بررسی «سرآمد» از بازتاب تحولات تنگه هرمز در رسانه‌های عربی؛

حسرت رهایی عرب‌های خلیج فارس از آبراهه هرمز

چرا کشورهای عربی هنوز از تنگه هرمز گریزی ندارند؟
​​​​​​​گروه اقتصادبین‌الملل - عسل اسماعیلی نژاد - هر بار که تنش‌ها در خلیج فارس افزایش می‌یابد، یک نام بیش از هر نقطه دیگری در رسانه‌های عربی تکرار می‌شود؛ «تنگه هرمز» آبراهی باریک اما راهبردی که دهه‌هاست شاهرگ صادرات نفت، گاز و تجارت دریایی منطقه محسوب می‌شود. در هفته‌های اخیر نیز رسانه‌های عربی از ریاض و ابوظبی گرفته تا دوحه و قاهره، بخش مهمی از پوشش خود را به تحولات این گذرگاه اختصاص داده‌اند؛ موضوعی که بار دیگر نشان داد نگرانی اصلی کشورهای عربی صرفاً احتمال بروز تنش نیست، بلکه وابستگی عمیق اقتصادهای منطقه به آبراهی است که هنوز جایگزین کامل و مطمئنی برای آن پیدا نشده است.
به گزارش اقتصادسرآمد، رسانه‌های عربی در ظاهر از اختلاف دیدگاه تهران و واشنگتن درباره آینده تنگه هرمز سخن می‌گویند، اما در لایه‌های عمیق‌تر گزارش‌های آنها، واقعیت دیگری نهفته است؛ واقعیتی که از یک دغدغه تاریخی حکایت دارد. دغدغه‌ای که ریشه در جغرافیا دارد و به موقعیت استثنایی تنگه هرمز در معادلات انرژی جهان بازمی‌گردد.

«هرمز» گلوگاه اقتصاد خلیج فارس
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست. این آبراه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به شمار می‌رود و بخش قابل توجهی از نفت و گاز صادراتی منطقه از آن عبور می‌کند. به همین دلیل هرگونه تنش، محدودیت یا حتی احتمال اختلال در این مسیر، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی، نرخ بیمه کشتی‌ها و هزینه حمل‌ونقل دریایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
همین اهمیت راهبردی باعث شده است رسانه‌های عربی تحولات اخیر هرمز را با حساسیت ویژه دنبال کنند. بسیاری از تحلیلگران عرب معتقدند مسئله اصلی تنها باز یا بسته بودن تنگه نیست، بلکه رقابت بر سر نفوذ و مدیریت یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان است؛ آبراهی که امنیت اقتصادی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به آن گره خورده است.

میلیاردها دلار برای فرار از هرمز
کشورهای عربی سال‌هاست تلاش می‌کنند وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند. عربستان سعودی از دهه‌ها پیش خط لوله شرق به غرب را برای انتقال نفت به سواحل دریای سرخ توسعه داد. امارات نیز با سرمایه‌گذاری گسترده در بندر فجیره و خطوط انتقال نفت به دریای عمان، تلاش کرده بخشی از صادرات خود را بدون عبور از هرمز انجام دهد. عراق نیز بارها ایده توسعه مسیرهای جایگزین صادراتی را مطرح کرده است. با این حال، تمامی این پروژه‌ها یک محدودیت مشترک دارند؛ ظرفیت آن‌ها بسیار کمتر از حجم انرژی و کالایی است که روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کند. به همین دلیل حتی توسعه خطوط لوله و بنادر جایگزین نیز نتوانسته نقش محوری هرمز را از میان ببرد. کارشناسان انرژی معتقدند بسیاری از طرح‌های جدیدی که امروز در کشورهای عربی مطرح می‌شود، در واقع تلاشی برای کاهش ریسک وابستگی به هرمز است، نه حذف آن.

رسانه‌های عربی و نگرانی پنهان
مرور گزارش‌های رسانه‌های عربی نشان می‌دهد آن‌ها بیش از هر چیز نگران تداوم جریان تجارت و صادرات انرژی هستند. در حالی که برخی رسانه‌ها بر اختلاف مواضع تهران و واشنگتن تمرکز کرده‌اند، برخی دیگر نقش عمان را در مدیریت شرایط و حفظ عبور و مرور دریایی برجسته می‌کنند.
در این میان، مسقط تلاش کرده است با ارائه ابتکارهایی برای مدیریت عبور کشتی‌ها و تسهیل تردد دریایی، نقش میانجی و تنظیم‌کننده را ایفا کند. همین موضوع باعث شده نام عمان بیش از گذشته در معادلات هرمز مطرح شود و بسیاری از رسانه‌های منطقه از افزایش نقش این کشور در آینده مدیریت ترافیک دریایی منطقه سخن بگویند.

نبرد بر سر مدیریت یا نبرد بر سر نفوذ؟
آن‌چه امروز در رسانه‌های عربی دیده می‌شود، تنها بازتاب یک اختلاف سیاسی نیست. در واقع بحث بر سر این است که چه کسی قواعد حاکم بر مهم‌ترین آبراه انرژی جهان را تعیین خواهد کرد.
برخی تحلیلگران عرب از «نبرد بر سر نفوذ» سخن می‌گویند؛ نبردی که ابعاد آن فراتر از مسائل نظامی است و حوزه‌های تجارت، انرژی، حمل‌ونقل دریایی و امنیت منطقه را نیز در بر می‌گیرد. در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در سازوکارهای مدیریت هرمز می‌تواند تأثیر مستقیمی بر اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس داشته باشد.
از همین رو، رسانه‌های عربی تحولات هرمز را نه صرفاً از منظر امنیتی، بلکه به عنوان مسئله‌ای اقتصادی و راهبردی دنبال می‌کنند؛ مسئله‌ای که بر درآمدهای نفتی، صادرات گاز طبیعی مایع، هزینه حمل‌ونقل و حتی جایگاه ژئوپلیتیکی کشورهای منطقه اثرگذار است.

حسرتی به نام جغرافیا
واقعیت این است که بزرگ‌ترین نگرانی کشورهای عربی نه در میدان سیاست، بلکه در جغرافیا نهفته است. جغرافیا طی دهه‌های گذشته تغییر نکرده و هنوز مهم‌ترین مسیر صادرات انرژی منطقه از تنگه هرمز عبور می‌کند.
هرچند کشورهای عربی میلیاردها دلار برای ا یجاد مسیرهای جایگزین هزینه کرده‌اند، اما هیچ‌یک از این طرح‌ها نتوانسته‌اند جایگاه هرمز را متزلزل کنند. حتی امروز نیز با وجود توسعه خطوط لوله، بنادر جدید و پروژه‌های ترانزیتی، بخش عمده تجارت انرژی منطقه همچنان به این آبراه وابسته است.
شاید به همین دلیل است که هر بار نام «هرمز» در صدر اخبار قرار می‌گیرد، رسانه‌های عربی با دقتی کم‌سابقه تحولات آن را دنبال می‌کنند. زیرا به خوبی می‌دانند که آینده بخش مهمی از اقتصاد منطقه همچنان به آبراهی وابسته است که نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه جایگزینی کامل برای آن یافت.
در نهایت، آنچه از لابه‌لای گزارش‌های رسانه‌های عربی قابل مشاهده است، تنها نگرانی از یک بحران مقطعی نیست؛ بلکه اعترافی ناگفته به واقعیتی ژئوپلیتیکی است. واقعیتی که نشان می‌دهد تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین گره جغرافیایی اقتصاد عربی و یکی از تأثیرگذارترین آبراه‌های راهبردی جهان باقی مانده است.
حسرت رهایی عرب‌های خلیج فارس از آبراهه هرمز
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه