«سرآمد» گزارش می‌دهد؛

نبــرد بر سر «آبراهه کشتیرانی هرمز»

«تنگه هرمز» آزمون قدرت دریایی ایران
​​​​​​​گروه گزارش - تنگه هرمز در نقشه جهان، گذرگاهی باریک میان خلیج فارس و دریای عمان است، اما اهمیت آن هیچ تناسبی با ابعاد جغرافیایی‌اش ندارد. این آبراه، یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازارهای نفت، حمل‌ونقل دریایی، بیمه کشتی‌ها و زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، تحولات پیرامون هرمز دیگر یک موضوع صرفاً منطقه‌ای نیست. آمریکا، اروپا، چین، روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، هر یک از زاویه منافع خود این آبراه را دنبال می‌کنند.
اما پرسش اصلی برای ایران فراتر از امنیت یک مسیر دریایی است:
آیا موقعیت ژئوپلیتیک هرمز می‌تواند به قدرت اقتصادی و توسعه دریامحور تبدیل شود یا همچنان فقط یک مزیت امنیتی باقی خواهد ماند؟

ایران و تأکید بر مدیریت راهبردی هرمز
جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته بر این دیدگاه تأکید کرده است که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز باید توسط کشورهای منطقه و به‌ویژه کشورهای ساحلی مدیریت شود.
در همین چارچوب، حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد در اظهاراتی در تریبون نمازجمعه تهران بر این موضوع تأکید کرده است که اجازه دخالت در امور تنگه هرمز داده نخواهد شد.
این نگاه، تنگه هرمز را بخشی از جایگاه راهبردی ایران در منطقه می‌داند؛ جایگاهی که از موقعیت جغرافیایی، طول سواحل و همجواری مستقیم با این آبراه سرچشمه می‌گیرد.
اما در کنار این رویکرد، یک پرسش مهم اقتصادی مطرح است:

آیا موقعیت راهبردی ایران در هرمز به اندازه کافی به ظرفیت اقتصادی تبدیل شده است؟
زیرا تجربه کشورهای موفق دریایی نشان می‌دهد که قدرت دریایی فقط با موقعیت جغرافیایی ایجاد نمی‌شود؛ بلکه نیازمند بندرهای قدرتمند، ناوگان رقابتی، خدمات دریایی، لجستیک پیشرفته و حضور فعال در تجارت جهانی
 است.
آمریکا و اروپا؛ امنیت انرژی یا حضور فرامنطقه‌ای؟
یکی از اصلی‌ترین بازیگران پرونده هرمز، آمریکا است. حضور نظامی واشنگتن در خلیج فارس طی دهه‌های گذشته همواره با موضوعاتی مانند امنیت انرژی، حفاظت از مسیرهای کشتیرانی و تضمین آزادی عبور دریایی همراه بوده است.
کشورهای اروپایی نیز به دلیل وابستگی به بازار انرژی جهانی، نسبت به امنیت این مسیر حساس هستند.
اما اختلاف اصلی میان ایران و برخی کشورهای غربی فقط بر سر امنیت عبور کشتی‌ها نیست؛ بلکه بر سر این پرسش است که:

چه کسی و با چه سازوکاری باید امنیت این آبراه راهبردی را مدیریت کند؟
ایران بر نقش کشورهای ساحلی تأکید دارد، در حالی که برخی قدرت‌های فرامنطقه‌ای حضور خود را بخشی از تأمین امنیت دریایی معرفی می‌کنند.
این اختلاف دیدگاه، هرمز را به یکی از پیچیده‌ترین نقاط رقابت ژئوپلیتیک جهان تبدیل کرده است.

«چین» قدرتی دور اما وابسته به هرمز
ورود چین به معادلات هرمز نشان می‌دهد که این آبراه تنها برای کشورهای منطقه اهمیت ندارد.
چین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی جهان، نسبت به امنیت مسیرهای انتقال انرژی حساس است.سفیر چین در ایران در اظهاراتی که رسانه ها منتشر شده است، بر احترام جامعه جهانی به حقوق ایران در تنگه هرمز تأکید کرده است.
اهمیت این موضع در آن است که پکن، آینده هرمز را از زاویه امنیت انرژی و تجارت جهانی نگاه می‌کند.
برای چین، هرگونه افزایش ریسک در این مسیر می‌تواند به معنای افزایش هزینه انرژی، فشار بر حمل‌ونقل دریایی و آسیب به زنجیره تأمین باشد.

کشورهای ساحلی؛ از همکاری تا رقابت
آینده هرمز بدون بررسی نقش کشورهای ساحلی خلیج فارس قابل تحلیل نیست.

«عمان» بازیگر متفاوت «هرمز»
عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، یکی از مهم‌ترین کشورهای مرتبط با تنگه هرمز است. مسقط در سال‌های گذشته تلاش کرده نقش میانجی و متعادل‌کننده در بحران‌های منطقه‌ای داشته باشد.
نقش عمان در آینده هرمز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا امنیت پایدار این آبراه بدون مشارکت کشورهای ساحلی دشوار خواهد بود.

«امارات» رقابت بندری و مسیرهای جایگزین
امارات با توسعه بنادر و زیرساخت‌های لجستیکی خود، یکی از فعال‌ترین بازیگران اقتصادی منطقه است.
دبی و بنادر امارات تلاش کرده‌اند جایگاه خود را به عنوان مرکز تجارت و حمل‌ونقل منطقه تثبیت کنند.
اما از نگاه اقتصاد سرآمد، مسئله مهم این است که رقابت بندری در خلیج فارس فقط اقتصادی نیست؛ در کنار تجارت، با معادلات ژئوپلیتیک نیز پیوند خورده است.

بحرین و کویت؛ میان امنیت و وابستگی
بحرین به دلیل روابط امنیتی نزدیک با آمریکا و میزبانی ناوگان پنجم این کشور، جایگاه متفاوتی در معادلات امنیتی منطقه دارد.
کویت نیز به دلیل وابستگی شدید به صادرات انرژی و موقعیت جغرافیایی خود، از امنیت هرمز تأثیر مستقیم می‌گیرد.
در مجموع، کشورهای کوچک خلیج فارس با یک واقعیت مشترک مواجه‌اند: هرگونه بی‌ثباتی پایدار در هرمز، هزینه‌های اقتصادی آن را به همه منطقه تحمیل خواهد کرد.

«هرمز» وارد مرحله حقوقی شده است
یکی از ابعاد جدید رقابت بر سر هرمز، انتقال موضوع به نهادهای بین‌المللی دریایی است. موضوعات مطرح‌شده در سازمان بین‌المللی دریانوردی (آیمو) نشان می‌دهد که رقابت بر سر این آبراه دیگر فقط در سطح سیاسی و امنیتی نیست؛ بلکه به عرصه قواعد دریایی و حقوق بین‌الملل نیز کشیده شده است.این مسئله اهمیت یک واقعیت را بیشتر می‌کند:
هرمز در آینده، هم یک موضوع امنیتی است، هم اقتصادی و هم حقوقی.

و اما نگاه اقتصاد سرآمد:
تنگه هرمز برای ایران همزمان یک فرصت و یک آزمون است.
فرصت، به دلیل موقعیت جغرافیایی کم‌نظیر در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی و تجارت جهان. و آزمون، از این جهت که آیا ایران می‌تواند این مزیت ژئوپلیتیک را به قدرت اقتصادی تبدیل کند یا نه.
امروز رقابت بر سر هرمز فقط درباره کنترل یک آبراه نیست؛ درباره آینده اقتصاد دریایی منطقه است.
کشوری که در کنار امنیت، بتواند: شبکه بندری رقابتی ایجاد کند، سهم بیشتری از تجارت دریایی منطقه بگیرد، خدمات لجستیکی توسعه دهد، ناوگان و صنایع دریایی خود را تقویت کند،در معادلات آینده هرمز دست بالاتر را خواهد داشت.
مسئله اصلی برای ایران، تنها دفاع از جایگاه تاریخی خود در هرمز نیست؛ بلکه تبدیل این جایگاه به موتور توسعه اقتصادی است.
تنگه هرمز، امروز آزمون بزرگ حکمرانی دریایی است؛ آزمونی که نتیجه آن نه فقط در میدان سیاست، بلکه در اقتصاد دریا و آینده تجارت منطقه رقم خواهد خورد.
نبــرد بر سر «آبراهه کشتیرانی هرمز»
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه