«سرآمد» تحلیل می‌کند؛

اقتصاد دریایی بدون فرهنگ شکل نمی‌گیرد

ضرورت فرهنگ‌سازی در ارکان دریایی  ایران
​​​​​​​گروه فرهنگ دریا - ایرج گلشنی- اقتصادسرآمد به عنوان رسانه تخصصی حوزه دریا، حمل‌ونقل و اقتصاد دریامحور، نخستین رسانه‌ایی است که ضرورت شکل‌گیری «فرهنگ دریایی» در جامعه ایرانی را به عنوان یک مطالبه جدی مطرح کرده است؛ رسانه‌ای که پیش از آنکه توسعه دریایی به یک ادبیات رایج در سیاست‌گذاری کشور تبدیل شود، بر یک واقعیت اساسی تأکید داشت: ایران بدون تغییر نگاه فرهنگی به دریا، نمی‌تواند از ظرفیت‌های عظیم اقتصاد دریایی خود بهره‌برداری کند.
اقتصادسرآمد تنها به بازتاب اخبار و رویدادهای دریایی بسنده نکرده، بلکه تلاش کرده است مفهوم فرهنگ دریایی را به یک گفتمان عمومی تبدیل کند. طرح موضوع ضرورت فرهنگ‌سازی دریایی، پیگیری مستمر این موضوع و پیشنهاد تشکیل کارگروه فرهنگ دریایی از جمله اقداماتی است که با هدف ایجاد نگاه جدید به جایگاه دریا در جامعه انجام شده است.
نگاه اقتصادسرآمد روشن است؛ توسعه دریایی فقط با ساخت بندر، اسکله، کشتی و زیرساخت‌های فیزیکی محقق نمی‌شود. پیش از هر سازه و سرمایه‌گذاری، باید فرهنگ استفاده از دریا، شناخت ظرفیت‌های آن و باور عمومی به نقش دریا در توسعه کشور شکل بگیرد.
از همین منظر، اقتصادسرآمد بار دیگر به موضوعی می‌پردازد که سال‌هاست بر آن تأکید دارد؛ ضرورت فرهنگ‌سازی دریایی در ایران.
هر پدیده‌ای فرهنگ خاص خود را دارد؛ فرهنگی که مانند اثر انگشت، منحصر به همان پدیده است و هویت آن را شکل می‌دهد. فرهنگ دریایی نیز چنین جایگاهی دارد. فرهنگ دریا، مجموعه‌ای از باورها، رفتارها، دانش، مهارت‌ها و نگرشی است که رابطه انسان با دریا را تعریف می‌کند.
دریا فقط یک پهنه آبی نیست؛ یک فرصت اقتصادی، یک مسیر تمدنی و یک ظرفیت راهبردی است. کشورهایی که امروز از اقتصاد دریایی بهره می‌برند، پیش از توسعه بنادر و صنایع دریایی، فرهنگ دریایی را در جامعه خود نهادینه کرده‌اند.
اقتصادسرآمد بارها بر این نکته تأکید کرده است که ایران با وجود برخورداری از موقعیت ممتاز جغرافیایی، سواحل طولانی، دسترسی به آب‌های آزاد و ظرفیت‌های گسترده در حوزه حمل‌ونقل، تجارت و گردشگری دریایی، همچنان با یک چالش مهم روبه‌روست؛ فاصله میان «کشور دریایی بودن» و «داشتن فرهنگ دریایی».
مشکل فقط کمبود سرمایه‌گذاری یا زیرساخت نیست. بخشی از مسئله به نگاه مدیریتی و فرهنگی بازمی‌گردد؛ نگاهی که گاهی در مدیریت حوزه دریا، همچنان خشکی‌محور است و درک کاملی از منطق توسعه دریایی ندارد.
ایران کشوری دریایی است، اما هنوز بسیاری از تصمیم‌ها با ذهنیت غیر دریایی گرفته می‌شوند. این همان شکافی است که باید با فرهنگ‌سازی، آموزش و تغییر نگرش برطرف شود.

فرهنگ‌سازی چیست و چرا اهمیت دارد؟
فرهنگ چیست؟ فرهنگ‌سازی چگونه شکل می‌گیرد؟ چرا فرهنگ همواره به عنوان زیربنای تحولات بزرگ اجتماعی و اقتصادی مطرح شده است؟
پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند ساعت‌ها بحث و بررسی است، اما یک اصل روشن وجود دارد؛ هیچ توسعه‌ای بدون پشتوانه فرهنگی پایدار نمی‌ماند.
فرهنگ‌سازی یک اقدام مقطعی نیست. نیازمند برنامه، شناخت جامعه، استمرار و تبدیل یک مفهوم به باور عمومی است.
در حوزه دریا نیز نمی‌توان انتظار داشت تنها با ساخت چند بندر، اسکله یا ایجاد چند پروژه گردشگری، جامعه به صورت خودکار به سمت دریا حرکت کند. فرهنگ استفاده از این ظرفیت‌ها باید پیش از آن ایجاد شود.

ایجاد «ضدفرهنگ» بسیار آسان‌تر از ساختن فرهنگ است
برای فرهنگ‌سازی باید برنامه داشت، کار کرد، جامعه را شناخت و با ظرافت مسیر تغییر نگرش را طی کرد؛ اما برای آنکه فرهنگ‌سازی اتفاق نیفتد، کافی است هیچ اقدامی انجام نشود.
این همان نقطه‌ای است که حوزه دریا سال‌ها با آن مواجه بوده است؛ توسعه فیزیکی بدون پیوست فرهنگی.
ضدفرهنگ زمانی شکل می‌گیرد که در کنار تلاش برای ساخت زیرساخت‌ها، از ذهن و نگاه جامعه غفلت شود. وقتی افکار عمومی با یک موضوع همراه نشود و برای ایجاد شناخت عمومی تلاش نشود، حتی اقدامات مثبت نیز ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشند.فرهنگ، زیربنای توسعه است. اگر فرهنگ همراه با توسعه حرکت کند، سازه‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها معنا پیدا می‌کنند؛ اما اگر فرهنگ نادیده گرفته شود، همان سازه‌ها ممکن است به نماد فاصله میان تصمیم و واقعیت جامعه تبدیل شوند.
نمونه‌های مختلفی از این وضعیت وجود دارد؛ اقداماتی که در ظاهر توسعه‌ای هستند، اما به دلیل نبود زمینه فرهنگی مناسب، کارکرد واقعی خود را از دست داده‌اند.
تجربه برخی مسیرهای دوچرخه‌سواری در شهرها نشان داد که ایجاد زیرساخت به تنهایی کافی نیست. وقتی فرهنگ استفاده از یک ظرفیت ایجاد نشده باشد، حتی یک پروژه مثبت نیز ممکن است بلااستفاده بماند و به جای ایجاد احساس پیشرفت، موجب بی‌اعتمادی عمومی شود.
همین مسئله درباره برخی زیرساخت‌های گردشگری دریایی نیز قابل مشاهده است.
اسکله‌هایی که با هدف توسعه گردشگری دریایی ساخته شده‌اند، در برخی موارد یا بلااستفاده مانده‌اند یا از فلسفه اصلی خود فاصله گرفته‌اند؛ چراکه پیش از ایجاد سازه، فرهنگ بهره‌برداری از آن شکل نگرفته است.
گردشگری دریایی تنها به نشستن کنار ساحل و تماشای دریا خلاصه نمی‌شود. گردشگری دریایی یعنی حضور فعال انسان در دریا، تجربه سفر دریایی، شناخت ظرفیت‌های آبی و ایجاد ارتباط پایدار میان جامعه و دریا.
تا زمانی که این نگاه فرهنگی ایجاد نشود، زیرساخت‌ها نمی‌توانند مأموریت واقعی خود را انجام دهند.

ضدفرهنگ دریایی؛ تصویری که باید اصلاح شود
در کشوری مانند ایران که بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های توسعه‌ای آن در دریا نهفته است، نبود فرهنگ‌سازی دریایی تنها یک خلأ فرهنگی نیست؛ بلکه یک مانع اقتصادی و توسعه‌ای محسوب می‌شود.
اقتصادسرآمد سال‌هاست بر این موضوع تأکید دارد که جامعه ایرانی باید با «فرهنگ دریا» آشنا شود. دریا نباید صرفاً به عنوان یک مرز جغرافیایی، یک منظره طبیعی یا محلی برای تفریح محدود دیده شود؛ بلکه باید به عنوان یک فرصت بزرگ اقتصادی، اجتماعی و تمدنی شناخته شود.
اما واقعیت این است که امروز نه‌تنها فرهنگ‌سازی دریایی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته، بلکه در مواردی با شکل‌گیری نوعی ضدفرهنگ دریایی نیز مواجه هستیم.
تصویری که در بسیاری از تولیدات فرهنگی و رسانه‌ای از دریا ارائه شده، اغلب تصویری همراه با خطر، حادثه، طوفان، غرق شدن و بحران بوده است. تکرار این تصویر، به مرور ذهن جامعه را از دریا دور کرده و این تصور را ایجاد کرده که دریا بیشتر از آنکه فرصت باشد، تهدید است.بخش مهمی از فیلم‌ها و روایت‌های تصویری مرتبط با دریا، بر حوادث و اتفاقات تلخ تمرکز دارند؛ کشتی‌های گرفتار، طوفان‌های سهمگین و پایان‌های تلخ. طبیعی است که وقتی مخاطب دریا را عمدتاً از دریچه حادثه و بحران بشناسد، ارتباط ذهنی مثبتی با آن شکل نگیرد.
اخبار دریایی نیز در بسیاری از موارد با اتفاقات تلخ در ذهن جامعه ثبت شده‌اند. حادثه کشتی سانچی یکی از نمونه‌هایی است که سال‌ها در افکار عمومی باقی ماند. در مقابل، کمتر شاهد آن هستیم که رسانه‌ها از موفقیت‌های دریایی، زندگی در دریا، فرصت‌های گردشگری دریایی، دستاوردهای دریانوردان و نقش دریا در رفاه جامعه روایت کنند.
به نظر می‌رسد در بسیاری از موارد، تنها زمانی نگاه رسانه‌ای به سمت دریا جلب می‌شود که حادثه‌ای رخ داده باشد؛ در حالی که دریا فقط محل حادثه نیست، بلکه محل زندگی، تجارت، اشتغال، گردشگری و توسعه است.
کشورهای پیشرفته دریایی، سال‌ها برای تغییر این تصویر تلاش کرده‌اند. آنها فرهنگ دریایی را از کودکی آموزش داده‌اند، تجربه حضور در دریا را به یک بخش طبیعی از زندگی اجتماعی تبدیل کرده‌اند و اجازه نداده‌اند ترس جای شناخت را بگیرد.در ایران نیز باید این مسیر آغاز شود.
یکی دیگر از نشانه‌های ضعف فرهنگ دریایی، فاصله گرفتن جامعه از شناخت درست عناصر دریایی است. گاهی نمادهایی که ارتباط عمیقی با فرهنگ اصیل ایرانی ندارند، جایگزین مفاهیم درست می‌شوند و حتی از طریق رسانه‌ها ترویج می‌شوند.
همان‌طور که در حوزه محیط زیست و فرهنگ عمومی، اصلاح نگاه جامعه نیازمند آموزش و آگاهی‌بخشی است، در حوزه دریا نیز باید نگاه‌ها اصلاح شود.
جامعه‌ای که دریا را نشناسد، نمی‌تواند از اقتصاد دریا بهره‌مند شود.

رسانه‌ها و مسئولیت فرهنگ‌سازی دریایی
نقش رسانه‌ها در این میان بسیار تعیین‌کننده است. رسانه فقط انتقال‌دهنده خبر نیست؛ رسانه می‌تواند نگرش بسازد.
اقتصادسرآمد از ابتدا تلاش کرده است نقش خود را فراتر از یک رسانه خبری تعریف کند؛ یعنی به عنوان یک جریان فکری در حوزه دریا، مسائل پنهان توسعه دریایی را مطرح کند.
طرح مستمر موضوع فرهنگ دریایی، ایجاد گفتمان درباره ضرورت آن و پیگیری ایده تشکیل کارگروه فرهنگ دریایی، بخشی از همین رویکرد است؛ رویکردی که معتقد است توسعه دریایی پیش از آنکه در اسکله‌ها و بنادر آغاز شود، باید در ذهن جامعه آغاز شود.
جای تأسف است که هنوز بخش بزرگی از تولیدات رسانه‌ای کشور، نگاه خود را معطوف به خشکی کرده‌اند و دریا سهم اندکی در روایت‌های فرهنگی و اجتماعی دارد.
وقتی بیش از ۹۰ درصد روایت‌های رسانه‌ای یک جامعه درباره خشکی باشد و دریا تنها در زمان بحران دیده شود، طبیعی است که نسل‌های جدید شناخت کافی از ظرفیت‌های دریایی پیدا نکنند.
فرهنگ دریایی زمانی شکل می‌گیرد که کودک، نوجوان، دانشجو، مدیر و تصمیم‌گیر کشور، دریا را بخشی از آینده خود بداند.

دو گام اساسی برای ساخت فرهنگ دریایی
برای حرکت به سمت فرهنگ دریایی، دو اقدام اساسی ضروری است:
نخست، تغییر نگاه مسئولان و مدیران فرهنگی نسبت به دریا.
تا زمانی که دریا در ذهن سیاست‌گذاران فرهنگی یک موضوع فرعی باشد، نمی‌توان انتظار داشت جامعه نگاه متفاوتی پیدا کند. فرهنگ دریایی باید به عنوان بخشی از هویت ملی و مسیر توسعه کشور دیده شود.دوم، بازسازی تصویر دریا در افکار عمومی.
جامعه باید بداند که دریا فقط طوفان و حادثه نیست؛ دریا یعنی اشتغال، تجارت، گردشگری، انرژی، ارتباط با جهان و فرصت‌های بی‌پایان توسعه.اقتصادسرآمد معتقد است مسیر توسعه دریایی ایران از یک نقطه آغاز می‌شود: تغییر نگاه.
تا زمانی که فرهنگ دریا در جامعه شکل نگیرد، حتی بزرگ‌ترین پروژه‌های دریایی نیز نمی‌توانند تمام ظرفیت خود را آشکار کنند.
دریا باید از حاشیه به متن توسعه کشور بازگردد؛ و این مسیر، بدون فرهنگ‌سازی دریایی امکان‌پذیر نیست.
اقتصادسرآمد همچنان بر این باور است که آینده توسعه ایران، از مسیر دریا می‌گذرد؛ اما پیش از ساختن بنادر و ناوگان، باید فرهنگ دریا را ساخت.
اقتصاد دریایی بدون فرهنگ شکل نمی‌گیرد
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه