سرنوشت اتصال چین به اروپا در «مسیر ترامپ»

گروه ترانزیت- رضا رضایی- هشتمین روز از ماه اوت‌(آگوست) بود که در مراسمی رسمی در کاخ‌سفید و با حضور دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان پس از دهه‌ها مناقشه و دوجنگ خونین، توافق صلح جامعی را امضا کردند. این توافق شامل توقف کامل و دائمی درگیری‌ها، به رسمیت شناختن متقابل مرزهای بین‌المللی، بازگشایی مسیرهای تجاری و ایجاد مسیر ترانزیتی جدید موسوم به «مسیر ترامپ» است که آذربایجان را به منطقه خودمختار نخجوان متصل می‌کند. دونالد ترامپ در مراسم امضای این توافق‌نامه گفت: هر دوطرف متعهد شده‌اند که برای همیشه تمام جنگ‌ها را متوقف کنند.
به گزارش روزنامه اقتصاد سرآمد، خبرگزاری بلومبرگ طی روزهای گذشته با انتشار گزارشی به نقل از مقامات ترکیه‌ای اعلام کرده است که کریدور حمل‌ونقل بین ارمنستان و آذربایجان تحت مدیریت ایالات متحده، می‌تواند به بخشی از مسیر تجاری بین چین و اروپا تبدیل شود. البته اگر واشنگتن استفاده از آن را محدود نکند.
براساس اعلام این مقامات، حق انحصاری مدیریت این کریدور به ایالات متحده اجازه می‌دهد تا نحوه استفاده از آن را تعیین کند. بنابراین، بسیاری از مسائل مانند استفاده صادرکنندگان چینی از آن به موضع واشنگتن بستگی دارد. این منابع تأکید می‌کنند که ترکیه معتقد است این کریدور برای گسترش پیوندهای تجاری بین چین و اروپا پتانسیل بالایی دارد.
آنطور که تارنمای «نیوز آذربایجان» گزارش داده است؛ پرسش این است که آیا ایالات متحده مانع از استفاده چین از کریدور زنگزور‌(مسیر ترامپ) خواهد شد؟ این پرسش پس از توافق واشنگتن در ۸آگوست در مورد ارتباطات بین سرزمین اصلی آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان مطرح شد. این کریدور رسماً به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» تغییرنام داده و توسط ارمنستان به مدت ۹۹سال به مدیریت ایالات متحده واگذار شد.
این پرسش در مورد چین تصادفی نیست؛ نخست اینکه از روابط دشوار بین واشنگتن و پکن و تلاش‌های مکرر ایالات متحده برای محدود کردن اقدامات رقیب خود ناشی می‌شود. دوم، تمام اقدامات در امتداد محور شرق-غرب و به‌ویژه اثربخشی آن‌ها به چین بستگی دارد. عدم‌دسترسی آزاد پکن به این کریدور، این پروژه را از معنای واقعی خود تهی می‌کند.

چین؛ نقطه شروع کریدور میانی
چین، نقطه شروع کریدور میانی یا مسیر حمل‌و‌نقل بین‌المللی ترانس خزر است. در واقع، این کشور صادرکننده اصلی در طول این مسیر، سرمایه‌گذار اصلی در پروژه‌های زیرساختی برای بسیاری از کشورهای واقع در امتداد کریدور میانی و بزرگ‌ترین تأمین‌کننده کالاست. هیچ کشوری از مرزهای چین تا مرزهای اروپا وجود ندارد که نخواهد از ترانزیت صادرات چین بهره‌مند شود.
موقعیت جغرافیایی چین در شرق اوراسیا، آن را به نقطه شروع طبیعی مسیرهای غرب به اروپا تبدیل می‌کند. بدون چین، کریدور میانی نمی‌توانست نقش خود را در اتصال بازارهای آسیا و اروپا ایفا کند، زیرا اکثر کالاهایی که در این مسیر حرکت می‌کنند از چین سرچشمه می‌گیرند. ایده کریدور شرق-غرب ناشی از رشد اقتصادی چین است. این خطوط ارتباطی جدید برای دومین اقتصاد بزرگ جهان که ظرفیت گشودن مسیرهای جدید برای ارسال کالاهای خود به بازارهای خارجی را به دست آورده بود، ضروری است.
کریدور میانی به محور اصلی این ابتکار شرق-غرب تبدیل شد. اینار تانگن، کارشناس چینی گفته که چین به کریدور زنگزور از دریچه پتانسیل آن برای گسترش ارتباطات منطقه‌ای و تسهیل جریان‌های تجاری نگاه می‌کند. او تأکید کرد: «در چارچوب ابتکار کمربند و جاده (BRI) و به‌ویژه کریدور میانی، این مسیر می‌تواند نقش مهمی در ایجاد یک پل زمینی جایگزین بین آسیا و اروپا داشته باشد و مسیرهای پرترافیک و ناپایدار را دور بزند. اجرای موفقیت‌آمیز آن می‌تواند زمان تحویل و هزینه‌های لجستیک را کاهش داده و وابستگی اقتصادی بین کشورهای منطقه را افزایش دهد. از نقطه‌نظر اقتصادی، این مسیر بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسد.

چرا چین مهم است؟
باید توجه داشت که در سال‌۲۰۲۴، در مجموع ۲۸۷قطار بلوکی از طریق کریدور میانی از چین اعزام شدند که «مسیر ترامپ» نیز برای انتقال بخشی از آن مورد استفاده قرار گرفت. تنها در 6ماهه اول امسال، ۱۹۹قطار بلوکی اعزام شده‌اند و پیش‌بینی می‌شود که این تعداد تا پایان سال از ۴۰۰قطار فراتر رود. چین تولیدکننده پیشرو در جهان در اکثر کالاهای صنعتی از جمله کالاهای مصرفی، لوازم خانگی، منسوجات و لوازم الکترونیکی است و در عین حال بزرگ‌ترین صادرکننده و یکی از مهم‌ترین بازارهای مصرفی در سطح جهان نیز محسوب می‌شود. این کشور سالانه کالاهایی به ارزش بیش از ۳.۳تریلیون دلار صادر و این امر آن را به رهبر جهانی در زنجیره‌های تأمین جهانی تبدیل می‌کند.چین به لطف ظرفیت‌های تولیدی گسترده و موقعیت‌های مسلط خود در بخش‌های مختلف صنعتی، عنوان «کارخانه جهان» را به خود اختصاص داده است. پکن سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی در توسعه زیرساخت‌های قدرتمند تولیدی و لجستیکی انجام داده و تولید و صادرات کارآمد را امکان‌پذیر ساخته است. علاوه‌بر این، راهبرد توسعه این کشور براساس حرکت رو به جلوی پایدار، مصمم و بی‌وقفه بنا شده است. با توجه به این ویژگی‌ها، تصور اثربخشی هرگونه کریدور حمل‌ونقل اروپا-آسیا بدون مشارکت فعال چین دشوار است.
دونالد ترامپ، باوجود غیرقابل پیش‌بینی‌ بودنش، در درجه نخست یک تاجر موفق است و در تجارت، برخلاف سیاست، پیش‌بینی‌ها براساس اعداد و ارقام است. اگر ایالات متحده، طبق برنامه در کریدور زنگزور سرمایه‌گذاری کند، به سختی پروژه خود را تضعیف خواهد کرد. در واقع، بدون چین، این مسیر چیزی بیش از یک راه‌آهن برای حمل کالا از سرزمین اصلی آذربایجان به نخجوان نخواهد بود. یعنی از منظر ترانزیت بین‌المللی، عملاً بی‌فایده خواهد بود. نتیجه واضح است: ترامپ چین را از استفاده از این کریدور جدید محدود نخواهد کرد. برعکس، او احتمالاً تمام شرایط لازم را برای تغییر مسیر جریان محموله‌های چینی از مسیرهای رقیب به این مسیر ایجاد خواهد کرد.

مسیر جایگزین کریدور ترامپ
البته اگر اختلافاتی پیش بیاید، پکن بیکار نخواهد ماند. کریدور میانی در حال حاضر در سراسر قفقازجنوبی فعال است و مسیر طولانی‌تر آن از طریق گرجستان می‌گذرد. این جایگزین احتمالا کوتاه‌ترین مسیر نباشد، اما از مزایای ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و مصون ماندن از بازی‌های سیاسی برخوردار است. در مجموع، جاه‌طلبی‌های واشنگتن و نقش اقتصادی جهانی پکن در «مسیر ترامپ» تلاقی می‌کنند. مسدود کردن چین به معنای تخریب پروژه‌ای بوده که ایالات متحده به دنبال کنترل آن است.
اجازه دادن به چین به معنای تقویت نفوذ آمریکا در یکی از پویاترین شریان‌های تجارت اوراسیاست. این امر پارادوکس کریدور ترامپ است: بدون چین نمی‌تواند کار کند. بااین‌حال، هرگز از سایه سیاسی ایالات متحده نیز رهایی نخواهد یافت. پرسش واقعی این نیست که آیا ترامپ چین را محدود خواهد کرد یا خیر و آیا اینکه واشنگتن این آمادگی را دارد تا بپذیرد مسیر اروپا ناگزیر از پکن آغاز می‌شود یا خیر؟
سرنوشت اتصال چین  به اروپا در «مسیر ترامپ»
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه