«سرآمد» بررسی میکند؛
«دو گلوگاه» یک بحران
تنگه هرمز و دریای سیاه در معادلات غذایی جهان
گروه راهبردی - مرتضی فاخری - وقتی از گلوگاههای راهبردی جهان سخن گفته میشود، ذهن ناخودآگاه به تنگه هرمز میگریزد؛ آبراهی که هرگونه اختلال در آن، نبض بازارهای انرژی را متوقف میکند. اما در سال 2026، گلوگاهی دیگر در حال آشکارکردن توانایی خود در ایجاد شوکی هموزن و شاید عمیقتر در ساحتی متفاوت است: امنیت غذایی. دریای سیاه، این پهنه آبی که مدتها صحنه تنش نظامی بوده، اکنون به هرمز اروپا در حوزه غلات بدل شده است. تشدید حملات به بندرها و کشتیهای تجاری در این منطقه، درست در زمانی رخ میدهد که بحران تنگه هرمز زنجیره تأمین کود شیمیایی و انرژی را مختل کرده و فشار مضاعفی بر نظام غذایی جهانی وارد میآورد. نتیجه، همافزایی دو بحران انتقال کالا است که یکی هزینه نهادههای کشاورزی را به آسمان میفرستد و دیگری مسیر خروج محصول از زمینهای حاصلخیز را میبندد.
نخستین حلقه این زنجیره شکسته، خود دریای سیاه است. روسیه و اوکراین رویهم حدود 30 درصد از عرضه غلات جهان را تأمین میکنند و بخش عمده این حجم از طریق بندرهای دریای سیاه و دریای آزوف به بازارهای جهانی میرسد. با این حال، تحلیلهای مبتنی بر ظرفیت ماهانه پردازش بندرها نشان میدهد که توان صادراتی این دو کشور در مقایسه با فصل زراعی پیشین، بیش از 97 درصد کاهش یافته است؛ به این معنا که پایانههای اوکراین عملاً هیچ محمولهای را بارگیری نمیکنند و در سمت روسیه نیز تنها یک پایانه کوچک در منطقه تواپسه با ظرفیت ماهانه حدود 160,000 تن فعال مانده است، در حالی که این دو کشور در فصل گذشته بهطور میانگین ماهانه 7,200,000 تن غلات را از همین مسیرها صادر میکردند. این فروپاشی ظرفیت، خود را در آمار صادرات روسیه بهروشنی نشان میدهد: صادرات گندم این کشور در سهماهه سوم میلادی سال 2026 بالغ بر 5,400,000 تن برآورد میشود که نسبت به 11,500,000 تن مدت مشابه سال قبل، افت 53 درصدی و در قیاس با میانگین 5ساله، کاهش 58 درصدی را تجربه کرده است. همزمان، برآوردهای اقتصادی حاکی از آن است که اختلال در بندرهای دریای سیاه و آزوف میتواند تا 86,000,000 تن از صادرات غلات جهان را در سال جاری میلادی از دسترس خارج کند؛ رقمی معادل 17 درصد تجارت جهانی غلات که سهم روسیه از آن 52,000,000 تن و سهم اوکراین 34,000,000 تن است. این 86,000,000 تن، صرفاً یک عدد انتزاعی نیست؛ معیاری است از حجم تقاضایی که در بازارهای جهانی بدون پاسخ میماند و به فشار صعودی بر قیمتها دامن میزند.
در چنین شرایطی، پرسش حیاتی این است که آیا مسیرهای جایگزین میتوانند خلأ ایجادشده را پر کنند. پاسخ، دستکم در کوتاهمدت، منفی است. مسیرهای ریلی و رودخانهای، از جمله بندرهای دانوب و گذرگاههای مرزی غربی اوکراین، در خوشبینانهترین حالت میتوانند ماهانه حدود 2 تا 3 میلیون تن غلات را جابهجا کنند، در حالی که ظرفیت ازدسترفته بندرهای دریای سیاه چند برابر این رقم است. حتی با فرض افزایش ظرفیت ریلی به 1,000,000 تن در ماه و استفاده حداکثری از دانوب، این مسیرها تنها بخش کوچکی از بار بندرها را برمیدارند و به گفته کارشناسان، تسکینی موقت هستند نه جایگزینی واقعی. محدودیتهای فیزیکی، کمبود لکوموتیو و واگن، و ظرفیت محدود بندرهای دانوب، همگی دستبهدست هم میدهند تا جابهجایی کامل حجم صادرات از دست رفته را غیرممکن سازند. بنابراین، حتی با وجود تولید کافی در مزارع، محصول در انبارها و سیلوها محبوس میماند و به بازار نمیرسد؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را بحران انتقال کالا در برابر بحران تولید مینامند و تأثیر آن بر قیمتها میتواند به همان اندازه ویرانگر باشد.
این گسست در انتقال کالا، پیامدهای خود را بهسرعت به بازارهای جهانی منتقل میکند. شاخص قیمت غلات سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد در ماه 9 میلادی سال 2026 نسبت به ماه پیش از آن حدود 5 درصد و در مقایسه با سال گذشته بیش از 17 درصد رشد کرده است؛ در همین بازه، قیمت جهانی گندم و ذرت بهترتیب 6 و 5 درصد افزایش یافتهاند. این ارقام در حالی ثبت میشود که قیمت گندم پیشتر نیز به بالاترین سطح 3ساله رسیده بود و هر تن از آن در بورس پاریس با رشدی نزدیک به 7 درصد به حدود 231.5 یورو معامله میشد. نکته تأملبرانگیز این است که این افزایش قیمت نه ناشی از کاهش تولید در مزارع، بلکه عمدتاً محصول ناتوانی در انتقال محصول به بازار است. به بیان دیگر، بازار جهانی با کمبود غذا مواجه نیست، بلکه با کمبود مسیر برای رساندن غذای موجود مواجه است؛ و این دقیقاً همان الگویی است که در بحران انرژی نیز مشاهده میشود: نفت و گاز وجود دارند، اما گلوگاهها اجازه عبور به آنها نمیدهند.
برای اروپا، این وضعیت فراتر از یک نوسان قیمتی ساده است. کشورهای اروپایی، بهویژه در جنوب این قاره، وابستگی مستقیمی به غلات دریای سیاه دارند و اثر این وابستگی در حال حاضر در زنجیره تأمین مواد غذایی قابل مشاهده است. در ایتالیا، تولیدکنندگان مواد غذایی با کمبود عرضه گندم مواجه شدهاند و انتظار میرود قیمت گوشت و فرآوردههای آردی در ماههای آینده افزایش یابد؛ قیمت گندم نرم پیشتر 24 درصد رشد کرده است. این زنجیره واکنش نشان میدهد که چگونه یک اختلال در بندرهای دریای سیاه، از طریق افزایش هزینه نان و مواد غذایی، مستقیماً به سفره خانوار اروپایی میرسد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، این وضعیت را طوفان کامل برای نظام غذایی جهانی توصیف کرده و هشدار داده است که تشدید حملات روسیه به صادرات غلات اوکراین، فشار بر عرضه جهانی را تشدید میکند. همزمان، وزیر خارجه اوکراین با صراحت اعلام کرده است که دریای سیاه میتواند به دومین تنگه هرمز برای امنیت غذایی جهان تبدیل شود؛ تشبیهی که دیگر یک آرایه رسانهای نیست، بلکه توصیفی از یک واقعیت ساختاری است.
البته نباید از یاد برد که این بحران در خلأ رخ نمیدهد. تنگه هرمز، بهعنوان گلوگاه اصلی صادرات کود شیمیایی و حاملهای انرژی از منطقه خلیج فارس، پیشتر دچار اختلال شده و هزینه نهادههای کشاورزی را در سراسر جهان بالا برده است. حدود 1/3 کودهای شیمیایی جهان از خلیج فارس تأمین میشود و هرگونه تأخیر در تحویل این محمولهها میتواند در بخشهایی از جهان به کاهش تولید کشاورزی و حتی قحطی منجر شود. بدینترتیب، دو گلوگاه در دو نقطه جغرافیایی متفاوت، اما در یک زنجیره بههمپیوسته، همزمان فعال شدهاند: یکی توان تولید آتی کشاورزی را از طریق گرانی و کمبود کود تحت فشار قرار میدهد و دیگری توان تحویل محصول موجود را مسدود میکند. اقتصاددانان برآورد میکنند که ادامه این وضعیت میتواند قیمت جهانی مواد غذایی را در سال 2026 حدود 11.8 درصد و در سال 2027 نزدیک به 4.8 درصد دیگر افزایش دهد؛ ارقامی که برای کشورهای کمدرآمد و واردکننده غذا، به معنای گسترش ناامنی غذایی و افزایش خطر بیثباتی اجتماعی است.
بنابراین، آنچه دریای سیاه را به هرمز اروپا در امنیت غذایی بدل میکند، نه صرفاً حجم غلات عبوری از آن، بلکه ماهیت راهبردی و غیرقابلجانشینبودن آن در کوتاهمدت است. همانگونه که جهان برای عبور نفت از هرمز جایگزین آسانی ندارد، برای عبور غلات از دریای سیاه نیز مسیر جایگزینی با ظرفیت کافی وجود ندارد. تجربه سال 2022، زمانی که مسدودشدن این مسیر قیمت جهانی مواد غذایی را 25 درصد افزایش داد، نشان داد که پیامدهای چنین انسدادی میتواند ماهها پس از رفع ظاهری بحران نیز ادامه یابد. اکنون، با ترکیب این انسداد با بحران کود و انرژی ناشی از تنگه هرمز، جهان با سناریویی مواجه است که در آن دو گلوگاه حیاتی همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند و هیچیک از آنها بهسادگی قابل بازگشایی نیست. برای اروپا، این یعنی امنیت غذایی دیگر یک موضوع سیاست کشاورزی داخلی نیست، بلکه به مسئلهای در جغرافیای سیاسی بدل شده است که پاسخ به آن، پیش از هر چیز، نیازمند شناخت دریای سیاه بهعنوان گلوگاهی همارز با هرمز در معادلات راهبردی جهان است؛ گلوگاهی که بیتوجهی به آن، هزینهاش را نه فقط بازارهای کالا، بلکه سفرههای میلیونها خانوار در سراسر جهان خواهد پرداخت.
گروه راهبردی - مرتضی فاخری - وقتی از گلوگاههای راهبردی جهان سخن گفته میشود، ذهن ناخودآگاه به تنگه هرمز میگریزد؛ آبراهی که هرگونه اختلال در آن، نبض بازارهای انرژی را متوقف میکند. اما در سال 2026، گلوگاهی دیگر در حال آشکارکردن توانایی خود در ایجاد شوکی هموزن و شاید عمیقتر در ساحتی متفاوت است: امنیت غذایی. دریای سیاه، این پهنه آبی که مدتها صحنه تنش نظامی بوده، اکنون به هرمز اروپا در حوزه غلات بدل شده است. تشدید حملات به بندرها و کشتیهای تجاری در این منطقه، درست در زمانی رخ میدهد که بحران تنگه هرمز زنجیره تأمین کود شیمیایی و انرژی را مختل کرده و فشار مضاعفی بر نظام غذایی جهانی وارد میآورد. نتیجه، همافزایی دو بحران انتقال کالا است که یکی هزینه نهادههای کشاورزی را به آسمان میفرستد و دیگری مسیر خروج محصول از زمینهای حاصلخیز را میبندد.
نخستین حلقه این زنجیره شکسته، خود دریای سیاه است. روسیه و اوکراین رویهم حدود 30 درصد از عرضه غلات جهان را تأمین میکنند و بخش عمده این حجم از طریق بندرهای دریای سیاه و دریای آزوف به بازارهای جهانی میرسد. با این حال، تحلیلهای مبتنی بر ظرفیت ماهانه پردازش بندرها نشان میدهد که توان صادراتی این دو کشور در مقایسه با فصل زراعی پیشین، بیش از 97 درصد کاهش یافته است؛ به این معنا که پایانههای اوکراین عملاً هیچ محمولهای را بارگیری نمیکنند و در سمت روسیه نیز تنها یک پایانه کوچک در منطقه تواپسه با ظرفیت ماهانه حدود 160,000 تن فعال مانده است، در حالی که این دو کشور در فصل گذشته بهطور میانگین ماهانه 7,200,000 تن غلات را از همین مسیرها صادر میکردند. این فروپاشی ظرفیت، خود را در آمار صادرات روسیه بهروشنی نشان میدهد: صادرات گندم این کشور در سهماهه سوم میلادی سال 2026 بالغ بر 5,400,000 تن برآورد میشود که نسبت به 11,500,000 تن مدت مشابه سال قبل، افت 53 درصدی و در قیاس با میانگین 5ساله، کاهش 58 درصدی را تجربه کرده است. همزمان، برآوردهای اقتصادی حاکی از آن است که اختلال در بندرهای دریای سیاه و آزوف میتواند تا 86,000,000 تن از صادرات غلات جهان را در سال جاری میلادی از دسترس خارج کند؛ رقمی معادل 17 درصد تجارت جهانی غلات که سهم روسیه از آن 52,000,000 تن و سهم اوکراین 34,000,000 تن است. این 86,000,000 تن، صرفاً یک عدد انتزاعی نیست؛ معیاری است از حجم تقاضایی که در بازارهای جهانی بدون پاسخ میماند و به فشار صعودی بر قیمتها دامن میزند.
در چنین شرایطی، پرسش حیاتی این است که آیا مسیرهای جایگزین میتوانند خلأ ایجادشده را پر کنند. پاسخ، دستکم در کوتاهمدت، منفی است. مسیرهای ریلی و رودخانهای، از جمله بندرهای دانوب و گذرگاههای مرزی غربی اوکراین، در خوشبینانهترین حالت میتوانند ماهانه حدود 2 تا 3 میلیون تن غلات را جابهجا کنند، در حالی که ظرفیت ازدسترفته بندرهای دریای سیاه چند برابر این رقم است. حتی با فرض افزایش ظرفیت ریلی به 1,000,000 تن در ماه و استفاده حداکثری از دانوب، این مسیرها تنها بخش کوچکی از بار بندرها را برمیدارند و به گفته کارشناسان، تسکینی موقت هستند نه جایگزینی واقعی. محدودیتهای فیزیکی، کمبود لکوموتیو و واگن، و ظرفیت محدود بندرهای دانوب، همگی دستبهدست هم میدهند تا جابهجایی کامل حجم صادرات از دست رفته را غیرممکن سازند. بنابراین، حتی با وجود تولید کافی در مزارع، محصول در انبارها و سیلوها محبوس میماند و به بازار نمیرسد؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را بحران انتقال کالا در برابر بحران تولید مینامند و تأثیر آن بر قیمتها میتواند به همان اندازه ویرانگر باشد.
این گسست در انتقال کالا، پیامدهای خود را بهسرعت به بازارهای جهانی منتقل میکند. شاخص قیمت غلات سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد در ماه 9 میلادی سال 2026 نسبت به ماه پیش از آن حدود 5 درصد و در مقایسه با سال گذشته بیش از 17 درصد رشد کرده است؛ در همین بازه، قیمت جهانی گندم و ذرت بهترتیب 6 و 5 درصد افزایش یافتهاند. این ارقام در حالی ثبت میشود که قیمت گندم پیشتر نیز به بالاترین سطح 3ساله رسیده بود و هر تن از آن در بورس پاریس با رشدی نزدیک به 7 درصد به حدود 231.5 یورو معامله میشد. نکته تأملبرانگیز این است که این افزایش قیمت نه ناشی از کاهش تولید در مزارع، بلکه عمدتاً محصول ناتوانی در انتقال محصول به بازار است. به بیان دیگر، بازار جهانی با کمبود غذا مواجه نیست، بلکه با کمبود مسیر برای رساندن غذای موجود مواجه است؛ و این دقیقاً همان الگویی است که در بحران انرژی نیز مشاهده میشود: نفت و گاز وجود دارند، اما گلوگاهها اجازه عبور به آنها نمیدهند.
برای اروپا، این وضعیت فراتر از یک نوسان قیمتی ساده است. کشورهای اروپایی، بهویژه در جنوب این قاره، وابستگی مستقیمی به غلات دریای سیاه دارند و اثر این وابستگی در حال حاضر در زنجیره تأمین مواد غذایی قابل مشاهده است. در ایتالیا، تولیدکنندگان مواد غذایی با کمبود عرضه گندم مواجه شدهاند و انتظار میرود قیمت گوشت و فرآوردههای آردی در ماههای آینده افزایش یابد؛ قیمت گندم نرم پیشتر 24 درصد رشد کرده است. این زنجیره واکنش نشان میدهد که چگونه یک اختلال در بندرهای دریای سیاه، از طریق افزایش هزینه نان و مواد غذایی، مستقیماً به سفره خانوار اروپایی میرسد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، این وضعیت را طوفان کامل برای نظام غذایی جهانی توصیف کرده و هشدار داده است که تشدید حملات روسیه به صادرات غلات اوکراین، فشار بر عرضه جهانی را تشدید میکند. همزمان، وزیر خارجه اوکراین با صراحت اعلام کرده است که دریای سیاه میتواند به دومین تنگه هرمز برای امنیت غذایی جهان تبدیل شود؛ تشبیهی که دیگر یک آرایه رسانهای نیست، بلکه توصیفی از یک واقعیت ساختاری است.
البته نباید از یاد برد که این بحران در خلأ رخ نمیدهد. تنگه هرمز، بهعنوان گلوگاه اصلی صادرات کود شیمیایی و حاملهای انرژی از منطقه خلیج فارس، پیشتر دچار اختلال شده و هزینه نهادههای کشاورزی را در سراسر جهان بالا برده است. حدود 1/3 کودهای شیمیایی جهان از خلیج فارس تأمین میشود و هرگونه تأخیر در تحویل این محمولهها میتواند در بخشهایی از جهان به کاهش تولید کشاورزی و حتی قحطی منجر شود. بدینترتیب، دو گلوگاه در دو نقطه جغرافیایی متفاوت، اما در یک زنجیره بههمپیوسته، همزمان فعال شدهاند: یکی توان تولید آتی کشاورزی را از طریق گرانی و کمبود کود تحت فشار قرار میدهد و دیگری توان تحویل محصول موجود را مسدود میکند. اقتصاددانان برآورد میکنند که ادامه این وضعیت میتواند قیمت جهانی مواد غذایی را در سال 2026 حدود 11.8 درصد و در سال 2027 نزدیک به 4.8 درصد دیگر افزایش دهد؛ ارقامی که برای کشورهای کمدرآمد و واردکننده غذا، به معنای گسترش ناامنی غذایی و افزایش خطر بیثباتی اجتماعی است.
بنابراین، آنچه دریای سیاه را به هرمز اروپا در امنیت غذایی بدل میکند، نه صرفاً حجم غلات عبوری از آن، بلکه ماهیت راهبردی و غیرقابلجانشینبودن آن در کوتاهمدت است. همانگونه که جهان برای عبور نفت از هرمز جایگزین آسانی ندارد، برای عبور غلات از دریای سیاه نیز مسیر جایگزینی با ظرفیت کافی وجود ندارد. تجربه سال 2022، زمانی که مسدودشدن این مسیر قیمت جهانی مواد غذایی را 25 درصد افزایش داد، نشان داد که پیامدهای چنین انسدادی میتواند ماهها پس از رفع ظاهری بحران نیز ادامه یابد. اکنون، با ترکیب این انسداد با بحران کود و انرژی ناشی از تنگه هرمز، جهان با سناریویی مواجه است که در آن دو گلوگاه حیاتی همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند و هیچیک از آنها بهسادگی قابل بازگشایی نیست. برای اروپا، این یعنی امنیت غذایی دیگر یک موضوع سیاست کشاورزی داخلی نیست، بلکه به مسئلهای در جغرافیای سیاسی بدل شده است که پاسخ به آن، پیش از هر چیز، نیازمند شناخت دریای سیاه بهعنوان گلوگاهی همارز با هرمز در معادلات راهبردی جهان است؛ گلوگاهی که بیتوجهی به آن، هزینهاش را نه فقط بازارهای کالا، بلکه سفرههای میلیونها خانوار در سراسر جهان خواهد پرداخت.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
پنج اولویت برای آینده مناطق آزاد، از راهبرد تا اقدام
-
شوک جدید به معیشت صیادان با قطع سوخت قایقهای صیادی
-
برنامه ریزی برای ارتقای ساختار تشکیلاتی شهرداریها و تعیین تکلیف مطالبات بافتهای ناکارآمد
-
چشم انداز پتروشیمی ایران در بازارهای هدف جهانی
-
حمل و نقل ایران در انتظار گشایش مرزی
-
«دو گلوگاه» یک بحران
-
ضرورت چابک سازی و حفظ رضایتمندی نیروی انسانی سازمان ملی زمین و مسکن و شرکت بازآفرینی شهری
-
بررسی ظرفیتها و گلوگاههای تجارت و ترانزیت منطقه آزاد ماکو با حضور وزیر اقتصاد
-
آغاز فرایند تهاتر زنجیرهای مطالبات مراکز درمانی با اوراق گام و برات الکترونیک
-
برنامه جدید بورس برای تسریع تأمین مالی بنگاهها از طریق اوراق گام ارائه میشود
-
رکوردشکنی تخلیه کالای اساسی در بندر امام
-
انهدام شمپاد دشمن توسط نیروی دریایی ارتش
-
راهآهن برگزیده جایزه پایداری UIC شد
-
اعتصاب بنادر جهان علیه نظامیسازی زیرساختهای تجاری
-
صید کیلکا در مازندران ۳۲ درصد افزایش یافت
-
مرکز منطقه ای حفاظت از فوک خزری به زودی ایجاد می شود
-
آمادهسازی سیراف برای ارزیابی ثبت جهانی؛ از راهاندازی موزه تا ساماندهی دره لیر
-
تأکید مدیرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار بر تسریع توسعه زیرساختهای منطقه منفصله ریمدان
-
قدردانی نماینده مردم کرمان و راور از عملکرد بانک مسکن در نهضت ملی
-
وزیر اقتصاد از پایانه مرزی سرو بازدید کرد



