راه نجات کشور از مسیر تولید فناورانه می‌گذرد  نه سوداگری ‏

ما باید هرچه سریع‌تر، این بلوغ فکری را حاصل کنیم که راه نجات کشور از مسیر خلاقیت و تولید فناورانه می‌گذرد نه از طریق دامن زدن به سوداگری و مفت خوارگی و تلاش برای تبدیل آن به فرهنگ مسلط.
 به گزارش اقتصادسرآمد، در روزهای اخیر شاهد هستیم که بورس کشور در مرکز توجه دولتمردان و مردم قرار گرفته و سخت دنبال کننده آن هستند. مسئله مهمی که وجود دارد این است که متاسفانه در کشور ما شیوه حکمرانی و تنظیم رابطه حکومت و مردم شکل و شمایل خاص دارد مثلا وقتی بورس رونق گرفت اگر کسی در مورد چشم اندازهای این وضعیت کوچکترین صحبتی کند، از نظر کسانی ذهن مردم را مشوش کرده، درحالی که خوب است در مورد این مسئله باارزش صحبت شده و گام‌های سنجیده‌ و رو به جلو برداریم.
زاویه بسیار مهم دیگر، بحث درباره نسبت این تحولات با اهداف توسعه است، به اعتبار آثاری که به چشم ‌انداز توسعه کشور می‌پردازند، می‌توانیم حدس بزنیم که تحولات بورس قابل دفاع است یا خیر. بنابراین هر کسی که خارج از این دو ضابطه حرفی را بزند حتی در هر جایگاهی هم باشد آن حرف‌ها از متانت علمی برخوردار نیست و بنابراین قابل اعتنا هم نخواهد بود.
محور بسیار مهم دیگری که به عنوان هدف مطرح می‌شود این است که ما انتظار داریم تولید کننده‌ای که در ۳۰ سال گذشته از نظر تامین سرمایه در گردش تولید با فاجعه آمیزترین شرایط روبه‌رو بوده، بحران سرمایه در گردش آنها نیز بهتر شده و ظرفیت‌های بلااستفاده بخش‌های تولیدی که از ناحیه کمبود نقدینگی رنج می‌بردند، قابل استفاده باشند و مسئله بیکاری نیز حل و فصل شود.
از منظر اهداف اعلام شده ما با دو شاقول می‌توانیم ارزیابی کنیم که این تحولات و نوساناتی که در بورس کشور اتفاق افتاده نسبتی با اهداف اعلام شده دارد یا خیر. پاسخگویی به این پرسش‌ها چندان هم دشوار نیست، همه علائم نشان دهنده آن است که هیچ کدام از دو اهداف راهبردی انتظاری حاصل نشده و روندهای مخرب که در آن دو زمینه وجود دارد به هیچ وجه علایمی از بهبود به نمایش نمی‌گذارد و شاید از این نظر قابل اعتنا باشد که حتی مقامات رسمی کشور به صراحت اعلام می‌کنند در حالیکه رشد بازار بورس چشمگیر است اما در تأمین سرمایه برای تولیدکنندگان همچنان مشکل داریم. یعنی شیوه دامن زدن به بازی بورس در اقتصاد سیاسی ایران نه تنها با اهداف اعلام شده یا انتظارات همخوانی ندارد بلکه می‌تواند گرفتاری‌های جدیدی را به گرفتاری‌های گذشته بیفزاید.
تا جایی که به کسری مالی دولت مربوط می‌شود تقریباً تمام متفکران بزرگ در دنیا باور دارند کسری بودجه بخودی‌خود نه خوب است و نه بد. بر حسب اینکه دولت چگونه تامین مالی می‌کند و با منابع آزاد شده چه برنامه‌هایی را دنبال کرده است می‌توان قضاوت کرد که این سیاست قابل دفاع است یا نه. اگر اقدامات دولت، شفاف بوده و بر برنامه قابل دفاعی استوار باشد، درباره نحوه تامین مالی نیازهای دولت، از طریق فروش هر آنچه که قابل فروش باشد به شرحی که در بودجه ۹۹ پیش‌بینی شده نیز می‌توان داوری کرد که ما درباره نادرست بودن آنها و خطراتی که بواسطه استفاده از دارایی‌های بین نسلی مردم برای گذران امور روزمره، پدید می آید، در زمان خود، هشدارهای بایسته داده‌ایم.
تا زمانی که شفافیت در عرضه سهام شرکت‌های بزرگ وجود نداشته باشد و بدون تمهید بستر نهادی مناسب، به طرزی افراطی و بی برنامه راه برای حضور فراگیر مردم بصورت شتابزده باز شود، من تردیدی ندارم که مردم، بخش حقیقی و آینده توسعه کشور از این ناحیه ضربه خواهد دید. منطق نیز کاملا روشن است، اینکه وقتی مشاهده می‌کنید باز کردن یک راه جدید برای سوداگری جلوی راه‌های دیگر را نمی‌گیرد به خاطر این است که در ذات خود تناقض دارد.
همچنین ادعاهای مبنی بر تقویت تولید در این زمینه قابل بحث است یعنی ببینیم که این منابع جذب شده کوچکترین تغییری در انگیزه‌های سرمایه گذاری ایجاد کرده یا نه. شما نمی‌توانید راه را برای برخورداری‌های رانتی و سوداگرانه باز کنید و انتظار داشته باشید که انگیزه‌های سرمایه گذاری تولیدی افزایش یابد. این همان موضوعی است که بنده با عنوان «شاقول توماس پیکتی» یاد می‌کنم و تا زمانی که این رویکرد حاکم است که افراد می‌توانند سپرده‌گذاری بلندمدت کنند و به طور متوسط ۳ تا ۷ برابر بخش حقیقی بازدهی بدون ریسک و زحمت داشته باشند، کسی به صورت نظام‌وار به سمت تولید نمی‌رود. ضمن آنکه استمرار این سیاست غلط و فاجعه‌ساز که اصل بر آن است که افراد بدون تلاش و خلاقیت و زحمت، بازدهی‌های زیاد و معاف از مالیات داشته باشند، هیچ نسبتی با مصالح توسعه ملی و عدالت اجتماعی نیز ندارد.
بهتر است مسئولان گرامی، به جای دامن زدن به تب سوداگری در بورس، برنامه‌ای برای رشد منطقی آن، تدارک ببینند و با تمهیدات لازم نهادی، انگیزه‌های سوداگرانه و فرصت طلبانه را به حداقل برسانند و از آن مهمتر، به مردم توضیح دهند که با ورود پر سروصدای امثال شستا و دیگر بنگاه‌های بزرگ به بورس و جمع‌آوری نقدینگی‌های بزرگ، منابع آزاد شده، صرف چه کاری شده است. اگر آن منابع صرف سرمایه گذاری‌های تولیدی و فناورانه شده باشد، همه باید خوشحال باشند. اما اگر منابع جمع آوری شده، به سمت تامین مالی امور جاری، چه در سازمان تامین اجتماعی و چه در دولت، شده باشد، باید آژیر خطر را به صدا دراورد و نسبت به پیامدهای این رونق بخشی، هشدار داد./ایلنا
*استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
راه نجات کشور از مسیر تولید فناورانه می‌گذرد  نه سوداگری ‏
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه