناپدید شدن لکه نفتی، پایان بحران نیست
فتحی، کارشناس محیط زیست دریایی در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» معتقد است: «یکی از مهم‌ترین اشتباهات در مواجهه با آلودگی نفتی این است که تصور کنیم وقتی لکه از روی سطح آب ناپدید شد، بحران تمام شده است. نفت در محیط دریایی سه وضعیت مختلف پیدا می‌کند: بخشی روی سطح باقی می‌ماند، بخشی در اثر امواج و فرایندهای شیمیایی تغییر شکل می‌دهد و بخشی نیز می‌تواند وارد رسوبات ساحلی شود».
به باور کارشناسان در مناطق محدوده جنگل‌های حرا، خورها و پهنه‌های جزرومدی، مسئله پاکسازی کامل آلودگی نفتی اهمیت بیشتری دارد. فتحی می‌گوید: «درختان حرا مانند یک فیلتر طبیعی عمل می‌کند و رسوبات را به دام می‌اندازد؛ همین ویژگی در هنگام آلودگی می‌تواند باعث شود بخشی از ترکیبات نفتی نیز در رسوبات باقی بماند. بنابراین پاک شدن سطح آب یا جمع‌آوری تاربال‌ها را نباید معادل بازگشت اکوسیستم به شرایط قبل از آلودگی دانست. برای ارزیابی واقعی باید رسوبات، آب، بافت آبزیان و سلامت زیستی منطقه نیز بررسی شود.»
این کارشناس محیط زیست دریایی باور دارد که مهم‌ترین نگرانی، تکرار آلودگی نفتی در آب‌ها و سواحل است و خاطرنشان می‌کند: «تفاوت وضعیت کنونی با یک حادثه منفرد این است که در منطقه با مجموعه‌ای از ریسک‌ها روبه‌رو هستیم. اگر یک کشتی آسیب ببیند، ممکن است آلودگی آن با عملیات سریع مهار شود. اما وقتی چند حادثه در فاصله زمانی کوتاه رخ می‌دهد، ظرفیت واکنش محیط زیست و دستگاه‌های اجرایی تحت فشار قرار می‌گیرد.
فتحی با تاکید بر اهمیت داده‌های ماهواره‌ای برای رصد و پایش وضعیت آلودگی‌های نفتی تأکید می‌کند: «تصاویر ماهواره‌ای برای تشخیص سریع، تعیین مسیر حرکت لکه و مقایسه تصاویر در بازه‌های زمانی، بسیار کاربردی و دارای اهمیت هستند. با این حال تصاویر ماهواره‌ای به تنهایی نمی‌تواند مشخص کند که هر لکه چه ترکیب شیمایی دارد یا منشأ آن کجاست. برای این کار باید نمونه‌برداری میدانی و آزمایش‌های شیمیایی انجام شود. به همین دلیل برای از مرحله واکنش اضطراری، باید یک سامانه دائمی پایش ایجاد شود تا تمامی داده‌ها را در یک مدل واحد کنار هم قرار دهد.»
کارشناسان معتقدند  برای مقابله با آلودگی نفتی در دریا و ساحل، زمان از اهمیت اقتصادی بالایی برخوردار است. هرچه نفت بیشتر به مناطق ساحلی، حرا و رسوبات برسد، هزینه پاکسازی افزایش پیدا می‌کند و احتمال خسارت طولانی‌مدت بیشتر می‌شود. بنابراین سرمایه‌گذاری در پایش و واکنش سریع، در واقع نوعی سرمایه‌گذاری اقتصادی برای جلوگیری از خسارت بزرگ‌تر است. با چنین نگاهی نباید مشاهده نشدن آلودگی نفتی در سواحل یا حتی عدم نمایش لکه‌های نفتی در تصاویر ماهواره‌ای را به‌عنوان پایان بحران در نظر گرفت.

آلودگی مرز نمی‌شناسد
تنگه هرمز یک سامانه دریایی و یک آبراه راهبردی مشترک میان چند کشور است. آلودگی ایجاد شده در یک نقطه می‌تواند با جریان، باد و موج جابه‌جا شود و به ساحل کشور دیگری برسد. دانشگاه سازمان ملل نیز درباره دو لکه نفتی شناسایی‌شده در ایران و عمان تأکید کرده است که آلودگی نفتی مرزهای سیاسی را رعایت نمی‌کند و پیامدهای آن می‌تواند فراتر از محل حادثه گسترش یابد.
برای ایران، این مسئله به معنای خطر برای قشم، هرمزگان و زیست‌بوم‌های ساحلی خلیج فارس و دریای عمان است؛ برای عمان، علاوه بر شیلات، مناطق حساس دریایی در ظفار و جزایر حلانیات در معرض خطر قرار دارند؛ و برای امارات و سایر کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز هرگونه افزایش آلودگی می‌تواند هزینه‌های پایش و حفاظت ساحلی را بالا ببرد.
مشکل اصلی آلودگی نفتی این است که بخش بزرگی از خسارت آن در همان روز نخست دیده نمی‌شود. هزینه پاکسازی قابل محاسبه است؛ اما کاهش صید، آسیب به زیستگاه، کاهش ذخایر آبزی، افت گردشگری، کاهش ارزش اقتصادی سواحل و از دست رفتن اعتماد بازار بسیار دشوارتر اندازه‌گیری می‌شود. از همین رو، مطالعه اقتصادی تازه درباره هرمزگان اهمیت ویژه‌ای دارد. 

خلیج‌فارس نیازمند نظام پایش
تجربه هفته‌های اخیر نشان داده است که مدیریت آلودگی نفتی در تنگه هرمز نمی‌تواند صرفاً بر پاکسازی پس از حادثه متمرکز باشد. آنچه اکنون ضرورت دارد، ایجاد یک سامانه منطقه‌ای برای پایش و واکنش سریع است؛ سامانه‌ای که اطلاعات ماهواره‌ای، مسیر کشتی‌ها، وضعیت باد و جریان، نمونه‌برداری آب و رسوب و داده‌های شیلات را به یکدیگر متصل کند.
فتحی، کارشناس محیط زیست دریایی در پایان گفت‌وگو با «اقتصاد سرآمد» می‌گوید: «نباید منتظر رسیدن آلودگی نفتی به سواحل باشیم و بعد عملیات پاکسازی را آغاز کنیم. ارزش اصلی پایش ماهواره‌ای در این است که می‌تواند قبل از رسیدن لکه به مناطق حساس هشدار بدهد. همچنین باید برای هر منطقه حساس، نقشه آسیب‌پذیری داشته باشیم؛ یعنی بدانیم اگر لکه نفتی در یک نقطه مشاهده شد، طی ۲۴، ۴۸ یا ۷۲ ساعت آینده احتمال دارد به کدام ساحل، خور، جنگل حرا، زیستگاه مرجانی یا منطقه پرورش آبزیان برسد».
تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی یک گلوگاه انرژی است، اما برای میلیون‌ها موجود زنده و هزاران خانوار ساحلی نیز یک زیست‌بوم اقتصادی است. اگر آلودگی نفتی تکرار شود، هزینه آن تنها روی صورت‌حساب شرکت‌های نفتی یا هزینه عملیات پاکسازی ظاهر نخواهد شد؛ بخشی از آن را صیادی که تور کم‌رمق‌تری از دریا بیرون می‌کشد، پرورش‌دهنده‌ای که نگران آب ورودی مزرعه است و خانواده‌ای که درآمد روزانه‌اش به دریا وابسته است، پرداخت خواهد کرد. به همین دلیل، مدیریت آلودگی در هرمز و خلیج فارس باید از یک واکنش موردی به یک نظام دائمی پایش، پیشگیری، پاسخ سریع و جبران خسارت تبدیل شود؛ پیش از آنکه لکه‌های نفتی روی آب به لکه‌های ماندگار بر اقتصاد ساحل تبدیل شوند.

برچسب ها : خلیج فارس اقتصادسرامد ساحل‌نشینان جنوب

اخبار روز
ضمیمه