تاریخ انتشار:1404/11/15
چرایی بازخوانی جنگ 12روزه، بستر و مبنایی اقتدارآفرین برای حفظ همگرایی
سید واحد ظفری
به گزارش اقتصادسرآمد، جنگ تحمیلی دوازده روزه 23خرداد 1404(13ژوئن 2025) از سوی رژیم نامشروع صهیونیستی با همراهی و مشارکت مستقیم آمریکا،یک عملیات ترکیبی،چند لایه ، پیچیده، مبتنی بر دکترین شوک سیستمی برای وارد آوردن ضربهای دقیق و ناگهانی به منظور فروپاشی روانی سازمانی و مختلسازی شبکه فرماندهی و کنترل، طراحی و اسم عملیات را «شیر بر میخیزد» گذاشتند که اشارهای به نماد شیر در تاریخ باستانی ایران و همچنین پرچم ایران دوره پهلوی داشت. شیری که تا پیش از این نشسته بود حالا قرار بود به کمک اسرائیل و آمریکا و غرب، برخیزد. در تورات، «شیری که بر میخیزد» نمایانگر قوم یهود است که برای فتح سرزمین موعود آماده میشود. اشارهای مستقیم که نتانیاهو از آن بهره برد تا خود را شیر جوان و قهرمان برخاستهای معرفی کند که بهغایت سرسخت و مقاومتناپذیر است.این تهاجم در قالب خردهعملیاتهای متعددی به این شکل برنامهریزی شد: ترور هدفمند فرماندهان عالیرتبه سپاه از جمله شهیدان سردارحسین سلامی، سردارمحمد باقری، سردارامیرعلی حاجیزاده و سردارغلامعلی رشید در قالب عملیات عروسی خونین و در عملیاتی جداگانه به نام نارنیا حملاتی علیه چند دانشمند مرتبط با برنامه هستهای و خانوادههایشان در تهران اجرا شد.سطح هماهنگی عملیاتی آمریکا و اسرائیل در «عملیات نارنیا» (ترور دانشمندان هستهای در شب اول جنگ) بیسابقه بوده است. طبق این اسناد، طرح حمله نهایی در دیدار محرمانه فوریه ۲۰۲۵(اسفند1403) میان نتانیاهو و ترامپ با بررسی «چهار گزینه» قطعی شده بود و مانورهای دیپلماتیک بعدی، از جمله «اولتیماتوم ۶۰ روزه»، صرفاً بخشی از عملیات فریب برای کاهش سطح هوشیاری پدافندی ایران بوده است.
رژیم جعلی صهیونیستی از آغاز تاسیس در سال 1948تاکنون سه مرحله جنگ را طی کرده است.
۱) جنگهای چهارگانه با دولتهای عرب و به عبارتی جنگهای تثبیت موجودیت که سیاست فریب در آن محوریت داشت.
۲)جنگ هایی با محور مقاومت و در واقع جنگهایی با هدف خروج از انزوای ژئوپلیتیکی. آغازگر این جنگها غالبا صهیونیستها بودند و راهبرد اصلی آنها پیگیری سیاست فرقهگرایی بود.
۳) جنگ با ایران یا نخستین جنگ برای ایجاد هژمونی یا تثبیت آن. رژیم صهیونیستی طی دههها، تصویری از امنیت نفوذناپذیر برای خود ساخته بود؛ تصویری که مبتنی بر بازدارندگی هوشمند، توان اطلاعاتی بیرقیب و سامانههای پدافندی پیشرفته مانند «گنبد آهنین»، «فلاخن داوود» و «پیکان» بود. اما در جریان جنگ ۱۲ روزه با ایران، این افسانه فرو ریخت؛ نه در سطح رسانهای یا تبلیغاتی بلکه در میدان واقعی نبرد.
یکی از مهمترین درسهای جنگ ۱۲ روزه برای ناظران منطقهای و جهانی، برملا شدن واقعیت نظامی و راهبردی رژیم صهیونیستی بدون تکیه بر حمایت بیقیدوشرط آمریکا بود. برخلاف تبلیغات چند دهه گذشته مبنی بر خودکفایی امنیتی و توان تهاجمی مستقل، این نبرد نشان داد که اسرائیل، حتی در دفاع از عمق استراتژیک خود بهشدت وابسته به پشتیبانی فنی، اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا است.تصمیم کاخ سفید برای مشارکت نظامی، نهفقط از منظر حمایت از رژیم صهیونیستی به عنوان متحد سنتی خود، بلکه از منظر ضعف عمیق ساختاری تلآویو، نگرانی از کشیده شدن درگیری به یک جنگ فرسایشی بلندمدت و ترس از تغییر موازنه قدرت منطقهای به نفع ایران، قابل بررسی است.
دونالد ترامپ 4 ژوئیه2025(13تیر1404) در مراسم سالگرد استقلال آمریکا در سال 1776در کاخ سفید از خلبانانی که عملیات «چکش نیمهشب» را علیه تأسیسات هستهای فردو اجرا کردند، تقدیر کرد. اما جملهای که ترامپ در آن نشست نقل کرد، میتوانست از انفجار بمبهای ۳۰ هزار پوندی57 - GBU پرصداتر باشد :«خلبانان به من گفتند ما ۲۲ سال است که این مسیر را تمرین میکنیم، سالی سه بار، برای بیست و دو سال،رؤسای جمهوری سابق جرأت اقدام نداشتند.»این حرف یعنی از سال ۲۰۰۳ میلادی، مطابق سال ۱۳۸۲ شمسی در فکر حمله به ایران بودهاند. ۲۰۰۳ سالی است که عراق اشغال شده است.
این عدد تصادفی نیست. ۲۲ سال، دقیقاً با سال ۲۰۰۳ و آغاز پرونده هستهای ایران همپوشانی دارد، یعنی درست در همان روزهایی که دیپلماتهای وزرای خارجه سه کشور اروپایی معروف به تروئیکا(انگلیس،آلمان و فرانسه) با واسطه از آمریکا به کاخ سعدآباد میآمدند و ایران به تشخیص دولتمردان آن روز به صورت داوطلبانه و برای مدت محدود فعالیت غنیسازیاش را تعلیق کرد.نقش آفرینی و همپیمانی سه کشور اروپایی با آمریکا و اسرائیل در جنگ 12روزه هم اثبات شد،آن طور که به درستی مشهور است اسرائیل، سرنیزه غرب در منطقه غرب آسیا است. در این راستا فردریش مرتس، صدراعظم آلمان 25/خرداد/1404در حاشیه نشست «گروه هفت» در کانادا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ZDF آلمان به نقش مُخرب رژیم صهیونیستی در خاورمیانه اذعان کرد و گفت:« این کار کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام میدهد.»این موضع گیری نشان می دهدکه تروئیکای اروپایی از حیث ایدئولوژیکی و استراتژیکی با آمریکا و صهیونیستها اهداف مشترک زیادی دارند. اساسا، رژیم صهیونیستی در پاراداریم لیبرالیسم و امپریالیسم به مثابه ژاندارم و نگهبان دستاوردهای غربیها، از سوی انگلیس و آمریکا نضج گرفت و تقویت شده است.
از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ جرج بوش پسر، از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ باراک اوباما و از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ دونالدترامپ و از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵
جو بایدن و پس از آن از آغاز سال 2025تا حمله به مراکز هستهای ایران ترامپ برای بار دوم در مسند ریاست جمهوری دستور حمله را داده است، چنان که در دوره قبلی ریاست جمهوریاش دستور ترور شهیدسردار قاسم سلیمانی قهرمان ملی ایران را داد ،درواقع انگیزه اصلی ترامپ جهت ترور سردار سلیمانی نقش مؤثر او در مقابله با اجرایی کردن طرح برنارد لوئیس، استراتژیست شناخته شده صهیونیست جهت تجزیه ایران است که بخشی از آن به این شرح است:«در دو هزار سال گذشته هیچ کشور گشا یا نیروی خارجی نتوانسته است بر زبان و فرهنگ ایرانی اثر بنیادی بگذارد که این یکی از نشانه های فرهنگ برتر است و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته است.»
(قسمتی از سخنرانی برنارد لوئیس تحت عنوان «ایران در تاریخ» ژانویه ۱۹۹۹ میلادی در مرکز موشه دایان دانشگاه تل آویو )
یعنی در تمام سالهایی که آمریکا گاه با تهدید و گاه با تطمیع و به اصطلاح با دوگانه چماق و هویج درباره ایران سخن گفته است، در پس پرده ارتش آمریکا حمله به مراکز هستهای ایران را تمرین میکرده است. امروز در بحث روابط بین ایران و آمریکا سخن از دیوار بیاعتمادی نیست، سخن از ذات فریبکار ،شرور و بیاعتمادی است.12ژوئن2025( 22 خرداد1404) مایک هاکبی، سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی گفت: «بعید است اسرائیل بدون چراغ سبز واشنگتن به ایران حمله کند.» یعنی خودشان اعتراف کردند که این جنگ هماهنگ شده بود، ترامپ گفت: «ما در حال مذاکره با ایران هستیم اگرچه حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران ممکن است اتفاق بیفتد، اما قریبالوقوع نیست». اما چه شد؟ فقط چند ساعت بعد، حمله انجام شد نتانیاهو در 26 خرداد1404 یعنی چند روز پس از حمله اعلام کرد: «ما با آمریکا هماهنگ بودیم و این حمله با اطلاع کامل واشنگتن انجام شد.» یعنی ترامپ، رئیسجمهور کشوری بزرگ به افکار عمومی دنیا دروغ گفت؛ او گفت قریبالوقوع نیست، اما خودش همه چیز را برنامهریزی کرده بود. آمریکا بار دیگر ثابت کرد که به طور فزاینده ای غیرقابل اعتماد است. البته در دنیای سیاست، نمی توان به هیچ قدرت و کشوری اعتماد کرد و اساساً این مفهوم در روابط بین الملل، کارکردی ندارد.
اماتصمیم برای حمله به ایران، یک واکنش لحظهای به بنبست دیپلماتیک دور جدید مذاکرات دوره دولت دکتر پزشکیان نبود، بلکه اجرای فاز نهایی یک پروژه «بیستساله» بوده است، یعنی همان دستکش مخملی مذاکره روی پنجهی چدنی همیشگی. جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ ناگهانی نبود، فقط لحظه صفرِ طرحی قدیمی فرا رسید.
جنگ ۱۲ روزه در واقع «جنگ تکنولوژی، هوش مصنوعی و پنهانکاری» و یکی از سختترین جنگ های نظامی نیمقرن اخیر بودکه هدف اصلی رژیم جعلی صهیونیستی ، دقیقا طراحی یک «جنگ ترکیبی تمامعیار» برای به راه انداختن جنگ داخلی و در نهایت فروپاشی و تجزیه ایران و تقسیم آن به چند کشور است که از سالهای گذشته به دنبال تحقق آن است، لکن بهصورت آشکار از این هدف راهبردی رونمایی نکرده است. با تأثیرگذاری اسرائیل در نهادهای حکومتی آمریکا و نفوذ نیرومند لابی صهیونیسم در انتخابات چهارگانه ریاست جمهوری و سنا و مجلس نمایندگان و شهرداریها، تجزیه سرزمینی و ملی ایران را شبیه آن چه بر سر یوگسلاوی سابق آمد، دنبال میکردند که به هفت کشورک مینیاتوری تقسیم شود و هویت هر کشوری تعدادی هتل ،رستوران، مراکز تفریحی و توریستی باشد.اما بزرگترین خطای محاسباتی دشمن در جنگ 12روزه نادیده گرفتن ابعاد و مؤلفههای قدرت و عناصر قدرت ملی ایران اسلامی همانند 1)رهبری فرزانه، حکیم، خردمند و با اراده2)مردم شجاع، مؤمن، غیور و مدافع وطن 2) نیروهای مسلح قدرتمند با آمادگی عملیاتی به روز 3) اراده قوی در مسئولین کشور و فرماندهان نیروهای مسلح 4) اتحاد مقدس ،انسجام ملی، وحدت وهمدلی 5) خوداتکایی در تولید تجهیزات و امکانات دفاعی6) استقلال فرهنگی، سیاسی، علمی، دفاعی و امنیتی7) بسیج چند میلیونی و وجود جوانان فداکار، رشید و شهادتطلب و....بود.
بازخوانی جنگ ۱۲ روزه و پیروزی در آن، بستر و مبنایی است برای حفظ همگرایی آیندهای که بر پایه اعتماد، گفتوگو، و مدیریت هوشمندانه تنوع سیاسی، قومی و فرهنگی شکل میگیرد. این درس تاریخی میتواند به عنوان الگویی برای مدیریت بهتر بحرانها و پیشگیری از سقوط انسجام ملی در مواقع حساس به کار گرفته شود و از سوی دیگر موجب اطمینان بخشی به مردم درباره ثبات و کارآمدی نظام شود.
بنابراین، مهندسی حافظه ملی و محافظت از آن یک ضرورت راهبردی در سیاستگذاری داخلی است که هم نیازمند عزم ملی و هم حمایت نهادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. این حافظه دارای دو بُعد کلیدی مؤثر است:
1) تقویت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی به سازوکارهای حکومتی که کمک میکند مردم تحمل اختلافات و تضادهای روزمره سیاسی را پیدا کنند بیآن که این اختلافات منجر به سقوط ثبات و امنیت کشور شود. ثباتی که در یک جامعه پیچیده چندقومی و چند فرهنگی مانند ایران، حیاتیترین عنصر برای دوام نظام و پیشبرد اهداف ملی است.
2) این بازخوانی تاریخی یک پیام بازدارندگی قوی نیز برای دشمنان ارسال میکند،پیام این که حتی در اوج فشارها، انسجام ملت و قدرت نظامی و امنیتی همچنان پابرجا است و هیچگاه از هم نمیپاشد.
در نهایت این که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، با هدف تغییر توازن قدرت آغاز شد؛ اما با فرماندهی قوی، انسجام ملی و مقاومت همه جانبه ایران، این هدف میسر نشد. این جنگ نشان دهنده قدرت نظامی، امنیتی و رسانه ای ایران در برابر تهدیدات منطقه ای و بین المللی بود و موجب تقویت سرمایه اجتماعی، اعتماد ملی و انسجام نیروهای مسلح مقتدرشد. همچنین ضربه سنگینی به شبکه های جاسوسی دشمن وارد کرد و ذخایر هسته ای کشور نیز حفظ شد. این رخداد پایه های اعتماد داخلی و اقتدار ایران را مستحکم تر کرد و تضعیف جایگاه نهادهای بین المللی همچون شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی، حقانیت ایران را اثبات کرد.
رژیم جعلی صهیونیستی از آغاز تاسیس در سال 1948تاکنون سه مرحله جنگ را طی کرده است.
۱) جنگهای چهارگانه با دولتهای عرب و به عبارتی جنگهای تثبیت موجودیت که سیاست فریب در آن محوریت داشت.
۲)جنگ هایی با محور مقاومت و در واقع جنگهایی با هدف خروج از انزوای ژئوپلیتیکی. آغازگر این جنگها غالبا صهیونیستها بودند و راهبرد اصلی آنها پیگیری سیاست فرقهگرایی بود.
۳) جنگ با ایران یا نخستین جنگ برای ایجاد هژمونی یا تثبیت آن. رژیم صهیونیستی طی دههها، تصویری از امنیت نفوذناپذیر برای خود ساخته بود؛ تصویری که مبتنی بر بازدارندگی هوشمند، توان اطلاعاتی بیرقیب و سامانههای پدافندی پیشرفته مانند «گنبد آهنین»، «فلاخن داوود» و «پیکان» بود. اما در جریان جنگ ۱۲ روزه با ایران، این افسانه فرو ریخت؛ نه در سطح رسانهای یا تبلیغاتی بلکه در میدان واقعی نبرد.
یکی از مهمترین درسهای جنگ ۱۲ روزه برای ناظران منطقهای و جهانی، برملا شدن واقعیت نظامی و راهبردی رژیم صهیونیستی بدون تکیه بر حمایت بیقیدوشرط آمریکا بود. برخلاف تبلیغات چند دهه گذشته مبنی بر خودکفایی امنیتی و توان تهاجمی مستقل، این نبرد نشان داد که اسرائیل، حتی در دفاع از عمق استراتژیک خود بهشدت وابسته به پشتیبانی فنی، اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا است.تصمیم کاخ سفید برای مشارکت نظامی، نهفقط از منظر حمایت از رژیم صهیونیستی به عنوان متحد سنتی خود، بلکه از منظر ضعف عمیق ساختاری تلآویو، نگرانی از کشیده شدن درگیری به یک جنگ فرسایشی بلندمدت و ترس از تغییر موازنه قدرت منطقهای به نفع ایران، قابل بررسی است.
دونالد ترامپ 4 ژوئیه2025(13تیر1404) در مراسم سالگرد استقلال آمریکا در سال 1776در کاخ سفید از خلبانانی که عملیات «چکش نیمهشب» را علیه تأسیسات هستهای فردو اجرا کردند، تقدیر کرد. اما جملهای که ترامپ در آن نشست نقل کرد، میتوانست از انفجار بمبهای ۳۰ هزار پوندی57 - GBU پرصداتر باشد :«خلبانان به من گفتند ما ۲۲ سال است که این مسیر را تمرین میکنیم، سالی سه بار، برای بیست و دو سال،رؤسای جمهوری سابق جرأت اقدام نداشتند.»این حرف یعنی از سال ۲۰۰۳ میلادی، مطابق سال ۱۳۸۲ شمسی در فکر حمله به ایران بودهاند. ۲۰۰۳ سالی است که عراق اشغال شده است.
این عدد تصادفی نیست. ۲۲ سال، دقیقاً با سال ۲۰۰۳ و آغاز پرونده هستهای ایران همپوشانی دارد، یعنی درست در همان روزهایی که دیپلماتهای وزرای خارجه سه کشور اروپایی معروف به تروئیکا(انگلیس،آلمان و فرانسه) با واسطه از آمریکا به کاخ سعدآباد میآمدند و ایران به تشخیص دولتمردان آن روز به صورت داوطلبانه و برای مدت محدود فعالیت غنیسازیاش را تعلیق کرد.نقش آفرینی و همپیمانی سه کشور اروپایی با آمریکا و اسرائیل در جنگ 12روزه هم اثبات شد،آن طور که به درستی مشهور است اسرائیل، سرنیزه غرب در منطقه غرب آسیا است. در این راستا فردریش مرتس، صدراعظم آلمان 25/خرداد/1404در حاشیه نشست «گروه هفت» در کانادا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ZDF آلمان به نقش مُخرب رژیم صهیونیستی در خاورمیانه اذعان کرد و گفت:« این کار کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام میدهد.»این موضع گیری نشان می دهدکه تروئیکای اروپایی از حیث ایدئولوژیکی و استراتژیکی با آمریکا و صهیونیستها اهداف مشترک زیادی دارند. اساسا، رژیم صهیونیستی در پاراداریم لیبرالیسم و امپریالیسم به مثابه ژاندارم و نگهبان دستاوردهای غربیها، از سوی انگلیس و آمریکا نضج گرفت و تقویت شده است.
از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ جرج بوش پسر، از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ باراک اوباما و از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ دونالدترامپ و از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵
جو بایدن و پس از آن از آغاز سال 2025تا حمله به مراکز هستهای ایران ترامپ برای بار دوم در مسند ریاست جمهوری دستور حمله را داده است، چنان که در دوره قبلی ریاست جمهوریاش دستور ترور شهیدسردار قاسم سلیمانی قهرمان ملی ایران را داد ،درواقع انگیزه اصلی ترامپ جهت ترور سردار سلیمانی نقش مؤثر او در مقابله با اجرایی کردن طرح برنارد لوئیس، استراتژیست شناخته شده صهیونیست جهت تجزیه ایران است که بخشی از آن به این شرح است:«در دو هزار سال گذشته هیچ کشور گشا یا نیروی خارجی نتوانسته است بر زبان و فرهنگ ایرانی اثر بنیادی بگذارد که این یکی از نشانه های فرهنگ برتر است و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته است.»
(قسمتی از سخنرانی برنارد لوئیس تحت عنوان «ایران در تاریخ» ژانویه ۱۹۹۹ میلادی در مرکز موشه دایان دانشگاه تل آویو )
یعنی در تمام سالهایی که آمریکا گاه با تهدید و گاه با تطمیع و به اصطلاح با دوگانه چماق و هویج درباره ایران سخن گفته است، در پس پرده ارتش آمریکا حمله به مراکز هستهای ایران را تمرین میکرده است. امروز در بحث روابط بین ایران و آمریکا سخن از دیوار بیاعتمادی نیست، سخن از ذات فریبکار ،شرور و بیاعتمادی است.12ژوئن2025( 22 خرداد1404) مایک هاکبی، سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی گفت: «بعید است اسرائیل بدون چراغ سبز واشنگتن به ایران حمله کند.» یعنی خودشان اعتراف کردند که این جنگ هماهنگ شده بود، ترامپ گفت: «ما در حال مذاکره با ایران هستیم اگرچه حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران ممکن است اتفاق بیفتد، اما قریبالوقوع نیست». اما چه شد؟ فقط چند ساعت بعد، حمله انجام شد نتانیاهو در 26 خرداد1404 یعنی چند روز پس از حمله اعلام کرد: «ما با آمریکا هماهنگ بودیم و این حمله با اطلاع کامل واشنگتن انجام شد.» یعنی ترامپ، رئیسجمهور کشوری بزرگ به افکار عمومی دنیا دروغ گفت؛ او گفت قریبالوقوع نیست، اما خودش همه چیز را برنامهریزی کرده بود. آمریکا بار دیگر ثابت کرد که به طور فزاینده ای غیرقابل اعتماد است. البته در دنیای سیاست، نمی توان به هیچ قدرت و کشوری اعتماد کرد و اساساً این مفهوم در روابط بین الملل، کارکردی ندارد.
اماتصمیم برای حمله به ایران، یک واکنش لحظهای به بنبست دیپلماتیک دور جدید مذاکرات دوره دولت دکتر پزشکیان نبود، بلکه اجرای فاز نهایی یک پروژه «بیستساله» بوده است، یعنی همان دستکش مخملی مذاکره روی پنجهی چدنی همیشگی. جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ ناگهانی نبود، فقط لحظه صفرِ طرحی قدیمی فرا رسید.
جنگ ۱۲ روزه در واقع «جنگ تکنولوژی، هوش مصنوعی و پنهانکاری» و یکی از سختترین جنگ های نظامی نیمقرن اخیر بودکه هدف اصلی رژیم جعلی صهیونیستی ، دقیقا طراحی یک «جنگ ترکیبی تمامعیار» برای به راه انداختن جنگ داخلی و در نهایت فروپاشی و تجزیه ایران و تقسیم آن به چند کشور است که از سالهای گذشته به دنبال تحقق آن است، لکن بهصورت آشکار از این هدف راهبردی رونمایی نکرده است. با تأثیرگذاری اسرائیل در نهادهای حکومتی آمریکا و نفوذ نیرومند لابی صهیونیسم در انتخابات چهارگانه ریاست جمهوری و سنا و مجلس نمایندگان و شهرداریها، تجزیه سرزمینی و ملی ایران را شبیه آن چه بر سر یوگسلاوی سابق آمد، دنبال میکردند که به هفت کشورک مینیاتوری تقسیم شود و هویت هر کشوری تعدادی هتل ،رستوران، مراکز تفریحی و توریستی باشد.اما بزرگترین خطای محاسباتی دشمن در جنگ 12روزه نادیده گرفتن ابعاد و مؤلفههای قدرت و عناصر قدرت ملی ایران اسلامی همانند 1)رهبری فرزانه، حکیم، خردمند و با اراده2)مردم شجاع، مؤمن، غیور و مدافع وطن 2) نیروهای مسلح قدرتمند با آمادگی عملیاتی به روز 3) اراده قوی در مسئولین کشور و فرماندهان نیروهای مسلح 4) اتحاد مقدس ،انسجام ملی، وحدت وهمدلی 5) خوداتکایی در تولید تجهیزات و امکانات دفاعی6) استقلال فرهنگی، سیاسی، علمی، دفاعی و امنیتی7) بسیج چند میلیونی و وجود جوانان فداکار، رشید و شهادتطلب و....بود.
بازخوانی جنگ ۱۲ روزه و پیروزی در آن، بستر و مبنایی است برای حفظ همگرایی آیندهای که بر پایه اعتماد، گفتوگو، و مدیریت هوشمندانه تنوع سیاسی، قومی و فرهنگی شکل میگیرد. این درس تاریخی میتواند به عنوان الگویی برای مدیریت بهتر بحرانها و پیشگیری از سقوط انسجام ملی در مواقع حساس به کار گرفته شود و از سوی دیگر موجب اطمینان بخشی به مردم درباره ثبات و کارآمدی نظام شود.
بنابراین، مهندسی حافظه ملی و محافظت از آن یک ضرورت راهبردی در سیاستگذاری داخلی است که هم نیازمند عزم ملی و هم حمایت نهادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. این حافظه دارای دو بُعد کلیدی مؤثر است:
1) تقویت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی به سازوکارهای حکومتی که کمک میکند مردم تحمل اختلافات و تضادهای روزمره سیاسی را پیدا کنند بیآن که این اختلافات منجر به سقوط ثبات و امنیت کشور شود. ثباتی که در یک جامعه پیچیده چندقومی و چند فرهنگی مانند ایران، حیاتیترین عنصر برای دوام نظام و پیشبرد اهداف ملی است.
2) این بازخوانی تاریخی یک پیام بازدارندگی قوی نیز برای دشمنان ارسال میکند،پیام این که حتی در اوج فشارها، انسجام ملت و قدرت نظامی و امنیتی همچنان پابرجا است و هیچگاه از هم نمیپاشد.
در نهایت این که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، با هدف تغییر توازن قدرت آغاز شد؛ اما با فرماندهی قوی، انسجام ملی و مقاومت همه جانبه ایران، این هدف میسر نشد. این جنگ نشان دهنده قدرت نظامی، امنیتی و رسانه ای ایران در برابر تهدیدات منطقه ای و بین المللی بود و موجب تقویت سرمایه اجتماعی، اعتماد ملی و انسجام نیروهای مسلح مقتدرشد. همچنین ضربه سنگینی به شبکه های جاسوسی دشمن وارد کرد و ذخایر هسته ای کشور نیز حفظ شد. این رخداد پایه های اعتماد داخلی و اقتدار ایران را مستحکم تر کرد و تضعیف جایگاه نهادهای بین المللی همچون شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی، حقانیت ایران را اثبات کرد.
برچسب ها : جنگ 12 روزه اقتصادسرآمد ایران
اخبار روز
-
افزایش ۳۶۵ درصدی ترانزیت ریلی بینالمللی در راهآهن شمال شرق ۲
-
تداوم بارش باران و کاهش محسوس دما تا جمعه در بیشتر مناطق کشور
-
چرایی بازخوانی جنگ 12روزه، بستر و مبنایی اقتدارآفرین برای حفظ همگرایی
-
رویکرد «مسئلهمحور» و تعامل با نهادهای اقتصادی، گردشگری را به ریل ثبات بازمیگرداند
-
بهرهمندی از ظرفیت بنادر کوچک و شناورهای سنتی جهت تامین کالاهای اساسی
-
از سرگیری پروازهای تهران به استانبول و بالعکس «هما» از ۱۴ بهمن ماه
-
افتتاح حدود ۱۴۰ هزار واحد مسکونی و تحویل بیش از ۲۰ هزار قطعه زمین تا پایان سال
-
رکورد تخلیه یک کشتی کالای اساسی در بنادر ایران شکسته شد
-
مکران مرکزی با سرمایهگذاری بخش خصوصی مرحله به مرحله احداث میشود
-
فرصتهای سبز برای «اقتصاد آبی»
-
سرمایه گذاری بخش غیردولتی و سازمان بنادر و دریانوردی در مسیر توسعه دریامحور
-
«تعویق بزرگ در ویترین گردشگری ایران»
-
«صنایع تبدیلی» همچنان در حاشیه زنجیره تولید شیلات
-
افزایش ریسک لجستیک نفتکشها در دریاها
-
بازگشت اختلاف به نمودارهای تورمی
-
اهمیت جزیره تایوان برای اقتصاد جهان
-
گذار به عصر دیجیتال پایداری و هوشمندی
-
پیام یک تسلیت
-
بهره برداری از ۱۵۳ پروژه شیلاتی در 23 استان کشور در ایام فجر ۱۴۰۴
-
بوشهر با تولید ۳۰ هزار تن میگوی پرورشی، رکورددار کشور شد
