«سرآمد» بررسی کرد؛

جایگاه استراتژیک مدیریت دانش در حمکرانی دریایی

آسیب‌شناسی مدیریت دانش و کلان‌روایت‌های سازمانی
​​​​​​​گروه دانش دریا - رضا جهانفر - اگرچه مدیریت دانش یک «ابزار تحقق استراتژی» برای دستیابی به «اهداف سازمان» است، ولی نباید فراموش کرد که دستیابی به اهداف سازمانی و به ثمر رساندن «مأموریت» و «شرح وظایف»، بدون مدیریت دانش امکان‌پذیر نیست.
به گزارش «اقتصاد سرآمد»، دکتر رضا جهانفر، محقق، پژوهشگر و دانش‌آموخته جامعه‌شناسی در نوشتاری با نگاهی تحلیلی به موضوع مدیریت دانش در کلان‌روایت سازمان‌ها به بررسی نظرگاه «شکست مدیریت دانش» به‌عنوان مقدمه شکست در «حکمرانی دریایی» کشور پرداخته است. این مطلب را در ادامه می‌خوانید:
هر سازمان، کلان‌روایتی دارد که دلیلِ وجودی آن سازمان و مشتمل بر شرح وظایف و مأموریت آن سازمان است. ارگان‌ها و سازمان‌ها بدون کلان‌روایت، شکست را تجربه خواهند کرد. در واقع «کلان‌روایت» هر سازمان بر ستون «مدیریت دانش» استوار است و ناکامی مدیریت دانش به ریزش ستون‌های سازمان و مرگ کلان‌روایت‌های آن منجر خواهد شد.

عصر دانش یا عصر اطلاعات
برخی تصور می‌کنند که هنوز در «عصر اطلاعات» به‌سر می‌برند، این در حالی است که پیامدهای ورود به «عصر دانش»، بر سرنوشت همه نهادهای اجتماعی، ارگان‌ها و سازمان‌ها، افراد و حتی کشورها قابل‌مشاهده است. در عصر دانش، جایگاه مدیریت دانش فراتر از هر زمان دیگری بر سعادت یا تیره‌روزی ارگان‌ها و سازمان‌ها و عناصر آن اثرگذار است. در شرایطی قرار گرفته‌ایم که باید شکست مدیریت دانش را مقدمه شکست در حکمرانی در حوزه‌های مختلف از جمله گفتمان «حکمرانی دریایی» بدانیم. هیچ کشور یا سازمانی نمی‌تواند مدعی پیشرفت در فرایند حکمرانی دریایی شود، ولی سالانه در دریا و حوزه دریانوردی شاهد سوانح تکراری باشد. سوانحِ دریایی تکراری، نشان‌دهنده موفق نبودن مدیریت دانش در حوزه دریا و دریانوردی است. 

حکمرانی دریایی و مدیریت دانش
حکمرانی همچون یک چتر و در سطحی بالاتر از مدیریت استراتژیک، مدیریت و در نهایت کنشگری و اقدام است. حکمرانی به ترکیبی منظم و پیچیده از فرایندها، کارکردها، ساختارها، هنجارها، قوانین و قواعدی گفته می‌شود که از درون رابطه بین افراد، تعاملات اجتماعی، روابط قدرت‌(اجتماعی و سیاسی) و ارتباطات درون یک گروه سازمان‌یافته از افراد پدید می‌آیند. این ترکیب منظم و پیچیده مشتمل بر فرایند ایجاد سازوکار، اجرای قواعد، بررسی، نظارت و کاربست بازخوردها با اعمال قدرت مشروع در راستای تحقق هدف مشترک برای همه کنشگران و ذی‌نفعان با در نظر قرار دادن ارزش‌ها و هنجارها در محیط یک سازمان یا یک کشور است.
تعاریف مختلفی برای «حکمرانی» وجود دارد. نکته مهم این است که با هر نگرشی که به «حکمرانی» نگریسته شود، «علم و فناوری» از جمله الزامات تحقق «حکمرانی» در هر حوزه‌ای محسوب می‌شود. محور توسعه علم و فناوری نیز «مدیریت دانش» محسوب می‌شود. «حکمرانی دریایی» نیز از این قاعده مستثنا نیست. از سوی دیگر، سازمان‌ها تسهیل‌کننده حکمرانی هستند. هر «سازمان» با ایفای نقش خود منطبق بر نقشه راه تحقق حکمرانی، به ایجاد حکمرانی اثربخش کمک خواهد کرد.

مدیریت دانش و پاسخگویی به نیازهای سازمان
اثربخشی هر سازمان منوط به پاسخگویی به نیازهای مرتبط با سازمان است و اساساً هر سازمانی تا زمانی پابرجاست که بتواند به نیازهایش پاسخ دهد. پیش از این نیز گفتیم که نیازهای سازمان مبتنی بر 5عامل «نظام مسائل»، «مدیریت دانش»، «فشار فناوری»، «آینده‌پژوهی» و «ایده» سازماندهی می‌شوند. در اینجا با هر دو رویکرد مدیریت دانش مواجهیم. مدیریت دانش به معنای مدیریت بر درس‌آموخته‌ها و تجربیات و مستندات. و مدیریت دانش به معنای مدیریت بر یافته‌های علم، پژوهش و فناوری منطبق بر یک نقشه راه و سند علمی بالادستی.
سازمان‌ها این قابلیت را می‌یابند که مسائل خود در قالب «نظام مسائل» و حتی چالش‌های درونی و بیرونی را حل کنند، مشروط بر اینکه مسئولان ارشد سازمان بر این باور باشند که باید رویکرد علمی برای حل مسئله در سازمان به‌کار گیرند. در واقع اگر مسئولان سازمان، حامی و عمل‌کننده به «مدیریت دانش» باشند، قادر به حل مسائل و رفع چالش‌ها خواهند بود. در اینجا تفاوت بین «سازمان‌ دانش‌بنیان» با سایر سازمان‌ها مشخص می‌شود. بر این مبنا در رقابت بین سازمان‌های مختلف، سازمانی فاتح است که مدیریت دانش اثربخش‌تر داشته و در سطح بالاتری از بلوغ مدیریت دانش باشد.
متغیر مهم «مدیریت دانش»، صرفاً دارای کارایی در زمان عادی در سازمان‌ها نیست، بلکه در زمان بحران هم سازمانی که مدیریت دانش اثربخش‌تر داشته باشد، «مدیریت بحران» سودمندتر خواهد داشت. در «مدیریت دانش» در زمان بحران، عامل موفقیت «مدیریت بحران» و هم عامل تداوم ارتقای «تاب‌آوری» در 3مولفه «ساختار»، «تجهیزات» و «سرمایه انسانی» است.

ایده؛ افزایش‌دهنده طول عمر سازمان
حیات و ممات سازمان‌ها وابسته به «مدیریت تغییر» و بهره‌گیری از ایده‌های جدید است. تکامل فرایند مدیریت دانش در سازمان منجر به زایش «ایده‌های جدید» در سازمان می‌شود. سازمان‌ها با دسترسی به ایده‌های جدید از پیچ‌های تاریخی گذر می‌کنند و نداشتن ایده‌های جدید منجر به رکود فعالیت و گیرکردن در باتلاق روزمرگی و فرسودگی سازمان و بحرانی‌شدن و حتی نابودی سازمان می‌شود.

ضعف در دانش آشکار؛ هشداری برای شکست مدیریت دانش
در واقع در هر سازمانی، بحران واقعی زمانی رخ می‌دهد که مدیریت دانش شکست بخورد و نتواند نقش خود را ایفا کند. «شکست مدیریت دانش» مقدمه «شکست سازمان» است، اما نشانه‌های شکست مدیریت دانش در سازمان چیست؟
احتمالا شما هم دچار این وضعیت شده‌ا‌ید که پس از ورود به یک سازمان، با کارمندان یا کارشناسانی مواجه می‌شوید که به شرح وظایف و مأموریت خود مسلط نیستند و ممکن است حتی شما به او یاد بدهید که برای یک اقدام کارشناسی، چگونه عمل کند. این وضعیت نشان‌دهنده «بحران در دانش آشکار سازمان» است؛ وضعیتی که به‌طور خلاصه «ضعف آموزش» توصیف می‌شود. زیرا بخش عمده دانش آشکار سازمان در سرفصل‌ها و منابع آموزشی، آیین‌نامه، دستورالعمل‌ها، نظامات و بخشنامه‌های سازمانی و هر نوع ابلاغیه چگونگی انجام کار درج شده است. فردی که به وظایف خود و چگونگی انجام آن مسلط نیست، دچار ضعف آموزش و ناآگاهی نسبت به دانش آشکار سازمانی است.
به نیکی می‌دانید که در گفتمان مدیریت دانش، دو نوع از دانش، قابل‌پرداختن است؛ «دانش ضمنی» و «دانش آشکار». بدیهی است که بگویم حدود 20 الی 30درصد دانش هر سازمان، دانش آشکار است. حدود 70 الی 80درصد از دانش سازمان، دانش ضمنی است. حافظه هر سازمان به چهاربخش «فرهنگ سازمانی»، «فرایندها»، «بایگانی و مرکز اسناد» و در نهایت «خبرگان و پیشکسوتان» تقسیم می‌شود. اگرچه مدیران دانش سازمان با هرچهار بخش مواجه هستند، ولی خبرگان و پیشکسوتان، مهم‌ترین دغدغه مدیر دانش سازمان به‌شمار می‌رود. به نظر می‌رسد که استخراج دانش ضمنی و تبدیل آن به دانش آشکار و قرار دادن در سرفصل‌های آموزشی و منابع مکتوب سازمان و جاری و ساری کردن آن در سطح سازمان و اثرگذاری بر سه‌بخش دیگر حافظه سازمانی‌(فرهنگ سازمانی، فرایندها و ذخیره در بایگانی و مرکز اسناد)، بیشترین حجم فعالیت مدیر دانش را به خود اختصاص دهد، اما تمام این اقدامات با پیش‌فرض قوت سازمان در دانش آشکار رخ می‌دهد.
زمانی که سازمان در تبادل و کاربست دانش آشکار نیز دچار لکنت است، نمی‌توانیم بگوییم که مدیریت دانش، روزگار خوشی را طی می‌کند. در اینجا دچار تغییر دغدغه می‌شویم. تا مدتی قبل، دغدغه مدیران دانش سازمان‌ها، «دانش ضمنی سازمان» بود ولی اینک دغدغه اصلی، بحران در «دانش آشکار» است. بحران در دانش آشکار نیز برای ادامه حیات سازمان‌ها خطرناک است، زیرا منجر به شکست مدیریت دانش خواهد شد و شکست مدیریت دانش، شکست سازمان را رقم خواهد زد.

تجربیات جهانی از شکست مدیریت دانش
در سطح جهانی موارد متعددی از شکست در پیاده‌سازی و اجرای مدیریت دانش در سازمان‌ها گزارش شده است. این شکست‌ها معمولاً صرفاً به‌دلیل ویژگی‌های ذاتی مدیریت دانش نیست، بلکه به‌دلیل خطا در اجرا، فرهنگ سازمانی، فناوری، ساختار و عوامل انسانی بوده‌اند. در اینجا می‌توان از «فاجعه کشتی کروز کاستا کونکوردیا» و نادیده گرفتن تجربیات و دانش آشکار توسط ناخدای مغرور کشتی و بروز سانحه و حتی کشته‌شدن تعداد 32نفر در این فاجعه سخن گفت. ده‌ها نمونه اینچنینی از سانحه «کشتی تایتانیک» تا «کشتی لی‌جولا»، «کشتی السلام بوکاچو» و... با هزاران کشته در سوانح و فجایع دریایی قابل‌ذکر است که در بسیاری از مواقع ممکن دلایل تکراری داشته باشند. بر هرکدام از این سوانح می‌توان مثال زد که نادیده گرفتن مدیریت دانش به هر دلیلی منجر به سانحه و حتی فاجعه شد. 
شکست مدیریت دانش در سطح جهان-از جمله حوزه دریا و دریانوردی- به دلایل مختلف از جمله «غرور» و «توهم» رقم خورده است. فراموش نکنیم که «غرور» و «توهم»، فرزندان «شبه‌علم» هستند که پیش از این در یادداشت‌های پیشین نیز به آن پرداخته شد، اما برخی عوامل رایج شکست مدیریت دانش در ارگان‌ها و سازمان‌ها عبارتند از:
1- حمایت نکردن و بی‌تعهدی یا حتی پشتیبانی کم مسئولان و مدیران عالی‌رتبه سازمان از مدیریت دانش. 
2- فرهنگ سازمانی ضعیف و مقاومت در برابر اشتراک‌گذاری دانش.
3- ضعف در سرمایه اجتماعی، بروز بی‌تفاوتی و حتی سکوت سازمانی، مشارکت نکردن و مشارکت‌ ندادن کارکنان کلیدی، ناکافی بودن انگیزه. 
4- تمرکز بیش از حد روی فناوری و غفلت از فرایند و انسان‌ها.
5- تعریف‌نشدن و تبیین نکردن اهداف، معیارها.
6- ساختار نامناسب و اختیارات کم مدیر دانش.
7- کیفیت پایین محتوا و اطلاعات منسوخ.
8- منطبق نبودن ابزار، سیستم، فرهنگ و نیازهای واقعی سازمان.
9- ضعف در تأمین اعتبارات مالی مورد نیاز. 
10- پیوند نخوردن مدیریت دانش با مأموریت و شرح وظایف سازمان.
11- ضعیف بودن جایگاه مدیر دانش سازمان و نداشتن نفوذ، اختیار و اثربخشی کافی.
12- کاربست‌نشدن یافته‌های علمی، پژوهشی و فناورانه در سطح سازمان.
13- تجزیه و تحلیل نامناسب داده‌ها و خطای شناختی و زایش شبه‌علم.
14- ضعف نظارت مستمر بر وضعیت مدیریت دانش در سازمان.
موفقیت در مدیریت دانش نیازمند یکپارچگی بین فرهنگ، فرایند، فناوری و حمایت کامل مقامات مسئول سازمان است و بی‌توجهی به هر یک می‌تواند باعث شکست مدیریت دانش شود. البته نقش و اثربخشی حمایت مدیران ارشد سازمان بیش از هر عامل دیگری است. 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
سخن آخر اینکه اینک با تنوع روایت‌ها از حکمرانی مواجهیم، ولی هر نوع روایت از حکمرانی را که در نظر بگیریم، مهم‌ترین عامل برای تحقق حکمرانی، «توسعه علم و فناوری» است و محور توسعه علم و فناوری، «مدیریت دانش» است. «حکمرانی دریایی» نیز از این قاعده مستثنا نیست. ارگان‌ها و سازمان‌های حاکمیتی و حتی خصوصی که در حوزه دریا، دریانوردی و صنایع دریایی و خدمات مرتبط فعالیت می‌کنند، زمینه‌ساز تحقق حکمرانی دریایی هستند. اگر هرکدام از این ارگان‌ها و سازمان‌ها دچار ضعف یا شکست در مدیریت دانش شوند، هزینه این شکست را کشورمان در « نقصان حکمرانی دریایی» پس خواهد داد.
جایگاه استراتژیک مدیریت دانش در حمکرانی دریایی
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه