تاریخ انتشار:1404/10/18
رقابت عربستان و امارات بر سر بنادر یمن در دریای سرخ

«سرآمد» گزارش می‌دهد؛

رقابت عربستان و امارات بر سر بنادر یمن در دریای سرخ

اقتصادسرآمد- زهرا عسکری- طی روزهای گذشته با سرعت گرفتن تحولات اخیر در بندر راهبردی المکلا در شرق کشور یمن که با بمباران هوایی محموله‌ای از سلاح و خودروهای نظامی منتسب به کشور امارات متحده عربی از سوی نیروهای ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی همراه شد، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشته است. بسیاری از تحلیلگران این اتفاق را رخدادی دانستند که در ابتدا می‌توانست یک اختلاف عملیاتی محدود در چارچوب ائتلاف عربی تلقی شود، با این انگاره به ‌سرعت از میان رفت. طی روزهای گذشته این عملیات انجام‌شده در یمن مورد توجه رسانه‌های غربی قرار گرفت و به نشانه‌ای از تقابل آشکار و شکاف عمیق میان دوشریک اصلی جنگ یمن تبدیل شد؛ شکافی که بسیاری از ناظران از آن با عنوان «شکاف استراتژیک خطرناک» یاد کرده‌اند.

به گزارش «اقتصاد سرآمد»، اختلافات میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی بر سر آینده یمن‌جنوبی و نفوذ در سواحل دریای سرخ، به‌تدریج از سطح همکاری نظامی به عرصه رقابت ژئو‌اکونومیک و راهبردی کشیده شده است؛ رقابتی که ریشه آن نه‌تنها در معادلات امنیتی، بلکه در کنترل بنادر، مسیرهای صادرات انرژی و استقرار پایگاه‌های استراتژیک دریایی نهفته است. در چنین شرایطی برخی تحلیلگران معتقدند که حمله نیروهای ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی در بندر مُکَلّا، در حقیقت پیام ریاض بود مبنی بر اینکه با قوسی جدایی‌طلب که تا کریدور‌های دریاییِ تعیین‌کننده وزن ژئوپلیتیکی یمن امتداد می‌یابد، کنار نخواهد آمد.
یمن‌جنوبی، به‌ویژه استان‌های ساحلی مانند عدن، شبوه، حضرموت و المهره، در سال‌های اخیر به کانون منافع متضاد ریاض و ابوظبی تبدیل شده است. امارات با حمایت از شورای انتقالی جنوب و تمرکز بر بنادر عدن، مکلا و سواحل استراتژیک، عملاً پروژه‌ای برای کنترل زنجیره بنادر و خطوط کشتیرانی در جنوب شبه‌جزیره عربستان دنبال می‌کند. در مقابل، عربستان سعودی با رویکردی محتاطانه‌تر اما راهبردی، تلاش دارد از طریق نفوذ در المهره و مرزهای شرقی یمن، هم امنیت مرزهای جنوبی خود را حفظ کند و هم مسیرهای جایگزین صادرات نفت را توسعه دهد. ریشه این اختلافات به اهداف متفاوت دوکشور بازمی‌گردد؛ امارات به‌دنبال ایجاد یک دولت نظامی مطیع در جنوب یمن است تا از طریق آن بر منابع معدنی و موقعیت‌های استراتژیک مسلط شود و حتی عربستان و عمان را تحت فشار قرار دهد. این رویکرد، رقابت گسترده‌تر ابوظبی با ریاض در شاخ آفریقا، شمال آفریقا و دریای سرخ را منعکس می‌کند. عربستان اما بر حفظ وحدت ظاهری یمن تحت دولت مستعفی اصرار دارد تا نقش رهبری خود را در ائتلاف حفظ کند. این رقابت، یمن را به صفحه‌ای از شطرنج ژئوپلیتیکی تبدیل کرده که پیامدهای آن فراتر از مرزهای این کشور است.

رقابت متحدان سابق در بنادر حاشیه دریای سرخ
دریای سرخ و تنگه باب‌المندب یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان به‌شمار می‌روند؛ مسیری که سالانه بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت و کالاهای استراتژیک از آن عبور می‌کند. برای عربستان، دسترسی پایدار و امن به این مسیر، بخشی از راهبرد کاهش وابستگی به تنگه‌هرمز و متنوع‌سازی مسیرهای صادرات انرژی است. امارات نیز با سرمایه‌گذاری گسترده در بنادر، لجستیک و ناوگان کشتیرانی، به‌دنبال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان هاب ترانزیت منطقه‌ای و بازیگر کلیدی در تجارت دریایی دریای سرخ است.
در این رقابت، بنادر صرفاً زیرساخت‌های تجاری نیستند، بلکه ابزار اعمال قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی محسوب می‌شوند. کنترل بنادر یمن‌جنوبی به معنای تسلط بر گلوگاه‌های ورود و خروج کالا، مدیریت زنجیره تأمین و حتی اثرگذاری بر امنیت انرژی جهانی است. امارات با تجربه موفق در مدیریت بنادر بین‌المللی، تلاش دارد مدل «قدرت بندری» خود را به یمن‌جنوبی و سواحل دریای سرخ تعمیم دهد. عربستان نیز با پروژه‌های کلان بندری و انرژی در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰، به‌دنبال ایجاد تعادل در برابر نفوذ امارات است. اختلاف ریاض و ابوظبی تنها به اقتصاد محدود نمی‌شود. ایجاد و پشتیبانی از پایگاه‌های نظامی و امنیتی در سواحل یمن و اطراف دریای سرخ، مکمل راهبردهای اقتصادی دوکشور است. این پایگاه‌ها علاوه بر تأمین امنیت خطوط کشتیرانی، امکان کنترل میدانی بر مسیرهای صادرات نفت و تجارت دریایی را فراهم می‌کنند.
آنچه امروز در یمن‌جنوبی و حاشیه دریای سرخ جریان دارد، نشان‌دهنده گذار روابط عربستان و امارات از «هم‌پیمانی تاکتیکی» به رقابت راهبردی است. این رقابت، بیش از آنکه نظامی باشد، ماهیتی اقتصادی و ژئو‌اکونومیک دارد و آینده آن می‌تواند بر معادلات انرژی، تجارت دریایی و امنیت منطقه‌ای تأثیرگذار باشد. یمن‌جنوبی در این میان، نه‌تنها قربانی بحران‌های سیاسی و امنیتی، بلکه صحنه تقاطع منافع قدرت‌های منطقه‌ای شده است؛ صحنه‌ای که نتیجه آن می‌تواند نقشه ژئوپلیتیک دریای سرخ را در سال‌های آینده بازتعریف کند.

نفوذ راهبردی یا پایگاه‌سازی استراتژیک؟
از دیدگاه راهبردی، جنوب یمن و حاشیه دریای سرخ به‌عنوان یک نقطه کلیدی برای کنترل مسیرهای دریایی عمل می‌کند. امارات شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی در جزایر سوکوترا، پرم و سواحل یمن ایجاد کرده که نفوذ آن را تا شاخ آفریقا گسترش می‌دهد. این پایگاه‌ها نه‌تنها برای مقابله با حوثی‌ها و القاعده مفید هستند، بلکه ابوظبی را قادر می‌سازد تا بر باب‌المندب نظارت کرده و تجارت دریایی را کنترل کند که بخشی از استراتژی گسترده‌تر امارات برای تبدیل‌شدن به یک قدرت دریایی است. 
عربستان نیز این اقدامات را تهدیدی برای امنیت ملی خود می‌بیند، زیرا مرزهای طولانی با یمن دارد و نگران است که یک جنوب مستقل تحت نفوذ امارات، به پایگاه‌های ضدسعودی تبدیل شود. بااین‌حال، رقابت استراتژیک به سودان و شاخ آفریقا نیز کشیده شده؛ جایی که امارات از نیروهای‌RSF حمایت می‌کند تا بنادر را کنترل کند، در حالی‌که عربستان بر امنیت دریای سرخ تأکید دارد.
تحلیلگران اعتقاد دارند که این اختلاف می‌تواند ائتلاف ضدایرانی را تضعیف کند و به حوثی‌ها فرصت دهد تا حملات به کشتی‌ها را افزایش دهند که امنیت دریای سرخ را تهدید می‌کند. در نهایت، عربستان با حمله به موکالا، خط قرمز خود را ترسیم کرد و نشان داد که آماده مقابله با گسترش نفوذ امارات است.
اختلاف عربستان و امارات بر سر جنوب یمن، بیش از یک درگیری محلی است؛ این یک رقابت اقتصادی و استراتژیک برای کنترل بنادر، مسیرهای نفتی و پایگاه‌های دریای سرخ است که می‌تواند ثبات خاورمیانه را مختل کند. از نظر اقتصادی، این تنش‌ها ریسک‌های زنجیره تأمین جهانی را افزایش می‌دهد و سرمایه‌گذاری در یمن را کاهش می‌دهد، در حالی‌که به‌لحاظ استراتژیک، به تقسیم منطقه منجر می‌شود.

پیام راهبردی عربستان به امارات در یمن
برخی تحلیلگران معتقدند که عملیات صورت‌گرفته در بندر مُکَلّا را باید کمتر به‌عنوان یک حمله تاکتیکی و بیشتر به‌عنوان پیامی راهبردی خواند. عربستان سعودی نشان می‌دهد که پس از آزمودن سازگاری، آماده است برای دفاع از منافع بنیادین خود بار دیگر اجبارِ سنجیده را به‌کار گیرد؛ حتی یا به‌ویژه در برابر امارات متحده عربی. همچنین این پیام را می‌فرستد که بر این باور است ابوظبی بیش از اقناع، به فشار پاسخ می‌دهد. بااین‌حال، فشار به‌تنهایی سیاست یمن نیست. اگر عربستان سعودی و امارات در این مسیر ادامه دهند، همان کاری را خواهند کرد که بازیگران یمنی طی یک‌دهه انجام داده‌اند: با تقسیم دیگران، حوثی‌ها را نیرومندتر کنند.
میدل‌ایست‌نیوز در همین ارتباط و در تحلیلی نوشته است که ریاض باید با اعتمادبه‌نفس بیشتری عمل کرده و بر اهرم‌های اجماعی و اجبارگرانه در دسترس خود تکیه کند. پادشاهی هنوز ابزار‌هایی دارد که ابوظبی ارزش می‌نهد: کنترل فضای هوایی، پشتوانه دیپلماتیک و قدرت گردهم‌آوری ناشی از موقعیتش به‌عنوان مرکز اقتصادی منطقه. می‌تواند از آن‌ها برای تأکید بر سه اصل استفاده کند: هیچ مسیر تأمین نظامی غیرمجاز به بنادر یمن، هیچ تغییر یکجانبه قلمرو توسط گروه‌های همسو با ائتلاف و مسیری سیاسی که شکایات مشروع جنوب را جذب کند بدون اینکه آن‌ها را به پروژه جدایی‌طلبانه مسلحانه‌ خارجی تبدیل کند.
به نظر می‌رسد عربستان سعودی عملاً هشدار خود را به یک متحد شلیک کرده است: دوره‌ای که امارات می‌توانست در یمن حوزه نفوذ جداگانه‌ای بسازد، در حالی‌که زیر برچسب «ائتلاف به رهبری سعودی» پناه می‌گرفت، در حال پایان است. سؤال اکنون این است که آیا ابوظبی آن را به‌عنوان فرصتی برای مذاکره درباره مرز‌ها می‌بیند یا به‌عنوان دور افتتاحیه یک رقابت جدید در همان سواحل که جهان، در عصری با مسیر‌های تجاری شکننده، کمتر توان دیدن شعله‌ورشدن آن‌ها را دارد.

برچسب ها : رقابت عربستان و امارات اقتصادسرآمد دریای سرخ

اخبار روز
ضمیمه