پالایش نفت اصفهان باید پاسخ دهد

۵۰ جوان برای استخدام در پتروپالایش سهروردی صفاهان از میان داوطلبان یک آزمون سراسری انتخاب شدند؛ آزمون دادند، مدارکشان بررسی شد، مصاحبه تخصصی و گزینش را پشت سر گذاشتند و برخی بنا بر روایت‌های رسیده، با اعتماد به نتیجه این فرآیند حتی از شغل قبلی خود استعفا دادند. اما تغییر مدیرعامل شرکت پالایش نفت اصفهان، ظاهراً نقطه‌ای شد که مسیر استخدام آن‌ها را متوقف کرد. اکنون نزدیک به دو سال از آغاز این فرآیند می‌گذرد و پرسش ساده این ۵۰ نفر هنوز بی‌پاسخ مانده است؛ آیا تعهد یک شرکت بزرگ با رفتن یک مدیرعامل تمام می‌شود؟
 به گزارش اقتصاد سرآمد ازهنر پالایش، ماجرا از اردیبهشت ۱۴۰۳ آغاز شد. شرکت پتروپالایش سهروردی صفاهان، از زیرمجموعه‌های هلدینگ پتروپالایش اصفهان، به‌صورت رسمی برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز خود آزمون استخدامی برگزار کرد. در دفترچه این آزمون به‌صراحت اعلام شده بود که شرکت برای شغل «کارمند بهره‌برداری» به ۵۰ نفر نیروی مرد در مقطع کارشناسی از رشته‌های مهندسی شیمی، مهندسی نفت و مهندسی تکنولوژی صنایع شیمیایی نیاز دارد. ثبت‌نام نیز از هشتم تا بیستم اردیبهشت ۱
۴۰۳ انجام شد.
 بنابراین صحبت از ارسال چند رزومه یا یک فراخوان غیررسمی نبود. شرکت برای یک نیاز سازمانی مشخص، تعداد نیرو را تعیین کرد، دفترچه منتشر کرد، آزمون برگزار شد و سازوکار مرحله‌به‌مرحله‌ای برای انتخاب نیرو تعریف شد.
 طبق همان دفترچه، افراد ابتدا باید حدنصاب آزمون کتبی را کسب می‌کردند؛ سپس حداکثر سه برابر ظرفیت برای بررسی مدارک و مصاحبه معرفی می‌شدند و در نهایت پس از مصاحبه، افراد به تعداد یک برابر ظرفیت استخدامی به گزینش معرفی می‌شدند. پذیرش نهایی نیز به عبور از گزینش، معاینات پزشکی، اخذ گواهی سوءپیشینه و استعلام‌های دیگر وابسته بود.
 یعنی شرکتی که امروز باید درباره سرنوشت این ۵۰ نفر پاسخ دهد، خودش فرآیندی طراحی کرده بود که داوطلب برای رسیدن به انتهای آن باید چندین مرحله را پشت سر بگذارد.

از آزمون تا گزینش؛ چند ماه زندگی در انتظار یک استخدام

پذیرفته‌شدگان می‌گویند داستان برای آن‌ها فقط حضور در یک جلسه امتحان نبود. رفت‌وآمد برای تحویل مدارک، مصاحبه‌های تخصصی، ارزیابی‌های مختلف، مراحل مرتبط با حراست و معاینات پزشکی بخشی از فرآیندی بود که ماه‌ها از زندگی آن‌ها را درگیر کرد.
 گزارش‌های منتشرشده از تجربیات داوطلبان آزمون‌های استخدامی پتروپالایش سهروردی نیز نشان می‌دهد فرآیند جذب این مجموعه شامل مصاحبه‌های روان‌شناسی و تخصصی و مراحل متعدد بررسی بوده است. در شرح تجربیات منتشرشده، مراجعه برای تحویل مدارک، طب کار، ارزیابی روان‌شناسی و مراجعه به حراست نیز دیده می‌شود.
 البته دفترچه آزمون به‌درستی تأکید کرده بود که کسب حدنصاب علمی به‌تنهایی «حق استخدام» ایجاد نمی‌کند و پذیرش نهایی منوط به موفقیت در مراحل بعدی است. بنابراین صرف شرکت در آزمون یا حتی قبولی اولیه را نمی‌توان قرارداد استخدام دانست.
 اما مسئله این ۵۰ نفر نیز ظاهراً صرف قبولی در امتحان کتبی نیست. گزارشی که در اردیبهشت ۱۴۰۴ درباره این پرونده منتشر شد، به نقل از تعدادی از پذیرفته‌شدگان اعلام کرد آزمون سراسری برای جذب ۵۰ نیروی بهره‌بردار برگزار شده و این افراد پس از طی فرآیند جذب، با توقف کار و بلاتکلیفی مواجه شده‌اند. این گزارش همچنین برگزاری آزمون با نظارت دانشگاه اصفهان را مطرح کرده است.
 اگر افرادی واقعاً به مرحله یک‌برابر ظرفیت، گزینش و مراحل نهایی رسیده باشند، موضوع دیگر با کسی که صرفاً در یک آزمون شرکت کرده قابل مقایسه نیست.

یک مدیر رفت، تکلیف آزمون چه شد؟
در ۱۹ آذر ۱۴۰۳ مدیریت شرکت پالایش نفت اصفهان تغییر کرد. غلامرضا باقری دیزج براساس مصوبه هیئت‌مدیره به‌عنوان مدیرعامل جدید جایگزین محسن قدیری شد. قدیری از دی‌ماه ۱۴۰۰ مدیریت پالایش نفت اصفهان را در اختیار داشت و آزمون استخدامی سهروردی نیز در دوره مدیریت او برگزار شده بود.

تغییر مدیرعامل در یک شرکت بزرگ نه اتفاق عجیبی است و نه ذاتاً مسئله‌ای ایجاد می‌کند. مدیران می‌آیند و می‌روند؛ برخی پروژه‌های مدیر قبلی را ادامه می‌دهند، برخی را اصلاح می‌کنند و برخی تصمیم‌ها را نیز ممکن است به دلایل اقتصادی یا فنی متوقف کنند. اما نیروی انسانی یک پروژه روی کاغذ نیست.
 تا زمانی که شرکت پالایش نفت اصفهان یا پتروپالایش سهروردی توضیح رسمی منتشر نکنند، نمی‌توان با قطعیت گفت دلیل توقف استخدام «اختلاف شخصی» میان مدیر سابق و مدیر فعلی بوده است. ممکن است مدیریت جدید درباره ساختار سهروردی، تعداد نیروی مورد نیاز، وضعیت پروژه‌ها یا نحوه جذب ایراد داشته باشد.
 اما دقیقاً همین‌جا پرسش اصلی آغاز می‌شود. اگر آزمون ایراد داشته، چرا ایراد آن اعلام نشده است؟ اگر نیاز به ۵۰ نیروی بهره‌بردار از بین رفته، چه تغییری در پروژه ایجاد شده است؟ اگر فرآیند جذب از نظر مدیریت جدید قانونی یا قابل قبول نبوده، چرا نتیجه بررسی به افرادی که ماه‌ها مراحل آن را طی کرده‌اند اعلام نشده است؟ سکوت، پاسخ هیچ‌کدام از این سؤال‌ها نیست.

مدیرعامل مالک شرکت نیست
مسئله این پرونده بزرگ‌تر از ۵۰ استخدام است. شرکت پالایش نفت اصفهان یک بنگاه بزرگ بورسی و صنعتی است. تصمیم‌های آن نباید به اشخاص گره بخورد؛ به‌گونه‌ای که با رفتن یک مدیر، تعهدات و فرآیندهای رسمی دوره قبل نیز بی‌اعتبار شوند.
 اگر هر مدیرعامل بتواند بگوید «این افراد در دوره من انتخاب نشده‌اند و من قبولشان ندارم»، دیگر چه معنایی برای ساختار سازمانی، مصوبات، واحد منابع انسانی، آزمون رسمی و فرآیند گزینش باقی می‌ماند؟ مدیرعامل صاحب یک شرکت نیست. مدیر اجرایی آن است.
 اگر استخدامی به‌صورت غیرقانونی انجام شده، مدیریت جدید وظیفه دارد تخلف را مستند کند، مسئولانش را معرفی کند و فرآیند را رسماً لغو کند. اگر آزمون قانونی بوده اما شرایط اقتصادی شرکت تغییر کرده، باید این واقعیت را شفاف به پذیرفته‌شدگان اعلام و درباره حقوق احتمالی آن‌ها تصمیم‌گیری کند. آنچه قابل دفاع نیست، رها کردن افراد در یک بلاتکلیفی طولانی است.

کسانی که برای یک وعده رسمی زندگی خود را تغییر دادند
ابعاد انسانی ماجرا در همین نقطه دیده می‌شود. براساس روایت‌های رسیده به هنر پالایش، برخی از این افراد هنگام طی مراحل استخدام در شرکت‌های دیگری شاغل بوده‌اند و با اطمینان از نزدیک‌شدن به مرحله نهایی جذب، از شغل خود خارج شده‌اند. برخی برای آزمون، مصاحبه، معاینات و مراحل اداری بارها میان شهر محل سکونت و اصفهان رفت‌وآمد کرده‌اند.
 این موارد نیازمند پاسخ و بررسی رسمی شرکت است، اما اگر صحت داشته باشد، خسارت ماجرا دیگر فقط چند ماه تأخیر در استخدام نیست. جوانی که شغل قبلی خود را رها کرده، ممکن است درآمد، سابقه کار و فرصت‌های دیگری را از دست داده باشد. فردی که یک یا دو سال در انتظار تعیین تکلیف مانده، شاید در این فاصله از آزمون‌های استخدامی دیگر گذشته یا امکان برنامه‌ریزی برای زندگی شخصی خود را از دست داده باشد.
 برای مدیرعامل، امضای یک نامه ممکن است چند دقیقه زمان ببرد؛ برای یک جوان، نتیجه همان نامه می‌تواند چند سال از زندگی باشد.

شرکتی که زمانی از استخدام هزار نخبه می‌گفت
​​​​​​​
این ماجرا وقتی قابل تأمل‌تر می‌شود که به وعده‌های اولیه پتروپالایش سهروردی بازگردیم. در دی‌ماه ۱۴۰۱، محسن قدیری در تشریح برنامه‌های این شرکت گفته بود پتروپالایش سهروردی صفاهان در سال ۱۴۰۵ به اهداف خود می‌رسد و یک هزار نفر از نخبگان استان اصفهان در این مجموعه مشغول به کار خواهند شد. پروژه‌هایی مانند RFCC، تولید بنزین یورو ۵ و زنجیره پروپیلن نیز از برنامه‌های این شرکت عنوان شده بود.
 فارغ از اینکه آن هدف‌گذاری تا چه اندازه محقق شده، امروز سؤال بسیار کوچک‌تری مطرح است: سرنوشت همان ۵۰ نفری که برای جذبشان آزمون رسمی برگزار شد چه شد؟
 اگر شرکتی درباره اشتغال هزار نفر صحبت می‌کند، تعیین تکلیف ۵۰ نفری که فرآیند جذبشان آغاز شده نباید مسئله‌ای غیرقابل حل باشد.

پالایش نفت اصفهان باید پاسخ دهد

در این پرونده چند سؤال مشخص وجود دارد که مدیریت شرکت پالایش نفت اصفهان و پتروپالایش سهروردی صفاهان باید به آن‌ها پاسخ دهند: آیا آزمون استخدامی اردیبهشت ۱۴۰۳ و مراحل بعدی آن مورد تأیید مدیریت فعلی شرکت است؟ چند نفر از ۵۰ نفر معرفی‌شده تمام مراحل گزینش، حراست و پزشکی را با موفقیت طی کرده‌اند؟ فرآیند جذب دقیقاً با چه مصوبه و به چه علتی متوقف شده است؟ آیا نیاز سازمانی شرکت به ۵۰ نیروی بهره‌بردار حذف شده یا فقط نحوه جذب مورد اعتراض مدیریت جدید بوده است؟ و مهم‌تر از همه، برنامه شرکت برای تعیین تکلیف افرادی که نزدیک به دو سال در انتظار مانده‌اند چیست؟

تغییر مدیرعامل حق یک شرکت است. بازنگری در پروژه‌ها نیز حق مدیریت جدید است. اما هیچ تغییر مدیریتی نباید به این معنا باشد که زندگی افرادی که براساس یک فراخوان رسمی وارد یک فرآیند چندماهه شده‌اند، بی‌اهمیت تلقی شود.

اختلاف مدیریتی، اگر واقعاً وجود داشته باشد، باید در اتاق هیئت‌مدیره حل شود؛ نه در زندگی ۵۰ جوان.

مدیرعامل قبلی رفته است. مدیرعامل جدید نیز روزی خواهد رفت. آنچه باید باقی بماند اعتبار یک سازمان است؛ اعتباری که با اجرای پروژه‌های چند هزار میلیارد تومانی ساخته نمی‌شود، بلکه گاهی با پاسخ روشن به ۵۰ نفری سنجیده می‌شود که فقط می‌خواهند بدانند نتیجه آزمونی که خود شرکت برگزار کرده، بالاخره چه شده است.
پالایش نفت اصفهان باید پاسخ دهد
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه