تحقق صلح هرمز قبل  از پایان جنگ یمن 


ادامه از صفحه اول
 در عرصه‌های مختلف منطقه، حال به هر نام و عنوانی حضور داشته باشند، نمی توان شاهد صلح و ثبات بود. 
اتفاقا بعد از تحولاتی مانند ساقط کردن پهپاد متجاوز آمریکایی توسط جمهوری اسلامی ایران، انفجارات مشکوک در بندر فجیره امارات، حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی و نظایر آن بود که جمهوری اسلامی ایران سعی کرد طرح تشکیل سازمان امنیتی منطقه‌ای را روی منطقه خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان متمرکز کند و در نهایت طرح صلح هرمز مطرح شد تا بتوان با همکاری های کشورهای این منطقه در خصوص افزایش امنیت، صلح و ثبات در این آبراه استراتژیک و راهبردی همکاری های لازم صورت گیرد. 
پس اینگونه نیست که ایران سعی کرده باشد برای به حاشیه بردن موج اتهاماتی که اساساً بی پایه و اساس بوده است، بخواهد طرح صلح هرمز را مطرح کند. من معتقدم این دست تحلیل‌ها و نظراتی که شما به آن اشاره کردید از سوی کسانی و جریان هایی مطرح می شود که سعی دارند مسئله ایرانهراسی را تداوم و تشدید کنند، آن هم در شرایطی که ایران یکی از مهم ترین بازیگران تداوم و گسترش امنیت و صلح در منطقه غرب آسیا بوده است. در این راستا من به گزارش اخیر سازمان ملل و مواضع صریح آنتونیو گوترش، دبیر این سازمان بسنده می کنم که تاکید داشتند که هیچ گونه شواهدی دال بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در حمله به تاسیسات نفتی آرامکو دخیل بوده باشد، وجود ندارد. لذا، نه تنها در خصوص حمله به تاسیسات نفتی عربستان اتهامی به جمهوری اسلامی وارد نیست، بلکه تهران سعی کرده است برای گسترش امنیت نقش یک پیشران و پیش قراول را داشته باشد تا مانع از تکرار این دست حملات و گسترش ناامنی ها در منطقه شود.
اکنون چهار کشور عراق، عمان، کویت و قطر نگاه مثبتی نسبت به طرح صلح هرمز دارند. اما چالش اساسی نگاه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین است. مادامی که این سه کشور نگاه به بیرون را برای حفظ امنیت خود در دستور کار قرار دهند، مسئله عملیاتی شدن و پذیرفته شدن طرح صلح هرمز با اما و اگرهای زیادی روبه روست. باید این کشورها بپذیرند که مسئله امنیت، چه در حوزه داخلی و چه در حوزه منطقه‌ای تنها به اتکای توان داخلی و همکاریهای منطقهای قابل پیگیری است، نه امید به حضور بازیگران فرامنطقه‌ای که تنها سعی دارند با افزایش ناامنی و درگیری‌های بین کشورها، بستر را برای فروش بیشتر سلاح و تجهیزات نظامی فراهم کرده و از آن سو بهانه و توجیهی برای حضور خود در منطقه داشته باشند.
واقعیت این است که جنگ یمن به یکی از مهمترین پارامترها در تعیین سمت و سوی تحولات در منطقه غرب آسیا بدل شده است. چراکه به هرحال این جنگ یک جنگ نیابتی بین دو ابرقدرت در منطقه غرب آسیا است. با وجود اینکه رایزنی های سیاسی میان مقامات انصارالله با مسئولین ریاض برای پایان دادن به جنگ یمن صورت گرفته بود، ولی با توجه به جنایت اخیر سعودی‌ها مبنی بر شهید کردن بیش از ۲۰ نفر در بازار سعده و پاسخ قاطع انصارالله در حمله به پایگاه جیزان اکنون نمیتوان چشم انداز خوبی را برای پایان دادن به جنگ یمن متصور بود. تا زمانی هم که جنگ یمن پایان نیابد، نمیتوان در خصوص عملیاتی شدن طرح صلح هرمز و کاهش تنش میان ایران و عربستان سخن گفت.
بر خلاف نگاه تهران راجع به مذاکره با آمریکا و دولت ترامپ، از جانب جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه مشکل و چالشی برای مذاکره و گفت وگو با مقامات عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین وجود ندارد. من در مصاحبه مفصلی که با دیپلماسی ایرانی داشتم پیرامون این موضوع صحبت کردم. در این راستا بارها و بارها محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه از آمادگی تهران برای گفت وگو با این ۳ کشور سخن گفته است. مسئله مهم ریاض و ابوظبی و نگاه غلط آنها به تحولات منطقه ای است. 
تحقق صلح هرمز قبل  از پایان جنگ یمن 
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه