تاریخ انتشار:1405/7/14
گردشگری جزایرقشم و کیش در پیچ بازگشت

«سرآمد» گزارش می دهد؛

گردشگری جزایرقشم و کیش در پیچ بازگشت

از افت تقاضا و اختلال حمل‌ونقل تا ضرورت بازسازی بازار سفر

اقتصادسرآمد- حمید الماسی نیا - گردشگری جزایر جنوبی ایران در ماه‌های اخیر یکی از دشوارترین دوره‌های خود را گذرانده است و آثار این دوره به کاهش تعداد مسافران یا خالی ماندن بخشی از ظرفیت اقامتی محدود نمانده و به لایه‌های مختلف اقتصاد محلی رسیده است؛ حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، تفریحات دریایی، بازارها، آژانس‌های مسافرتی، راهنمایان گردشگری و همه کسب‌وکارهایی که معیشتشان به رفت‌وآمد مسافر وابسته است.
به گزارش اقتصادسرآمد، قشم و کیش، دو مقصد اصلی گردشگری جزیره‌ای کشور، تصویری متفاوت اما مرتبط از این وضعیت نشان می‌دهند. کیش به‌دلیل اتکای بیشتر به حمل‌ونقل هوایی، هتل‌ها و مراکز تفریحی، فشار سنگین‌تری را تجربه کرده است، قشم هم با وجود تنوع بیشتر در شیوه‌های دسترسی و دامنه گسترده‌تر گردشگری طبیعت‌محور و جامعه‌محور، از کاهش تقاضا، افزایش هزینه سفر و بی‌ثباتی بازار در امان نمانده است.
با این حال، پرسش اصلی دیگر میزان خسارت نیست. پرسش مهم‌تر این است که گردشگری جنوب با چه مدلی می‌تواند به مدار رونق بازگردد و آیا این بازگشت صرفاً احیای وضع گذشته خواهد بود یا فرصتی برای ساختن بنیانی مقاوم‌تر پیدا خواهد کرد.

قشم؛ مقصدی با ظرفیت، نیازمند بازار
 از نظر تنوع محصول گردشگری، قشم همچنان یکی از متمایزترین مقاصد ایران است و با دارا بودن ژئوپارک جهانی، ژئوسایت‌ها، جنگل‌های حرا، سواحل، روستاهای گردشگری، بوم‌گردی‌ها، صنایع‌دستی، غذاهای محلی، آیین‌ها و میراث فرهنگی و طبیعی، مجموعه‌ای را شکل داده‌اند که کمتر مقصدی در کشور چنین گستره‌ای را یک‌جا در اختیار دارد و در سال‌های گذشته نیز اقداماتی برای استانداردسازی اقامتگاه‌ها، توسعه گردشگری روستایی و تقویت اقتصاد محلی انجام شده است ولی تناقضی مهم همچنان پابرجاست که ظرفیت بدون بازار به درآمد تبدیل نمی‌شود.
مسئله امروز این نیست که قشم چه جاذبه‌هایی دارد بلکه مسئله این است که چگونه می‌تواند این جاذبه‌ها را به محصولی قابل فروش، تجربه‌ای قابل رقابت و سفری قابل پرداخت تبدیل کند که جاذبه، شرط لازم است و کافی نیست و آنچه ظرفیت را به درآمد می‌رساند، بسته‌بندی، قیمت‌گذاری، دسترس‌پذیری و روایت حرفه‌ای مقصد است.
حمل‌ونقل؛ نخستین حلقه بازگشت
 برای جزیره‌ای مانند قشم، دسترسی بخشی از خود محصول گردشگری است، مسافر پیش از آنکه درباره جاذبه‌ها تصمیم بگیرد، درباره رسیدن به مقصد تصمیم می‌گیرد و هر افزایش هزینه یا اختلال در حمل‌ونقل می‌تواند این تصمیم را تغییر دهد، و این حساسیت در شرایطی که قدرت خرید خانوارها زیر فشار است، دوچندان می‌شود.
از همین رو، سیاست احیای گردشگری قشم نمی‌تواند صرفاً بر تبلیغات تکیه کند و ددر گام نخست باید مسئله دسترسی حل شود، پروازهای منظم، حمل‌ونقل دریایی پایدار، مدیریت هزینه سفر و اطلاع‌رسانی شفاف درباره مسیرها و زمان‌بندی‌ها از پیش‌شرط‌های بازگشت تقاضا هستند و در غیر این صورت، ممکن است مقصدی از نظر تبلیغاتی جذاب باشد، اما مسافر در لحظه تصمیم‌گیری هزینه سفر را فراتر از توان خود ارزیابی کند و مقصد دیگری را برگزیند که با کمپین تبلیغاتی بدون دسترسی قابل اتکا، مسافر را به تماشای مقصد نه به سفر دعوت می‌کند.

کیش؛ هشدار درباره وابستگی به یک مدل
 کیش از نظر زیرساخت‌های گردشگری مدرن ظرفیت قابل‌توجهی دارد، اما ساختار گردشگری آن بیشتر بر هتل‌ها، مراکز تفریحی، رویدادها و حمل‌ونقل هوایی تکیه دارد و گزارش‌های منتشرشده از فعالان گردشگری این جزیره در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد فشار سنگینی بر هتل‌ها و مراکز گردشگری وارد شده است.
این وضعیت پیامی روشن برای قشم و دیگر مقاصد جزیره‌ای دارد که هیچ مقصدی نباید آینده خود را فقط بر یک کانال ورود گردشگر یا یک گروه مشتری بنا کند و وقتی یک مسیر دسترسی مختل شود یا یک بخش از بازار کوچک شود، مقصدی که به آن وابسته بوده، ضربه را کامل دریافت می‌کند و در شرایط بحران، تنوع بازار و تنوع محصول یک مزیت رقابتی است، جزیره قشم از این نظر ظرفیت بیشتری برای بازتعریف بازار خود دارد، به این شرط که این مزیت به یک سیاست مشخص گردشگری تبدیل شود و در حد یک ویژگی توصیفی باقی نماند.

تخفیف؛ مسکّن کوتاه‌مدت یا ابزار تحریک تقاضا؟
 در دوره‌های رکود، ارائه تخفیف یکی از رایج‌ترین راهکارهاست، تخفیف در اقامت، تفریحات، رستوران‌ها و خدمات گردشگری می‌تواند در کوتاه‌مدت جذابیت مقصد را بالا ببرد و اما اگر هزینه حمل‌ونقل و سایر اجزای سفر همچنان بالا باشد، اثر آن محدود خواهد ماند و دلیل آن ساده است؛ مسافر هزینه یک اتاق را جداگانه محاسبه نمی‌کند، او هزینه «کل سفر» را می‌سنجد و تخفیف در یک حلقه، وقتی حلقه‌های دیگر گران باقی مانده‌اند، تصمیم نهایی را تغییر نمی‌دهد و بر این اساس، به‌جای مجموعه‌ای از تخفیف‌های پراکنده، جزیره قشم می‌تواند به سمت طراحی بسته‌های یکپارچه سفر حرکت کند؛ بسته‌هایی که حمل‌ونقل، اقامت، تفریح، بازدید و خدمات گردشگری را در کنار هم عرضه می‌کنند که این مدل دو مزیت دارد که از یک سو به مسافر امکان برنامه‌ریزی و پیش‌بینی هزینه می‌دهد و از سوی دیگر ابزار مدیریت بازار را به فعالان گردشگری می‌دهد تا بتوانند تقاضا را در فصل‌ها و بخش‌های مختلف توزیع کنند.

خطر بزرگ‌تر؛ خروج سرمایه از گردشگری
 اگر رکود طولانی شود، مسئله از «کاهش درآمد» به «کاهش ظرفیت» تغییر ماهیت می‌دهد، واحد گردشگری که مدتی طولانی با ظرفیت پایین فعالیت کند، ناگزیر هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و ابتدا نیروی انسانی کم می‌شود، سپس تعمیر و نگهداری به تعویق می‌افتد و در مرحله بعد ممکن است سرمایه‌گذار تصمیم بگیرد سرمایه‌اش را از این بخش خارج کند.
این روند برای یک مقصد گردشگری بسیار خطرناک‌تر از افت موقت تعداد مسافران است، زیرا بازگشت گردشگر تنها زمانی معنا دارد که ظرفیت ارائه خدمات هنوز وجود داشته باشد و اگر نیروی متخصص رفته باشد، تأسیسات فرسوده شده باشند و سرمایه‌گذاران دلسرد شده باشند، افزایش تقاضا نیز به‌سادگی به رونق تبدیل نمی‌شود.
از این رو، سیاست حمایتی در این مرحله نباید به تسهیلات مقطعی محدود شود و حمایت از سرمایه‌گذاران، کاهش هزینه‌های سربار، تسهیل فعالیت کسب‌وکارهای گردشگری و حفظ نیروی انسانی متخصص، همگی اجزای یک سیاست واحد برای «حفظ ظرفیت گردشگری» هستند و هدف این است که وقتی مسافر بازمی‌گردد، جزیره آماده پذیرایی از او باشد.
 بازار منطقه‌ای؛ حلقه‌ای که نباید نادیده گرفته شود
 یکی از مسیرهای قابل بررسی برای آینده گردشگری قشم، توسعه بازارهای منطقه‌ای است و با نزدیکی جغرافیایی جزیره به کشورهای حاشیه خلیج فارس، ظرفیت حمل‌ونقل دریایی و هوایی، تنوع طبیعی و فرهنگی و وجود زیرساخت‌های اقامتی، زمینه طراحی محصولاتی متناسب با گردشگران منطقه‌ای را فراهم می‌کند که در این مسیر، قشم باید از تبلیغ عمومی فاصله بگیرد و به بازاریابی هدفمند روی بیاورد و بازارهای گردشگری امارات، عمان، عراق و دیگر کشورهای منطقه یکسان نیستند که با هر بازار به محصول، قیمت، مسیر دسترسی و شیوه ارتباط متفاوتی نیاز دارد و آنچه برای یک بازار جذاب است، ممکن است برای بازار دیگر بی‌اثر باشد که موفقیت در این حوزه به شناخت دقیق مشتری و طراحی پیشنهاد متناسب با او وابسته است.

بعد از بحران، رقابت آغاز می‌شود
 بازگشت گردشگر فقط یک مسئله داخلی نیست؛ رقابت برای جذب او پس از بحران نیز اهمیت دارد و مقصدی که زودتر بتواند دسترسی، قیمت، کیفیت خدمات و تصویر خود را مدیریت کند، سهم بزرگ‌تری از بازار بازگشته را به دست خواهد آورد که این رقابت برای قشم در کنار کیش و سایر مقاصد جنوبی جدی‌تر خواهد بود، جزیره قشم نمی‌تواند صرفاً به جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی خود تکیه کند و جاذبه زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که با دسترسی مناسب، خدمات استاندارد، قیمت رقابتی و روایت حرفه‌ای از مقصد همراه باشد.

نسخه خروج؛ از تبلیغ مقصد تا مدیریت بازار
اگر قرار باشد برای احیای گردشگری جزیره قشم نقشه راهی تدوین شود، حمل‌ونقل پایدار و قابل پیش‌بینی باشد و مسافر باید بداند با چه مسیر و چه هزینه‌ای به جزیره می‌رسد که با اطمینان از دسترسی، شرط ورود به هر برنامه بازاریابی است، همچنین کاهش هزینه تمام‌شده سفر و با سیاست تخفیف باید از حالت پراکنده خارج شود و به بسته‌های واقعی سفر تبدیل شود که کل هزینه را برای مسافر قابل پیش‌بینی و رقابتی کند و با حمایت از کل زنجیره گردشگری که حمایت نباید به هتل‌ها محدود شود و بوم‌گردی‌ها، حمل‌ونقل، تفریحات دریایی، راهنمایان، صنایع‌دستی، رستوران‌ها و کسب‌وکارهای محلی نیز بخشی از این زنجیره‌اند و بقای آن‌ها شرط سلامت کل اقتصاد گردشگری جزیره است و با توسعه بازار منطقه‌ای، جزیره قشم باید سهمی مشخص از بازار گردشگران کشورهای پیرامونی را هدف‌گذاری کند و برای هر بازار محصول و مسیر متناسب طراحی کند و همچنین تبدیل ظرفیت‌های فرهنگی و طبیعی به محصول اقتصادی که در آن  ژئوپارک، روستاهای گردشگری، آیین‌ها، صنایع‌دستی، میراث فرهنگی و اقتصاد دریایی باید در قالب بسته‌های مشخص و قابل فروش به بازار عرضه شوند بعنوان محور هایی که باید در مرکز قرار گیرد.

جزیره قشم نیازمند «برنامه بازگشت گردشگر» است
 واقعیت این است که گردشگری جزیره قشم برای عبور از وضعیت فعلی، بیش از یک کمپین تبلیغاتی تازه، به برنامه‌ای منسجم برای بازگشت گردشگر نیاز دارد که برنامه‌ای روشن کند چه تعداد گردشگر، از کدام بازار، با کدام مسیر دسترسی، در کدام فصل‌ها و با چه محصولی وارد جزیره می‌شوند و سهم جامعه محلی، بخش خصوصی و حاکمیت در این زنجیره چیست؟ و جزیره قشم ظرفیت آن را دارد که از این دوره دشوار با ساختاری قوی‌تر بیرون بیاید، اما با این اتفاق خودکار نخواهد بود و اگر تصمیم‌گیری امروز به بازگشت شرایط گذشته محدود شود، فرصت بازطراحی گردشگری از دست می‌رود، اما اگر بحران فرصتی برای اصلاح مدل گردشگری دیده شود، قشم می‌تواند از مرحله «بازگشت گردشگر» فراتر برود و به بازسازی بازار، افزایش ماندگاری مسافر و توزیع گسترده‌تر درآمد گردشگری در سطح جزیره برسد و جزیره کیش نیز می‌تواند از تجربه اخیر خود پیامی روشن بگیرد که اقتصاد گردشگری جزیره‌ای شکننده است و برای تاب‌آوری به تنوع بازار، دسترسی پایدار و پیوند واقعی با اقتصاد محلی نیاز دارد و اکنون پرسش اصلی این نیست که قشم چه زمانی دوباره شلوغ می‌شود بلکه پرسش این است که جزیره قشم پس از بازگشت گردشگر، با چه مدل اقتصادی می‌خواهد از این حضور، درآمدی پایدار بسازد؟ پاسخ به همین پرسش است که آینده گردشگری جنوب را رقم خواهد زد.

برچسب ها : جزیره قشم اقتصادسرآمد گردشگری

اخبار روز
ضمیمه