«سرآمد» بررسی می‌کند؛

وابستگی گازمحور برق ایران و راهبردهای تنوع ‌بخشی 

 گروه نفت و انرژی - امید ایرانی - صنعت برق ایران طی دهه‌های گذشته بر پایه‌ی توسعه‌ی نیروگاه‌های حرارتی و اتکای گسترده به گاز طبیعی شکل گرفته است؛ الگویی که در دوره‌ی وفور منابع گازی، مزیت‌های اقتصادی و عملیاتی قابل‌توجهی ایجاد کرد، اما به تدریج وابستگی متقابل دو زیرساخت حیاتی برق و گاز را چنان عمیق ساخت که امروز به یکی از جدی‌ترین چالش‌های امنیت انرژی کشور تبدیل شده است.  بر اساس داده‌های رسمی، حدود ۸۶ درصد از برق تولیدی کشور به گاز طبیعی وابسته است و بیش از ۹۰ درصد تولید برق توسط نیروگاه‌های حرارتی انجام می‌شود. این سطح از تمرکز سوختی در شرایطی که میانگین سهم گاز طبیعی در تولید برق جهان حدود ۲۳ درصد برآورد می‌شود، ایران را در موقعیتی قرار داده که هرگونه اختلال در تأمین گاز؛ خواه ناشی از سرمای شدید و افزایش مصرف خانگی، خواه کاهش سرمایه‌گذاری در شبکه و تولید، یا آسیب به زیرساخت‌های انرژی، به‌سرعت به افت توان تولید برق و اعمال خاموشی‌های گسترده منجر می‌شود.  تجربه‌ی زمستان‌های اخیر، از جمله کاهش ۲۳۰ میلیون مترمکعبی تولید روزانه گاز در پی حمله به تأسیسات پارس جنوبی، نشان داده است که این وابستگی صرفاً یک ضعف ساختاری نیست، بلکه به یک نقطه‌ی تمرکز خطر تبدیل شده که تاب‌آوری شبکه‌ی برق را در برابر شوک‌های بیرونی به‌شدت کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این است که کاهش وابستگی ۸۶ درصدی برق به گاز از چه مسیرهایی امکان‌پذیر است و کدام راهبردها می‌توانند ضمن حفظ پایداری عرضه، سبد سوخت نیروگاهی کشور را به سمت تنوع و انعطاف‌پذیری سوق دهند. پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی همزمان سه سطح از اقدامات است: تنوع‌بخشی به منابع تولید، ارتقای بهره‌وری در تبدیل انرژی، و مدیریت هوشمندانه‌ی تقاضا.  آنچه در ادامه می‌آید، تلاشی است برای ترسیم چارچوبی منسجم که این سه سطح را در یک راهبرد واحد یکپارچه می‌کند و نشان می‌دهد که کاهش وابستگی به گاز نه یک آرمان دور از دسترس، بلکه مسیری قابل پیمایش است که نیازمند اراده‌ی سیاسی، ثبات سیاستی و پذیرش هزینه‌های کوتاه‌مدت به‌منظور تحقق منافع بلندمدت امنیت انرژی است.
 تنوع‌بخشی به سبد سوخت و ارتقای بهره‌وری نیروگاهی
 نخستین و شاید بنیادی‌ترین محور در کاهش این وابستگی، تنوع‌بخشی به سبد سوخت نیروگاه‌ها از طریق توسعه‌ی منابع غیرگازی و تجدیدپذیر است. بررسی شاخص‌های صنعت برق نشان می‌دهد که در حال حاضر حدود ۹۳ درصد ظرفیت نصب‌شده‌ی نیروگاهی کشور به نیروگاه‌های حرارتی اختصاص دارد و سهم انرژی‌های تجدیدپذیر (شامل خورشیدی و بادی) تنها حدود ۱.۵ درصد است.  در ایران، پتانسیل انرژی‌های تجدیدپذیر بسیار فراتر از ظرفیت فعلی است. با وجود بیش از ۳۰۰ روز آفتابی و تابش متوسط سالانه‌ی ۱۸۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلووات‌ساعت بر متر مربع، ظرفیت بالقوه‌ی کشور برای توسعه‌ی انرژی خورشیدی و بادی به بیش از ۶۵ هزار مگاوات می‌رسد. برآوردهای سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر نشان می‌دهد که با رسیدن ظرفیت تجدیدپذیرها به ۱۱ هزار مگاوات، مصرف گاز کشور حدود ۲ درصد کاهش می‌یابد که با توجه به مقیاس مصرف سالانه‌ی بیش از ۲۵۰ میلیارد مترمکعب گاز، رقمی قابل‌توجه محسوب می‌شود.  دومین محور راهبردی در همین راستا، ارتقای بهره‌وری و راندمان نیروگاه‌های موجود به‌عنوان یک مسیر کم‌هزینه‌تر و سریع‌الاثر در کاهش مصرف گاز است. میانگین راندمان نیروگاه‌های حرارتی ایران در حال حاضر حدود ۳۹.۵ درصد است، در حالی که نیروگاه‌های سیکل ترکیبی مدرن می‌توانند راندمانی در حدود ۶۰ درصد دست یابند. این شکاف راندمانی به معنای اتلاف قابل‌توجه انرژی در فرآیند تبدیل است که مستقیماً به مصرف بیشتر گاز و افزایش فشار بر شبکه‌ی تأمین سوخت می‌انجامد. حدود ۱۵ هزار مگاوات نیروگاه گازی در کشور وجود دارد که قابلیت تبدیل به سیکل ترکیبی را دارند؛ احداث واحدهای بخار برای این نیروگاه‌ها می‌تواند سالانه بیش از ۱۱.۵ میلیارد مترمکعب در مصرف سوخت صرفه‌جویی کند.  علاوه بر تبدیل نیروگاه‌های گازی به سیکل ترکیبی، نوسازی و بازتوانی واحدهای فرسوده نیز می‌تواند سالانه نزدیک به ۱۸ میلیارد مترمکعب صرفه‌جویی در مصرف گاز به همراه داشته باشد. مدیر بهینه‌سازی مصرف سوخت شرکت صنایع ملی پتروشیمی نیز با اشاره به مصرف ۸۰ میلیارد مترمکعبی گاز در نیروگاه‌ها، اجرای پروژه‌های بهینه‌سازی را مسیری برای کاهش ۸ میلیارد مترمکعبی این مصرف عنوان کرده است. 
 مدیریت تقاضا و جمع‌بندی راهبردی
 سومین محور، مدیریت تقاضا و کاهش شدت انرژی در بخش‌های مصرف‌کننده است؛ زیرا بخش قابل‌توجهی از ناترازی گاز و برق نه صرفاً ناشی از کمبود عرضه، بلکه محصول الگوهای مصرف ناکارآمد و قیمت‌گذاری‌های مخدوش است. در ایران، شدت انرژی یعنی مقدار انرژی مصرف‌شده به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی، بسیار بالاتر از میانگین جهانی است و این موضوع ریشه در قیمت‌های یارانه‌ای انرژی، فقدان انگیزه‌های اقتصادی برای بهینه‌سازی مصرف، و فرسودگی تجهیزات مصرف‌کننده دارد. 
بررسی‌ها نشان می‌دهد که نصب پنل‌های خورشیدی بر روی پشت‌بام منازل و واحدهای صنعتی، علاوه بر کاهش مصرف برق شبکه، می‌تواند در ساعات اوج مصرف به عنوان یک منبع تولید پراکنده عمل کند و فشار بر نیروگاه‌های گازی را کاهش دهد.  در نتیجه، کاهش وابستگی ۸۶ درصدی برق ایران به گاز نیازمند رویکردی چندلایه و همزمان است که تنوع‌بخشی به سبد سوخت، ارتقای راندمان نیروگاه‌ها، و اصلاح الگوهای مصرف را در یک چارچوب سیاستی منسجم ترکیب کند. هیچ‌یک از این محورها به‌تنهایی قادر به حل مسئله نیست؛ توسعه‌ی تجدیدپذیرها بدون اصلاح ساختار قیمت‌گذاری و جذب سرمایه‌گذاری پایدار محکوم به کندی است، ارتقای راندمان بدون سازوکارهای مالی شفاف بلاتکلیف می‌ماند، و مدیریت تقاضا بدون توجه به عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر با مقاومت مواجه می‌شود. 
تجربه‌ی کشورهایی که از وابستگی مشابه رنج می‌بردند نشان می‌دهد که گذار از تمرکز سوختی به تنوع، فرآیندی تدریجی اما قابل مدیریت است که نیازمند اراده‌ی سیاسی، ثبات سیاستی، و پذیرش هزینه‌های کوتاه‌مدت به‌منظور تحقق منافع بلندمدت امنیت انرژی است. برای ایران که هم از منابع گسترده‌ی فسیلی و هم از پتانسیل عظیم تجدیدپذیر برخوردار است، مسیر کاهش وابستگی نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تضمین پایداری اقتصاد و رفاه شهروندان در مواجهه با چالش‌های فزاینده‌ی انرژی است. تحقق این هدف مستلزم هماهنگی میان نهادهای سیاست‌گذار، سرمایه‌گذاری هدفمند در فناوری‌های نوین، و مشارکت فعال بخش خصوصی و جامعه‌ی مدنی است. اگر این مسیر با دقت و استمرار دنبال شود، می‌توان انتظار داشت که در افق یک دهه، سهم گاز در سبد سوخت نیروگاهی کشور به‌طور معناداری کاهش یابد و شبکه‌ی برق ایران در برابر شوک‌های سوختی آینده مقاوم‌تر و پایدارتر شود.

وابستگی گازمحور برق ایران و راهبردهای تنوع ‌بخشی 
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه