به بهانه انتشار شماره 2500 روزنامه سرآمد؛
«لنگرگاه ۲۵۰۰» سکان به سمت «ایران دریایی»
مهدی ده دار ، پژوهشگر پیشرفت دریاپایه -توسعه و پیشرفت در بعضی سرزمینها بوی دریا میدهد؛ نه بوی دریای فانتزی روی کارتپستالها و رنگ آبی ۷۱ درصدی کره زمین روی میزی و نقشههای دیواری دفتر کار مسئولان ارکان های دریایی و مدیران اقتصادی؛ رنگ و بوی دریا در جان مردمانی جریان دارد که نسل پس از نسل چشم به افق دوختهاند، صدای بادهای موسمی را شناختهاند و راه خود را از نقش و نگار ستارهها در صفحه شطرنج آسمان و رنگ آب اقیانوس و جریان های دریایی، پیدا کردهاند. بوی جهازهای های بادبانی و لنجهای چوبی که در لنگرگاههای جنوب آرام گرفتهاند، بوی طنابهای خیس اسکله ها، بوی نمک شرجی و هرم آفتاب و خاطرات ثبت نشده از دریانوردی اقیانوسی ایرانیان و «سفر گپ» ناخدایان و جاشوها.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به این رنگ و بو، به این حافظه جمعی و به این افق هویتی، نیاز دارد. پس از روزهای دشوار جنگ چهلروزه، کشور در آستانه فصلی تازه ایستاده است؛ فصلی که در آن باید بار دیگر به سوی آبهای نیلگون پارس و کرانههای بلند مکران بازگردیم. گویی ناخدای کهنهکاری پس از عبور از طوفان، بار دیگر دست بر سکان گذاشته و نگاهش را به افق دوخته است.
سالهاست که از کنار دریا عبور کردهایم بیآنکه تمام رازهای آن را بشنویم. حال آنکه دریا برای ایرانیان هرگز تنها یک پهنه آبی نبوده است. خلیج فارس دفتر خاطرات هزاران سال تجارت، دریانوردی و پیوند با جهان بوده و مکران، آن ساحل نجیب و صبور، همواره چون فانوسی خاموش در انتظار روزی ایستاده که دوباره در متن توسعه ملی قرار گیرد.
شماره ۲۵۰۰ «اقتصاد سرآمد» نیز تنها یک عدد نیست. برای ما شبیه فانوس دریایی است که در میانه شرجی و مه غلیظ تنش های منطقه ای سال /۱۴۰۵ه.خ/ ۲۰۲۶ م، مسیر پیمودهشده را روشن میکند و راه پیش رو را نشان میدهد. دو هزار و پانصد شماره یعنی هزاران روایت از رونق و رکود، امید و ناامیدی، ساختن و دوباره برخاستن؛ روایت مردمانی که اقتصاد را نه در گزارشها، بلکه در کارگاهها، بنادر، بازارها و عرشه لنجها زندگی کردهاند.
اما پرسش امروز همان پرسش ناخدایان جنوب است: مقصد کجاست؟ آیا میتوان ایران آینده را ساخت بیآنکه سکان توسعه به سوی دریا چرخانده شود؟
پیرمرد لنجداری را تصور کنید که در جنگل حرای بزرگ جزیره قشم یا یکی از خورهای سواحل مکران نشسته و به جزر و مد نگاه میکند. او شاید هیچگاه برنامههای توسعه را نخوانده باشد، اما بهتر از بسیاری میداند که هیچ کشتی بدون شناخت باد و جریان آب به مقصد نمیرسد. توسعه نیز چنین است. پیش از آنکه در بودجهها و اسناد نوشته شود، باید در ذهنها و باورها لنگر بیندازد.
مشکل بسیاری از کشورها کمبود دارایی نیست؛ گم کردن مسیر است. ایران اما هم قطبنما دارد و هم افق. از بندرهای خلیج فارس تا سواحل اقیانوسی مکران، از راههای ترانزیتی شمال ـ جنوب تا ظرفیتهای اقتصاد آبی، شیلات، صنایع دریایی، انرژی، گردشگری ساحلی و تجارت بینالمللی، همه چیز برای آغاز یک سفر بزرگ مهیاست.
اما دریا یک درس قدیمی دارد؛ هیچ ناخدایی با شتابزدگی به مقصد نمیرسد. کشتی توسعه نیز به بادبان اعتماد، سکان ثبات، لنگر قانون و نقشه راه روشن نیاز دارد. سرمایه زمانی راهی بنادر و سواحل میشود که بداند فردا همان اندازه قابل پیشبینی است که امروز.
در قصههای ساحلنشینان جنوب، گاهی ملوانان از طوفانی سخن میگویند که هر سال با نامی تازه بازمیگردد. اقتصاد نیز خطاهای مشابهی دارد؛ سیاستهایی که بارها تجربه شدهاند اما هر بار با جامهای نو از افق پدیدار میشوند. وعدههای کوتاهمدت، تصمیمهای هیجانی و امید به معجزههای زودگذر، همان موجهایی هستند که کشتی را از مسیر اصلی دور میکنند.
با این حال، تاریخ ملتها فقط داستان طوفان نیست؛ داستان رسیدن به ساحل امن نیز هست. کشورهایی که امروز در اقتصاد جهانی جایگاه دارند، روزی تصمیم گرفتند به جای انتظار برای بادهای اتفاقی، خود بادبانهایشان را برافرازند. آنها بر دانش، بهرهوری، رقابت، زیرساخت و سرمایهگذاری بلندمدت تکیه کردند و از دل همین انتخابها مسیر خود را ساختند.
امروز نیز ایران در آستانه چنین انتخابی قرار دارد. مکران دیگر نباید صرفاً نامی بر کرانه دوردست جغرافیای شرقی فلات ایران باشد و جزایر ایرانی خلیج فارس صرفا نقطه هایی زیر پونز نقشه جغرافیایی ایران. این دارایی های استراتژیک و ژئوپولتیک باید به شاهراه پیوند ایران با اقیانوس، تجارت جهانی، فناوریهای نوین دریایی و اقتصاد آینده تبدیل شود. خلیج فارس نیز نه فقط یک میراث تاریخی، بلکه موتور محرک فصل تازهای از توسعه ملی است.
شاید راز ماندگاری یک رسانه اقتصادی در گستره «دریانگاری» نیز همین باشد؛ اینکه همچون فانوس دریایی جزایر و بندرها، حتی در طوفان و تاریکی و مه، جهت درست را به «رهبان» کشتی ها نشان می دهد و همواره افق رسیدن به مقصد را یادآور شود.
شماره ۲۵۰۰ روزنامه دریایی اقتصاد سرآمد پایان راه نیست؛ آغاز سفری تازه است برای «همسنگار» شدن[ همراه، همسفر و همداستان]. سفری به سوی سواحل توسعه یافته «ایران دریایی»؛ ایرانی که دوباره با دریا آشتی میکند، سکان آینده خود را به دست میگیرد و از کرانههای مکران تا آبهای همیشه پارسی خلیج فارس، مسیر تازهای برای پیشرفت ملی ترسیم میکند.
زیرا آینده در دوردست نیست. آینده همین حالا جریان دارد؛ مثل جزر و مد دریا، در آوای نهمه خوانی، رزیف و یامال دریاورزان، در صدای چکش لنج سازان، در حرکت تحول آفرین گنتری کرین ها و جرثقیلهای بندری، در سفر کاروانی لنجها، در مطالبه گری جوانان بلوچ ساحلنشین مکران و در تصمیمهایی نوشته میشود که امروز برای فردای ایران گرفته میشوند.
و شاید تمام معنای «سرآمد» بودن نیز همین باشد؛ ایستادن بر عرشه زمان، میان آنچه هست و آنچه میتواند باشد؛ چشم دوختن به افق، نگه داشتن سکان و باور داشتن به اینکه کشتی توسعه ایران، این بار راهی آبهای دریاهای بزرگتر و اقیانوس های جدید خواهد شد.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به این رنگ و بو، به این حافظه جمعی و به این افق هویتی، نیاز دارد. پس از روزهای دشوار جنگ چهلروزه، کشور در آستانه فصلی تازه ایستاده است؛ فصلی که در آن باید بار دیگر به سوی آبهای نیلگون پارس و کرانههای بلند مکران بازگردیم. گویی ناخدای کهنهکاری پس از عبور از طوفان، بار دیگر دست بر سکان گذاشته و نگاهش را به افق دوخته است.
سالهاست که از کنار دریا عبور کردهایم بیآنکه تمام رازهای آن را بشنویم. حال آنکه دریا برای ایرانیان هرگز تنها یک پهنه آبی نبوده است. خلیج فارس دفتر خاطرات هزاران سال تجارت، دریانوردی و پیوند با جهان بوده و مکران، آن ساحل نجیب و صبور، همواره چون فانوسی خاموش در انتظار روزی ایستاده که دوباره در متن توسعه ملی قرار گیرد.
شماره ۲۵۰۰ «اقتصاد سرآمد» نیز تنها یک عدد نیست. برای ما شبیه فانوس دریایی است که در میانه شرجی و مه غلیظ تنش های منطقه ای سال /۱۴۰۵ه.خ/ ۲۰۲۶ م، مسیر پیمودهشده را روشن میکند و راه پیش رو را نشان میدهد. دو هزار و پانصد شماره یعنی هزاران روایت از رونق و رکود، امید و ناامیدی، ساختن و دوباره برخاستن؛ روایت مردمانی که اقتصاد را نه در گزارشها، بلکه در کارگاهها، بنادر، بازارها و عرشه لنجها زندگی کردهاند.
اما پرسش امروز همان پرسش ناخدایان جنوب است: مقصد کجاست؟ آیا میتوان ایران آینده را ساخت بیآنکه سکان توسعه به سوی دریا چرخانده شود؟
پیرمرد لنجداری را تصور کنید که در جنگل حرای بزرگ جزیره قشم یا یکی از خورهای سواحل مکران نشسته و به جزر و مد نگاه میکند. او شاید هیچگاه برنامههای توسعه را نخوانده باشد، اما بهتر از بسیاری میداند که هیچ کشتی بدون شناخت باد و جریان آب به مقصد نمیرسد. توسعه نیز چنین است. پیش از آنکه در بودجهها و اسناد نوشته شود، باید در ذهنها و باورها لنگر بیندازد.
مشکل بسیاری از کشورها کمبود دارایی نیست؛ گم کردن مسیر است. ایران اما هم قطبنما دارد و هم افق. از بندرهای خلیج فارس تا سواحل اقیانوسی مکران، از راههای ترانزیتی شمال ـ جنوب تا ظرفیتهای اقتصاد آبی، شیلات، صنایع دریایی، انرژی، گردشگری ساحلی و تجارت بینالمللی، همه چیز برای آغاز یک سفر بزرگ مهیاست.
اما دریا یک درس قدیمی دارد؛ هیچ ناخدایی با شتابزدگی به مقصد نمیرسد. کشتی توسعه نیز به بادبان اعتماد، سکان ثبات، لنگر قانون و نقشه راه روشن نیاز دارد. سرمایه زمانی راهی بنادر و سواحل میشود که بداند فردا همان اندازه قابل پیشبینی است که امروز.
در قصههای ساحلنشینان جنوب، گاهی ملوانان از طوفانی سخن میگویند که هر سال با نامی تازه بازمیگردد. اقتصاد نیز خطاهای مشابهی دارد؛ سیاستهایی که بارها تجربه شدهاند اما هر بار با جامهای نو از افق پدیدار میشوند. وعدههای کوتاهمدت، تصمیمهای هیجانی و امید به معجزههای زودگذر، همان موجهایی هستند که کشتی را از مسیر اصلی دور میکنند.
با این حال، تاریخ ملتها فقط داستان طوفان نیست؛ داستان رسیدن به ساحل امن نیز هست. کشورهایی که امروز در اقتصاد جهانی جایگاه دارند، روزی تصمیم گرفتند به جای انتظار برای بادهای اتفاقی، خود بادبانهایشان را برافرازند. آنها بر دانش، بهرهوری، رقابت، زیرساخت و سرمایهگذاری بلندمدت تکیه کردند و از دل همین انتخابها مسیر خود را ساختند.
امروز نیز ایران در آستانه چنین انتخابی قرار دارد. مکران دیگر نباید صرفاً نامی بر کرانه دوردست جغرافیای شرقی فلات ایران باشد و جزایر ایرانی خلیج فارس صرفا نقطه هایی زیر پونز نقشه جغرافیایی ایران. این دارایی های استراتژیک و ژئوپولتیک باید به شاهراه پیوند ایران با اقیانوس، تجارت جهانی، فناوریهای نوین دریایی و اقتصاد آینده تبدیل شود. خلیج فارس نیز نه فقط یک میراث تاریخی، بلکه موتور محرک فصل تازهای از توسعه ملی است.
شاید راز ماندگاری یک رسانه اقتصادی در گستره «دریانگاری» نیز همین باشد؛ اینکه همچون فانوس دریایی جزایر و بندرها، حتی در طوفان و تاریکی و مه، جهت درست را به «رهبان» کشتی ها نشان می دهد و همواره افق رسیدن به مقصد را یادآور شود.
شماره ۲۵۰۰ روزنامه دریایی اقتصاد سرآمد پایان راه نیست؛ آغاز سفری تازه است برای «همسنگار» شدن[ همراه، همسفر و همداستان]. سفری به سوی سواحل توسعه یافته «ایران دریایی»؛ ایرانی که دوباره با دریا آشتی میکند، سکان آینده خود را به دست میگیرد و از کرانههای مکران تا آبهای همیشه پارسی خلیج فارس، مسیر تازهای برای پیشرفت ملی ترسیم میکند.
زیرا آینده در دوردست نیست. آینده همین حالا جریان دارد؛ مثل جزر و مد دریا، در آوای نهمه خوانی، رزیف و یامال دریاورزان، در صدای چکش لنج سازان، در حرکت تحول آفرین گنتری کرین ها و جرثقیلهای بندری، در سفر کاروانی لنجها، در مطالبه گری جوانان بلوچ ساحلنشین مکران و در تصمیمهایی نوشته میشود که امروز برای فردای ایران گرفته میشوند.
و شاید تمام معنای «سرآمد» بودن نیز همین باشد؛ ایستادن بر عرشه زمان، میان آنچه هست و آنچه میتواند باشد؛ چشم دوختن به افق، نگه داشتن سکان و باور داشتن به اینکه کشتی توسعه ایران، این بار راهی آبهای دریاهای بزرگتر و اقیانوس های جدید خواهد شد.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
آبگیری 90 درصدی تالاب بین المللی شادگان
-
امسال؛ آغاز به کار نخستین کشتی کروز کشور در دریای خزر
-
به دنبال بهسازی بندر ماهیگیری بریس در سواحل شرقی چابهار هستیم
-
توافق تهران و آتن بر تدوین بسته همکاری مشترک
-
فصل جدید روابط ایران و چین باید در صنعت گردشگری متجلی شود
-
بیانیه خط مشی شورای عالی ایمنی شرکت فرودگاهها رونمایی شد
-
پروژه راه آهن آستارا سالانه ۲ میلیون تن کالا را جابه جا می کند
-
جنایت جنگی آمریکا در مخازن آب «سیریک»
-
واکاوی زخم کهنهی سرمایهداری رفاقتی
-
ضاحیه و محاصره دریایی
-
بازگشت واحد شماره 2 نیروگاه بعثت به مدار تولید در کمتر از 48 ساعت
-
ترکیب تجربه، نوآوری و تخصص؛ مزیت رقابتی «وفیروزه» در بورس تهران
-
توسعه بنادر خوزستان در گرو تسهیل مقررات و حمایتهای قضایی است
-
بوشهر، پایلوت اجرای پروژه ملی هوشمندسازی بنادر کشور
-
تداوم فعالیت چرخه حملونقل جادهای با جابهجایی ۹۰ میلیون تُن کالا در دو ماهه نخست سال جاری
-
نخستین صادرات ترکیبی LPG به افغانستان و پاکستان از بندر خرمشهر
-
ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور به حدود ۱۷۰۰۰ مگاوات رسید
-
اطلاعیه وزارت نیرو درباره برخی شائبههای مطرحشده درخصوص خاموشیها
-
محروم کردن مردم از آب در فصل گرم مصداق جنایت علیه بشریت است
-
تخریب دو مخزن آب در بخش بمانی سیریک هرمزگان



