تاریخ انتشار:1405/7/22
نگاهی به شاخص‌های بازدارندگی در عصر جدید

«سرآمد» بررسی کرد؛

نگاهی به شاخص‌های بازدارندگی در عصر جدید

چرا موشک، جنگنده و ناوشکن همه داستان نیست؟

اقتصادسرآمد- سهیل اسدی - کارشناس ارشد حمل و نقل دریایی  - تا همین چند سال پیش، وقتی از امنیت ملی حرف می‌زدیم، ذهن‌ها سریع به سمت جنگنده، موشک، تانک، ناو و پایگاه نظامی می‌رفت. تصور غالب این بود: هرچه قدرت نظامی بیشتر، امنیت بیشتر. اما خاورمیانه امروز این تصور ساده را شکسته است. جنگ‌های چندلایه سال‌های اخیر نشان داده‌اند که «قدرت نظامی» دیگر یک ستون تنها نیست.
به گزارش اقتصادسرآمد، هر کشوری می‌تواند ارتش قدرتمندی داشته باشد، اما اگر اقتصادش با یک شوک نفتی یا ارزی به لرزه بیفتد، اگر زیرساخت‌هایش در یک حمله سایبری از کار بیفتند، اگر فناوری‌اش وابسته باشد و اگر اعتماد مردم به آینده فرسوده شود، بازدارندگی‌اش پایدار نیست. در نقطه مقابل، اتکای صرف به دیپلماسی یا قدرت اقتصادی هم امنیت ملی را تضمین نمی‌کند. امنیت واقعی، حاصل جمع این قدرت‌هاست؛ نه یکی از آن‌ها.

زمان شکل‌گیری بازدارندگی واقعی
بازدارندگی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که توان دفاعی، اقتصاد، فناوری، دیپلماسی، حکمرانی، اطلاعات، زیرساخت و سرمایه اجتماعی در یک معماری منسجم کنار هم بنشینند. در این تصویر، نیروی نظامی فقط یکی از اجزاست. اقتصاد امکان ادامه دادن را می‌دهد. فناوری سرعت و دقت تصمیم را بالا می‌برد. دیپلماسی گزینه‌های راهبردی را بیشتر می‌کند. و سرمایه اجتماعی، ظرفیت تحمل هزینه و پایداری اراده ملی را تضمین می‌کند.
تحولات سال ۲۰۲۶ در غرب آسیا این واقعیت را روشن‌تر کرد. امروز جنگ فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شود. شبکه‌های انرژی، خطوط کشتیرانی، زنجیره‌های تأمین، زیرساخت‌های حیاتی، فضای سایبری، اطلاعات و افکار عمومی هم میدان رقابت‌اند. اختلال در تردد دریایی یا جریان انرژی می‌تواند اقتصاد کشورهایی را به هم بریزد که حتی مستقیم در جنگ نیستند. برآوردهای اخیر بانک جهانی هم نشان می‌دهد ادامه بحران منطقه‌ای در سال ۲۰۲۶ بر رشد اقتصادی، انرژی، گردشگری، حمل‌ونقل و اعتماد سرمایه‌گذاران اثر گذاشته است.

تغییر در مفهوم امنیت ملی
اینجاست که مفهوم امنیت ملی تغییر می‌کند: از «توان ضربه‌زدن» به «توان ادامه‌دادن». در جنگ‌های جدید، ممکن است کشوری در مرحله اول آتش و ضربه بالایی داشته باشد. اما پرسش تعیین‌کننده این است: آیا بعد از خوردن ضربه می‌تواند سامانه‌های حیاتی‌اش را بازسازی کند؟ اقتصاد را فعال نگه دارد؟ زنجیره فرماندهی و ارتباطات را حفظ کند؟ روایت خود را در افکار عمومی تثبیت کند؟ و برای مرحله بعدی بحران، همچنان قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد؟
اینجاست که «تاب‌آوری ملی» از یک اصطلاح مدیریتی به یک مؤلفه راهبردی تبدیل می‌شود. تاب‌آوری به معنای مصون ماندن از آسیب نیست؛ به معنای توان جذب شوک، ادامه عملکرد، سازگاری، بازسازی و حتی تبدیل بحران به فرصت است. کشوری که بعد از ضربه، سریع‌تر از رقیب به مدار تولید، تصمیم، عملیات و انسجام اجتماعی برگردد، لزوماً ضعیف‌تر نیست؛ حتی اگر در مرحله اول خسارت دیده باشد.

نقش فناوری در قدرت بازدارندگی
فناوری هم معادله قدرت را تغییر داده است. ورود هوش مصنوعی به اطلاعات، شناسایی، فرماندهی و کنترل، تصمیم‌یارهای نظامی و مدیریت میدان نبرد، فاصله میان «داشتن سلاح» و «استفاده هوشمندانه از سلاح» را بیشتر کرده است. گزارش‌های تخصصی نشان می‌دهد ارتش‌های منطقه هم به‌سرعت در حال استفاده از فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در حوزه‌های اطلاعات، شناسایی، فرماندهی و تصمیم‌گیری هستند.
پس مزیت آینده به کشوری نمی‌رسد که فقط سلاح بیشتری دارد؛ به کشوری می‌رسد که چرخه «داده ـ تحلیل ـ تصمیم ـ اقدام ـ یادگیری» را سریع‌تر و دقیق‌تر از رقیب طی می‌کند. اینجا اهمیت سرمایه انسانی، مدیریت دانش، یادگیری سازمانی و توان تولید فناوری بومی، هم‌سنگ تجهیزات نظامی می‌شود.

دیپلمالسی ابزار تبدیل قدرت به دستاورد
دیپلماسی هم دیگر نقطه مقابل قدرت نظامی نیست؛ ابزاری برای تبدیل قدرت به دستاورد سیاسی است. قدرت نظامی وقتی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که فضای مناسب برای مذاکره، کاهش تهدید، ایجاد ائتلاف و تأمین منافع ملی بسازد. تجربه بحران‌های اخیر منطقه نشان داده حتی وقتی طرف‌ها برای افزایش فشار نظامی آماده می‌شوند، کانال‌های مذاکره و میانجیگری هم بخشی از رقابت راهبردی باقی می‌مانند. مذاکرات اخیر ایران و آمریکا بر سر کاهش تنش و وضعیت تنگه هرمز نمونه‌ای از همین درهم‌تنیدگی قدرت سخت و دیپلماسی است.
پس بازدارندگی را نباید فقط در تعداد موشک‌ها، هواپیماها، ناوها یا حجم بودجه دفاعی جست‌وجو کرد. بازدارندگی وقتی معتبر است که طرف مقابل بداند هر اقدام خصمانه، نه فقط با پاسخ نظامی، بلکه با مجموعه‌ای از پیامدهای سیاسی، اقتصادی، فناورانه و راهبردی روبه‌رو می‌شود. مهم‌تر از آن، بداند کشور هدف توان تحمل و مدیریت پیامدهای یک درگیری طولانی را هم دارد.

قدرت ملی شامل چیست؟
تحولات منطقه یک نکته دیگر را هم نشان می‌دهد: اتکای مطلق به قدرت‌های خارجی برای تأمین امنیت، محدودیت‌های جدی دارد. در سال‌های اخیر، برخی کشورهای منطقه الگوهای سنتی امنیتی خود را بازنگری کرده‌اند؛ به سمت تنوع‌بخشی به شرکا و افزایش ظرفیت‌های بومی حرکت کرده‌اند. تحلیل‌ها هم از حرکت تدریجی منطقه به سوی نظمی چندقطبی‌تر و پررنگ‌تر شدن نقش بازیگران منطقه‌ای حکایت دارد.
در چنین شرایطی، «قدرت ملی» باید از مجموعه‌ای از شاخص‌های جدا از هم، به یک شبکه به‌هم‌پیوسته تبدیل شود. اقتصاد بدون امنیت آسیب‌پذیر است. امنیت بدون اقتصاد پایدار نیست. فناوری بدون سرمایه انسانی، وابسته می‌ماند. دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت محدود می‌شود. و قدرت نظامی بدون مشروعیت و انسجام اجتماعی، در بحران‌های طولانی فرسوده می‌شود.

سیاست‌گذاری راهبردی
یک اصل ساده برای سیاست‌گذاری راهبردی می‌توان مطرح کرد: بازدارندگی پایدار = قدرت دفاعی × تاب‌آوری اقتصادی × برتری فناورانه × دیپلماسی فعال × حکمرانی کارآمد × سرمایه اجتماعی. مزیت این نگاه آن است که نشان می‌دهد ضعف شدید در هر یک از این مؤلفه‌ها، اثر بقیه را کم می‌کند. قدرت ملی یک زنجیر است؛ اگر یک حلقه ضعیف باشد، کل زنجیر می‌کشد.
غرب آسیا اکنون در آستانه چنین تغییر پارادایمی است. معیار موفقیت در منازعات آینده، فقط میزان سرزمین تصرف‌شده یا اهداف منهدم‌شده نیست. توان حفظ اراده ملی، استمرار خدمات حیاتی، مدیریت اقتصاد، کنترل روایت، بازسازی سریع، حفظ آزادی عمل دیپلماتیک و تبدیل دستاورد میدانی به امتیاز سیاسی، اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است.

آینده امنیت در غرب آسیا
بنابراین پرسش اصلی برای دولت‌های منطقه دیگر این نیست که «چه میزان قدرت نظامی داریم؟» پرسش راهبردی‌تر این است: «اگر یک بحران بزرگ رخ دهد، چه میزان از قدرت ملی ما قابل بسیج، استمرار و بازتولید است؟» کشوری که پاسخ روشنی برای این پرسش داشته باشد، حتی در برابر بحران‌های بزرگ هم حق انتخاب دارد. اما کشوری که پاسخش فقط در سلاح خلاصه شود، ممکن است در میدان نبرد قدرتمند باشد، اما در میدان راهبردی شکننده.
آینده امنیت در غرب آسیا نه فقط متعلق به قدرت نظامی، اقتصادی یا دیپلماتیک است؛ متعلق به کشوری است که بتواند همه این ظرفیت‌ها را در یک «راهبرد ملی منسجم» به هم وصل کند. در نظم در حال شکل‌گیری منطقه، قدرت واقعی یعنی توان تبدیل منابع پراکنده به اراده ملی، اراده ملی به بازدارندگی، و بازدارندگی به ثبات و دستاورد سیاسی.

برچسب ها : موشک جنگنده اقتصادسرآمد ناوشکن

اخبار روز
ضمیمه