تاریخ انتشار:1404/10/18
ضرورت تحقق سهم‌ بنادر ایران از زنجیره تامین اقتصاد جهان

«سرآمد» بررسی کرد؛

ضرورت تحقق سهم‌ بنادر ایران از زنجیره تامین اقتصاد جهان

اقتصادسرآمد- در سال‌های اخیر، توسعه دریامحور به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی سیاست‌گذاری اقتصادی ایران مطرح شده است. این مفهوم که اغلب با عنوان «اقتصاد آبی» شناخته می‌شود، بر بهره‌برداری پایدار از منابع دریایی، بنادر و زنجیره‌های تامین تمرکز دارد. بااین‌حال، همانطور که در تحلیل‌های کارشناسی تأکید شده، توسعه واقعی بنادر فراتر از پروژه‌های عمرانی مانند ساخت اسکله‌های بزرگ‌تر یا خرید تجهیزات مدرن بوده و نیازمند تبدیل بنادر به مراکز تصمیم‌سازی در زنجیره‌های تامین جهانی است. در شرایطی که ایران با موقعیت ژئوپلیتیکی منحصربه‌فرد خود، دسترسی به آب‌های آزاد و کریدورهای ترانزیتی مانند شمال-جنوب را دارد، اما چالش‌هایی مانند تحریم‌ها، عدم‌یکپارچگی لجستیکی و مسائل ژئوپلیتیکی، مانع از تحقق کامل پتانسیل‌های دریامحور شده است.

به گزارش «اقتصادسرآمد»، اقتصاد دریامحور که شامل تجارت دریایی، شیلات، گردشگری ساحلی، انرژی‌های تجدیدپذیر دریایی و لجستیک است، همچنین براساس برآوردهای صورت‌گرفته و هدف‌گذاری برنامه هفتم توسعه، این حوزه می‌تواند تا ۸درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را پوشش دهد. این اقتصاد نه‌تنها بر پایه منابع طبیعی مانند نفت و گاز خلیج‌فارس استوار است، بلکه بر زنجیره‌های ارزش‌افزوده مانند ری‌اکسپورت، انبارداری پیشرفته و مراکز لجستیکی تکیه دارد. در ایران، با بیش از ۵۸۰۰کیلومتر خط ساحلی، پتانسیل‌های عظیمی وجود دارد. بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که بنادر جنوبی مانند چابهار و شهیدرجایی می‌توانند به هاب‌های منطقه‌ای تبدیل شوند. بااین‌حال، موفقیت این مدل نیازمند اکوسیستم پس‌کرانه‌ای قوی است؛ جایی که بنادر به مناطق آزاد، واحدهای تولیدی و شبکه‌های حمل‌ونقل ریلی متصل شوند.
در ایران، برنامه هفتم توسعه تا پایان سال آینده‌(۱۴۰۵) بر ساخت سه‌بندر هوشمند تمرکز دارد. آنطور که پیش از این برخی مسئولان مرتبط با حوزه اقتصاد دریاپایه و همچنین مسئولان سازمان بنادر و دریانوردی اعلام کرده‌اند، شروع هوشمندسازی بنادر استراتژیک ایران قرار است از بوشهر آغاز شود؛ ایده‌ای که در صورت اجرای صحیح، می‌تواند زمان ترانزیت را تا ۵۰درصد کاهش دهد و هزینه‌ها را ۳۰درصد پایین بیاورد.
بااین‌حال برخی کارشناسان اعتقاد دارند که تمامی مولفه‌های پیش‌بینی‌شده برای هوشمندسازی بنادر در ایران، اگر با دیجیتال‌سازی واقعی همراه شوند، می‌توانند اعتماد بازار را جلب و سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کنند. از طرف دیگر، اگر بدون مدیریت ریسک‌های سیاسی این برنامه‌ها اجرایی شود، توسعه مورد نظر همچنان محدود به سطح فیزیکی باقی خواهد ماند.

بنادر انتخاب راهبردی در زنجیره تأمین
توسعه دریامحور به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پیشران‌های رشد اقتصادی ایران، سال‌هاست در اسناد بالادستی، برنامه‌های توسعه و ادبیات سیاست‌گذاری اقتصادی کشور مطرح می‌شود. بااین‌حال، بررسی عملکرد واقعی اقتصاد دریامحور نشان می‌دهد که فاصله معناداری میان شعارها و تحقق عملی این راهبرد وجود دارد. در این میان، بنادر به‌عنوان ستون‌فقرات اقتصاد دریامحور، نقشی تعیین‌کننده دارند؛ نقشی که هنوز در اقتصاد ملی و در زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای و بین‌المللی به‌درستی تعریف نشده است.
در بنادر موفق منطقه، توسعه بندر نه یک پروژه عمرانی، بلکه یک انتخاب راهبردی در قلب تجارت جهانی است. این بنادر به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که حذف آن‌ها از یک مسیر لجستیکی، کل زنجیره را دچار اختلال می‌کند. به همین دلیل، این بنادر در طراحی مسیرهای حمل‌ونقل، قراردادهای تجاری، برنامه‌ریزی تولید و حتی سیاست‌های توزیع نقش فعال دارند. در چنین الگویی، بندر از یک محل عملیات فیزیکی به مرکز تصمیم‌سازی لجستیکی تبدیل می‌شود. توسعه دریامحور دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ جایی که بندر بخشی از حل مسئله تجارت است و صرفاً محلی برای تخلیه و بارگیری نیست.
بنادر ایران، به‌عنوان دروازه‌های اصلی تجارت، نقش حیاتی در اقتصاد ملی ایفا می‌کنند. بندر شهیدرجایی، بزرگ‌ترین بندر تجاری ایران در نزدیکی تنگه‌هرمز، بیش از ۷۰درصد کالاهای وارداتی و صادراتی کشور را مدیریت کرده و حدود ۲۶درصد نفت جهانی از مجاورت آن عبور می‌کند. در اقتصاد دریامحور، این بنادر می‌توانند به مراکز کلیدی زنجیره تامین تبدیل شوند، جایی که کالا نه‌تنها عبور می‌کند، بلکه ارزش‌افزوده ایجاد می‌شود. بدون نقش‌آفرینی در سیاست‌های تجاری و دیپلماسی لجستیکی، بنادر ایران همچنان حاشیه‌ای باقی می‌مانند. ابتکاراتی مانند همکاری با پاکستان برای تقویت اتصالات دریایی و حمل‌ونقل، نشان‌دهنده تلاش برای گسترش نقش منطقه‌ای است، اما چالش‌های ژئوپلیتیکی مانند تهدیدات در تنگه‌هرمز، این نقش را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
یکی از چالش‌های اصلی توسعه دریامحور ایران، غیبت قابل‌توجه بنادر این کشور در زنجیره‌های تامین جهانی است. براساس شاخص بین‌المللی PortWatch، حجم کالاهای ورودی و خروجی بنادر عمده ایران کمتر از یک‌درصد برخی مسیرهای کلیدی جهانی است که این امر به‌دلیل تحریم‌ها، ضعف توافقات تجاری و ایزوله‌شدن از مسیرهای اصلی حمل‌ونقل رخ داده است. تحلیل اقتصادی نشان می‌دهد که تحریم‌های بین‌المللی، بنادر ایران را از مشتریان عمده، سرمایه‌گذاری و فناوری‌های نوین محروم کرده و فرصت‌های زیادی برای سرمایه‌گذاری از دست رفته است.
از منظر ژئوپلیتیکی، تهدیدات مانند بستن تنگه‌هرمز یا درگیری‌های منطقه‌ای، ریسک بیمه و حمل‌ونقل را افزایش داده و زنجیره‌های تامین را مختل می‌کند که این امر تولید و صادرات منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در مقایسه با بنادر منطقه مانند جبل‌علی -که حذف آن‌ها زنجیره را مختل می‌کند- بنادر ایران هنوز نقش غیرقابل جایگزین ندارند. این غیبت، فرصت‌های ژئولجستیکی مانند کریدور چین-ایران-اروپا را بلااستفاده گذاشته، جایی که مسیر ریلی از چین به تهران زمان را به ۱۵روز کاهش می‌دهد، اما تحریم‌ها مانع گسترش آن شده است.
فشارهای ارزی و تورم غذایی در ایران نیز هزینه‌های واردات از طریق بنادر جنوبی را افزایش داده و جریان غلات و روغن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای پرکردن این جای خالی، ایران نیاز به تعریف بنادر به‌عنوان ابزار سیاست تجاری دارد؛ مثلاً با تقویت نقش کریدور شمال-جنوب و تجارت با روسیه و چین که تجارت از طریق ترکمنستان-ایران را ۳۰برابر افزایش داده، اما بدون اعتماد بازار و مدیریت ریسک‌های سیاسی، بنادر ایران همچنان حاشیه‌ای باقی می‌مانند و توسعه دریامحور از شعار فراتر نمی‌رود.

اهمیت حرکت به سوی هوشمندسازی بنادر
بنادر ایران، به‌عنوان دروازه‌های اصلی تجارت، نقش حیاتی در اقتصاد ملی ایفا می‌کنند. در اقتصاد دریامحور، این بنادر می‌توانند به مراکز کلیدی زنجیره تامین تبدیل شوند، جایی که کالا نه‌تنها عبور می‌کند، بلکه ارزش‌افزوده ایجاد می‌شود. بااین‌حال، بدون نقش‌آفرینی در سیاست‌های تجاری و دیپلماسی لجستیکی، بنادر ایران همچنان حاشیه‌ای باقی می‌مانند. ابتکاراتی مانند همکاری با پاکستان برای تقویت اتصالات دریایی و حمل‌ونقل، نشان‌دهنده تلاش برای گسترش نقش منطقه‌ای است، اما چالش‌های ژئوپلیتیکی مانند تهدیدات در تنگه‌هرمز، این نقش را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
در سال‌های اخیر، بخش قابل‌توجهی از تمرکز سیاست‌گذاران حوزه دریا بر توسعه فیزیکی بنادر معطوف بوده است؛ افزایش طول اسکله‌ها، تعمیق آبخور، خرید جرثقیل‌های پیشرفته و تجهیز پایانه‌های کانتینری، اغلب به‌عنوان شاخص‌های موفقیت بندری معرفی می‌شوند. این در حالی است که تجربه بنادر پیشرو منطقه خاورمیانه نشان می‌دهد مدرنیزاسیون صرف، تضمین‌کننده توسعه دریامحور نیست.
از منظر اقتصادی، بندر توسعه‌یافته بندری نیست که صرفاً بزرگ‌تر یا مجهزتر باشد، بلکه بندری است که بهتر کار می‌کند. بهتر کار کردن به معنای کاهش زمان توقف کالا، کاهش هزینه‌های لجستیکی، افزایش قابلیت پیش‌بینی و تبدیل بندر به یک گره تصمیم‌ساز در زنجیره تأمین است. اگر بندر نتواند برای صاحبان کالا «ارزش‌افزوده لجستیکی» ایجاد کند، تجهیزات مدرن نیز به مزیت پایدار تبدیل نخواهد شد.
به باور کارشناسان و تحلیلگران؛ اکوسیستم بندری زمانی کارآمد است که تصمیم‌گیری در آن سریع، متمرکز و قابل‌پیش‌بینی باشد. دیجیتال‌سازی واقعی -نه صرفاً نصب سامانه‌های جزیره‌ای- این امکان را فراهم می‌کند که بندر زمان، هزینه و ریسک را برای صاحبان کالا مدیریت کند. در چنین شرایطی، اعتماد بازار به بندر شکل می‌گیرد و این اعتماد خود به‌تنهایی سرمایه، حجم بار و جایگاه منطقه‌ای را به همراه دارد.

چشم‌انداز آینده استراتژیک برای بنادر
توسعه دریامحور ایران، با تمرکز بر بنادر، می‌تواند به رشد اقتصادی پایدار منجر شود، اما نیازمند فراتر رفتن از مدرن‌سازی فیزیکی است. نقش بنادر در اقتصاد ملی حیاتی است، اما جای خالی آن‌ها در زنجیره‌های تامین جهانی، به‌دلیل تحریم‌ها و مسائل ژئوپلیتیکی، فرصت‌های عظیمی را از دست داده است. برای تحقق این توسعه، سیاست‌گذاران باید بنادر را به شرکای تجاری تبدیل کرده، اکوسیستم پس‌کرانه‌ای را تقویت نمایند و ریسک‌ها را مدیریت کنند. در غیر این صورت، ایران از مزایای موقعیت استراتژیک خود محروم خواهد ماند.
چالش اصلی بنادر ایران را باید در این واقعیت جست‌وجو کرد که هنوز به‌عنوان ابزار سیاست تجاری تعریف نشده‌اند. بنادر کشور نقش روشنی در استراتژی تجارت خارجی، کریدورهای منطقه‌ای و زنجیره‌های تأمین بین‌المللی ندارند. حتی در استراتژی ملی تجارت داخلی نیز جایگاه بندر به‌عنوان شریک زنجیره تأمین، شفاف و تثبیت‌شده نیست. در نتیجه، بنادر ایران برای بسیاری از صاحبان کالا «قابل‌جایگزینی» هستند و حذف آن‌ها هزینه جدی برای زنجیره‌ها ایجاد نمی‌کند؛ مسئله‌ای که به‌طور مستقیم مانع تحقق توسعه دریامحور می‌شود.
مدرن‌سازی بنادر شرط لازم توسعه دریامحور است، اما شرط کافی نیست. توسعه واقعی زمانی محقق می‌شود که بندر مالک نقش مشخص در زنجیره‌های تأمین باشد و این نقش در سیاست‌های تجاری، ترانزیتی و حتی سیاست خارجی کشور تثبیت شود. تا زمانی که بنادر ایران به‌عنوان شریک تجارت دیده نشوند و حذف آن‌ها برای زنجیره‌ها بی‌هزینه باشد، توسعه دریامحور از سطح پروژه‌های عمرانی فراتر نخواهد رفت و فرصت‌های ژئولجستیکی کشور بلااستفاده باقی خواهد ماند.

برچسب ها : تامین اقتصاد جهان اقتصادسرآمد بنادر ایران

اخبار روز
ضمیمه