«سرآمد» بررسی می‌کند؛

پیامدهای مسیر ترامپ  بر ترانزیت چین

تحول عمیق در راهبرد حمل و نقل و ترانزیت اوراسیا 
​​​​​​​گروه بین الملل- رضا رضایی- در سال‌های اخیر، راهبرد حمل و نقل و ترانزیت اوراسیا دستخوش تحول عمیقی شده است. یکی از مهمترین عناصر این تغییر، پروژه مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی است که از طریق جنوب ارمنستان و با هدف کمک به عبور منطقه از دهه‌ها درگیری ایجاد شده است. اما اکنون پرسش‌های زیادی در مورد پیامد این مسیر بر ترانزیت چین وجود دارد.

چرا تریپ مهم است؟ 
در ابتدا، پروژه‌های زیرساختی تحت عنوان «ابتکار کمربند و جاده» چین نقش محوری در ادغام اوراسیا ایفا کردند که از چین تا آسیای مرکزی و به سمت اروپا و خاورمیانه امتداد داشت. سرمایه‌گذاری و مشارکت چین در قطب‌های اصلی حمل و نقل، نویدبخش تقویت نفوذ پکن بر مسیرهای تجارت جهانی بود. اما با ظهور TRIPP، نیروهای جدیدی وارد معادله ژئوپلیتیک شده‌اند. ایالات متحده نه تنها به دنبال تسهیل توافق بین ارمنستان و آذربایجان بوده، بلکه نظارت بر پروژه ترانزیت، به ویژه جاده از طریق مغری را نیز بر عهده گرفته است. پیش از ظهور TRIPP، تمرکز اصلی چین بر تقویت کریدورهای میانی و شمالی بود که هر دو بخش جدایی‌ناپذیر از چارچوب کمربند و جاده هستند. پس از وقوع جنگ در اوکراین و اعمال تحریم‌ها علیه روسیه، مسیر شمالی به طور فزاینده‌ای مشکل‌ساز شد و کریدور میانی که از آسیای مرکزی، دریای خزر، آذربایجان، گرجستان و ترکیه عبور می‌کند، به حلقه اصلی ترانزیت بین چین و اروپا تبدیل شد. طرح TRIPP اغلب به عنوان مسیری کوتاه‌تر و بالقوه سودمندتر از آسیای مرکزی به دریای سیاه و اروپا از طریق قفقاز جنوبی به تصویر کشیده می‌شود که نه تنها روسیه و ایران، بلکه مسیرهای موجود مرتبط با چین را نیز دور می‌زند. برخی از ناظران معتقدند که در آینده، بخش قابل توجهی از محموله‌هایی که در حال حاضر در امتداد کریدورهای چین حرکت می‌کنند، می‌توانند به این مسیر جدید هدایت و این امر جذابیت این مسیرها را کاهش می‌دهد.

حذف کامل یا کاهش انحصار؟ 
برگزارش اقتصادسرآمد بر اساس گزارش کاپسین پست؛ با این حال، چنین پیش‌بینی‌هایی فاقد پشتوانه اقتصادی محکمی هستند. اما آن‌ها همچنان منتشر و اغلب به عنوان مدرکی از عقب‌نشینی چین در عرصه لجستیک منطقه‌ای مطرح می‌شوند. برخی وب‌سایت‌ها استدلال می‌کنند که چین مدت‌هاست به عنوان سرمایه‌گذار اصلی و یک «متعادل‌کننده» خارجی در آسیای مرکزی و قفقاز عمل می‌کند. با ظهور TRIPP، کشورهای منطقه به مسیر جدیدی از همکاری با ایالات متحده دست یافته‌اند، که واشنگتن نه تنها به عنوان میانجی، بلکه به عنوان یک اپراتور زیرساختی عملی نیز عمل می‌کند. این تحول به طور بالقوه رویکرد سنتی پکن مبنی بر تحکیم نفوذ از طریق روابط اقتصادی و پروژه‌های زیرساختی را تضعیف می‌کند. براین اساس، هرچند طرح کمربند و جاده همچنان در حال پیشرفت است، اما کریدور دیگری که از طریق قفقاز جنوبی در حال شکل‌گیری است، می‌تواند از نظر سرعت، تعرفه‌ها و ثبات با مسیرهای چینی رقابت کند. در عین حال، کارشناسان معتقدند که TRIPP به طور کامل چین را از استراتژی حمل و نقل اوراسیا حذف نخواهد کرد. بلکه چین در حال از دست دادن انحصار خود است، نه حضورش.

پروژه سیاسی یا اقتصادی؟ 
کریدور ترامپ کمتر یک اقدام اقتصادی و بیشتر سیاسی است. این طرح به نمادی از رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده که طبق برخی تفاسیر، ایالات متحده در آن از چین پیشی گرفته است. البته، آذربایجان همچنان شریک چین در طرح کمربند و جاده است که کریدور میانی، جزء جدایی‌ناپذیر آن محسوب می‌شود. در مورد طرح TRIPP، این طرح نیز ریشه در مفهوم کریدور زنگزور دارد که مدت‌هاست توسط آذربایجان مطرح می‌شود و در اصل، تغییر نام تغییر چندانی ایجاد نکرده است. برای آذربایجان، TRIPP کمتر در مورد ترانزیت بین‌المللی و بیشتر در مورد تأمین ارتباط مستقیم با نخجوان است. از دیدگاه ترانزیت بین‌المللی، این پروژه احتمالا برای ارمنستان که سال‌ها به دلیل انزوای جغرافیایی، درگیری حل نشده و کمبود زیرساخت‌ها برای ادغام در شبکه‌های کمربند و جاده تلاش می‌کرد، مورد توجه بیشتری باشد. متخصصان لجستیک عموماً استدلال می‌کنند که TRIPP نمی‌تواند رقیب کریدور میانی باشد و در عوض احتمالا به عنوان یکی از شاخه‌های آن ظهور کند. چالش دیگر این است که TRIPP به طور گسترده به عنوان یک پروژه سیاسی تلقی می‌شود و همین امر باعث می‌شود که قابلیت اقتصادی آن زیر سوال برود. بسیاری از موارد به مشارکت ایالات متحده بستگی دارد. پس از ساخت جاده، واشنگتن احتمالا شرکا را تشویق کند تا جریان بار را از راه آهن باکو-تفلیس-قارص (BTK) به کریدور جدید هدایت کنند.

مسیری برای ترانزیت مواد معدنی
رسانه‌های آمریکایی همچنین تأکید کرده‌اند که مسیر ترامپ می‌تواند برای چین اهمیت داشته باشد زیرا یک کانال ترانزیت جدید از طریق قفقاز جنوبی برای صادرات اورانیوم، طلا و فلزات خاکی کمیاب از آسیای مرکزی ایجاد می‌کند و در عین حال روسیه و ایران را دور می‌زند. چنین مسیری می‌تواند اهرم ژئوپلیتیکی پکن و نقش آن در تأمین منابع حیاتی برای بازارهای غربی را کاهش دهد. نکته قابل توجه اینکه ترانزیت مواد معدنی کمیاب آسیای مرکزی از طریق TRIPP در منشور مشارکت راهبردی ایالات متحده و آذربایجان نیز مورد اشاره قرار گرفته کلیدی که هدف اصلی این پروژه را روشن می‌کند. علاقه ایالات متحده به مسیر مغری با تضمین تحویل منابع آسیای مرکزی به بازارهای غربی تحت نظارت آمریکا مرتبط است. از منظر صرفاً جغرافیایی، صحبت از «دور زدن چین» احتمالا اغراق‌آمیز باشد. اما به نظر می‌رسد واشنگتن مشتاق است که این محموله‌ها از طریق کریدوری تحت نفوذ خود منتقل شوند و حتی به طور بالقوه از بنادر گرجستان که در آن‌ها حضور چین وجود دارد، اجتناب کنند. بازیگران اروپایی نیز علاقه بالایی به این امر نشان می‌دهند، کمیسیون اروپا اخیراً از قصد خود برای تأمین مالی نوسازی بخش نخجوان TRIPP خبر داده است.
یکی از پرسش‌هایی که اکنون توجه‌ها را به خود جلب کرده این است که آیا ایالات متحده به محموله‌های چینی اجازه ترانزیت از طریق TRIPP را خواهد داد یا خیر. تولیدکنندگان ارمنی به ویژه نگران هستند. ارمنستان تقریباً ۵۲ درصد از مواد اولیه معدنی خود را به چین صادر می‌کند که در حال حاضر از طریق مسیرهای دریایی طولانی و پرهزینه انجام می‌شود و اتصال زمینی از طریق مغری می‌تواند حمل و نقل را سریع‌تر و ارزان‌تر کند. شرکت‌های روسی فعال در بخش معدن ارمنستان نیز به چنین لجستیکی علاقه‌مند هستند، که این عامل می‌تواند تصمیمات ایالات متحده را پیچیده کند. همه طرف‌ها، صرف نظر از اظهارات رسمی، اذعان دارند که TRIPP بیشتر از ملاحظات اقتصادی، تحت تأثیر رویکرد سیاسی است. اما چنین پویایی‌هایی بازتاب واقعیت‌های چشم‌انداز ژئوپلیتیکی امروز است. این پروژه هنوز تا تکمیل شدن فاصله زیادی دارد و در واقع، هنوز واقعاً آغاز نشده است. با وقوع رویدادها، اهمیت واقعی آن با گذشت زمان روشن‌تر خواهد شد.
پیامدهای مسیر ترامپ  بر ترانزیت چین
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه